The first 120 lines.
!ایولا! پنکیک
سلام به همگی
و به دهمین هفته ی !روزه پنکیک خوش اومدید
سلام! چه خوشگل شدی گِرِگ
سلام, سوزان همه شو باهم یه جا نخوریا
و کرم شبتاب باید بگم که امروز
عجب روز درخشانیه
آره, تو باشگاه چندتا حرکت باحال زدن
خب,هر کاری که میکنی ادامه بده
بله, بیلی جون ببین حالا
چطوری قراره اینو نوش جان کنیم
اول, باید یکم
شربت جا افتاده ای خوب روش بریزی
...وقتی...من ریختم
میدمش به تو...
!بیا
نگران نباش بیلی جان
بابا میره برات شربت میاره
هی, عنکبوت, میشه یذره شربت برای پسرم بیاری؟
اونوقت منم بهش گفتم "اونکه مداد نیست
! خودکاره"
مشغول حرفی آره؟
فکر کنم همه ی کارا رو خودم باید بکنم
سلام, عنکبوت
سلام, دیو
ریچارد
چه کمکی میتونم توی این روز باشکوه پنکیکی برات بکنم؟
خب, پسرم شربت میخواد اما همش تموم شده
شربت تموم شده؟
فکر کنم اون آخریش بود که داشتیم
طلسم های اکلپسا
اونا بیرون از اتاقشون چیکار میکنن؟
خیله خب خیله خب بیاین یکم زود قضاوت نکنیم
شاید اونام پنکیک میخوان
سلام, صبحتون بخیر, بچه ها
ما پنکیک داریم
و داریم روی شربت پیدا کردن کار میکنیم
...ما اصلا هیچ ...مشکل کوچیکی نیست اما
همه جا امنه چراغارو خاموش کن
اوه, پسر
خیله خب, بسه دیگه
سلام, رفیق
خب, میدونم که شما طلسم های جدید اکلپسا هستید
ولی نمیشه که همینجوری سره خود توی این اتاق برید و همه چیو داغون کنید
حالا, هر مشکلی که الان دارید
من مطمئنم که میتونیم اینو توی یه وضعیت بهتر حلش میکنیم
برو کنار ببینم
!عنکبوت
عنکبوت, حالت خوبه؟
اوه آره خوبم خوبم
فقط یه لحظه نفهمیدم چیشد
البته, همشم تقصیره خودم بود
همیشه همه چیو خراب میکنم
اوه, نه
اونا اعتماد به نفس شونو گرفتن
تو هنوزم میخوای باهاشون حرف بزنی درسته؟
!اونا دارن میان
خیله خب, این یکی آخریش بود حالا باید کرم شب تابی رو پیدا کنیم
امنه. هیچکس اینجا نیست
خیله خب فهمیدید که چی گفت میریم اتاق بعدی
وقت طلاس, بچه ها
!صبر کنید...اونا کرمی رو بردن
یکی باید بره دنبالشون
من نجاتش میدم
بجز اینکه من باعث میشم همه چی بد تر بشه
اوه, چرا همه چیو خراب میکنم من؟
تو در هیچ شرایطی نباید بری بیرون
...یکی از ماها باید بره بیرون , , خب
نهنگ, چرا تو نمیری؟
کی؟ من؟
...چرا؟ من که
تو بهترین دوست عنکبوت نیستی؟
منظورم اینه که من,گاهی وقتا ...باهم وقت میگذرونیم
شماها همش باهم دیگه اید
آره , شما همیشه سره میزه ناهار باهم گپ میزنید
شما بچه ها نبودید که برنامه ی سفر جاده ای ریخته بودین؟
آه, اون پدرخونده ی بچه هات نیست؟
آره, ولی خب کی پدرخونده ی چندتا بچه میشه؟
خاک تو سرت ریچارد
باشه. خودم میرم
زودباشید, درو ببندید
هاه؟ چی؟
باید یکم بیشتر بیام بیرون
اصلا نمیدونستم انقدر ملکه داریم
اینجا هم امنه بیاین بریم
!صبر کنید
خیله خب با علامته من
سه, دو, یک
هی, نمیخوام مزاحم تون بشم
اما میشه اون کرم شب تابه مونو بدید بریم؟
این چه حرفیه که الان توی این موقعیت میزنی؟
طلسم های واقعی در حال انجام کار هستن
اهم میتونم کمکتون کنم؟
اتاق رو بگرد
شما ها دیگه کی هستید؟ - عقل تونو از دست دادید؟ -
امنه بیاید بریم
اه , خب که اینطور
کلی پنکیک بخاطر اینکار دارم از دست میدم
نمیشه حالا اون دوسته مونو بدید ببرم؟
بیخیال - !آقا -
برگردید به همون مهمونیه کیکی تون
دوسته کرمی تون بعد از پایان
ماموریت بهتون برگردونده میشه
...اوه جدا؟ خب اینکه
اگه زنده بمونه - چی؟ -
...هی, منظورتون از این حرف؟
یه حرکتی بالای سره مونه
هدف رو پیداش کردیم وقتشه گیرش بندازیم
زودباشین سریع
عجب طلسمه قویه
این قوی ترین طلسم اکلپساس
حتی اسم هم نداره
اوربورز, محفغظه رو آماده کن
!آمادس قربان
وای, اون دیگه چیه؟
این یجور محافظ جادوی سیاهه کارش حرف نداره
بیشتر شبیه شیشه خیارشوره
آره, آره یه شیشه خیار شوره
شیشه خیارشورا خیلی خوب جواب میدن
البته تا زمانی که درشو باز نکنی
No comments yet. Be the first to leave one.