The first 200 lines.
"ما اومدیم"
"چانیول مرد خونسرد"
"دختر دست و پا چلفتی با صورت سرخ گونه"
"د. او.عاشقانه و شیرین"
"سهون"
"بکهون"
اکسو همسایه
این ون توجه زیادی و به خودش جلب می کنه
باید بیسر و صدا حرکت کنیم
من میتونم اینکار و بکنم
چیز مهمی نیست
خریدنش آسون نیست
جی یونهی، تو میتونی انجامش بدی!
"پد بهداشتی"
میشه عجله کنی؟
لعنتی!
حتما دیوونه شده
لطفا عجله کن
پدهای بهداشتی یک شبه بالدار میشه ۶۵۰۰ وون
باید بندازمش تو یه کیسه پلاستیکی سیاه؟
سریع، لطفا
اگه دوتا بخری یکی مجانی گیرت میاد
نه ممنون
فروشی. چرا یکی دیگه نمیخری …
امروز روز آخر منه!
اوه نه
صورتم داره میسوزه
امیدوارم درست بشه
کارش حرف نداره
اونا کی هستن؟
چرا دارن دنبالم میان؟
ما سه ماه اینجا گیر افتادیم، درسته؟
اره
تا فردا توی تمام تور برگزار میشه
- چی؟ - ساکت باش
میخوای همه بشنون؟
پسر، ما باید ترتیبش رو میدادیم
اونا دیگه کی هستن؟
چرا ماتیلدا این قدر سنگین؟
ماتیلدا؟
لطفا نیا
اونا منو میکشن
امروز آخرین روز پریودم نیست این آخرین روز من در روی زمین!
چیکار باید بکنم؟ باید نقش مرده رو بازی کنم؟
نیا.نیا.نیا
حالت خوبه؟
قاتل های سریالی؟
اون چشه؟
وای
واو
اوه
- خیلی باحاله... من - اتاقم
- این بهتره... من - اتاق مطالعه
اتاق باحالیه
واو اینجا خیلی باحاله
چانیول "، مطمئنی اینجا خونه پدربزرگت بود؟"
خیلی قشنگ و جدید به نظر میاد
وقتی بچه بودم اینجا بازی میکردم
اینجا محله ساکتی یه جای عالی که واسه یه مدت بتونی بمونی
ما یه مشکل داریم
چیه؟
تخت نداریم. چیکار کنیم؟
فردا تختخواهمون رو میگیریم فقط ادامه بده
بابابزرگ … من اینجام
"هفده سال پیش"
چان، چرا امروز این قدر غمگینی؟
پدربزرگ "مینسو" اونو یادش نمیاد
بابابزرگ، تو هم باید پیر بشی؟
عمرا
من هیچ وقت پیر نمیشم
منم هرگز نمیمیرم
واقعا؟
باید یه رازی رو بهت بگم
یه گردنبند جادویی دارم
- جادویی؟ - اره
... تا وقتی که این گردنبند رو داشته باشی
از بد شانسی دور میشی
بیا
... چان "، تو یه دنیا خواهی شد" نه، یه ستاره جهانی!
تو چی؟
اگه اینو بگیرم. تو جادوت رو از دست میدی
نه یکی دیگه هم دارم
- یکی دیگه؟ - اره
جادوگر به من دوتا از اونا رو به عنوان هدیه داد
من مراقب خودم هستم. نگران نباش
صبحونه!
پاشو پاشو پاشو
- اینقدر منو نزن! - پاشو
کاری که بهت میگم و بکن
میخوای هر طور دلت میخواد زندگی کنی؟ پس اجاره بده
به هر حال، این خانه درب و داغون به چه دردی می خوره؟
تو تنها دلال روی کل سیاره هستی که به دخترش میگه اجاره بده
باید از وقتی که داری حرف میزنی بیدار شده باشی
بیا بیرون صبحونه بخوریم
اوخ
تا فردا توی تمام تور برگزار میشه
"زن بلوند به قتل رسید"
"نتیجه ای یافت نشد"
تو شبکه هیچی نیست
چند نفر دارن تو خونه بغلی زندگی میکنن
به چی فکر میکنی؟
چی؟ هیچی
اگه ون اونا رو دیدی اینو بهشون بده
فراموش نکن
چرا خودت بهشون نمیدی؟
باید برم سر کار
- و اونا؟ - اون باید درس بخونه
کاری که بهت میگم و بکن
یا اجاره بده
باشه!
دیگه از شنیدن در مورد اجاره خسته شدم
اینطوری بیرون نرو
برداشت اول مهم
مسخره نکن. این یه مصاحبه نیست
به همسایگی خوش اومدین
از دیدنت خوشحالم
... اگه به چیزی نیاز داشتی
بذار همسایه های خوبی باشیم
سلام
ما برای کارت کلید اینجا هستیم
چه انتظاری داشتم؟
من بیست و سه سالمه
اونا میگن که این بهترین دوران زندگی منه
ولی من هنوز دوست پسر ندارم
از دیدنت خوشحالم
من مشکلپسند نیستم
فرصت اینو داشتم که با بچهها آشنا بشم
اما یه عیب بزرگ دارم
ببخشید میدونم که دیر کردم
چرا خواستی منو ببینی؟
... راستش
... ایراد من اینه که
من در اطراف پسرانی که دوستشون دارم تبدیل به سنگ میشم
خیلی شبیه توئه
و صورتم سرخ میشه
من میرم
اساسا من یه سنگ قرمز شدم
حتی اگه عاشق پسر بامزه همسایه هم بشم
به هر حال تبدیل به سنگ میشم
پس جای امیدواری نیست
باید باهاش کنار بیام
دوربینمخفی!
ساکت باش!
آجی
مگه نگفتی همسایههای افتضاحی داریم؟
آره. خیلی زشت
این همون قیافه زشته این روزا؟
خیلی عجیبه شبیه همسایه هامون هستن
بجنب
- این همسایه رو بیار - باشه
چی؟
یه جعبه کیک برنج تا وقتی که هنوز گرم هستن ببرشون
چرا داری این کارو با من میکنی؟
بدون این از گرسنگی میمیرند؟
شما می تونین تعداد زیادی شماره برای تحویل غذا روی شبکه دریافت کنین
ما هم داریم
هی، دنبال اتاق میگشتی؟
من دارم
کسی اینجاست؟
هیچکس نیست؟
باید قبل از اینکه سرد بشه بخورمش
همشون مردن؟
هی، خوابالو!
هی، بیدار شو بیدار شو
بوی فوقالعادهای میاد
فکر کنم یه بویی میاد
بوی خوبی میده
مدیران ما؟
گشنمه خیلی گشنمه
بوش خیلی خوبه
هی یکی داره کیک برنجی میخوره
- چی؟ - کدوم کیک برنجی؟
هی!
اون تو یخچال ماست
اکسو؟
تو کی هستی؟
حالت خوبه؟
هی؟
چی شده؟
چرا اکسو باید اینجا باشه؟ و چرا بهشون تف کردم؟
حالا چه خاکی به سرم بریزم؟
پوستت قشنگ و براق شده
تو خونه بغلی زندگی میکنه!
... تو خونه ی بغلی … مامانم بهم گفت
من از اینجا میرم
ما دستمال کاغذی نداریم
لعنتی!
باید برم!
کی همسایه مونه؟ چه آدم عجیبی
... هی، تو، تو
میدونی کی اومده خونه بغلی؟
آره اون آدمای زشت عوضی
امروز سرت شلوغه؟
آره، باید یه کارایی بکنم
چرا؟ نمیتونی پشت تلفن بهم بگی؟
چی شده؟
... موضوع اینه که
همسایه من اکسوئه
مادرت اینقدر بد باهات رفتار کرد که آخرش از دستش دادی
درسته!
No comments yet. Be the first to leave one.