The first 200 lines.
میشه یکی از اونا رو به آجوشی بدی؟
ممنونم.
ببخشید.
فروشگاه رو...
نفروش.
میگم ، بیا با هم رامن درست کنیم.
هوامو داشته باش.
یانگ یون بی!
چا چی سو! چ..چرا تو...؟
دیوونه شدی؟
گفتم دیوونه شدی؟
هی ! پارک چی سو!
تو دیگه چی میگی؟!
تو چه مرگته؟!
هی ، این چیه؟!
اوه ، خون؟!
سرتُ آروم بچرخون.
خوبه ، گردنت صدمه ندیده
اینجا رو فشار بده ، باشه؟
درست مثل زنمی!
بس کن! چی سو دیوونه شدی؟
این تویی که دیوونه شدی!
چرا باید این همه راه رو تا اینجا دنبالم بیای؟
چرا اینکارو باهام میکنی؟
چی؟
من اومدم همين سوال را ازت بپرسم چرا اینکارو باهام میکنی؟
بِهَم ریختن زندگی مردم جز تخصص توئه؟
من ؟ مگه چیکار کردم؟
هی! مگه من با تو چیکار کردم؟
بهت گفتم که از جلوی چشات دور میشم.
بهت گفتم که بی سر و صدا راه خودمو میرم.
پس چرا این همه راه رو تا اینجا دنبالم اومدی؟
دوباره ازت می پرسم چرا اینکارُ میکنی ، چا چی سو؟
از جلو چشم دور میشی؟ راهِ خودتُ میری؟
تو حتی میدونی کجا داری میری؟
کجا؟ کجا داری میری؟ دارم میرم بابام رو ببینم ! که چی؟
چی؟ دخترِ یِ دیوونه!
انترن ، به خودت بیا.
فکر میکنی دختری که اینجا اخراج شده ، اونجا تاییدش میکنن؟
اگه این دارو رو بخوری و بمیری،
فکر میکنی پدرت خیلی خوشش بیاد دختره یِ دیوونه؟
هی!
این روزا حتی تو سالن های یادبود هم آدم رو بازخواست میکنن؟
چی؟ سالن یادبود؟
درسته ، من بیکارم
من اخراج شدم ، هیچ پولی ندارم
بعد از خریدن دارو و بلیط قطار،
حتی پول ندارم واسه پدرم گل بخرم
پس...یه آدم بیکار نمیتونه بره سالن یاد بود و پدرش رو ببینه؟
پس یه آدم بیکار چون هیچ گُهی نیست نمیتونه همچین کاری رو کنه؟
گُه؟
گُه؟
اوه ، خیلی نفرت انگیزه.
مدفوع... چا چی سو ، بذار اینو ازت بپرسم.
چرا باید این همه راه رو تا اینجا دنبالم بیای؟
باید یه دلیلی داشته باشه که تا اینجا دنبالم اومدی ، مگه نه؟
بگو دیگه.
چرا چیزی نمیگی؟
و ، تو... اینقدر ، دلت میخواد اینو داشته باشی؟
چه بلايي سرش اومده؟ کجا داره میره؟
چطور میتونه با داروها فرار کنه؟
واقعا که.
چه جيغ جيغویی ، نسبت به کسی که قدش تو دنیا از همه بلندتره .
تو هم از همه خوشگلتری؟
بیا اینجا.
به هر حال ، تو و چا چی سو با هم آشنایید؟
به جای آشنا...
بهتره بگیم رابطه چشمکی داریم.
چرا اون یهویی با یه ضربه همچین آدم بی حالی شد؟
اصلا ، چرا سوار قطار شده بود
اصلا ، چرا اینجا پیاده شد؟
احتمالا میخواسته یه چیزی رو اینجا ببینه؟
یه چیزی رو ببینه؟
اینجا؟
چا چی سو؟
جی یون ، بابا میره ماشین رو بیاره.
باشه؟ باشه
من اینجام.
داری چیکار میکنی؟
من اینجام ، پرورو
بیا بریم بیرون و چند تا پروانه بگیریم.
هی ، دختر کوچولو
خوشکلیا.
چرا برنمیداره؟
شماره مورد نظر در دسترس نمی باشد لطفا پس از شنیدن صدای بوق پیغام بگذارید.
ببخشید ، اما فقط یه تماس دیگه...
یه کارامل ماکیاتو و یه کاپوچینو.
میشه 6500 وون.
شماره مورد نظر در دسترس نمی باشد لطفا پس از شنیدن صدای بوق پیغام بگذارید.
گو هیون وو ، اگه اینو میشنوی سریع بیا اینجا دنبالم
ای...اینجا جاییه که...
اینجا...
اوه ، اینجا مین دونگ سانه.
اینجا...هیچ تاکسی یی نیست.
من هیچ پولی ندارم دارم میگم حتی یه سِنت هم ندارم.
زود باش بیا زود باش!
همین الان!
ممنونم.
آجوشی ، تو گدا هستی؟ چی؟! من تو سئول خونه دارم.
در ضمن ، وسط گانگنامه
پس چرا اینجایی؟ اینجا حتی جای استراحتم نیس.
خب ، در مورد اون....
جی یون.
پتو رو کجا بردی؟
اونجا.
آدامس رو چی؟
دادیش به اون آقا؟ اما اون کیه؟
یه گداییه که غرور خیلی زیادی داره...
قسمت ششم : رازهای غیر قابل توصیف
برای اینکه بهت صدمه زدم واقعا متاسفم چا چی سو.
خوب زندگی کن ، چا چی سو.
درست مثل الان...
که تمام دنیا رو تو دستت گرفتی
اینجوری زندگی کن.
متاسفم که از حدم گذشتم.
ما دوباره همدیگه رو نمیبینم.
[معلم کارآموز نام : یانگ یون بی]
اون چیه؟
گو هیون وو.
اگه یه نفر یهویی کارای غیرعادی انجام بده،
معنیش چی میتونه باشه؟
اون آدم چیکار میکنه؟
خب ، مثلا اگه شروع به تمرینایی کنه معمولا انجامش نمیده
آه ، سو یی دوباره داره سعی میکنه وزنش رو کم کنه؟
نه ، اون یه جور تمرین نیس
شاید تو هم بدونی...
ضربه زدن به توپ اینجوری،
بعدش پریدن و پرواز کردن،
و موهات مثل اسب تک شاخ پریشون
و بدنت مثل یه پری دریایی برق بزنه....
همچین ورزشی هم وجود داره؟
چیزی که دارم میگم اینه که،
یه آدمی که کاراش طبیعی نیس یهویی بیاد ازم معذرت خواهی کنه و واسم آرزوی موفقیت کنه
چه معنی میتونه داشته باشه؟
میتونه معنیش این باشه اون آدم داره میره یه جایی؟
میره یه جایی؟
آها ، احتمالا رفته یه سفر طولانی یا همچین چیزی؟
گونگ چی سو.
گفتم که چا چی سو ام.
گذشته از این حرفا...این چیه؟ چرا مغازه میخواد به فروش بره؟
دلیل خاصی نداره.
انترن، منظورم اینه خانومت چی میشه؟
نمیدونم... اون دیگه خانومم نیس.
این چه وضعیه ، بازم یه پسر دورش انداخت؟
الان انترن کجاس؟
من هم نمیدونم.
احتمالا الان یه جایی که خوشحالتره ....
تو چطور ، چا چی سو؟
تو هم خوشحالی؟
چون که چا چی سو هستی...
برای تو حتی پرسیدن همچین سوالی از چا چی سو...
فکر کردن بهش هم خجالت آوره.
تو ممکنه گروه خونیم رو هم بپرسی مثل کاری که دخترا میکنن.
گروه خونیت چیه؟ AB?
احتمالا رفته یه سفر طولانی یا همچین چیزی؟
احتمالا الان یه جایی که خوشحالتره...
خوب زندگی کن ، چا چی سو.
متاسفم که از حدم گذشتم.
ما دوباره همدیگه رو نمیبینم.
انترن ! انترن ! یانگ یون بی!
شماره مورد نظر در دسترس نمی باشد لطفا پس از...
واقعا که ، انترن!
گو هیون وو.
اگه یه آدم بیکار تو دهه بیست سالگیش اخراج بشه و بعدشم یه پسر دورش بندازه
شروع به یه کارایی کنه و حرفای غیر طبیعی بزنه،
بعد از اون چیزایی رو که مهمه رو دور میندازه ، میره یه سفر طولانی مدت
اون آدم چه جور سفری میتونه رفته باشه؟
نمیدونم...
میتونه یه جور سفر واسه آروم کردن ذهن یا...
یا...؟
یا میتونه سفر آخر زندگیش باشه؟
یه همچین چیزی...
چیکار کنم؟ اوه ، چی...؟
یانگ یون بی. یانگ یون بی. یانگ یون بی.
اوه! هی! هی!
اوه ، دونگ جو.
باطریم تموم شده بود واسه همین موبایلم خاموش بود
تو راه سالن یادبود بابام هستم
کتابای خدمات اجتماعی رو جلوی مغازه گذاشتم
برشون دار و ببر به کتاب فروشی بفروششون
بعدش دوباره یه سری کتاب چاپ جدید بگیر.
میدونم با فروش اونا پول زیادی به دست میاد
هی! تو پول زیادی داری و حتی داری راحت ازدواج میکنی
نمیتونی فقط اونا رو واسم بفروشی؟
موبایلم...
خوش اومدید چی براتون بیارم؟
وای ، صورتت پر از خوشبختیه
پُر از چیه؟ ببخشید...
10 دِیقه ، فقط 10 دِیقه واقعا مساله مهمیه...
اون دختری که اومد اینجا با دستای قوی کجا رفتش؟
آه ، اون دختر
اون احتمالا میخواست زود سوار قطار بشه.
آه ، قطار...
ببخشید ، اما دارویی که خرید چی بود؟
معلومه که نمیتونم بهتون بگم.
چرا نمیتونی؟
این یه چیز خصوصی بین داروخونه و بیماره
خصوصی؟!
چطور میتونی تو داروخونه همچین کاری کنه؟
حریم خصوصی مهم تر از زندگیه یه بیماره؟
No comments yet. Be the first to leave one.