Parenthood

Parenthood

Download Farsi Persian Subtitle

Season 5

Release info

Parenthood 2010 S05E02 All Aboard Whos Coming Aboard 720p BluRay DD5 1 H 264-BTN
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 5 قسمت 2 Parenthood.2010 زیرنویس فارسی سریال

Tags

bluray
Published on: 2025-11-23
Downloads: 10
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

یک سال مرخصی گرفتم تا کنار خانواده‌ام باشم.

پس مشکلی با دنگراف نبود.

کار رو نگرفتم.

تو با مکس وقت نمی‌گذرونی.

به این امید که بتونی دوباره با خواهرم آشتی کنی.

امبر، با من ازدواج می‌کنی؟

آره! البته که آره!

می‌خوام نامزد شهرداری برکلی بشم.

الان بهترین وقته برای این کار؟

باید از یه جای کوچیک‌تر شروع کنی. نه، صبر نمی‌کنم.

الان وقت خوبیه. من صبر نمی‌کنم.

فقط لازم دارم بهم بگی که این موقتیه.

موقتی؟ این گریه‌ها و بی‌خوابی‌ها؟

فقط یه کم زمان بده.

مامان، بابا، بیدار شید!

بیدار شید!

چی شده؟ مدرسه دیرم شده.

می‌خوای صبر کنی تا ساعت زنگ بزنه؟

ساعت چنده؟ وای خدایا، ساعت ۷:۵۰ دقیقه‌ست.

چه جوری شد؟ گفتی ساعت ۶:۳۰ بیدار می‌شی.

من ساعت رو تنظیم کردم... اوه، گذاشتمش رو بعدازظهر.

بیا دیگه!

خواهرت تمام شب گریه می‌کرد.

و من گیج و ویج بودم. باشه، یه دوش سریع می‌گیرم.

نگران نباش عزیزم، می‌رسی.

زود برمی‌گردم. فقط برو آماده شو. برو دیگه.

وقت برای دوش گرفتن نیست. بریم.

فقط لباس عوض کنیم. یالا تمومش کنیم.

دیر نکنی. روز اول فوق‌العاده‌ای داشته باشی.

می‌تونی منو تا کلاس برسونی؟ دوستت دارم.

واقعاً نمی‌تونم عزیزم. امروز نه.

فقط باید برای کارهای داوطلبانه ثبت‌نام کنم. ببخشید.

باشه، دوستت دارم. دوستت دارم.

ببخشید، شما مادر سیدنی هستید، درسته؟

بله، من مادر سیدنی هستم. من جولیا هستم.

ناهار بچه‌هام یادم رفت.

میشه فقط یه دقیقه مواظبشون باشید؟

باید بدوم برم سمت ماشینم. اوه، امروز نه، نمی‌تونم.

مثلاً ۲۰ ثانیه دیگه برمی‌گردم. می‌تونی زمان بگیری.

باشه. ممنون!

سلام بچه‌ها. امم...

خب، برای روز اول مدرسه هیجان‌زده‌اید؟

خوبه. امم...

شما دخترم سیدنی رو می‌شناسید، درسته؟

آره. من مامانشم. آره.

هی، جولز، بهتره بری تو.

کارت خراب میشه! باید ثبت‌نامت رو انجام بدی.

می‌دونم.

و اینم از اون! یوهو! اینم از این!

خیلی ممنونم. عالیه. آره.

باید بریم تو. خانمم گفت برای...

ثبت‌نام‌ها. می‌دونم. آره، دقیقاً.

خیله خب، دوستتون دارم بچه‌ها.

باید از شما رد بشم.

باید برم. آه، باید عجله کنم.

ببخشید. نمی‌خوام این پست پلیس محیط‌زیست نصیبم بشه.

نه، آره. پایداری.

منم همونو نمی‌خوام. آره ببخشید.

اوه، ببخشید.

خب، اگه قرار باشه کسی بگیره، تو باید پایداری رو بگیری.

چون تو همونی که ناهارها رو یادت رفت، پس...

خدایا، چه خوش‌هیکلی. اوه، ممنون.

هی، هی، هی.

ووه! گرفتمش!

گاهی وقتا دیر کردن هم بد نیست!

نه. از پایداری لذت ببر!

ای بابا!

پایداری!

خب، حداقل با هم گیر افتادیم، ها؟

وای، پس تو واقعاً برای اوباما کار کردی؟

توی کمپینش؟ آره.

۲۰۰۸. آره، آره.

من از دفتر مرکزی شیکاگو کار می‌کردم.

زمانی که داشتم مدرک ارشدم رو می‌گرفتم.

و سال گذشته، من به معاون مدیر کمک کردم.

برای کاندیداتوری لیز آلن برای مجلس.

آره، ما یک نماینده دو دوره‌ای رو برکنار کردیم.

که خیلی باحال بود. باورنکردنیه.

چه خوب برای تو. آره.

فوق‌العاده‌ست. خوش گذشت.

خب، وِجت چیه؟ ببخشید؟ مَنِ...

اوه، وِجم. امم... می‌دونی، مثل کار اصلیت.

آره، می‌دونم وِج چیه.

تحصیلاته.

باشه. پولی جمع کردی؟

هنوز نه. اون کار رو نکردم.

چون من فقط... این جدیده.

پس من فقط دارم الان با همه مصاحبه می‌کنم.

خیله خب، اگه اجازه بدی یه لحظه رُک باشم.

حتماً. تو دیر پرونده رو پر کردی، کریستینا.

و تو اصلاً شناخته شده نیستی.

که، می‌دونی، یه تفاوتی هست.

بین پشت دوربین بودن و جلوی دوربین بودن، می‌دونی.

باید بری پشت تریبون و خودت رو معرفی کنی.

باشه. فهمیدم، باشه؟

من ۲۵ ساله توی این شهر زندگی کردم.

باشه؟ من مردم رو می‌فهمم. آره.

شوهرم یک کسب و کار کوچیک داشته.

بچه‌هام رفتن مدارس دولتی.

آره. من با سیستم بهداشت و درمان سروکار داشتم.

من می‌دونم چه حسی داره.

من تو سیستم آموزشی بودم.

می‌فهمم. می‌خوام اون آدمی باشم که مردم بتونن باهاش ارتباط برقرار کنن.

می‌دونم سیستم‌ها کجاها مشکل دارن.

چقدر خوب میشه اگه

این جامعه صدایی داشته باشه؟

من می‌خوام اون صدا باشم.

خب. یعنی، هنوز کلی کار داریم.

یه کم زنگ زده بودی ولی همین رو بیشتر می‌خوام ببینم.

اون کریستینا. راستش هنوز تصمیم نگرفتم.

می‌دونی چیه؟ باید یه سخنرانیِ اعلامیه بنویسیم.

پس من برم یه قهوه بگیرم.

باشه، اِم... تو چیزی می‌خوای؟

من... آره حتماً. استخدام شدی؟

خب، من دیگه این کار رو قبول می‌کنم.

چون تو وقت برای مصاحبه‌های بیشتر نداری.

ما باید این سخنرانیِ اعلامیه رو بنویسیم. خب.

پس، قهوه، نه قهوه؟

مافین هم می‌خوایم اینجا؟

باشه. هوم.

فکر کنم بهتره صبر کنیم تا به خانواده بگیم، باشه؟

آره، صبر کنیم.

چی؟ نگرانی؟

داری از این کار جا می‌زنی؟ معلومه که نه.

معلومه که نه. بهتره که نباشی.

احساس می‌کنم باید اول به مامانم و برادرم بگم.

می‌دونی، آخه...

فقط می‌دونم که اون سر این موضوع خیلی حساس میشه. اوم.

بیا اینجا.

برات مهم نیست، داری یه کلمه از حرفامو هم نمی‌شنوی.

نه، من دارم به همه حرفات گوش میدم.

هی مکس. اوضاع چطوره؟ مکس! سلام!

داشتم بیرون راه می‌رفتم دنبال چیزایی می‌گشتم که ازشون عکس بگیرم.

و دیدم شما دو تا داشتین کشتی می‌گرفتین.

رایان، از جنگ خوش اومدی. کسی رو کشتی؟

خوشحالم می‌بینمت مکس. مکس، مکس...

ما همچین سؤالایی نمی‌پرسیم.

حالت چطوره؟ خب، به هر حال شما دو تا باید بیاید تو.

چون مامان‌بزرگ میگه نمی‌تونیم چیزی بخوریم.

تا وقتی همه بیان تو، که فکر کنم...

این نادیده گرفتن حقوق شهروندی منه طبق قانون اساسی آمریکا.

عالیه. یه لطفی می‌کنی بهشون بگی ما...

آره، الان اونجاییم. تو برو بشقابتو بگیر.

ما فقط می‌خوایم... بیا دیگه.

مکس، یه... باشه.

بیا دیگه.

نه. باشه. بذار کشتی ادامه پیدا کنه.

پیداشون کردم.

عکسای خوبی انداختی اونجا بچه؟ آره؟

هی! هی بچه‌ها! ببینین کی اینجاست!

خوش برگشتی، رفیق. خوشحالم می‌بینمت.

چطوری؟ وای خدا!

بغلم کن. بیاید صف بغل درست کنیم.

خوش برگشتی خونه! بفرما، کمیته استقبال.

سلام! چقدر خوش‌تیپی!

اوه! وای، چه باحال!

خیلی خوشحالم می‌بینمت.

سلام. چطوری؟

خوبم.

خوش برگشتی خونه. خوشحالم می‌بینمت. ممنون.

آه... غذا کو پس؟

وایسا، وایسا، وایسا، وایسا!

قبل از اینکه غذا بخوریم، فقط می‌خواستم یه چیزی رو خیلی سریع بگم.

آه، باید بهتون بگم که...

من و رایان داریم ازدواج می‌کنیم.

چی؟

وای چه عالی!

ببخشید، نتونستم صبر کنم!

چی؟

زیک؟ آره؟ این بیرون.

اینجام.

چیکار می‌کنی؟ دارم سعی می‌کنم اینو درست کنم.

یعنی پیچ هرز شده و نمی‌تونم...

خب، چرا به یکی زنگ نمی‌زنی؟

من به هیچ‌کس زنگ نمی‌زنم.

من کمک نمی‌خوام. پیچ...

هرز شده. پیچ‌گوشتی رو میدی به من؟

ممنون.

شرکت بیمه دوباره درباره این نامه زنگ زد.

مجبوریم یه سیستم دزدگیر نصب کنیم.

وگرنه بیمه‌مون رو لغو می‌کنن.

کامیله، نیازی به دزدگیر نداریم.

اینجا مثل یه قلعه‌ست.

اونا الان خیلی جدی شدن.

بیمه‌نامه‌مون آخر ماه تموم میشه.

آره، باشه، باشه. به یکی زنگ می‌زنیم.

یه قرار ملاقات می‌ذاریم.

به نظر من که کلاً مسخره‌ست.

خونه داره خراب میشه. این مسخره‌ست.

اوه، شنیدم. خونه خراب نشده.

شنیدم.

مسخره نیست.

اوه، باشه، رفیق، چنگال پلاستیکی نه.

یادت باشه به مامانت بگی.

این خیلی پایدار به نظر میاد، خوبه.

باشه، کیسه کاغذی نه. ولی کارت عالیه، جیمی.

می‌بینم که اون قمقمه خوبه رو گرفتی.

به مامانت گفتی. هی، اِم...

دستمال پارچه‌ای، باشه؟ عالیه.

همین رو می‌خوایم.

More Farsi Persian subtitles for Parenthood

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left