The first 200 lines.
جان، مياي بريم يا همينجا با دخترت ميرقصي؟
عجله کن، همه توي مهموني منتظرمونن
زود باش
مامانت حسودي ميکنه
خودش که بلد نيست برقصه ما رو هم نميذاره برقصيم
بيا اينجا
خداحافظ- خداحافظ دخترم-
زود بخوابي- مراقب خودت باش، دخترم-
خداحافظ، بريم
خداحافظ مامان و بابا- خداحافظ دخترم-
کيه؟- پستچي-
نه، مامان
"شيواي من ساده است"
"روح مرا به آرامش برسان"
چه خبر داداش؟ امروز که سير شدي
حالت خوب شد؟
هر چي که گيرمان آيد، خوش آيد
بدون خواست خدا حتي يه برگ هم تکون نميخوره
امروز که شد
هدف بعدي؟
تو چرا نگراني؟
کسي که دندون داده، غذا هم ميده
غذاهاي خوشمزهاي همين اطرف برات پيدا ميشه
:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجم: اميد - ويرايش: سميرا
"ماه مني"
"خورشيد مني"
"نور چشمان مني"
صبح بخير
مامان- ديا-
بهت نميدم
ديا، عکس رو بهم بده
ديا، عکس رو بده- بهت نميدم-
بهت گفتم عکس رو بده
!مامان
نگاه کن از کتاب سونيا چي پيدا کردم عکس دوست پسرش
!احمق
مامان بهش بگو اگه اطراف اتاقم بياد پاهاش رو ميشکنم
سونيا
ديا، بشين صبحانه رو بخور مدرسهت دير ميشه
!احمق
خداي من
چه بچههايي هستن
!نينا
بله، مامان
يه چيزي رو بهم بگو
اگه از سونيا بپرسم عصبي ميشه
تو که دختر خوب مني
اين پسره، آدم خوبيه؟
منظورتون چيه؟البته که پسر خوبيه
گوش کن
آبجيـت که همه چيز رو به تو ميگه
آره
سونيا درموردش جديه؟
البته وگرنه تا حالا عکسش رو نداشت
من بايد رسيدگي کنم
اگه بابات بود مشکلي نداشتم
ولي الان بايد مراقب همه چيز باشم
کبير چرا نمياد خواستگاري؟
تو چيکار ميکني؟ برو غذات رو تموم کن
مامان، آروم باش
مياد خواستگاري حتما مياد
خيلي وقته که اين جمله رو ميشنوم
آخه نيتـش چيه؟- نيتـش خيره-
ولي حرف زدن با سونيا آسون نيست
...وقتي که حاضره با اين شيطان ازدواج کنه
چرا حرف ازدواج نميزنه؟
...مامان
بهش بگو يه بار چشماي خودش رو ببنده و بهش بگه
.اونوقت هر چي بشه، پاي من
مامان، کبير به زودي ازش خواستگاري ميکنه
اونم هر صبح ميگه که باهاش حرف ميزنه
...ولي جلوي سونيا
نميدونم
يه دفعه ميترسه
...سونيا، من
...سونيا، تو از
ميتوني خواستگاري کني- بله، قربان شما ميتونيد-
شما ميتونيد- خواستگاري کنيد-
خواستگاري کنيد- بي عرضه-
منظورش اين بود که چرا از سونيا خواستگاري نميکنيد؟
خواستگاري کنيد- نميتونم،نميتونم-
وقتي جلوي آبجي کوچکش نميتونم ...حرف ازدواج رو بزنم
جلوي اون بمب اتم چيکار کنم؟
!خداي من
پس اين مدت شما فقط همين قدر تونستيد به ارباب کبير ياد بديد
اونوقت خودتون رو ديالوگ نويس بزرگي ميدونيد؟
سونيا، من مثل يه قورباغه ميخوام غرق تو بشم
اينا رو مينويسيد؟
و شما خودتون رو استاد بازيگري ميدونيد؟
...و شما استاد موزيک
شما تو اين مدت فقط يه جمله خواستگاري نتوانستيد به ارباب کبير ياد بديد
راستش- بريد بيرون-
بريد بيرون، اگه دوباره ببينمتون به پليس زنگ ميزنم
بريد بيرون
بيرون- يه بار فقط-
بريد بيرون
!کبير
در مورد عشق چيز زيادي نميدونم
اما آبجيـم رو خوب ميشناسم
و براي حرف زدن باهاش، نيازي نيست آموزش ببيني
حرف دلت رو، به روش خودت بگو
چون حرفي که از قلب مياد بيرون زود اثر ميکنه
گل
کتاب؟- کتاب-
!!موفق باشي
!آبجي
!آبجي
بيا اينجا
چيه؟- اينا رو کبير برات فرستاده-
عقلش رو از دست داده؟ نميدونه از گل خوشم نمياد
ميدونه؟2 دقيقه ديگه پژمرده ميشن
آبجي- چيه؟-
اين رو هم فرستاده
خداي من!امروز کلا ديوانه شده
اون که ميدونه علاقهاي به کتاب ندارم نميدونم چرا اين کار رو ميکنه؟
آبجي، بخونش بخاطر من، دوست دارم
بگير
صفحه 28 رو بخون
...اون وقت پادشاه با جرات به دختر زيبا گفت
الان ديگه راضي شو که با من ازدواج کني
...و جواب دختر زيبا به پادشاه
جوابش در کتابخانه طبقه 4 رديف 8 هست
اگه جواب تو همونه، توي صفحه 36 يه گل بذار
از طرف کبير
اين مزخرفات چيه؟ کبير کجاست؟
کتابخونه
الان به پادشاه يه درس درست حسابي ميدم- آبجي-
بدبخت شدم
تو اينجا چيکار ميکني؟ نرفتي کتابخانه؟
خوب شد که نرفتم
نميخوام توي روز روشن از يه دختر کتک بخورم
نديدي چطوري با عصبانيت رفت بالا؟
کبير، کسي به غير از من سونيا رو نميشناسه
ما باهم بدنيا اومديم
وقتي با صداي بلند فرياد ميزنه يعني جوابش بلهـست
ببين ظرف 2 دقيقه مياد پايين
سي ثانيه بعد جلوش بيا
و 15 ثانيه بعدش داستان عاشقانهـت کامل ميشه
برو
بهم اعتماد کن، برو
تا وقتي جواب بله نداده نذار بياد خونه
خيلي وقته که دنبالـتم
امشب بهت ميرسم
!آبجي
نامه داريد
امضاء کنيد
يکم فشار بده
يه خودکار ديگه ميارم
چي شده، نينا؟ کيه؟
خاله نامه فرستاده، تولد ديا رو تبريک گفته
مشروبـت بدردت نميخوره
مشروبـم عاليه، بخور
نينا سونيا
نينا سونيا
نينا سونيا
نينا سونيا
نينا سونيا
نينا
هر چي گيرم بياد خوبه
!!!نينا
آبجي کجا بودي؟
خداي من!واقعا؟
يعني کبير- آره-
مامان- الان، نه
موقع تولد ديا، کبير با مامان حرف ميزنه
ولي بهش گفتم که برات آشپزي نميکنم
بعد ازدواج هم نميتونم کار خونه انجام بدم
آشپز، خدمتکار و راننده ميخوام
و همراه راننده اگه ماشين هم بياد
منظورم رو که ميدوني ...مرسدس و
:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial
چي شد؟
هيچي، فقط بدون تو عادت ندارم زندگي کنم
احمق، فکر ميکني من ميتونم بدون تو زندگي کنم؟
خارج که نميرم تو همين شهرم
ببين بعد ازدواج همين جا ميمونم
پيش شما
اون بايد بيا همينجا من جايي نميرم
...مامان، نينا، ديا و
ما
"صدام بزن"
"صدام بزن، من گم شدم"
"صدام بزن، من گم شدم"
"اگه ازت دور بشم، ميميرم"
"صدام بزن، من گم شدم"
کي از خواب بيدار شدم؟" "کي خوابيدم؟
"اگه ازت دور بشم، ميميرم"
"صدام بزن، من گم شدم"
"عاشقانه نگاهـت ميکنم"
"به زندگي علاقه مند شدم"
"قبلا از مرگ نميترسيدم ولي الان ميترسم"
"صدام بزن، من گم شدم"
کي از خواب بيدار شدم؟" "کي خوابيدم؟
"اگه ازت دور بشم، ميميرم"
"صدام بزن، من گم شدم"
!تــولـــدت مبـــارک
"پيش من باش و جايي نرو"
"ميخوام چيزي بهت بگم، جايي نرو"
"اي بهار، عشق رو با خودت نيار"
"صدام بزن، من گم شدم"
No comments yet. Be the first to leave one.