The first 200 lines.
یک سال طول کشید تا بتونم
.عضو اصلی دسته موتورسواری "وگوها" شم
در این زمان، احساس میکردم که ،فشار جاسوس بودن
.ممکنه کمتر شه
.ولی حقیقت برعکس بود
،هرچه بیشتر درون گروه میرفتم
.احساس انزوای بیشتری میکردم
.ترس ثابتی بود
اسمم "چارلز فالکو"ـه .و این داستان منه
بعضی وقت ها فکر میکنم .روح بودن چه شکلیه
.گیر کردن بین دو دنیا
.نه میتونی به زندگی که قبلا داشتی برگردی
.و نه میتونی از اینی که الان داخلشی خارج شی
،ولی وقتی سوار موتورم .به هیچی فکر نمیکنم
.فقط سواری میکنم
اطراف مردم؟
.داستان متفاوته
،"سه ماه بعد از عضو اصلی شدن "وگوها
.هنوز دارم به این روش زندگی عادت میکنم
.پشتم مجوزی هست که هرکاری میخوام بکنم
،و هرچی که میخوام .هروقت که میخوام بردارم
آره اعتراف میکنم
.اعتیاد آوره
توی این دنیا، دوستهام .من رو برادر صدا میزنن
.و برادری، احساس قوی ـه
ولی اینجور نیست که .دلیل اینجا اومدنم رو یادم بره
،به عنوان یه جاسوس ،عضویت بهم یه دید کامل
نسبت به اتفاقات بزرگ .در حال انجام "وگوها" رو میده
!"دارکو"! "استش"
ولی بعضی وقت ها از چیزای مهم خبردار نمیشی
.تا زمانی که خیلی دیره
قسمت سوم: عضویت مـحــمــد :متــرجـم M0hammad2020
!مامور پلیس! بخوابید زمین
.تکون بخورید مردین
!تکون بخورین
!ادامه بدین! حرکت کنین
!برید! برید! برید پایین! برید پایین
.روی زانوهات
اینقدر وقت خودت رو .با اون اسباب بازی ها تلف نکن
.اونا برای سواریهای خیریه ست
.هرچی که دنبالش میگردین ما نداریم
مشکلی پیش اومده؟
تا حالا "وسواس عضویت" رو شنیدی؟
زمانی ـه که یه عضو جدید خیلی خود خواهانه رفتار میکنه
.چون که فکر میکنه عضویت بهش برتری میده
باید نقش بازی کنم. مگه نه؟
.اوه، داری نقش بازی میکنی؟ باشه
میخوای بگی چطور دسته برادری جدیدت
فهمیدن که قراره بهشون یورش ببریم؟
اونا چی؟
.میدونستن قراره ضربه بخورن
.نه تفنگ، نه هیچ چیز دیگه
پس چیزی که میخوام بدونم اینه که کی خبرشون کرد؟
چیه فکر میکنی من بودم؟
داری چه اتهامی بهم میزنی مرد؟
.نمیدونم
مجرمی که به اصل خودش برگشته؟
میدونی "چارلی"، بعضی وقتها .وفاداری قاطی میشه
خب اون من نیستم فهمیدی؟
.مشکلی داریم
کسی رو میشناسی که توی پلیس محلی رشوه گرفته باشه؟
ببخشید؟
کسی توی پلیس محلی رشوه گرفته؟
من از کجا بدونم؟
من حتی نمیدونم چرا این یورش باید انجام میشد
فکر میکردم قراره مدارک رو مخفی نگه داریم
.تا من از اونجا بزنم بیرون
.این بحث هم بود .ولی رئیس اصرار داشت
از اختیاراتم خارج بود
.خب عالیه
ولی میدونی چیه؟
"دارکو" و "استش" میدونن من چی دیدم
."اونا ربطش دادن به تعهد شکنی "استش
اگه باور نکردن چی؟
،کاری که توش خوبی رو بکن ."چارلی"، یه چیزی سر هم کن
."دروغگوی خوبی هستی "چارلی
ضبط کننده رو آوردی؟
.خدمت شما
تموم شد؟
،اگه فراموش کنی کدوم طرفی .آره تموم میشه
.حرف بزن
.جای قطعات امنه
هیچ جرمی؟
.نه
.چیزی نداشتن .شبانه گرفتنمون
.گفتن بخاطر شکستن تعهد بوده
.میدونستن. خونه رو زیر و رو کردن
کی درباره جاسازت میدونست؟
.""کید
.""داوگ
کس دیگهای نمیدونست؟
.خیلی خب همه گوش کنین
تا حالا هیچکدومتون سوار کشتی شدین؟
همم؟
یه کشتی سوراخ چطور؟
کسی سوار کشتی سوراخ بوده؟
میدونین چی سر کشتی سوراخ میاد؟
...اونا
.غرق میشن
.آره "استش". غرق میشن
"دقیقا مثل شعبهای از "وگوها .که خبرچین داشته باشه
.هاه
،حالا، اداره پلیس محلی بدون بودجه
توی ساعت اضافه کاری 5صبح خارج نمیشن و یورش ببرن
.مگه اینکه بدونن دونبال چی میگردن
.یه خبرچین توی این شعبه داریم
و نمیتونیم به دوست هامون .تکیه کنیم که از توقیف درمون بیارن
و هر وقتی پلیسها احساس کردن بهمون .صدمه بزنن بهمون خبر بدن
.پس اینجوری که من میبینم یکی از این دو حالته
یا اینکه یکی از شما وقتی نئشه میکنه
...واسه آدمایی که نباید، خیلی رجز میخونه
واسه چی به من نگاه میکنی؟
.یا اینکه یه خبرچین دیگه داریم
،بهت که گفتم .اون دید کجا نگهشون میداریم
چی واسه گفتن داری "سریع"؟
آره دیدم. که چی؟
تفاوتمون اینه که من میتونم .دهنم رو بسته نگه دارم و اون نمیتونه
چرا نمیای اینجا و همین رو بگی؟
.تا گلوت رو ببرم
.هروقت بخوای
این کارهارو بذارین توی زمین بازی .کودک ها
.توی وقت خودتون حلش کنید
...نمیدونم
بهرحال چکار برای کلوپ کرده؟
آره چکار کردی "فالکو"؟
.ندیدم به کسی بخاطر کلوپ تیر بزنی
."فقط امر کن "دارکو
.وقتی بگم میفهمی
."فالکو" خبرچین نیست
،همه میدونیم که بچههای اینجا .حرف زیاد میزنن
بذار تا زمانی که اوضاع اینجوریه .مواظب حرف هامون باشیم
کار های مهم تری داریم وقتی .گردهمایی "رینو" شروع شه
.حق با اونه
خیلی خب امسال
میخوام دیوونه بازی .رو بذارین کنار
.نمیگم سرگرمی نداشته باشین
.میگم کار غیر قانونی نکنید
خیلی خب؟
و یک کلمه هم راجع به این یورش .به شعبه های دیگه نمیگید
به اندازه کافی از طرف رئیس بینالمللی
.مشکل دارم
.خیلی خب همین بود
ولی بذارین درباره یه چیز روراست باشم
اگه پی ببرم یکی از شما ...به فرد غلطی وفاداره
.میکشمش
چقدر؟
...نه
.بیشتر از اونیه که فکر میکردم
.ببین، "ریس" رفیق، نگران نباش
.این با من
.آخر هفته اونجاییم
.دارمش. بعدا باهات حرف میزنم
داری ترتیب معامله میدی؟
.ملاحظات آینده
چیزی نیست که من باید بدونم؟
.شخصیـه
.معاملههای شخصی، به کلوپ مربوطـه
.و معاملههای کلوپ، به من مربوطـه
،پس اگه معاملهای در حال انجامه
.بهتره یادت نره که بهم بگی
،روز بعد از یورش پلیس
.گروه خیالاتی تر از همیشه شده
.دوستی من با "کید" باعث نجاتم شد
ولی میدونم که کار کردن باهاش
.کلید بدست آوردن اعتماد "اسکیتزو"ست
،تنها کسی که نباید باهاش کار کنم
.سوزانا"ـه"
گفتی چقدر تا "رینو" راهه؟
.حدود هفت ساعت، بیشتر از 630 کلیومتر
.امکان نداره هفت ساعت پشت این بشینم
.وایستا
چیه؟ نمیای؟
"فکر کنم برم ببینم "استلا .میخواد با ماشین بیاد
تو نمیخوای دوست دخترت قبل از اینکه .برسی پیشت باشه
میخوای؟
.نه نمیخوام
.فکر کردم حیاط پشتی رو بذاریم اینجا
.و اینم منظره از پنجره جلویی ـه
.آفتاب صبح بهت میخوره
.شاید یه استخر کوچیک بذاریم
.فکر کنم از مکزیک خوشم بیاد
وقتی که سپرده رو بهشون بدم .ساخت و ساز آغاز میشه
میشه یکم دیگه بهم بدی؟
لطفا
!""سریع
نمیشه فقط یه دقیقه از آبجو خوردن با همدیگه لذت ببریم؟
.نچ
!چارلی
.بهتره بری. به نظر ضروری ـه
.یه نفر احتمالا به کسی بی احترامی کرده
.چی شده مرد؟ دارم میام
میخوای عکس تعطیلاتت رو نشونم بدی؟
.نقشه همینه. تعطیلات آینده
،"گوش کن. توی "رینو
.یه معامله ترتیب دادم که به کمکت نیاز دارم
درباره چی هست؟ خرید یا فروش؟
.خرید
.پول زیادی رو سریع نیاز دارم
.پس خرید بزرگی ـه
چقدر؟
No comments yet. Be the first to leave one.