The first 172 lines.
کاملاً درسته
من ميدونستم که برنده ميشن
کاملاً
بفرماييد
به نظر مياد خانم خوب جاگير شده
زيادي جاگير شده
آره، خوبه
حالا ديگه کم کم حزب رو تو دست ميگيره
به مرور زمان معادلات سياسي رو ياد ميگيري
من ميرم پيشش
همه چي خوب پيش ميره؟- همه چي خوبه-
به هر حال تا شما هستين همه چي رو به راهه
فقط يه مسئلهاي من رو آزار ميده
... اگه شما اجازه بدين- آره آره بگو-
...اگه به امرپال خيلي سخت بگيريم
راجپوتيها از حزب ما فاصله ميگيرن
آقاي سوندر، شما يه رهبر باتجربه اي
من خيلي به شما احترام ميذارم
شما همه چي رو راجع به اين مملکت ميدونين
همه معادلات سياسي مملکت هم خوب ميشناسين
اما يه چيزايي، همه جا درسته
جهانيه، ميدوني؟
اگه زيردستت زيادي قدرتمند بشه براي خودت خطرسازه
چرا از همچين شرايطي دوري نکنيم؟ها؟
من اشتباه ميکنم؟- نه حرفتون کاملاً درسته-
آقاي سوندر، الان وقتش رسيده
که اين روش دوستي با يک گروه خاص رو کنار بذاريم
بايد به بقيه گروهها اطمينان بديم که کنارشون هستيم
دنبال آدمهاي جديد بگرد از اونا استفاده کن
چشم انجام ميشه
من خيلي چيزا از شما ياد گرفتم
دارين من رو شرمنده ميکنين
يه نوشيدني با من بخور
به سلامتي- به سلامتي-
همه چي ميفرستن عوضيا
هي آقاي سوندر، چرا انقدر نگراني؟
ميگم نکنه ما دو تا رو با هم ديده باشه
کي ديده باشه؟- امرپال-
اون روز تو جشن اداره بود
چه بهتر که اون مادر به خطا ما رو ديده باشه
بايد بدونه جاي اصليش کجاست
اون 3 تا چيز رو به اين راحتي فراموش نميکنه
حتماً يه کاري ميکني
از چي ميترسي؟ من کنارتم
اگه بخواد هم نميتونه بلايي سر ما بياره
انقدر اون رو دست کم نگير
مثل شاخه ايه که از درخت آويزون شده
يه ضربه بخوره، ميافته زمين
بايد يه فکري به حالش بکنيم
تو کار خودت رو بکن من هم کار خودم رو ميکنم
...هر کي زودتر بهش برسه
قبل از اينکه کاري بکني فکر کن تو دردسر نيوفتي
تازه به قدرت رسيديم
نگران نباش آقاي سوندر
شما فقط، مراقب 2 چيز باش
يکي نظم و قانون، يکي هم قراردادهاي من
حواسم هست حواسم هست به زودي مناقصه انجام ميشه و به قراردادها ميرسي
برو مراحل حقوقي کار رو شروع کن
حتماً، مشروب ميخوري؟
درست نيست وزير مملکت قبل از 8 شب مشروب بخوره
پس بعد از 8 ميام پيشت
واسه من مشروب بيار
خيل خوبه، کله سحر مشروب بخور همه چي درست ميشه
امر چند بار بهت گفتم خودت رو قاطي مسائل سوندر سينگ نکن؟
پس چيکار ميکردم؟- هيچ کدومشون قابل اعتماد نيستن-
انتخاب ديگهاي داشتم؟
يه کار ديگه ميکردي، بالاخره مثل الان اينجوري بيپناه نميشدي
از اونور راجا به هدفش رسيد
...از اين طرف هم سوندر سينگ، تو هم شدي
چي؟ يه احمق؟
بين دو تا تيکه گه گير کردم همين رو ميخواستي بگي؟
آمر
شرايط خيلي سخته- اگه سخته برو-
اينجا چيکار ميکني؟ چرا داري زندگيت رو خراب ميکني؟
کاري که بايد ميکردم، الان ميکنم
امرپال سينگ به کسي نياز نداره
به منم نياز نداري؟
نه
منتظر چي هستي؟
برو
برو
:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجم: لويال - ويرايش: سميرا
"حيله گر، فصل دوم"
الو؟- دخترم چطوره؟-
مامان
...شما
يه چيزي بپرسم راستش رو ميگي؟
بپرس
من، اخبار تلويزيون رو ديدم
چي؟
... خاله مادهو داشت ميگفت
مامان
... يعني بابا واقعاً عمو جي رام رو
وضعيت پرونده چطوره؟
حالا که اتهامات هم اعلام شده منتظر چي هستين؟
اون آدم کله گنده ايه خانم، ممکنه شورش بشه
مردمش هنوز هم خيلي بهش احترام ميذارن
شما مسئول پرونده اي؟- بله خانم-
تا حالا نديدم هيچ اقدامي انجام بدين
خانم، منتظر بوديم انتخابات تموم بشه
انتخابات تموم شد، يه کاري بکن- چشم خانم-
وقتي يه شاخه خيلي بزرگ ميشه
بايد قبل از طوفان قطعش کرد
وگرنه خيلي خسارت ميزنه
چشم خانم
سياست فقط اين نيست که به قدرت برسي
بايد بدوني چطور تو قدرت باقي بموني
راجپوتيها براي به قدرت رسيدن ما نقش بزرگي ايفا کردن
هيچ کدوم از ما نبايد اين رو فراموش کنيم
اين هم نبايد فراموش کنيم که امرپال خيلي به ما کمک کرد
مردم مثل خدا پرستشش ميکنن
وقت اون رسيده که يه خداي جديد به مردم معرفي کنيم
شما نقشهاي داري؟
اون الان تو منطقه نيست
فرصت خوبيه
برو ناگور يه جشن پيروزي تو خونه اون برگذار کن
من هزينهـش رو ميدم
از روستاهاي اطراف هم همه رو دعوت کن
حوزه حفاظتي توئه
همه نگرانيهات از بين ميره
چشم قربان، انجام ميشه
بعد از اون
کاري که خانم گفت انجام بده
به روش خودت
انجام بدم؟
کاري که خانم گفت؟- نه نه، منظورم راجا پوگات بود-
بين راجا پوگات و امرپال تفاوت زيادي وجود داره
پوگات اگه به نفعش باشه وفادار ميمونه
...اما امرپال
هر اتفاقي بياُفته آدم فروشي نميکنه
از اين 2 تا کدومشون خطرناک تره؟
همين رو بايد بفهميم آقاي مينا
بايد بفهميم
خداي قدرت اومده خونه من
گاهي به اون نگاه ميکنم، گاهي به اين خونه کوچک جنگ زده
بريم
بجنبين، بار بزنين- بجنبين-
بجنبين
راستش رو بخواي، خيلي راجع به تو شنيدم
اميدوارم چيزاي خوبي شنيده باشي
چي باعث شده امروز بياي اينجا؟
من تو زندگيم خيلي اشتباه کردم
آره، بايد زودتر ميومدم اينجا
چرا؟ با امرپال بهت خوش نميگذشت؟
من تو زندگيم فقط يه هدف دارم
موفقيت، و رسيدن به جايگاه جديد
من فکر ميکردم امرپال ميتونه باعث پيشرفت من بشه
...اما- اما چي؟-
اما کسي که داره زندگي خودش رو ميبازه چطور ميخواد من رو به پيروزي برسونه؟
چطور فکر کردي بياي اينجا؟
تو ميتوني من رو به اون جايگاه تازه برسوني
گوشيت رو بده به من
به من اعتماد نداري؟
اعتماد دارم آنوپرياجي
اما اين کار اينجوريم کرده، چيکار کنم؟
موبايل
به اين بهانه ميتونم عکسهاي جديدت هم ببينم
هتل سيتال، ساعت 1:30 شب
حالا که دولت عوض شده، روش کار ما هم تغيير ميکنه- بله قربان-
اولين هدف اونا امرپال سينگه
خيلي وقته که ميخوايم اون رو دستگير کنيم
دولت ميخواد نتيجه کار رو ببينه
اما قربان، اون کسي بود که به پراجات انتريک سينا کمک کرد به قدرت برسه
تو بايد حرف سياسي بزني يا وظيفهـت رو انجام بدي؟
وظيفهـم قربان- آها-
به خبرچينها بگين مراقب باشن همه چي رو کنترل کنين
همه مرزها رو ببندين- چشم-
اگه به کسي شک کردين دستگيرش کنين- چشم قربان-
اما مراقب باشين
رو مردمش خيلي کنترل داره- بله قربان-
نبايد شورش بشه- بله قربان-
و مهمترين مسئله
No comments yet. Be the first to leave one.