The first 200 lines.
♥ تابستان دوست داشتنی ما ♥
مطمئنم که واضحه
اون اول از من خوشش اومد
چنین حرفی زد؟
مریضه یا چیزیه؟
حتی بعد از اینکه مستند تموم شد همه جا دنبالم میومد
فکر میکنم اون اول ازم خواست باهم قرار بذاریم
خدایا، باید همون موقع به خودم میومدم و فرار میکردم
...وقتی که خودش بهم انداخت
خب، من یادم نمیاد
بالاخره چیزی هم نیست که ارزش به یادآوردن داشته باشه
یادش نمیاد؟ عجبا
من واضح یادمه
همون روزی بود که همه چیز یهو از کنترل خارج شد
خدایا
آخرین روز فیلمبرداری بود
عجب بارونی داره میاد
تو گزارش هواشناسی نبود
دوربینتون سالمه؟
آره خوبه
ولی یه مشکلی داریم باطریش تموم شده
چی؟
اینجا بهترین جا برای پایان دادن به فیلمبرداری هستش
مطمئنم فقط یه بارون یهوییه
بذارین من میرم چندتا باطری و چتر میارم
همینجا صبرکنین باید آخرین مصاحبه مونو انجام بدیم
فقط دوتامون؟
خیلی طول نمیکشه
...بذارین منم باهات
چطوری بگم؟
اونروز همه چیز یه حس عجیبی داشت
فقط خیلی معذرب کننده بود
تا همین یکم پیش آفتابی بود
میدونم
یهویی شروع کردم به نگرانش شدن
این واس چیه؟
مرسی
همه چیز یه حس متفاوتی داشت
تو سردت نیست؟
نه، اصلا
شاید به خاطر این بود که آخرین روز فیلمبرداریمون بود
... و
فقط من نبودم که چنین حسی داشتم
... گوک یون سو هم
منو نخندون
چنین چیزی گفت؟
دوباره واس خودش خاطره ساخته
اصلا اونطوری نبود
به چی نگاه میکنی؟
اون روز هم شبیه هر روز دیگه بود
اینقدر حواسمو پرت نکن و بگیر بشین
تا همین یکم پیش هوا آفتابی بود
ناپایداری جوی
لایه های بالایی اتمسفر حاوی هوای سرد هستن
ارتفاع ناگهانی توی دمای هوا باعث ناپایداری جوی شده
جریان هوای رو به بالای قوی باعث ایجاد ابرهای بارونی میشهــــ
الان باید چنین کاری بکنی؟ داری خسته ام میکنی
فقط چون سر کلاس حواست به درس نیست دارم اینارو میگم
چوی وونگ هنوزم خنگ بود
و هنوزم احمق بود
داری چیکار میکنی؟
اوه، متوجه شدی؟
فقط بذار باشه- نمیخواد-
نه، خودتو مجبور نکن. بپوشش
نه، من مشکلی ندارم
خدایا
بگیرش. بیا
...شاید جزئیات خیلی ریزش فرق کنن
حتما خودشو به عنوان یه مرد خیلی خفن به یاد میاره
حتما خودشو به عنوان یه آدم خیلی خونسرد به یاد میاره
ولی خودش بود که اون روز عجیب بود
اون روز خود همیشگیم بودم
این رفتارا اصلا بهش نمیومد
اون بودش کهــــ
داشت فضا رو عجیب میکرد
باید کلم هارو جابه جا کنم
قرار نیست که بگی من و اون باهم قرار گذاشتیم، نه؟
نمیدونم، اونش دست خودمه
خل شدی؟ نمیتونی
به عنوان تهیه کننده، این حق رو دارم
نا**یک، کوکا** کولا، مک** دونالد
سام**سونگ، ول**وو، لویی** ویتون، ش**نل
****تو****، عمه ات****، ای
***زنیکه****، پسره*****، عوضی
****ای*****، توی****،آدمِ
اگه میخوای پخشش کن
ولی باید هرچی گفتمو سانسور کنی
شماها شبیه دوقلو میمونین
چجوری جرات میکنی حرفی درباره قرار گذاشتن ما بگی
کارمون تموم شد، نه؟
پسر؟ یا دختر؟ یه زمانی همو دوست داشتیم
قسمت 4
پس شرایطتتون همیناس؟
از اونجایی که همه چیزو میدونی رک حرفمو میزنم
ما چون دوست داریم اینکارو نمیکنیم
در واقع، قراره حسابی معذب کننده باشه
واسه تو معذب کننده اس؟ من نه
خدایا، یعنی چرا دلیلش چی میتونه باشه
واقعا ؟ راحتی؟
خیالم خیلی راحت شد
از اونجایی که تا حدودی بچه گونه و رقت انگیز هستی
نگرانت بودم
رقت انگیز؟
نمیدونم، زمان خیلی زیادی گذشته
و همونطور که میبینی، من یجورایی تغییر کردم .. خب
اینقدری موفق هستم که یکی بیاد ازم التماس کنه باهاش کار کنم
آهای، من کی اومدم بهت التماس کردم
تو بودی که منو رقت انگیز صدا کردی و دعوا گرفتی
ببخشیدا
ولی میتونم اینو تو آرامش بخونم
از زندگی شخصی بدون موافقت فیلمبرداری نباید بشه
نقض شرایط بالا باعث تعطیل شدن فیلمبرداری میشه
ضوابط و شرایط
اذیتم نکن مزاحمم نشو
باشه تمام سعیمو میکنم به خواسته هاتون احترام بذارم
اول از همه، باید به وجود دوربین کنارتون عادت کنید
میتونین به صورت عادی زندگی روزانه تون رو انجام بدین
همینطور از شما دوتا وقتی که باهم وقت میگذرونین هم فیلم میگیریم
تمام زندگی من فقط سرکار رفتن و خونه اس اشکالی نداره؟
و فکر نکنم رئیسم بهتون اجازه فیلمبرداری بده
از قبل موافقت کرده، پس میایم اونجا
از اینکه قراره به پروژه اش توجه بشه خوشحال بود
من اگه بقیه کنارم باشن نمیتونم کار کنم
پس دورربین ها رو نصب میکنیم
واقعا فکر میکنی اینکار قراره سرگرم کننده باشه؟
از همین الان میتونم بگم حوصله سربر میشه
اونش دیگه به منه، پس نگران نباشین
سوال دیگه ای هست؟
به نظر میرسه جفتتون با فیلمبرداری مشکلی ندارین
همه چیز رو به راهه، نه؟
بیاین یه امتحانیش بکنیم
جی وونگ، ببخشیدا ولی فکرنکنم کارت اصلا بگیره
!هیونگ، م اومدم
چیه؟
دوباره فیلمبرداری میکنین؟
از وونگ هم فیلم میگیرین؟
سلام- سلام-
راستی... سلام کانسپت امروز چیه؟
نگران اونش نباشین میتونین راحت غذا بخورین
چجوری میتونم نگران اونش نباشم- خدای من-
چانگ شیک اومدی. اینجا
راستی جی وونگ، از مغازه ابزار آلات من فیلم نمیگیری؟
خدایا
واقعا دوباره داری با چوی وونگ اینکارو میکنی؟
دیوونه شدی؟
فکر کردی من دلم میخواست اینکارو بکنم
...اینم یکی از اون کاراست که چاره ای جز انجام دادنشون ندارم
فقط برای امرار معاش
مشکلی با دوباره دیدنش نداری؟
شماهاـــ- بسه با این اراجیف-
باشه
چیزی که تموم شده، دیگه تموم شده
فقط حواستو جمع کن، باشه؟- اونجوری نیست-
کی اومدین اینجا؟
به ما کاری نداشته باشین و آزادانه حرف بزنین
اگه راحت حرف بزنیم نمیتونین پخشش کنین
اکثر کارمندهای اداری آخر هفته ها میخوابن یا استراحت میکنن
ولی من نه
از وقت هدر دادن بدم میاد
به خاطر همینم آخر هفته هامو به صورت پربار میگذرونم
معمولا، صبح ها میدوم
از چرت زدن خوشم نمیاد- داره کیف میکنه-
فقط شبا باید خوابید
بدم میاد شبیه بعضیا تو طول روز تنبل باشم و چرت بزنم
به هرحال، امروز رو آروم پیش میرم
دنبالم بیاین
کاملا مشخصه مشتاقانه منتظر فیلمبرداری بوده
میخواد چیکار کنه؟
شرکت استارت آپ ستاره
منو جدیدمونه امتحانش کن
چطوره؟ خوبه، نه؟
نه خیلی- برو خونه، واس چی اومدی-
گمشو
آهای، بیخیال فیلمبرداری شو بیا اینجا تو پوست کندن پیازا بهم کمک کن
فکرکن من نامرئی ام
ای بیچاره تهیه کننده کیم
باید سرگرم کننده اش کنی اون وقت نشستم اینجا پیاز پوست میکنم
میخوای سرگرم کننده پوستشون بکنم؟
مخش تاب داره
سلام رفقا
این لب و لوچه های آویزون چیه؟
اعضای کادر جدید کجان؟
آها
خداحافظ- سونبه-
منم دارم تمام سعیمو میکنم
ولی الانشم سرشون شلوغه
اونایی هم که در دسترس هستن نمیخوان باهات کار کنن
اونش دیگه تقصیر من نیست
بعد از اینکه مجبورم به این کار کردی چجوری متونی کمکم نکنی؟
باشه
قول میدم کمک کار خوب برات بفرستم
پس یکم تحمل کن
چه ران باید یکم با اوضاع کنار بیای
تصویر قابل استفاده داریم؟- نه اصلا -
زنگ بزن جفتشون بگو بیان
چی؟
کیم جی وونگ
نیستی؟
رفته؟
فیلمبرداری زودتر از اونچه که فکرشو میکردم ممکنه تموم بشه
No comments yet. Be the first to leave one.