My Left Foot: The Story of Christy Brown

My Left Foot: The Story of Christy Brown

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

My Left Foot 1989 720p BluRay H264 AAC-RARBG
A Commentary by Arian Drama

Tags

BluRay
720p
720
1080
x264
HD
TS
brrip
XviD
Published on: 2024-01-09
Downloads: 105
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫«پای چپ من» ‫داستان کریستی براون

!کریستی! کریستی

‫براتون کیک میارم

‫از جلو پنجره بیا اینور

‫از این طرف لطفاً

‫نه نمی‌خواد، خودم می‌برمشون

‫مامان ببین اینجا چه خوشگله

‫خیلی خوش اومدید، ‫خیلی خوش اومدی کریستی

‫به کلبه درویشانه‌تون

‫جان؟ بله، ‫به کلبه درویشانه من خوش اومدید

‫سلام. من ماری هستم

‫امشب که اینجایی من پیشت هستم

‫باید ببرمش کتابخونه

‫- بعداً می‌بینمت ‫- می‌بینمت

‫مراقب این داداش ما باش

‫چیزیم نمیشه

‫من که چشمم آب نمی‌خوره

‫خب، عزیزان به ‫کلبه‌ی درویشانه من خوش اومدید

‫همینطور به این نمایشگاه خیریه‌ای که ‫دوست خوبم دکتر آیلین کول ترتیب داده

‫دکتر آیلین کول

‫فعلاً ازتون نمی‌خوام که ‫دست توی جبیتون بکنید

‫چون می‌خوایم امشب رو با ‫یه کنسرت کوچک شروع کنیم

‫می‌خوای بری بیرون تماشا کنی؟

‫نه

‫می‌خوای نسخه اصلیش رو ببینی؟

‫اصلی؟

‫نسخه اصلی کتاب

‫به ظاهر خوبه

‫ظاهر می‌تونه فریبنده باشه

‫یکم سانتی‌مانتاله

‫خودت اینو کشیدی؟

‫بله

‫واقعاً زیباست

‫آقای براون؟

‫پسرتون دو سه ساعت پیش به دنیا اومد

‫با عوارضی همراه بوده

‫کوچیکه کو پس؟

‫هم یه لیوان بزرگ هم یه پیک کوچیک؟

‫- همینو گفتم دیگه ‫- اول پولشو بده

‫می‌ذاریش تو آسایشگاه معلولین، پدی؟

مگه من مُردم که اون بره آسایشگاه؟

‫پدی، به نظرم دیگه دوران ‫بچه آوردنت به سر اومده

‫کی گفته اینو بهت؟

‫حالا چیکار می‌خوای بکنی، هان؟

‫می‌خوای تجدید فراش کنی؟

‫نیازی به این کار نبود دیگه پدی

‫یه دهن بسته دیگه گه نمی‌خوره

‫تام کجاست؟

‫تام هنوز پا نشده؟

‫پا شدم به خدا! پا شدم!

‫با کریستی خدافظی کن پدر

‫خدافظ کریستی

‫دختر خوبی باش. می‌بینمت

‫فعلا کریستی

‫- فعلاً کریستی ‫- خدافظ کریستی

‫یه چیزی بذاریم تو قلک کریستی

‫یه پوند دیگه هم پس‌انداز شد کریستی

‫بیا کریستی

‫باریکلا پسر خوب

‫من باید برم کریستی

‫...بیمارستان

‫نگران نباش، من که نیستم ‫شیلا ازت مراقبت می‌کنه

‫فهمیدی کریستی؟

‫این مامانمه. این بابامه...

‫من بچه اینا بودم

‫فقط چند روز نیستم کریستی

‫بهتره قبل از رفتنم ‫یکم خونه رو مرتب کنم

‫نمیشه که تا ابد عین سیریش ‫به من بچسبی کریستی

‫تقریباً رسیدیم کریستی

‫من باید برم یه زنگ بزنم کریستی. ‫سر جات بمون

‫ای بابا... "نان"...

‫نان! نان!

‫خدا مرگم بده!

‫صدای کوبیدنه رو که شنیدم ‫خودمو رسوندم اینجا

‫کریستی رو که از پله‌ها میاورده پایین افتاده

‫و این بچه هم عین کودنا ‫پایین پله‌ها دراز کشیده بود

‫خدا به داد مادرش برسه، ‫کلاً مصیبته واسه اون بیچاره

‫واقعاً عقلش اندازه یه بچه سه ساله‌ست

‫آ مثل آب

‫ب مثل بابا

‫ت مثل توپ

‫و پ مثل پخمه!

‫بدبخت بیچاره‌ی کودن

‫غذا اندازه یه ارتش هست. ‫آخه تو چرا اصلاً گشنه‌ات نمیشه کریستی

‫دوست داری تا وقتی که مامانت ‫برمی‌گرده بیای پیش من؟

‫25 درصد یک ربع چقدر میشه؟

‫25 درصد یک ربع؟

‫خب...

‫عجب سؤال احمقانه‌ایه ها

‫خب 25 درصد خودش یک ربعه دیگه

‫نمیشه که از یک ربع ربعشو گرفت؟

‫میشه. نمیشه کریستی؟

‫اون چی می‌دونه آخه؟

‫مامان! کریستی گچ رو برداشت

‫ادامه بده کریستی، ‫بنویس

‫"وای" رو نوشته

‫ایکس‌ـه

‫- این چیه کریستی؟ ‫- خرچنگ قورباغه نوشته بابا

‫یه منظوری داره

‫نه بابا، چیزی ازش درنیار انصافاً زن

‫این بچه معلوله. حقیقت محض

‫ایده گذاشتن تو کله‌اش ‫به هیچ دردی نمی‌خوره

‫هی!

‫- خیلی خوبه ‫- الان موتورش رو روشن می‌کنیم

‫- موتور میذاری توش؟ ‫- آره، بیا کریستی

‫الان فقط یه گواهینامه کم داره

‫عالیه!

‫آروم برید، خب؟ ‫عه، آروم دیگه

‫الان دیگه کل روز رو باهاش بازی می‌کنه

‫اینجوری می‌تونه ‫با بقیه پسرا بیاد بیرون

‫- نگاشون کنید! ‫- چه گنده‌ان!

‫- اون چیه؟ ‫- اون چیزشه

‫نیم ساعت چیزتو میذاری اون تو ‫و بعدش بچه‌دار میشی

‫اگه یه ساعت بذاریش دوقلو میشن

‫پسرخاله‌هام دوقلوان

‫- بنی! برایان! یالا بیاین! ‫- مامانتون اومد

‫بدو تام. مامان اومد!

‫- مجله من که نیست! ‫- بنی اونجاست؟

‫- قایمش کن ‫- کجا؟

‫- قایمش کن دیگه! ‫- کری؟ برو تو چایت رو بخور!

‫- زیر کریستی قایمش کن! ‫- کر شدین همتون؟

‫بیست دقیقه‌ست دارم صداتون می‌زنم ‫بیاین چای بخورین. بریم کریستی

‫- ما خودمون میاریمش مامان ‫- خب پس، سریع ببرینش تو

‫حداقل نیم ساعته چای رو میزه

‫می‌بینی؟

‫چرا نمیره تو تختش؟

‫عاشق این ارابه کهنه‌ست

‫بدو بلندش کن. ‫من می‌خوام برم یه آبجو بزنم

‫یالا کریستی. ‫کلی از ساعت خوابت گذشته

‫یکم دیگه میخونه رو می‌بندن!

‫خب پسرم، می‌دونی که ‫هیچوقت نمیشه از جهنم رفت بیرون

‫از برزخ میشه رفت بیرون

‫ولی هرگز نمیشه از جهنم رفت بیرون

‫می‌دونی اینو؟

‫آره؟

‫خانوم براون

‫فکر کنم بهتره فعلاً نیارینش کلیسا

‫خیلی کمک کردین پدر

‫همه چیو راجع به "شب همه ارواح" ‫می‌دونی کریستی؟

‫در این باره چیزی بهت گفتم؟

‫می‌دونی، شب خیلی خاصیه، چون...

‫تو شب همه ارواح ‫هر شمعی که روشن می‌کنی...

‫باید پنج درود بفرستی بر پدرانمون...

‫و پنج درود بر مریم مقدس و پنج تا تثلیث

‫و بعد یک روح از شعله‌های برزخ ‫پرواز می‌کنه میره بالا

‫و مستقیم میره بهشت

‫برای اون ارواح بیچاره توی برزخ یکم دعا کن

‫خیلی‌خب

‫چت شده؟

‫کریستی، صدات رو بیار پایین

‫چت شده پسرم؟

‫چته آخه؟

‫چی می‌خوای؟

‫می‌خوای یه شمع دیگه روشن کنی؟ آره؟

‫آره؟ واسه ارواح بیچاره؟

‫باریکلا، پسر خوب

‫و یادت نره کریستی، درسته ما ‫نمی‌تونیم بفهمیم چی میگی ولی خدا می‌تونه

‫دیدی کریستی؟

‫حتی خدا هم باید در خونه‌شو قفل کنه

‫نگاه کن اونجا رو کریستی!

‫ببین اون روح توئه که میره بهشت!

‫نگاه کن کریستی، وای ببین!

‫- زهره ترکش کردین ‫- بیا کریستی

‫تو پادشاه آتش‌بازی هستی

‫نترس کریستی. ‫منم تام، داداشت

‫از اینور کریستی. ‫از این طرف

‫بیارش اینجا!

‫حالت خوبه کریستی؟

‫کریستی چیکار داره می‌کنه شیلا؟ ‫حالش خوبه؟

‫نقاشی می‌کشه

‫مثلث می‌کشه

‫نه کریستی، از اونجاش شروع نکن

‫بیا پسرم

‫این مثلثه

‫این مثلث نیست اصلاً

‫این حرف "اِی"ـه

‫- چی شده؟ ‫- ساکت!

‫فقط پرسیدم چی شده خب

‫بگیر بشین!

‫بیا پدی

‫چرا نمیری یه پینت آبجو بخوری؟

‫- چی؟ ‫- بگیر

‫- این چیه؟ ‫- پوله

‫از کجا آوردیش؟

‫از پری‌ها گرفتم. ‫برو یه نوشیدنی واسه خودت بخور پدی

‫نوشیدنی بخوره تو سرم! ‫فقط می‌خوام تو خونه‌‌ام ازم حرف‌شنوی باشه

‫مادر

‫جل‌الخالق

‫به حق چیزای ندیده!

‫الحق که یه براونه!

‫خون براون تو رگاشه!

‫کریستی یه براونه!

‫میریم بیرون!

‫کجا میرین پدی؟

‫خودت چی فکر می‌کنی؟ ‫این مرد لایق یه پیک پره!

‫ایشون کریستی براون‌ـه!

‫پسر خودمه. ‫نابغه‌ست

‫سلام

‫حالش خوبه؟

More Farsi Persian subtitles for My Left Foot: The Story of Christy Brown

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left