Family Tree

Family Tree

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Family Tree S01-TvWorld info
A Commentary by Thorin
TvWorld.info | زیرنویس کامل فصل

Tags

other
Published on: 2013-09-29
Downloads: 27
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

شجره نامه

تـي وـي وُرلـد » با افـتـخـار تـقـديـم مـي کـنـد »

تــرجــمــه از مسـعود M.pirate

،به نظرت عجیب نیست

که برای ناهار داریم میریم پیش پدر؟

.آره، میدونم .کمی عجیبه

.چند ماهی میشه که ندیدمش

،منظورم اینه که، همینطوری بدون دلیل

...فقط برای ناهار سر بزنیم

آره

...البته امیدوارم که بدون دلیل باشه، اما

.مطمئنم که حالش خوبه

.ـ خیلی سوسیس می خوره .ـ آره

...فکر می کنی مثلا وقتی رسیدیم اونجا، پدر میگه

من کشتمش، اون تو حمامه" ؟"

".اون توی حمامه و داره جون میده"

...اوه، خدایا

.اگه اینطور بود) من قبل از اینکه بیام یه چیزی خوردم)

.ـ بهونه خوبیه .ـ آره

...خب ...خب، تو

تو خوبی؟

.ـ آره، من خوبم ـ با کسی قرار می ذاری؟

.ـ نه با کسی قرار نمی ذارم ـ چرا نه؟

...چون نمیخوام. من

تقریباً شش ماهی شده

.آره، می دونم

،یه زن فقط وارد افسردگی بعد از جدایی من میشه

ـ درست .ـ که البته کاملاً به این سبک زندگی عادت کردم

.خب باشه خیلی از افسردگیت باقی مونده؟

.تقریبا شش ماهی از غم و غصه ام باقی مونده

.باشه

ممکنه "مانک" رو چک کنی؟

...ـ چون اون صندلی برام تازگی داره .ـ آره

.و نمی دونم درست انجامش دادم یا نه

.ـ مطمئنم که راحته .ـ خب، شاید نباشه

میشه فقط یه نگاه بندازی؟

اشکالی نداره اگه با دستت کمربند رو چک کنی؟

ـ کمربندش رو با دستم چک کنم؟ .ـ ممنونم. آره

ـ مرسی ـ اوه، آره

.راستش، کمی شُل بود

ـ شُل بود؟ .ـ الان خوبه

.ـ بیا بریم، مانک .مانک: مگه دیوونه شدی؟ ولم کن

چیه؟

.ـ 15تا نسخه از این هست .ـ آره

!روزتون بخیر، تام، بی و میمون

.خواهش می کنم، خواهش می کنم بفرمایید

.ـ خیلی خوب باشه .ـ ممنونم، لوبا

ویکرام، تو این لباس چاق به نظر میرسم؟

هستی نه چیترا، تو توی این لباس چاق

!سلام پدر

ـ سلام، تامی. حالت چطوره؟ .ـ خوبم

.ـ بشین بشین. سلام عزیزم .ـ سلام پدر

.بفرما بشین اینو یادته؟

تو هم مثل فیلی میمونی که اندازه ی .کله اش روی فرش خرابکاری کرده باشه

.من بخاطر این مرد بدقواره ای که همسایمون شده خیلی نگرانم

.دیگه شبیه این نمی سازن

.اون ممکنه اصلاً پیروِ هیچ فرقه ی مذهبی نباشه

.البته که بی دینه

.اون اهل "هفت بلوط"ـه

!...اینم از همسایه هامون

،کیِث، تام، بی، عروسک میمون زشت !وقتش رسیده... غذا حاضره

.خیلی خوب شده، عزیزم

.یه "نایجلا لاوسون" شخصی برای خودم دارم نویسنده و روزنامه نگار غذا و آشپزی :Nigella Lawson

مشکل یا دردسری که برای اومدن به اینجا نداشتین؟

.نه، خوب بود .کاملاً بی دردسر

.اگرچه یک راهپیمایی کوچیک توی "والتامستو" در مسیرمون بود

ـ آره .ـ روانی ها با اون تابلو هایی که دستشون می گیرن

.خیلی خطرناک به نظر میرسیدن

.فقط مجبور شدیم کمی مسیرمون رو عوض کنیم

ـ چجور راهپیمایی بود؟ .ـ بچه بازها

ـ جدی؟ بهشون اجازه ی راهپیمایی میدن؟ .ـ مخالفینشون، مخالفین بچه بازها

.ـ اه، مخالفین بچه بازها .ـ اوه، درسته، آره

.خب، پدر و مادرم وقتی من 9 ساله بودم از هم جدا شدن

.که یه جور اتفاق بود

،مادرم به ایرلند برگشت

،که خب وطنش هست

و من هم باهاش رفتم

.چون عاشق مسافرتم

.و "بی" اینجا پیش پدر موند

...نمی دونم چرا این تصمیم گرفته شد یا

.اما از نحوه ی پیشرفت این ماجرا راضیم

،نزدیک 9سال اونجا زندگی کردم

.و بعدش به لندن برگشتم و یه کار پیدا کردم

"در "اداره تحقیقات سوانح لندن

C-L-A-I-M.

تلفظ میشه CLAIM ادعا، مطالبه :claim

.مثل یک تصادف رانندگی

،کار من این بود که هر تصادف رو ارزیابی کنم

،و مسئولیتش رو به یکی از طرفین نسبت بدم .که به نظرم خیلی سکسی بود

.به هر حال قسمت ما منحل و کارمون به بخش دیگه واگذار شد

جستجو برای کار چطور پیش میره؟

.اوه، خوبه، آره

چند روز پیش در یک مصاحبه شرکت کردم

.برای یه کار که به نوعی مرتبط با کار قبلیم بود

.ارزیابی خسارت، اما برای یه کمپانی جدید خیلی بزرگ قصر مانند

ـ چطوریه؟ ،ـ مثل اون قصر های خیلی شیک دیگه .مثل اونایی که بچه ها روش بالا و پایین می پرن

.ـ توی جشن ها، که بچه ها روشون بالا و پایین می پرن .ـ اوه آره، اون ها رو دیدم

.ـ خطرناک به نظر میرسن .ـ خیلی باحالن، قصر های بادی

.ـ اوه، من که خیلی خوشم میاد .ـ لوبا میدونه

.ـ مثل تُشَک تختخواب .ـ آره

ـ میشه بادشون رو تنظیم کرد ـ آره

.ـ از زنت خوشم میاد ـ میمون

من به ایشون خدمت کردم، عالیجناب خالصانه خدمت کردم

بیست سال در ارتش ،و بعد

.چندین سال فوق العاده به عنوان گارد سلطنتی

اما هوس کردم زودتر از موقع خودم رو بازنشسته کنم

.تا رؤیای دیگرم رو دنبال کنم

،می خواستم چیزی رو خلق کنم که دنیا رو تغییر بده

.زندگی رو برای مردم بهتر کنه

.این پروژه ای هست که دارم روش کار می کنم

.هنوز اشکالاتش رو به طور کامل برطرف نکردم

،تا حالا احساس کردید وقتی که پاهاتون داغ میشه

اصلا دلتون نمیخواد یه کفش داغ بپوشید، درسته؟

.یه کفش خیلی خوب خنک رو ترجیح میدید

.خب این یه قالب کفشه

شما اینو توی کفش جاسازی میکنید

.و این پروانه کوچیک رو به کار میندازید

می بینید؟

و کاری که میکنه این هست که کفش اصلی رو خنک می کنه

.قبل از اینکه شما بپوشیدش

،بر عکس ،اگه پاهاتون سرد باشه

.هیچ دوست ندارید با کفشی قدم بردارید که سرد و ناخوشاینده

...اما با روشن کردن این، حرارت المنت

ـ اوووخ بگا رفتم

،این المنت های حرارتی در اینجا

شروع میکنن به گرم شدن .و کفش رو گرم میکنن

خوشت میاد؟

،آره، خیلی آبداره

.دقیقا همون چیزی هست که من در کباب یکشنبه دوست دارم کباب یکشنبه، ناهار سنتی انگلیسی :Sunday roast متشکل از گوشت کباب شده، سیب زمینی سرخ شده، پودینگ و سبزیجات

بیشتر می خوای؟

...ـ فکر می کنم ـ آره

باشه محشره

...ـ دقیقا با انگشتهاش

فوق العادست

ـ هنوز سوسیست راسته ـ آره

.ـ کاملا حال بهم زن .ـ داره شوخی میکنه

.فوق العادست

.آره، من در تعطیلات به سر می بردم، در وِلز

.که خودش به اندازه کافی بد هست

.و به یک مرغ دریایی برخوردم مرغ دریایی از خانواده پنگوئن :puffin

...و این پافین داشت

.ـ یه کاری می کرد ،ـ داشت با خودش ور میرفت

.می دونی، اصلا منظره ی جالبی نبود

.که بشه با چشم غیر مسلح نگاش کرد

.و این اتفاق برای من یه ضربه ی شخصی بود

.خیلی بهش سخت گذشت

خب من خیلی کم سن و سال بودم، متوجهید؟

،اصلاً نمیدونستم چنین چیزی رو از لحاظ احساسی چطور باید هضم کنم

.بنا براین توصیه شد که به یک روانکاو کودک مراجعه کنم

.تا چند هفته حرف نمیزد

،و این روانکاو به من گفت که شاید بتونم

اجازه بدم صدای درونم به کمک .یک عروسک دستی شنیده بشه

.باقیش هم که چیزی جز تاریخچه نیست

ما از اون زمان همیشه با هم بودیم، می دونید؟

و به نظرم فوق العاده میاد چون من این همراهی رو .همه جا با خودم دارم

،خب من گرمای زیادی رو تحمل می کنم .این هم باید گفته بشه

،میدونید زندگی با این میمون همش هم خنده نیست

،مسأله نگه داشتن یک شغل ،یا پیدا کردن کاری که بتونن باهاش کنار بیان

.می دونید، این خودش واقعا یه چالشه

.در حال حاضر در یک بانک کار می کنم

.دو روز در هفته میمون رو با خودم می برم

.اما موقع شمارش پول واقعاً ناامید میشید

.خب برای من سخته

.من که مهارت های دستی ندارم

آره، اما خب بی دقتی چی؟

.تو از ما خواستی که به اینجا بیایم، پدر

ـ چی... چه خبر شده؟ .ـ اوه، راست میگه

.خب، شاید این خبر کمی بد باشه

.یک درگذشت توی خانواده اتفاق افتاد

.ـ اوه، نه ـ واقعا؟

.مربوط به عمه بزرگت ویکتوریا میشه

.عمه ی من، خواهر پدرم ویکتوریا فوت کرده

.ـ اوه، نه .ـ بیشتر از 80 سال سن داشت

.بیش از 80 سال زندگی کرد. زندگی خوب و طولانی داشت

.مهربون و دوست داشتنی بود

.من خودم خیلی زیاد نمی شناختمش

اما، می دونید، خبر خوب اینه که

.چیزهایی برای هممون به جا گذاشته

!ـ خیلی خوبه ـ آره

.هیجان انگیزه

،یعنی، باعث ناراحتیه که فوت کرده !اما این خیلی خوبه

.ـ خب آره، آره ...ـ درسته

.سهم تو اینه، بی

.اوه، لکه داره

.فکر نمی کنم لکه قهوه باشه

.و این ها همه به تو تعلق داره

.جالب توجهه

...اه

.اوه، این خوبه

.خب، من به یک جاسنجاقی جدید نیاز داشتم

.ـ نه، نیاز نداری .ـ نه، نیاز ندارم

..."گوینده: در قسمت آینده "خانواده پلانتاجِنِت

امشب بدون شک سرانجام خیانت و ظلمت رو می بینی

،مگر اینکه برادرم، دوکِ "گریمبسی" رو قبل از طلوع خورشید آزاد کنی

!هرگز

.نکشش ...فقط بخاطر اون دارم نگاه کنم

.خواهش می کنم پدر، اجازه نده دوباره اذیتم کنن

دوباره؟

BBC-2 گوینده: "خانواده پلانتاجِنِت" از

!سلام عرض شد

Family Tree subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Family Tree

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left