The first 200 lines.
پاریس، فرانسه
پنج هزار و پانصد کیلومتر شرق آمریکا
سلام
جان فرانسوا؟
جان فرانسوا؟
جان فرانسوا!
یا خدا!
تیم آمریکا
، پلیس دنیا
هی پیژامهپوشا، سلاح کشتار جمعی رو بندازین!
و بیفتین زمین. شما دستگیر هستین.
فوراً اسلحههاتونو بندازین!
چرا هیچوقت راحت تسلیم نمیشن؟
ما پلیس دنیاییم، بیفتین زمین!
نان و کروسان
هی، تروریست!
حالا اینو ترور کن!
خب، بذار اینو جالبترش کنیم.
تو بازندهای!
داره با سلاح کشتار جمعی فرار میکنه! - من میگیرمش!
لعنتی! نشونهام خطا رفت!
سارا، اون یه بمب داره. میبینیش؟
میبینمش، کارسون. داره میره سمت موزه لوور.
نقشههات تموم شد!
عالی بود، سارا. - آره، دمتون گرم، تیم!
مثل آب خوردن بود.
هورا!
صبح بخیر همگی. نگران نباشید، همه چی خوبه.
ما تروریستها رو متوقف کردیم.
همینطور که داشتیم میاومدیم اینجا، کلی فکر میکردم.
واقعاً؟ در مورد چی؟
داشتم فکر میکردم... میخوام باهام ازدواج کنی.
با این شوخی نکن. - کی شوخی میکنه؟
از جو به سارا، انگار باید یه کیک عروسی سفارش بدیم.
بالاخره پیشنهاد داد؟ - لیزا، تو یه زن فوقالعادهای.
و یه پلیس فوقالعاده، و میخوام بقیه زندگیم رو با تو بگذرونم.
کارسون!
کارسون!
نه!
کارسون!
سردمه. - باید دووم بیاری، کارسون.
سارای عزیزم، انگار این یه سفر بیبازگشته.
نه!
لیزا، تو باید زندگی کنی.
یه نفر دیگه پیدا کن که دوستت داشته باشه. یه نفر دیگه پیدا کن و خوشبخت باش.
تو لایقشی.
نه!
نه!
نه!
تئاتر صندوق توسعه
شیکاگو
رنت: موزیکال
همه ایدز دارن.
ایدز.
ایدز.
همه ایدز دارن.
و این پایان داستان ماست.
و همه از ایدز مردند.
بهترین دوستامو از من گرفت.
تنها دوست واقعیم.
و تنها ستاره درخشانم.
از ایدز مُرد.
میرم سمت واشنگتن.
و نبرد رو رهبری میکنم و ارتشامو آماده میکنم.
یه قهرمان توی همه ما هست. بهشون نشون میدم که همه ایدز دارن.
محرمانه
بابا! - ایدز!
خواهرم! - ایدز!
عموم، دختر عموم و بهترین دوستاش.
ایدز!
همجنسگراها و دگرجنسگراها، و سفیدها و سیاهها.
همه ایدز دارن، مادربزرگم و سگم، اولد بلو.
ایدز، ایدز! - پاپ هم داره، تو هم همینطور!
یالا همه، باید یه کاری بکنیم!
این موانع رو میشکنیم.
همه ایدز دارن!
ایدز!
ایدز!
عالی بود، گری. - ممنون. تو هم همینطور، استیو.
این فوقالعادهترین اجرایی بود که تا حالا دیدم.
نمیدونم چه جوری این کارو میکنی، گری.
چطور خودتو اینقدر غمگین و احساساتی میکنی؟
که اینجوری همه رو به گریه میندازی؟
اونقدر هم سخت نیست،
فقط به غمگینترین لحظات زندگیم فکر میکنم.
وای! گری واقعاً مرد فوقالعادهایه!
گری، نه! کمک!
از من دور شو! این چیزو از من دور کن! گری!
سلام، جوون. به خاطر اجرای فوقالعادهتون تبریک میگم.
ممنون، فکر نکنم قبلاً همو دیده باشیم، آقا.
اسمم اسپاتسوود هست.
از آشناییتون خوشبختم. - و شما هم گری جانستون هستین.
یه بازیگر آمریکایی، فارغالتحصیل ممتاز از دانشگاه آیووا.
و رشته فرعیتون تئاتر و زبانهای دنیاست.
تو همه کلاسهای بازیگری، از بچگی نفر اول بودی.
یه بازیگر درجه یک.
یه لحظه صبر کنین، شما از هالیوودین؟
یه پیشنهاد فوقالعاده براتون دارم، گری. اگه علاقه دارین، از این طرف دنبالم بیاین.
درِ صحنه
لطفاً، گری، سوار ماشینم شو.
فهمیدم.
یعنی باید سوار ماشینت شم و بذارم دست بهم بزنی؟
و اگه باهات راه بیام، یه نقش تو فیلم میگیرم؟
نه، فقط میخوام یه چیزی نشونت بدم.
آره، حتماً. - توروخدا، گری،
من که هالیوودی نیستم!
من با تو سکس نمیکنم، وقتم خیلی باارزشه.
چه لیموزین قشنگی! - آره.
حالا منو بکن.
فقط شوخی کردم.
خب، هدف از این کارا چیه؟
از اینکه اینو بهت بگم متنفرم، گری،
ولی یه عده میخوان بکشنت.
منو بکشن؟! - اونا تروریستن، گری.
و از هر چی که به تو مربوطه متنفرن.
چرا؟ من چیکارشون کردم؟ من فقط یه بازیگر برادویام.
براشون مهم نیست که کی هستی، گری، مهم اینه که نماینده چی هستی.
و هر لحظه از هر روز،
تروریستا دارن روشهای جدیدی برای کشتنت برنامه ریزی میکنن.
و کشتن هر کس دیگه ای که تو یه کشور آزاد زندگی میکنه.
تنها چیزی که جلوشون وایمیسته
ماییم
شماها!
باکستر، فکر کنم الان دیگه میتونیم با خیال راحت پرواز کنیم.
"حالت پرواز"
"(تیم آمریکا)"
یه لیموزین پرنده. دیگه من همه چی رو دیدم!
واقعاً؟ دیدی یه مرد سر خودشو بخوره؟
نه. - پس هنوز همه چی رو ندیدی.
ما هم ندیدیم.
هفته پیش تو پاریس چهار تا تروریست رو گرفتیم.
که سلاح کشتار جمعی داشتن.
تروریستها دارن برای یه گندهکاری برنامهریزی میکنن.
خب، این چه ربطی به من داره؟
تنها امیدمون اینه که یکی رو بندازیم تو نقش یه تروریست.
که بخواد تو اجرای حمله بهشون کمک کنه.
یه بازیگر که اونقدر خوب بازی کنه تا تروریستها فکر کنن یکی از خودشونه.
این دیوانگیه! من بازیگرم، نه جاسوس.
جاسوسی همش بازیگریه.
و میگن تو بهترینشون هستی.
بازیگری که فرعیاش تئاتر و زبانهای دنیاست؟
بدون شک، تو یه سلاح فوقالعادهای، گَری!
مواظب باش!
از این سمته، ای شورشی نافرمان!
به پایگاه تیم خوش اومدی.
گَری، ایشون "جو" هستن. یه کوارتربک فوقالعاده از دانشگاه نبراسکا.
اون یه رهبر ذاتیه.
آقای جانستون، درباره بازیگری شما خیلی شنیدم.
امیدوارم واقعاً همونقدر خوب باشه که میگن.
و اینم "سارا".
بهترین تلهپات از دانشگاه "برکلی برای غیببینها".
تو سانفرانسیسکو.
حس میکنم الان یه ذره گیج شدی.
قراره این جایگزین "کارسِن" باشه؟ یه بازیگر لعنتی!
به "کریس" اهمیت نده. شاید یکم بیتربیت باشه،
ولی بهترین متخصص هنرهای رزمی دیترویته.
درسته، بازیگر. فقط از من دور بمون.
و بالاخره، روانشناس ما. "لیزا" کجاست؟
اینجام.
گَری، این "لیزا"ست. اون متخصص نحوه تفکر تروریستهاست.
معمولاً یه وضعیت خودشیفتگیِ کینهتوزانهست که از بچگی ریشه میگیره.
ما هر کاری از دستمون برمیاد میکنیم تا دنیا امن بمونه، گری.
ولی الان یه نفر به تروریستها سلاح کشتار جمعی داده.
و "مخابرات" به ما میگه قصد دارن ازشون استفاده کنن.
مگه نه، "مخابرات"؟
تأیید میشه. - مخابرات؟
اون پیچیدهترین کامپیوتر دنیاست.
ارتباطاتی رو رهگیری کرده که نشون میده چندین گروه تروریستی
الان دارن سازماندهی میشن تا یه حمله جهانی تمامعیار رو شروع کنن.
طبق اطلاعاتی که "مخابرات" جمعآوری کرده،
صد برابر فاجعه ۱۱ سپتامبر خواهد بود.
صد برابر فاجعه ۱۱ سپتامبر؟ اوه خدای من! این...
آره، نود و یک هزار و صد.
به بیان ساده، بدترین چیزیه که تو کتاب مقدس پیشبینی شده.
حالا میفهمی چرا بهت نیاز داریم.
باید خودت رو جای یه تروریست جا بزنی و ما هم میبریمت عمیقاً تو خاورمیانه.
اگه بازیگریت موفق باشه، میتونی اطلاعاتی که میخوایم رو بهمون بدی.
تا جلوی وقوع کل ماجرا رو بگیریم.
و البته، اگه علاقهای نداری،
فيمكنك الخروج من الباب
حسنًا، شكرًا
"غاري"، مهلًا لحظة
ألا تفهم؟ كل بلاد العالم في خطر
لماذا من مسؤوليتي فعل شيء حيال هذا؟
لأنه سواء أعجبك هذا أم لا، أنت من يملك القوة لفعل شيء حيال هذا
لا يمكنني قتال الإرهابيين، لا أعرف شيئًا عن الأسلحة أو الطائرات
هذا لا يهم. إذا أردت مساعدة الناس،
فكل ما يهم هو ما في أعماقك يا "غاري"
فكّر في الأمر فحسب. خذ هذه البطاقة
"(الفريق الأمريكي)، (ليزا)"
سيصطحبك "باكستير" أينما شئت
فقط یادت باشه،
آزادیت هم در خطره.
به نظرت اسپاتسوود چی توش دیده؟
نمیدونم، ولی فکر کنم منم میبینمش.
باکستر
میخوام تو کشور یه گشتی بزنم.
چی کار میکنی؟
اگه ازت بخوان رؤیاهات رو واسه آزادی ول کنی؟
چی کار میکنی
No comments yet. Be the first to leave one.