Chaos Head (Kaosu heddo)

Chaos Head (Kaosu heddo)

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

[AnimWorld] Chaos;Head
A Commentary by sfmking
دنیای انیمه و مانگا تقدیم می کند | forums.animworld.net | مترجم : Ali

Tags

other
Published on: 2013-05-14
Downloads: 30
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 180 lines.

چیز هایی که تو پرانتز هستند ، کلمات پیشنهـادی من هستن .کـه باید عوض بشن

یک نگـاه مینداره . از آسمان به پائین میاد

! به من نگـاه نکن

. متاسفـم

یک فرشته ؟

،فقط دو تـا مثه مـا توی دنیـا وجود داره

. برای ما مقدر شده کـه برای همیشه همیدگـه رو ببینیم

دنیای من فقط چیزی که چشمهای اون میبینه میشه؟

دنیای اون فقط چیزهایی که چشم هـای من میبینه میشه؟

. اون بـرای مـن "همه چیز " ـه

. مـن برای اون همه چیزم

Ali : ترجمـه از

Opening-

!تاکی! بهت گفتم پاشو

!تاکـی

تو سِنـا هستی؟

!!تو مثـه همیشه بیدار میشی

دیرکردی دیگه! امـروز مدرسـه میری ، درسته؟

!زود بـاش و آمـاده شو

تـاکی ؟

... من میتونم امـروز طفره برم

.با ایـن حـال ، تـو خیلی فرق کردی ، تاکی

تو گفته بودی کـه نیـازه کـه پایین ترین ... نمـرات رو توی جشن فارغ التحصیلی بگیری

و مخصوصاً برای این مسئله .تـو یک لیست کمترین معدل ساختی

. تو اینو نمیتونی بی هیچکی نشون بدی

ایـن شمـا هـا ... مـال کین؟

Type: Academy Suimei

!دروغگــو

!واقعیتـه

... بخاطـر ایـن

در صورتی که اونا حداقـل باید فکر کنن کـه حالم خوب نیست ‏.‏

اگه میتونستند ببین کـه وجـهم چطوریاس اون دختـرا احساس بدی میداشتن ‏.‏ * اشاره به شخصیت خیالی و کامیپوتری ـش داره‏.‏ *

هِی ‏،‏ تاکو‏!‏

امـروز روز اومدن به مدرسته؟

میسومـی ‏-‏ کون‏.‏

تو مثـل همیشه افسـرده بنظـر میای‏.‏

بازی کردن در کل شب و خوابیدن فراوون؟

دیروز ‏،‏ مـن به سه دکتـر تـوی کلاس اصرار کردم‏.‏

با وجود ایـن ‏،‏ انتخـاب زیباترین دختر توی کلاس ما دیگه تمومـه‏.‏

اینطوریاس پس ‏.‏

خوب‏،‏ فکر کنم بهتر باشه بحثی در موردش نکنم چـون علاقـه ای بهش نداری ؛ درسته ؟

خُب پس ‏،‏ نظـرت برای نسل جدید چیـه رفیق؟

نـ ‏،‏ نسـل جدید ؟

اتفاقای عجیبی کـه توی شیبویا افتاده‏.‏

گوش بده و کف کن‏!‏

یک شاهـد عینی کـه دیده ‏،‏ جنایتکـار یک دختر خشگل مشگله ‏.‏

آه‏،‏ اون دختـره کیـه؟

فک میکنی واقعـاً خشگله؟

میخوام ببینمـش‏.‏

واقعـاً‏.‏

واقعـاً ‏،‏ واقعـــاً‏.‏

میخوای با من کـه بریم به جایی که قتل اتفاق افتاده؟

اگر مـا بریم ‏،‏ ممکنـه کـه مـا با قاتل مواجـه بشیم‏.‏

مـن همیشه اینو میگم ‏،‏ نـه؟

‏"‏ جنایتکـارا همیشه به محل قتل برمیگردن‏.‏ ‏"‏

آره خب‏.‏

خُب اینطوریاس ‏.‏‏.‏‏.‏ ؟

مـن انجامش میدم‏!‏ من میتونم‏!‏

عالیـه ‏،‏ تاکـی‏!‏

تو این دنیا کسی نیست کـه بتونـه منو شکست بده‏!‏

بـالاخـره ‏،‏ مـن یک نِدهاردت طوفانی هستم‏!‏

اِم ‏،‏ ایـن از طرف یه دخترَس؟

سه انـدازه ؟‏!‏

چقـدر احمق‏.‏

دوباره این؟

یه لینک اینجـا فرستاده‏.‏

دو تا مورد طی این ماه آخـری توی شیبویا اتفاق افتاده دیوانگی نسـل جدید ‏،‏ یا بهتره خلاصه بگیم‏،‏ جدیدیا‏.‏

مورد اولی ‏،‏ پنج تـا محصـل از یک ساختمون بلند اتفادن پایین ‏،‏ بهش میگیم ‏"‏ توده ی غـور ‏"‏ ‏.‏

دومیش هم این بود کـه ‏،‏ جسد یک پسـر کـه یک جنین تـوی شیکمش بود پیدا شد‏،‏ که بهش ‏"‏ مـرد حاملـه ‏"‏ میگیم‏.‏

گـروس این چیـه؟

بـرادر‏!‏

هِـی ‏،‏ بـرادر‏!‏

ایـن صـدا ‏.‏‏.‏‏.‏ ‏!‏

هِی ‏،‏ بیا تو‏!‏

برادر احمق ‏!‏

این خیلی نامردیه اگه در رو باز نکنی‏!‏

بدو دیگه برادر‏!‏

وجـود تائید شد‏!‏ *موجود زنده هست‏!‏ ‏:‏دی*

بوی شیرینی میـاد‏!‏

مثـل همیشـه اتاق خوابت زشت و منزجـر کنندست‏!‏

من همیشه بهت میگم کـه تمیزش کنی‏!‏

چـرا اینجـارو تمیز نمیکنی؟

به هرحـال ‏،‏ تو هیچ دوست دختری نداری کـه برات اینجـا تمیز کنـه‏.‏

فکر کنم هیچ راهی نیست ‏،‏ مگـه اینکـه نانا بیاد و اینجـا رو برات تمیز کنـه‏.‏

مشکـلی نیست‏.‏

چیکـار میکنی؟

مـن نمیخوام اتاقم رو تمیز کنی‏.‏

این بی انصافی نیست کـه با من ‏،‏ خواهـر کوچیکت و کسی که فک میکنه تو وجود خارجی ‏)‏‏‏‏!‏)‏ داری اینجوری حرف میزنی؟

چـرا من باید برادر مشکل سازی مثـل این داشته باشم؟

نمیدونم‏.‏

مـن تشنمـه‏.‏

مـن میخوام یچـی بنوشم‏.‏

لاقل یک فنجونی چیزی استفاده کن‏.‏

باشه‏.‏

عالیـــه‏.‏

کارت انجـام دادی دیگـه؟ حالا برو خونه‏.‏

هنـوز تموم نشده‏.‏

بخاطر اینکـه ‏،‏ میخوام بریم یک تلفن برات بخریم‏.‏

چـی؟

ایـن یک دوستوره‏.‏ بابا گفته کـه اگه تلفن بگیری مـا میتونیم باهات همیشه حرف بزنیم‏.‏

یکی بگیر‏،‏ مثـل گوشی من‏.‏

چون این یک فرصته ‏.‏ مـن همین مدلُ بهت میدم‏.‏

عجــب کارکتر هـای قسمت های مهمی از کارکتر های حذف شدن‏.‏

تو گِرو‏-‏کائرو رو میشناسی؟ اون الان خفن محبوبـه‏.‏

بردار من هیچ شانسی برای محبوب شدن پیش دخترا نداره‏.‏

خُب ‏،‏ باشه‏.‏ بریم یک گوشی بگیریم‏.‏

آه‏،‏ من کـه نگفتم با هم بریم ‏،‏ ایـن فاجعـه یا اینجور چیزیه‏!‏

مـا امکـان تخفیف داریم چون از یک خانواده هستیم‏.‏

من بهش هیچ احتیاجـی ندارم‏!‏

چـرا؟ بابا بهم پول میده‏.‏

من نیـازی بهش ندارم‏.‏

من واقعـاً نمیفهمم چی میگی ‏،‏ برادر ِ احمـق‏!‏

من میرم خونـه اصلاً‏.‏

باشه‏.‏

لاقل منو تا ایستگاه ببر‏.‏

من نمیخوام خونه رو ترک کنم‏.‏

اما من شنیدم اون آدمـای خطرناک و مسلح به اینجـا نزدیکن ‏.‏‏.‏‏.‏

درسته‏.‏

غیر ممکنـه ‏.‏‏.‏‏.‏

تو گفتی که در مورد من نگران نیستی؟

احمـق ‏،‏ احمـق ‏،‏ احمـق ‏!‏

امیدوارم با اون خلافکـار جانی برخورد داشته باشی‏!‏

ایـن بالاخـره صلح آمیـزه ‏.‏‏.‏‏.‏

ایـن چشم ها ‏،‏ متعلـق به کی هستند؟

شوگـان؟

یک لینک عکس؟

ایـن طرف چشـه؟

یک ویروس؟

هیچ راهی نیست کـه گرفتار این بشم‏.‏

اینچـا چـه خبـره؟

‏"‏ تعجـب نکن ‏"‏ ؟

این دیگه چیه؟ ممکنـه کـه شوگـان همین کسی باشه که اینو تبلیغ کرده ؟

ایـن دیگـه چـه کوفتیه؟

نانامی اسماش‏!‏

متاسفم ‏.‏‏.‏‏.‏ ‏!‏

ببخشـیـد ‏!‏

میتونین توپو برام پرت کنین لطفاً؟

باشـه‏!‏

بگیر که اومـد‏!‏

اوپس ‏.‏‏.‏‏.‏

بذار یک بار دیگـه امتحـان کنم‏!‏

بگیر که اومـد‏!‏

من تاحالا کسی رو تو ورزش مثل اون ندیدم‏!‏

احتمـال داره ‏،‏ از یک خانواده کلاس بالاس‏.‏

اینا همش تقصیر شوگـان ـه‏.‏ حتی وقتی هم کـه تو خونم نمیتونم آروم باشم‏.‏

اینجور وقتـا ‏،‏ مـن احساس میکنم نیـاز دارم که دشمنام رو اینجور جایی بکشم‏.‏

مـن الان سرحـال ِ سرحالم‏.‏

هـا؟

ایـن مـال نانامی ـه‏.‏

از این گذشته ‏،‏ سـه تـا از اونـا هست‏.‏

دقیقاً همون وقتی کـه دوباره احساس خوبی داشتم‏.‏

چـه اتفاقی افتاده ؟ من توی شیبویا هستم‏،‏ ‏.‏‏.‏‏.‏ نه؟

این چیـه دیگه؟

عکس لینگ شوگـان ‏.‏‏.‏‏.‏

تاکـو ‏.‏‏.‏‏.‏

من میخوام ببینمش‏.‏

‏-‏A part end‏-‏

‏-‏B part start‏-‏

تاکو ‏.‏‏.‏‏.‏

من میخوام ببینمش‏.‏

چطور اسم منو میدونه؟

ایـن ‏،‏ ایـن دیگـه چـه اتفاق کوفتیه ِ که داره میفته ؟

اون صورت منو دیده‏!‏

اینجور کـه معلوم حتی اسم منم میدونه‏!‏

چـیکار کنم؟

همه چـه رو به راه ‏،‏ تاکی‏.‏

من دارم خیـال میکنم‏،‏ مثـل همیشه‏.‏

اما اون شـرط ‏.‏‏.‏‏.‏

هیچ شرطی هیچ جایی نیست که نیست ‏!‏

امـا ‏.‏‏.‏‏.‏

تو نمیتونی چنین منفی بازی داشته باشی‏!‏ یکم مثبت اندیش باش‏،‏ مثبت فکر کن دیگه ‏.‏‏.‏‏.‏

من خیلی دوست دارم وقتی تو مثبت فکر میکنی ‏،‏ تاکی ‏!‏

راس میگی ‏،‏ سنـا‏-‏تـان ‏.‏

این فقط یک خیالـه ‏!‏

من دارم میخندم اما اما ‏.‏‏.‏‏.‏ اما اون چـه خیـال واقعی ای بود که من دیدم؟

‏-‏Music‏-‏

十字架を象った

**

無数の針いる鮮やかな鮮明

貼り付けのミサは

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left