The first 200 lines.
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی "فیلامینگو" تقدیم میکند
فقط دو نوع آدم در این دنیا وجود داره
اونایی که دردسرساز هستن و اونایی که توی دردسر میافتن
لحظهای که دنیا میای
میدونستم خدا پسری بهم داده
که مقدر برای چیزهای بزرگتره
توی قانوناساسی یا انجیل
قانونی مبنی بر غیرانسانی برخورد کردن با سیاهپوستها نیست
یه پیامبری هست
الایژا محمد بزگوار
که رهبریمون میکنه
دانشجوی الهیات رو یادته
آره داری به مردی در ماموریت نگاه میکنی
و با قرار گذاشتن با تو شروع میشه
رسول گرامی
من خیلی پیش از میلههای فلزی در زندان بودم
در زندگیم
میخوام بنوشم به سلامتی
امان از نوشیدنی خوردنهای تو زن
رد زود تموم میشه
دوستت دارم واقعا میگم رد
تکتک بخشهای وجودت رو
و میخوام تا آخر عمرم باهات باشم
عزیزم داری ازم خواستگاری میکنی؟
نه اون که کار توئه
فقط دارم میگم میتونم آیندهم رو با تو ببینم
واقعا؟ چی میبینی؟
آیندهمون رو
مثلا یه خونه
چندتا بچه
تو هم اینها رو میبینی؟
من فقط میدونم قراره این نوشیدنیها رو بخوریم
و بعدش بریم توی اون تخت
بعدش چی؟
بعدش نشونت میدم چه قدر دوستت دارم
زندان انگار بهت ساخته
فقط خوشحالم دیگه حال و هوای زندان
ازم دور شده
آره به نظر سبکتر میای
حس سبکتر بودن هم دارم
ای کاش میشد برای تو هم همین رو گفت
سخت نگیر
همهمون نمیتونیم هرچه قدر بخوایم بستنی بخوریم
و بازم انداممون خوب بمونه
چی بگم؟ خدا بزرگه
قطعا همین طوره
پسر یادمه توی مزرعه میزدی دنبال مرغها
حالا کشیش معبد هارلم شدی
بهت افتخار میکنم رجینالد
وقتی جاگیر شدی باید بیای بهمون سر بزنی
خیلی وقته به منشیم دربارهی تو گفتم
خوب میشه اگه بیای ببیندت
باید بریم دیگه
به ویلفرد گفتم ساعت 6 میریم پیشش
ویلفر میتونه منتظر بمونه
میخوام به معبد برم
مالکوم امروز صبح قراره به معبد بریم
میخوام الان برم
نمیخوام تا صبح صبر کنم
چی شده؟
نباید چیزی بگم
اما ویلفرد، هیلدا و الا می
برات مهمونی خوشآمدگویی به خونه میخوان بگیرن
بهشون گفتم لازم نیست اما ویلفرد اصرار کرد
و میدونی چه جور آدمیه
تازه الا می هم این همه راه از بوستون اومد
میدونی این چندسال اخیر
چی باعث میشد بتونم توی زندان دووم بیارم؟
اینکه میدونستم یه روزی
به عنوان یه مرد آزاد به معبد میام
یه مرد آزاد مسلمان
نمیخوام حتی یه روز دیگه هم صبر کنم
الان به معبد میریم
برادران و خواهران عزیزم
هیچ رهبری نیست که بتونه کاری
به بزرگی اسلام برای من و شماها
انجام بده
من چهرهی زیبای خانمها و مردهایی رو
میبینم که سفر مشابهی داشتن
سفری بس سخت
با سرانجامی پر از وعده
درواقع برادر مالکوم رو میبینم که مابینمون نشسته
برادر میشه لطفا بایستی
اشکالی نداره
برادر مالکوم سرافراز و پرغرور دربرابرمون ایستاده
اما مثل خیلیهامون اینجوری شروع نکرده بود
مثل خودم که سالها تعلیمات استاد لازم بود
تا دعوات واقعی از طرف اسلام رو پیدا کنه
منظورم اینه که ما به عنوان زن و مرد
لازم نیست حتما شکنجه شیم و زندان بریم
تا به نور برسیم چون نور همینجاست
پس ازت ممنونم برادر مالکوم که نور رو به ارمغان آوردی
ممنون بابت نامههات بابت نظم و انظبات در حین اسارت
و ممنون بابت متعد بودن به الله
همونقدر که ملت برامون میتونه الهامبخش باشه
باید ما هم برای هم الهامبهش باشیم
و تو قراره الهامبخش باشی
الحمدالله
شکر بابت الایژا محمد گرامی
الحمدالله شکر بابت الایژا محمد گرامی
از دیدنتون خوشوقتم
همیشه از داشتن یه برادر خوب استقبال میکنیم
باعث خوشحالیمه از هرراهی که بتونم
در خدمت خدا باشم
امیدوارم خجالتزدهت نکرده باشم
هرتوجهی از سمت شما باعث افتخاره قربان
افتخاری لایق برادر مالکوم
همهی حرفهام از ته دل بود
مشتاق دیدن آیندهت
و کارهای بزرگی که برای ملتت خواهی کرد هستم
ای گرانقدر اگه اجازه بدین
چه طور میتونم انجامش بدم؟
تو یه مجرم و زندانی بودی
اما به سمت مقابل اومدی و یادگرفتی خدا رو بپذیری
بذار نور تو به مردممون بتابه و اونا رو به سمتمون بکشونه
سمت آدمهای جوان برو
وقتی اونا رو قانع کنی
پیرترها از روی شرم خودشون همراهی میکنن
من از ملت اسلام اومدم
و میخوام بگم اسلام نه تنها
وقارتون رو میبینه
بلکه ازتون میخواد با آغوش باز
و تمام وجودتون بپذیریدش
شماها توسط ماری گزیده شدین
پس مار مجبوره برگرده و به بقیهی مارها بگه
که داره نفرتپراکنی میکنه
اما نفرتپراکنی نیست جهنم پراکنیه
اگه توی زمین ماری بود
که داشت خواهران و برادرانتون رو میگزید
این نفرتپراکنیه یا جهنمپراکنی؟
به نظر من که جهنمپراکنی
واقعا عشقم به این مردم اینقدر پرشور
و بزرگه
اینقدر سرشاره که باید بهتون بگم
و نگفتنش بهتون راحته
و نادیده گرفتن برادران و خواهرانتون
حالا که ایستادید و دارین بهم گوش میدین غفلته
من اونی که شما فکر میکنین نیستم
اما چیزی که دارم
چیزی که امروز به خاطرش اومدم
احساس درونیم که فراخوان من
برای موعظه و رهبری ملت خداست ملت ما
از سختیها و دلسردیها و محرومیتها بگذرین
و به باغهای امید و انسانیت پا بذارین
و معتقدم میتونم این کار رو در باپتیست دوازدهم
در باپتیست دوم در کانکرد باپتیست انجام بدم
دکتر کینگ شما فکر میکنین
که دعوت به شبانی یه فراخوانه نه یه شغل
تنها دغدغهمون شجرهنامه منحصربهفردتونه
پدرتون کشیش کینگ سینیور در آتلانتا
یک مرد از نژاد ما و مشهور
به دردسر درست کردنه
عصبانی کردن سفیدپوستها
متوجهیم که در جنوب باید از روشهای خاصی
استفاده بشه تا با اون شیطان جیم کرو بتونن مبارزه کنن
اما باید بدونین کلیساهای معتبر در بوستون
دنبال کشیش هستن نه پیامبر
سوالمون اینه که آیا این چیزیه که میخواین؟
همه خیلی بهت افتخار میکنن
مشتاق دیدارت در کریسمس هستیم
منم متشاقم
هردومون هستیم
هردوتون؟
آره من و کورتا
آها نمیدونستم رابطهتون جدی شده
نگفته بودی برای کریسمس به خونه دعوتش کردی
میدونی پدرت برات برنامههایی داره
تا برگردی
به همکشیش بودن باهاش توی ابنیزر
و میخواد با یکی از دخترها
از خانوادههای خوب از وستساید
ازدواج کنی
من با تموم آدمهای آتلانتا قرار گذاشتم
و هیچکدوم مناسب نبودن
بله از گذشتهی پربارتون آگاهم
چی بگم مامان
گاهی دخترها دیوونهی پسرهای بزرگتر میشن
اوهوم
اما به کورتا اهمیت میدم
خیلی عمیقتر از بقیه
عزیزم میدونی که همیشه ازت حمایت میکنم
متاسفانه اونی که باید
قانع کنی من نیستم
اگه تو رو انتخاب نکنن احمقن
کسی میگه تا چند ماه پیش
اسم اپرا هم به گوشش نخورده بود
اگه استعدادی ببینم میشناسم
حواست به غذا باشه کازانوا
هردومون میدونیم نیومدی اینجا تا لباسهات رو بشوری
اومدی دستپختم رو بخوری
من یه دانشجوی گرسنهم
آزادی بهتر از کیفیته
به نظرت بیلی اکستین میره
خونهی کارول دریک
یا برعکس؟
به نظرم آقا داره براشون یه جای جدید میخره
یه جای لاکچری رو به ساحل؟
شایدم خانم داره میخره
آره حتما
چرا که نه؟ دختره به اندازهی پسره مشهوره
No comments yet. Be the first to leave one.