The first 200 lines.
"سحر"
مامان فکر ميکنه که من هميشه دروغ ميگم شما هم فکر ميکنيد من يه دروغگو هستم؟
به هيچ عنوان، تو که دروغ نگفتي؟- پدربزرگ، من به رامش سيلي نزدم-
جدي؟... پس چرا مادرش اومده بود از دستت شکايت ميکرد؟ حتما يه کاري کردي؟
من فقط خيلي آروم گونهش رو لمس کردم- گونهش که چيز ديگهاي رو نشون ميداد-
يه نشون بزرگ گذاشتي رو صورتش
خيلي خب، ديگه به گونه رامش دست نزن و سر وقت بيا خونه
از زوم در بيار
ميکروفونش رو درست کن صداهاي اضافي رو قطع کن
اميدوارم اذيت نشده باشيد قربان گاهي از اين مشکلات فني پيش مياد
متوجه هستم هر موقع خواستين ميتونيم ادامه بديم
بله قربان شروع کنيم؟
نور، تصوير اکشن
خب آقاي تيواري، اين زنجيره اتفاقات از کجا شروع شد؟
اين داستان از گوراکپور شروع ميشه
بحث سر قرارداد راه آهن بود
قراردادهاي توسعه راه آهن به ارزش ميليونها روپيه، اينجا بسته ميشن
نظر تارکشواري سينگ که عضو مافياي اون منطقه هست در اين قراردادها خيلي مهم بود
در دهه 90 رقيب جديدي براي اين گروه مافيايي پيدا شد اسمش گاجراج سينگ بود
سعي کن بفهمي، تارکشواري
اون استحقاق اين رو داره که تو منطقه خودش قراردادهاي کاري رو بگيره
چرا تو بايد اين کار رو بکني؟
منطقه قاضي پور و باليا مال اينه اما قراردادهاي تعمير راه آهن سهم کي ميشه؟ تو؟
نه، حالا ديگه وقتشه که تو سود کار با هم شريک بشيم
شما عقلتون رو از دست دادين؟- به حرفم گوش کن تارکشواري-
حالا شما به حرف من گوش بدين، همه ميدونن که همه قراردادهاي مربوط به راه آهن متعلق به منن
چه تو گوراکپور باشه، يا قاضي پور و زمان زيادي رو براي اين حق تلاش کردم
و الان 10 ساله که کسي نتونسته چيزي که مال من هستش رو ازم بگيره
و کسايي که تلاش کردن اون رو از من بگيرن، مردن
به اين تازه به دوران رسيدهها بگو پاشون رو از گليمشون درازتر نکنن
بريم- نه لطفا، اينطور عصبي نشيد-
من ديگه ميرم آقاي ديودي فقط چون شما ازم خواستين، اومدم اينجا، خداحافظ
خب، حالا چي؟
يه کم طول ميکشه تا متقاعدش کنيم آدم يک دنده ايه، اما بالاخره ميفهمه
تا اون موقع چي؟- تا اون موقع بايد جلوي خودت رو بگيري و صبور باشي-
نبايد اجازه بديم اوضاع از کنترلمون خارج بشه
:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجم: مهدي.ز - ويرايش و زمانبندي: سميرا
آجي...چايي- بذارش زمين، بعدا ميخورم-
بيسکويت هم آوردم
...مامان
تمام روز اينطور خودت رو خسته ميکني بيا يه خورده پيش من بشين
هنوز چيدمان وسايل تموم نشده- کلا يه روزه که رسيديم اينجا-
ميخواي تو يه روز همه کارهارو تموم کني؟
توي 20 سال اين شهر خيلي تغيير کرده
انگار به يه شهر کاملا متفاوتي اومدم
حتي شکل حرف زدن مردم هم تغيير کرده
هيچ چيزي شبيه قبل نيست
شما مجبور شدين به خاطر انتقاليهاي شغل من اين سختيها رو تحمل کنيد
چهاردهمين انتقالي توي هشت سال تو کارت خوبه
اين هزينه ايه که بايد براي صداقت و درستکاريت پرداخت کني
اما کوتاهي در انجام وظيفه راحت ترين کاريه که ميشه انجام داد
خب، به نظرت لاکنو چطور جاييه؟- خوبه قربان-
من رابطه طولانياي با اين شهر دارم شغلم رو تو اين شهر شروع کردم
اون موقعها يه مغازه اينجا بود که رو تابلوش نوشته بود
''لبخند بزنيد، چون شما در لاکنو هستين''
ببين، تو واقعا داري لبخند ميزني
اين چيه؟
چند تا گزارش مربوط به قتل تارکشواري سينگ
اگه اين فقط "چند تا" گزارشه پس گزارش کاملش چقدر ميشه؟
و مثل هميشه انگار همه چيز رو به صورت کامل تحقيق کردي
و حالا ميخواي راجع به اين گزارشها گفتگو و بحث بشه؟
بله؟
منشي وزيرکل آقاي گوپتا پشت خط هستن
باشه وصلش کن
بله آقاي گوپتا؟- کاپور، دبير کل-
و من، ميخواييم که راجع به رژه بزرگ بحث و گفتگو کنيم
...بله، اما در حال حاضر من تو جلسه هستم- ساعت ده و نيم-
:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial
به لاکنو خوش اومدي
سه تا پسر بودن قربان تقريبا 60 تا گلوله شليک شد و سي ثانيه طول کشيد
اصلا شانسي نداشتن
بدون لبه
همهشون بدون لبه هستن از يه تفنگ کارابين شليک شدن
به خاطر رقابت تو انتخابات دانشگاه نيمه اتوماتيک، توي انتخابات دانشگاه-
سيد، همه نمونههاي خون رو به آزمايشگاه بفرست باشه؟
''لبخند بزنيد، چون شما در لاکنو هستين'
سال 1997 بود
يعني سال 1997
درست بعد از انتخابات مجلس
لاکنو تبديل به بستري گرم براي آشفتگيهاي سياسي شد
از دل اين کشمکشها وزيري جديد
و دستيارانش، به قدرت رسيدن
نسيم گرمي روي چشم انداز سياسي اون زمان وزيدن گرفت
و همه چي داشت خوب پيش ميرفت
درباره سازمان جهاني تجارت چيزهايي رو شنيدم
اما راجع به تجارت بين الملل چيز خاصي نميدونم
آجي؟
بله مامان؟- اين خانوم رو شناختي؟-
خاله بيخيال
زود باش حدس بزن ديگه مثلا پليسيها
چي شده آجي کومار؟ اين آناميکاست دختر سرگرد سوبود خان
اوه، شما خيلي بزرگ شدين
ديروز جناب سرگرد زنگ زد مصاحبه تو رو توي روزنامهها خونده بود
از جوابهايي که داده بودي خيلي خوشحال بود من هم ازش پرسيدم که دختر کوچولوش چطوره
از اين سوال خندهش گرفت
و اين همون دختر کوچولوئه
شما با هم صحبت کنيد تا من صبحانه رو آماده کنم
هنوزم خوراک لوبيا دوست داري؟- بله، خيلي-
خيلي وقته همديگه رو نديديم تقريبا 20 سال؟
بله
خب.... شما جايي مشغول هستين؟
البته
شغلتون چيه؟
مدرس اقتصاد هستم
تو دانشگاه لاکنو
مدرس هستين و اينقدر کم حرفين
''چه ناز و غمزهاي داره''
''چه ناز و غمزهاي داره''
''چه ناز و غمزهاي داره''
''حالا که اوني که ناز و غمزه داره اينجاست''
''عطر گل ياس تمام شب در اينجا خواهد پيچيد''
''عطر گل ياس تمام شب در اينجا خواهد پيچيد''
''اين عروس دوست داشتني''
''اين عروس دوست داشتني''
''اين عروس دوست داشتني''
''مثل رعد و برق ميمونه''
''مثل رعد و برق ميمونه''
''اون نقاب خوشگلش''
چه نيازي به کشتن آکيلش بود؟ با هم تصميم گرفته بوديم، برادرکشي تو کارمون نبود
انقدر عصبي نشو
وقتي اون تصميم رو گرفتيم اولويتهامون فرق داشت
اين يعني چي زندگي يه جوون هيچ اهميتي نداره؟
نه، تنها چيزي که ارزش داره، کسب و کارمونه
و براي کسب و کارمون هر کاري ميکنيم هر کاري
هر کاري؟- ...سوبو-
ببين گاجراج، خيلي ساده ست هيچکس نميخواد خون و خونريزي بشه
چون هيچکس نميتونه شکست رو تحمل کنه ما هم همينطور، ما به اندازه کافي تو اين کسب و کار بوديم
کسب و کار همه چهارچوب داره يه سيستم وجود داره
اگه اينطور به موضوع نگاه کني همه ما داراي قدرت هستيم
پس مشکل کجاست؟ مشکل همينه-
همه داراي قدرت هستن
به کسي نميشه حکومت کرد
اين بايد تغيير کنه قانون جديدي بايد وضع بشه
فقط يک نفر بايد فرمانروايي کنه
که کسي با اون برابر نباشه و کسي هم از اون قدرتمندتر نباشه
قدرت فقط مطعلق به اون باشه
و فکر ميکني ما اون قدرت رو به تو تقديم ميکنيم؟
نه
به خاطر همين، بايد قدرت رو از شما بگيرم
خب از من چه انتظاري داري؟
ببينيد بازرس اين گاجراج هر کاري ميتونه بکنه
حرفهاي عجيبي ميزنه " برتري و حکومت"
به حرف کسي گوش نميده عقلش رو از دست داده
شما تو اين شهر تازه واردين
پس وظيفه ماست که توجه شما رو به جهت درست راهنمايي کنيم
حالا چه شما ما رو بشناسيد يا نشناسيد
نارايان پاندي
گنده مافيا که در ايالتهاي اوتار پرادش، بيهار و مادهيا پرادش فعاليت ميکنه
متهم به قتل، تلاش براي قتل، سرقت اخاذي و واردات اسلحه
هفتاد و نه پرونده عليه شما ثبت شده
هفتاد و نه تا پرونده
درباره شناخت چه کسي داشتين حرف ميزدين؟
اين پرونده مال 25 سال پيشه
اين ادعاها همه اشتباهن
من خودم رو وقف امور اجتماع کردم و همه ي دنيا اين رو ميدونن
چرا شما دنبال ما هستين؟ ما فقط اومديم اينجا که داستان گاجراج رو بهتون بگيم
آيا داستان گاجراج و داستان شما فرقي هم با هم دارن؟
اين سيستميه که شما طراحي کردين
مافيايي مثل شما و تارکشواري سينگ
و حالا گاجراج زاده همين سيستمه
...فقط فرقش اينه که اون ميخواد سيستم شما رو به روش خودش اداره کنه
يکي اومده داره کاري رو با شما ميکنه که شما با کسي ديگه کردين
ديروز نارايان پاندي رئيس بود الان گاجراج سينگه، و فردا کسي ديگه خواهد بود
داستان همه شما شبيه هم هستش- ميفهميد چي دارين ميگين؟-
خيلي خوب ميدونم چي دارم ميگم اين يه موضوع شخصيه و پليس هيچ کاري نخواهد کرد
يعني گاجراج هر کاري بخواد ميکنه؟
کارش آسيبي به آدمهايي مثل شما نميزنه
اجازه بدين ما بهشون رسيدگي کنيم
باشه حتما
اين همه وقته تو ديکشنري دنبال چي ميگردي؟
يه کلمهاي هست مامان "چيرگي"
دنبال معنيش ميگردم
چيرگي، مثل تلاش براي چيرگي
اون هم همين رو گفت- کي؟-
يه شخصي که فعال اجتماعيه
تلاش براي چيرگي چه ربطي به فعال اجتماعي داره؟
خيلي پيچيده ست مامان اين يارو فرق ميکنه
ميدوني معني "چيرگي" چيه؟- آره، تو کتابهاي علمي سياسي هستش-
دربارهش بهم ميگين؟
چيرگي يعني قدرت مطلق
يعني نه ميتوني با کسي سهيمش بشي و نه ميتوني اين قدرت رو به کسي ببخشي
فقط ميشه اين قدرت رو به دست آوورد
قدرت مطلق متعلق به کسيه که بتونه کاري کنه تا همه از ترس به پاش بيوفتن
و اون هر کاري رو ميکنه که خودش بخواد
با شرط و شروط خودش
قربان دو چيز اينجا مشترکه
اول اينکه تمام اين قتلها با قراردادهاي راه آهن ارتباط دارن
دوم، وحشيگري و خشونتي که تو اين قتلها اتفاق افتاده
تمام مجلهها اشاره کردن که فقط با دوتا گلوله هم ميتونستن همچين کاري رو بکنن
قربان، اونا ميخواستن پيامي رو برسونن "هرکسي که باهات مخالفت کرد رو بکش"
راستش رو بخواي آجي به نظر من اين نبايد اذيتمون کنه
بذار اين گنگسترها بميرن
اينا دارن کاري رو ميکنن که ما نميتونيم بکنيم
من مخالفم قربان مسائل به سادگياي که به نظر ميرسن نيستن
سه نفر از کسايي که کشته شدن عضو اطلاعات پليس بودن
بيخيال آجي
اينطور اتفاقها هميشه مياُفته
اين هم جزئي از بازيه
قربان اگه اينطوريه پس اين اشتباهه قربان
و همونطور که شما هميشه بهم ميگين چيزي که اشتباهه، هميشه اشتباهه
No comments yet. Be the first to leave one.