The first 200 lines.
"دامان"
امروز خوراک بادنجون درست کردم خبري از سيب زميني سرخ شده نيست
براي چي، مامان؟
بله، خبري از سيب زميني سرخ شده نيست
معلمت عصباني شده بود که تو هيچوقت غذات رو کامل نميخوري
يا سيب زميني سرخ شده ميخواي يا اون شکلکهاي سرخ شده
چند بار بايد بهت بگم که به اونجا نگاه نکن؟
آخه براي چي، مامان؟
بنظرت خيلي سوال نميپرسي؟
ساکت شو و راهت رو برو
گفتم نگاه نکن، نگفتم؟
آنجلي
چطوري، عزيزم؟ سلام، خاله -
کجا بودي؟ من خوبم -
يه چکآپ معمولي بود
عاليه، کي وقت زايمانته؟
هر لحظه
موفق باشي ممنون -
مراقب خودت باش
و اگر چيزي لازم داشتي تماس بگير
باشه
مراقب خودت باش
بريم، عزيزم
!اوه، نه
شب بخير، خواهر
مياي بخوابي، آره؟ آره، الان ميام -
در بازه. خواهر؟ بيا داخل
چرا نمياي داخل؟
خواهر
کجايي؟
خواهر
خواهر
:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجمين: بينگسا و هانا
پلک
چي شده؟
خواهر
خواهر، خواب ديدم يکي من رو !کشيد اونجا و کشت
...بهت گفته بودم که
نميخواد بري از اونجا بياريش
اما گوشت بدهکار نبود
تا وقتي اون شال تو خونه باشه
هميشه يه اتفاق بدي مياُفته
اون شال قرمز کجاست؟
لاکشمي
...نزن
من رو نزن
لطفا بهش بگين من رو نزنه
بابام پول جهيزيه نداره
قضيه جهيزيه نيست موضوع روحه
من با هزاران روح سر و کار داشتم
هيچکدوم قبول نکردن که تسخير شدن
با کتک بايد خارجش کنم
بس کن
گفتم که من تسخير نشدم
اين دختر توسط يه روح شيطاني تسخير شده
کيلش بله، بابا -
ليوان شير رو بيار
بفرما بابا
"با اين طلسم"
"روح شيطاني و جادوگر... خارج شو"
اين هم مدرک. خاکستر اون روح شيطانيه
برام ظرف رو بيار، کيلش
بفرماييد
"روح شيطاني و جادوگر... خارج شو"
من يه جادوگرم
بابا درود بر بابا -
!بابا !بابا
تو توانا و قدرتمندي تو قوي هستي، بابا
بابا، تو روح رو از جسم اين دختر خارج کردي
با چشماي خودم ديدم
بابا، تو عالي هستي دعام کن
خواهش ميکنم، دعام کن چيکار ميکني؟ تو کي هستي؟ -
...هي
خودم ديدمش
اون روح شيطاني حالا بابا رو تسخير کرده
چرند نگو چرند نيست -
من تسخير شدم؟ آره -
غير ممکنه با چشماي خودم ديدم -
امکان نداره
بهت ثابت ميکنم
ظرفت کجاست، بابا؟
!کيلش
کيلش، اره
اين رو ببينيد
اين ليوان شيره
خاليه
هيچي داخلش نيست
ميذارمش اينجا
و بابا چي گفت؟
"اجي مجي لا ترجي"
اوم مقدس
اين چيه؟
ميبينيد؟ بابا هم تسخير شده، نه؟
نشده؟ آره -
نشده؟ آره -
چي چي رو آره؟
جنس ليوان آلومينيوميه
بابا موقع تميز کردنش بهش کلرايد جيوه زده
وقتي آلومينيوم و جيوه واکنش نشون ميدن يه آلياژ جيوه توليد ميشه
اين درس کلاس هفتم بود
و اون يکي ظرف کجاست؟ بده ببينم
ميبينيد؟
پر از آبه
ببينيد
ميبينيد؟
يه واکنش شيميايي ديگه به اين ميگن متيل اورانژ
که بابا از قبل رو ديوار باهاش نوشته بود
"من جادوگرم"
واکنشش با آب به رنگ قرمز در مياد
خون نيست
تو گوگل دنبالش بگرديد
حتي بچهها هم اين رو براتون توضيح ميدن
و بله، چيزي به اسم روح وجود نداره
اگر يه روح واقعي ببينم، به جان مادرم قسم ميخورم که النگو دست کنم
منظورت اينه که بابا دغل بازه؟
روح وجود نداره؟
...اون روح داخل بدنش هست که
به واسطه طمع تسخير شده
براي پول تسخير شده
بابا، من فيلم همه چيز رو دارم
اگر باز بخواي کسي رو بتيغي
تو يوتيوب آپلودش ميکنم و کاري ميکنم بياُفتي تو هلفدوني
فهميدي؟
بيا اينجا
بيا اينجا
اون زنته؟ آره؟ آره -
اون خواهر منه
از امروز به بعد اگر باز هم باهاش بدرفتاري کني
اين واسه چي بود؟
اين چيه؟ اين چيه؟
ممنون داداش
تو زندگي زناشويي من رو نجات دادي
غمت نباشه، خواهر
از امروز زندگي خوبت شروع ميشه
...و بابا... زندگي شرورانه تو بسه، بسه -
مسافرين محترم لطفا کمربند خود را ببنديد
چرا که اين سواري هيچ در و پيکري ندارد
"حرکت کنيد"
"وايسين"
"حرکت کنيد"
"وايسين"
"هي راجا بنواز"
"کبوتر دل سوار بر موتور محبت اومده"
"بهش عشق و محبت بده"
"قر بده و گردباد به پا کن"
"بيا و به قلب من حمله کن"
"کبوتر دل سوار بر موتور محبت اومده"
"بهش عشق و محبت بده"
"قر بده و گردباد به پا کن"
"بيا و به قلب من حمله کن"
"...اي مرغ ميناي من"
اي مرغ ميناي من" "چرا آرامش من رو ميدزدي
"بيا با هم پرواز، پرواز... پرواز کنيم"
"حرکت کنيد"
"وايسين"
"حرکت کنيد"
"وايسين"
"هي راجا بنواز"
"تو ملکه مني، من شاه تو ام"
تو موسيقي مني " " من آلات موسيقي
"تو ملکه مني، من شاه تو ام"
تو موسيقي مني " " من آلات موسيقي
"بوق رو تو بزن"
"عزيزم، شيپورت رو آماده کن"
"اي بلبل من"
"اي بلبل من"
"من شيطونک تو هستم"
"بيا با هم پرواز، پرواز... پرواز کنيم"
"حرکت کنيد"
"وايسين"
"حرکت کنيد"
"وايسين"
:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial
ممنون که با آهنگ ما رقصيدين
غذا حاضره بخوريد و تشريف ببريد
راشمي، اين تدارکات براي چيه؟
چند بار بگم من رو خاله صدا کن؟
دور از ادبه که بزرگترها رو با اسم صدا کني
معلم ميگه که انسان رو با اسمش ميشناسن
خب چيکار ميکني؟
امروز سالگرد ازدواج من و عموته
آسف هر لحظه ممکنه با کادوي من برسه
ميخوام قبل از اين که اون من رو غافلگير کنه، من غافلگيرش کنم
کادوم
بده بياد
حوصله اين بازيها رو ندارم
چيزي نداري که بهم بگي؟
آره، براي معاينه رفتم دکتر
گفت عينک لازم ندارم
يکم قطره چشم استفاده کنم بهتر ميشم
يه چيزي رو يادت نرفته، آسف؟
فردا سي و يکم مارسه
بايد فرم آي تي مون رو پر کنيم
خيلي ممنون نبايد جريمه بشيم
زودي برام يه چاي ماسالا بيار
من فرم رو پر ميکنم، زود باش ولش کن -
حتي نميتونه سالگرد ازدواجمون رو به ياد بسپاره
...آسف
...آسف
...آسف
No comments yet. Be the first to leave one.