The first 200 lines.
آنچه گذشت
ازم ميخواي آمار بيمارهايي که اون ويروس رو دربيارم
و اونايي که آلوده نشدن رو دو دستي تحويلت بدم
يک، يا شايد دو پينت ( واحد حجم ) خون ميگيريم
چون اون سري کاري که با دخترا توي طبقه بالا کردي
به مرگشون ختم شد
اون کيه ؟
کني"ـه" بچه بيچاره
هيچوقت مريض نشده، ولي هيچوقتم از اون اتاق بيرون نيومده
و اين سگ بهم چنگ زد
بايد تا اولين تبديلش، پيش خودمون بمونه
من يه جنازه دوباره به حرکت در اومده ام
که توسط يه جادو از عالم اموات برگردونده شدم
پول رو ميتونيم ترتيبشو بديم از فردا کارت شروع ميشه
! اون فقط 15 سالشه
تو چه مرگته آخه ؟
ارين" ؟" خودش برميگرده
ليام مک لين" هستم" "پدرِ "کانر" و "براين
! من دخترشو کشتم
نه، اونکارو نکن
نژاد تو غذاشونو از گوشتِ موش بدست نميارن
کجا ميري زالو ؟ هــا ؟
اسم داري ؟
"کارلوس" ، "کارلوس بويد"
خب، آقاي "بويد" ، باعث ناراحتيه
که اين همه چيز براي آخرين غذات وجود داشت
ولي تو موش رو انتخاب کردي
چه آسون؛ ديگه نيازي به بازي در آوردن نيست
هيچوقت درمورد بازي نبود
چيه ؟ - هيچي، معرکه شدي -
جاش" ، هر لقمه اي که من برميدارم رو توي ذهنت نشمار"
نه اينجورام نيست - خودم شغل دارم -
ميدونم - ميميرم واسه غذا مذا -
کارت چطوره ؟ - خب؛ مُرده شور خونست -
مراسم ترحيم هم به اون اندازه ها شلوغ کاري نداره
... واسه همين ساختمون رو راحت ميشه تميز کرد و
مکس" رئيس خوبيه" - بامزه هست ؟ -
! خب باهاش برو سر قرار
اين فرصت دوبارست که در خونت رو زده، درسته ؟ ! بايد ازش استفاده بکني
شايد بهتر باشه قبل از اينکه اون کلوچه ها نفس ـت رو بند بيارن ازش استفاده کني
! خيلي بدجنسي ! کصافط - ببخشيد -
! سلام، ماه چهره
داريم به "سالي" نگاه ميکنيم که ببينيم چجوري کلوچه رو از گلوش قورت ميده پايين
بهمون ملحق نميشي ؟ - نه، مرخص ميشم -
شيفت شب منو داره ميکشه
! تو شب زنده دار هستي
بايد اين شيفت رو قبول کني
دارم خودمو وفق ميدم، خسته ام
و گرسنه، درسته ؟
آره، و هنوز گرسنه ام
خب چيکار ميکني ؟
ميرم بخوابم
چيه؛ نميخوايم راجع بهش صحبت کنيم ؟
خب؛ مشکلشون چيه ؟
آقاي "ويت" اومدن و گفتن سردرد و حالت تهوع دارن
با آزمايشات بعدي معلوم شد که بخاطر خستگي و تغييرات جسمانيشون هست
همش توي نمودار ايشون هست
من تورو ... ميشناسم
مشخصه که ايشون داره از سوء تغذيه رنج مي بره
يه چيزي بايد بخوره
اون يه رژيم غذايي خاص داره
به خون نياز داره
،و بيشتر خون هــا الان آلوده ان
بخاطر اون بيماري که وجود داره
به راحتي ميشه خوبش کرد
خون من خيلي پاکيزست
بخور
نميدوني داري چيکار ميکني
"طوري نيست، "ايدين
بهش نياز داري
راه نجاتته
باشه، کافيه
! اه، اه، اه
! گوش کن رفيق ! بسه ! کافيه
! بس کن
سلام خوشتيپ
دلت واسمون تنگ نشده بود ؟
چطوري يه دختره 15 ساله با پول تو جيبي کم ناپديد ميشه ؟
شايد خوده "ارين" نميخواد پيدا بشه
ميدونم ناگهاني بود، اينکه اينجوري ول کرد رفت
ولي بهش گفتيم که چي هست
بهش ياد داديم که چجوري با تبديلش کنار بياد
بعدش هلش داديم که بذاره بره
به فرزند خوندگي که نگرفته بوديمش، گرفته بوديم ؟
وقتي تبديل شد، پيشش نبوديم
شايد همين که الان توي خونه نيست
با اين وضعيتي که "ايدين" داره بهترين کار باشه
معذرت ميخوام، ولي احساس ميکنم دارم مثل قبض تلويزيون
با يه بمب زمان دار دارم از هم جدا ميشم
! اين همون لباسِ که ... آه ه ه
اون چيه ؟ اون چيه ؟
ميدوني، هممون راجع به زمان و جاذبه
که روي سينه ها زنا اثر ميذاره شنيديم ولي هيچکي درمورد
اينکه اينا چه تاثيري روي خايه هاي مردا ميذاره رو مشخص نکردن
به اين ميگن عذابِ بي صدا
چه ديد عميقي
داري يه جنازه رو ماساژ ميدي ؟
به جمود نعش کمک ميکنه
باعث تاسفه که نميتونه احساسش کنه چون من توي ماساژ دادن کارم حرف نداره
اوه، جدي ؟
نه، وارد نيستي
قديما ماهي يه بار ماساژ سوئدي بهم ميدادن
حالت تو؛ وحشتناکه، رفيق
... هي
ميتوني منو ببين، نه ؟
اوه، اوه، خيلي شرمندم
اينجا دارم بهت خايه پير نشون ميدم و درمورد ماساژ صحبت ميکنم
منظورم اينه که، اين محل کار آزار دهندست ! من خودم آزار دهنده ام
گوش کن، به کمک نياز دارم
بنظرم بايد برگردم سرکارم
باشه
! هي، هي، وايسا ! صب کن
خدارو شکر پيدات کردم
!ببين آقا جون؛ بايد بري
همين الانشم توي وضعيت عجيبي هستم
و نميتونم با جناب عالي گپ بزنم
لطفاً درک کن - !بايد کمکم کني -
پسران بدم دارن سر وصيت نامه ـم دعوا مي کنن
... ولي يه وصيت دوم هم نوشتم، و
آچار چرخ واسه چيه ؟
براي همچين مواقعي ـه
شرمندم. ولي "نجواگر روح"ـي درکار نيست
شما واقعي نيستين، واقعي نيستين
فقط بايد توي ذهنم باشين
با مرگِ "هنري" ؛ منطقيه ... که به شما فکر کنم و
اگه روح بودين، "سالي" و "نورا" ديده بودنتون
نه، يه جاي ديگه بوديم
سعي ميکرديم يه سري چيزارو حل کنيم
که درب هامون رو پيدا کرديم
بث" که دل بسته به باباش بوده" منم مشکل عزت نفس داشتم
... ولي بعد شنيديم که تو برگشتي و
اولويت ها تغيير کرد، خب ؟
آره، خب، ميتونم خلاصتون کنم ميتونم دفعتون کنم
دوبار مارو بکشي ؟ نه
ميخواي خودتو بخاطر تموم کاراي بدي که کردي شکنجه کني
و ما اينجاييم تا توي شکنجه کردن بهت کمک کنيم
هر دقيقه
در هر روز
حتي وقتي که داري خواب ميبيني
!سلام
ميتونم کمکتون کنم ؟
نورا" خونست ؟" - نه -
خب، ميتوني بهش بگي که "کت" اومده بود يه سري بهش بزنه ؟
يکي از دوستاشم
شبيه معتادايي
من معتاد نيستم
من که نگفتم هستي
ببخشيد
نه، تازه بيدار شدم
من "ايدين"ـم
اوه، "نورا" چيزاي خوبي راجع بهت گفته
چيزاي خوب ... باشه، خب، قبولش ميکنم
همينه، ازش دلبري کن
دعوتش کن بياد داخل
چه کاري از دستم ساختست، "کت" ؟
اوه، چک اجاره واسش آوردم
خونه ي "نورا" رو به يکي اجاره دادم
ميشه اينو بهش بدي ؟
مچش رو نيگا کن، وسوسه کنندست
برو بخورش، مزش کن
نميشه ؟
بهش ميدم، از آشنايي باهات خوشوقتم
... "جاش" - ! سلام -
ايشون "ليام مک لين" هستن "پدرِ "کانر" و "براين
سلام
ليام" فکر مي کرد شايد تو بتوني کمکش کني"
قبل از اينکه به قتل برسه
پسرم دو تا چک به مبلغ 1700 دلار
به اسم تو نوشته بود
و به اين فکر ميکردم شايد بتوني
در اون مورد چيزي بهم بگي
! سلام - ...آم -
مطمئني نميخواي بمونم ؟
تنهايي شايد بترسي ها
اوه، نه، آزارم نميده
باشه، خب، خيلي قوي هستي ! ها ها
خوشم مياد
شب بخير
.اوه، وايسا ! هي، صب کن
دوستام؛ "نيک" و "زوئي" ميان اينجا
... و
... يه کاري ميکنن که آخر خودمو خلاص کنم، آم
بنظر آدماي دوست داشتني اي ميان
خب، چون که زوج هستن ديگه
ولي من که با کسي نيستم
و نميخوام اين قرار رو؛ سه چرخه کنم
... خب
داري ازم ميخواي چرخ چهارم باشم ؟
آره، همينطوره
باشه - جدي ميگي ؟ واقعاً ؟ -
آره، البته - ايول -
باشه، پس ساعت 8 ؟
آره، آره، ساعت 8
اوه، فقط کاش بتونيم که
راجع به اون شرمگاه ها ( همون اندام هاي تناسلي ) کمتر صحبت کنيم
خب، من قولي نميدم
خيلي خب، امشب ميبينمت
فعلاً - خدافظ -
سلام - ! خدافظ -
اوه، توي کيفت ماهي تابه داري ؟
No comments yet. Be the first to leave one.