The first 180 lines.
چیز هایی که تو پرانتز هستند ، کلمات پیشنهـادی من هستن .کـه باید عوض بشن
یک نگـاه مینداره . از آسمان به پائین میاد
! به من نگـاه نکن
. متاسفـم
یک فرشته ؟
،فقط دو تـا مثه مـا توی دنیـا وجود داره
. برای ما مقدر شده کـه برای همیشه همیدگـه رو ببینیم
دنیای من فقط چیزی که چشمهای اون میبینه میشه؟
دنیای اون فقط چیزهایی که چشم هـای من میبینه میشه؟
. اون بـرای مـن "همه چیز " ـه
. مـن برای اون همه چیزم
Ali : ترجمـه از
Opening-
!تاکی! بهت گفتم پاشو
!تاکـی
تو سِنـا هستی؟
!!تو مثـه همیشه بیدار میشی
دیرکردی دیگه! امـروز مدرسـه میری ، درسته؟
!زود بـاش و آمـاده شو
تـاکی ؟
... من میتونم امـروز طفره برم
.با ایـن حـال ، تـو خیلی فرق کردی ، تاکی
تو گفته بودی کـه نیـازه کـه پایین ترین ... نمـرات رو توی جشن فارغ التحصیلی بگیری
و مخصوصاً برای این مسئله .تـو یک لیست کمترین معدل ساختی
. تو اینو نمیتونی بی هیچکی نشون بدی
ایـن شمـا هـا ... مـال کین؟
Type: Academy Suimei
!دروغگــو
!واقعیتـه
... بخاطـر ایـن
در صورتی که اونا حداقـل باید فکر کنن کـه حالم خوب نیست .
اگه میتونستند ببین کـه وجـهم چطوریاس اون دختـرا احساس بدی میداشتن . * اشاره به شخصیت خیالی و کامیپوتری ـش داره. *
هِی ، تاکو!
امـروز روز اومدن به مدرسته؟
میسومـی - کون.
تو مثـل همیشه افسـرده بنظـر میای.
بازی کردن در کل شب و خوابیدن فراوون؟
دیروز ، مـن به سه دکتـر تـوی کلاس اصرار کردم.
با وجود ایـن ، انتخـاب زیباترین دختر توی کلاس ما دیگه تمومـه.
اینطوریاس پس .
خوب، فکر کنم بهتر باشه بحثی در موردش نکنم چـون علاقـه ای بهش نداری ؛ درسته ؟
خُب پس ، نظـرت برای نسل جدید چیـه رفیق؟
نـ ، نسـل جدید ؟
اتفاقای عجیبی کـه توی شیبویا افتاده.
گوش بده و کف کن!
یک شاهـد عینی کـه دیده ، جنایتکـار یک دختر خشگل مشگله .
آه، اون دختـره کیـه؟
فک میکنی واقعـاً خشگله؟
میخوام ببینمـش.
واقعـاً.
واقعـاً ، واقعـــاً.
میخوای با من کـه بریم به جایی که قتل اتفاق افتاده؟
اگر مـا بریم ، ممکنـه کـه مـا با قاتل مواجـه بشیم.
مـن همیشه اینو میگم ، نـه؟
" جنایتکـارا همیشه به محل قتل برمیگردن. "
آره خب.
خُب اینطوریاس ... ؟
مـن انجامش میدم! من میتونم!
عالیـه ، تاکـی!
تو این دنیا کسی نیست کـه بتونـه منو شکست بده!
بـالاخـره ، مـن یک نِدهاردت طوفانی هستم!
اِم ، ایـن از طرف یه دخترَس؟
سه انـدازه ؟!
چقـدر احمق.
دوباره این؟
یه لینک اینجـا فرستاده.
دو تا مورد طی این ماه آخـری توی شیبویا اتفاق افتاده دیوانگی نسـل جدید ، یا بهتره خلاصه بگیم، جدیدیا.
مورد اولی ، پنج تـا محصـل از یک ساختمون بلند اتفادن پایین ، بهش میگیم " توده ی غـور " .
دومیش هم این بود کـه ، جسد یک پسـر کـه یک جنین تـوی شیکمش بود پیدا شد، که بهش " مـرد حاملـه " میگیم.
گـروس این چیـه؟
بـرادر!
هِـی ، بـرادر!
ایـن صـدا ... !
هِی ، بیا تو!
برادر احمق !
این خیلی نامردیه اگه در رو باز نکنی!
بدو دیگه برادر!
وجـود تائید شد! *موجود زنده هست! :دی*
بوی شیرینی میـاد!
مثـل همیشـه اتاق خوابت زشت و منزجـر کنندست!
من همیشه بهت میگم کـه تمیزش کنی!
چـرا اینجـارو تمیز نمیکنی؟
به هرحـال ، تو هیچ دوست دختری نداری کـه برات اینجـا تمیز کنـه.
فکر کنم هیچ راهی نیست ، مگـه اینکـه نانا بیاد و اینجـا رو برات تمیز کنـه.
مشکـلی نیست.
چیکـار میکنی؟
مـن نمیخوام اتاقم رو تمیز کنی.
این بی انصافی نیست کـه با من ، خواهـر کوچیکت و کسی که فک میکنه تو وجود خارجی )!) داری اینجوری حرف میزنی؟
چـرا من باید برادر مشکل سازی مثـل این داشته باشم؟
نمیدونم.
مـن تشنمـه.
مـن میخوام یچـی بنوشم.
لاقل یک فنجونی چیزی استفاده کن.
باشه.
عالیـــه.
کارت انجـام دادی دیگـه؟ حالا برو خونه.
هنـوز تموم نشده.
بخاطر اینکـه ، میخوام بریم یک تلفن برات بخریم.
چـی؟
ایـن یک دوستوره. بابا گفته کـه اگه تلفن بگیری مـا میتونیم باهات همیشه حرف بزنیم.
یکی بگیر، مثـل گوشی من.
چون این یک فرصته . مـن همین مدلُ بهت میدم.
عجــب کارکتر هـای قسمت های مهمی از کارکتر های حذف شدن.
تو گِرو-کائرو رو میشناسی؟ اون الان خفن محبوبـه.
بردار من هیچ شانسی برای محبوب شدن پیش دخترا نداره.
خُب ، باشه. بریم یک گوشی بگیریم.
آه، من کـه نگفتم با هم بریم ، ایـن فاجعـه یا اینجور چیزیه!
مـا امکـان تخفیف داریم چون از یک خانواده هستیم.
من بهش هیچ احتیاجـی ندارم!
چـرا؟ بابا بهم پول میده.
من نیـازی بهش ندارم.
من واقعـاً نمیفهمم چی میگی ، برادر ِ احمـق!
من میرم خونـه اصلاً.
باشه.
لاقل منو تا ایستگاه ببر.
من نمیخوام خونه رو ترک کنم.
اما من شنیدم اون آدمـای خطرناک و مسلح به اینجـا نزدیکن ...
درسته.
غیر ممکنـه ...
تو گفتی که در مورد من نگران نیستی؟
احمـق ، احمـق ، احمـق !
امیدوارم با اون خلافکـار جانی برخورد داشته باشی!
ایـن بالاخـره صلح آمیـزه ...
ایـن چشم ها ، متعلـق به کی هستند؟
شوگـان؟
یک لینک عکس؟
ایـن طرف چشـه؟
یک ویروس؟
هیچ راهی نیست کـه گرفتار این بشم.
اینچـا چـه خبـره؟
" تعجـب نکن " ؟
این دیگه چیه؟ ممکنـه کـه شوگـان همین کسی باشه که اینو تبلیغ کرده ؟
ایـن دیگـه چـه کوفتیه؟
نانامی اسماش!
متاسفم ... !
ببخشـیـد !
میتونین توپو برام پرت کنین لطفاً؟
باشـه!
بگیر که اومـد!
اوپس ...
بذار یک بار دیگـه امتحـان کنم!
بگیر که اومـد!
من تاحالا کسی رو تو ورزش مثل اون ندیدم!
احتمـال داره ، از یک خانواده کلاس بالاس.
اینا همش تقصیر شوگـان ـه. حتی وقتی هم کـه تو خونم نمیتونم آروم باشم.
اینجور وقتـا ، مـن احساس میکنم نیـاز دارم که دشمنام رو اینجور جایی بکشم.
مـن الان سرحـال ِ سرحالم.
هـا؟
ایـن مـال نانامی ـه.
از این گذشته ، سـه تـا از اونـا هست.
دقیقاً همون وقتی کـه دوباره احساس خوبی داشتم.
چـه اتفاقی افتاده ؟ من توی شیبویا هستم، ... نه؟
این چیـه دیگه؟
عکس لینگ شوگـان ...
تاکـو ...
من میخوام ببینمش.
-A part end-
-B part start-
تاکو ...
من میخوام ببینمش.
چطور اسم منو میدونه؟
ایـن ، ایـن دیگـه چـه اتفاق کوفتیه ِ که داره میفته ؟
اون صورت منو دیده!
اینجور کـه معلوم حتی اسم منم میدونه!
چـیکار کنم؟
همه چـه رو به راه ، تاکی.
من دارم خیـال میکنم، مثـل همیشه.
اما اون شـرط ...
هیچ شرطی هیچ جایی نیست که نیست !
امـا ...
تو نمیتونی چنین منفی بازی داشته باشی! یکم مثبت اندیش باش، مثبت فکر کن دیگه ...
من خیلی دوست دارم وقتی تو مثبت فکر میکنی ، تاکی !
راس میگی ، سنـا-تـان .
این فقط یک خیالـه !
من دارم میخندم اما اما ... اما اون چـه خیـال واقعی ای بود که من دیدم؟
-Music-
十字架を象った
**
無数の針いる鮮やかな鮮明
貼り付けのミサは
No comments yet. Be the first to leave one.