The Secret Circle

The Secret Circle

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

The Secret Circle S01 E14 Valentine
A Commentary by f@rshad
كاملاً هماهنگ

Tags

other
Published on: 2012-02-10
Downloads: 99
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

... آنچه از "حلقه مخفي" گذشت

. تو يه جادوگري . از يه نژاد كاملاً اصيل

. كامل كننده ي حلقه ششمين نفره

. تو حلقه رو كامل ميكني

! برگشتي ... خواستي مطمئن شي

آدام" و "كسي" وارد مرحله ي" بعد بوسيدن نشدن؟

حرفاي "آيزاك" ــو وقتي كه گفت .... چادوگرا كسائي بودن

آتيش سوزي او شبُ راه ... انداختن باور كردم

. اما والدينمون به قتل رسيده بودن

. قطعاً شكارچياي جادوگر بودن

، اينو پيدا كردم . مدال پدرم

ديدمش كه عليه شكارچياي . جادوگر ازش استفاده كرد

اين مدال بهترين راهيه كه ميشناسم . تا از خودمون محافظت كُنيم

بايد طلسمي باشه كه بتونه . انرژي درونشو فعال كُنه

. بابا

چيكار داري ميكني؟

دارم يواشکي ميزنم بيرون ... قبل از اينکه تو بيدار بشي

و تازه متوجه شدم . اين کار چقدر اشتباه بوده

واقعا؟

چون جوري اين و رو ... اون ور ميري

مثل کسي که نااميدانه . ميخواد توجه من رو به خودش جلب کنه

. داري خواب ميبيني

. من هم دارم تو يه کابوس زندگي ميکنم

هي ، تو بودي که ديشب . بدو بدو اومدي اينجا

. تو بهم زنگ زدي

. دقيقا ميدوني براي چي

. اصلا نميدونم

... فکر کردم يه کار احمقانه کردي

. و به کمک من احتياج داري

خب ، واسه همين لباس ... چسبون تنت کردي و

لباس هات رو هم عوض کردي؟

من لباس چسبون ميپوشم . چون دوست دارم خوش تيپ باشم

واسه چي به اين لباس زيرام گير ميدي؟

خواهشاً درباره من . حساس نشو

فقط همين بک بار اين . اشتباه رو کردم

هرچه زودتر بري ، من هم . زودتر اين اتفاق رو فراموش ميکنم

فقط داشتم روشنت ميكردم ... اين تصوير ذهنيُ داشته باشي

که ديگه هيچ وقت . اين اتفاق نميوفته

تو ، من ، و اين . فشار احساس شرمندگي

. آره

. نگاه آخرت رو بنداز

... مدالُ تو دستام نگه داشته بودم

و زير اون نماد تو زيرزمين . ايستاده بودم

و احساس کردم . قدرتش ويران کننده است

اما بار دومي که ... اين کار رو کردم

يه ارتباط خيلي شفاف رو با . پدرم احساس کردم

مثل اين بود که قدرت ... پدرم از طريق مدال

. به من ميرسيد

فکر ميکنم سعي . داشت منُ پيدا کنه

ميخوام بازم برگردم اونجا . و دوباره امتحان کنم

تو خوبي؟ . خوبم

مسئله "آدام" ــه ؟

... يا "آدام" در تركيب كارت دعوت

، خريد گلُ ، روابط نزديكُ و پيچيدگيهاي خاص خودش؟

. خب ، نه

راستش ، ميخوام ... اين ولنتاين

درباره تکيه کردن به يه . پسر براي خوشبختي نباشه

اوه ، يادم رفته بود . امروز روز ضد ناوابستگيه

يا اون طور که من اسمش رو ميگم . تنها ترين روز سال

فقط خدات رو شکر کن ... که يکي از اين نيازمند هاي

. توهم زده احساساتي نيستي

چه خبره؟

امروز اين لاشي بودن . خيلي بيشتر شده

. ديشبُ با "جيک" بودم

. اوه ، عاشق "جيک" شدي

. ميشه گفت اون عاشق من شده

. از همين جاها شروع ميشه

. نه ، من بُردم

. معلوم بود احساساتش زخم خورده است

خب ، من هم همه چيز رو بهتر کردم . خيلي بهتر

و تو خونه تنها ولش کردم ... تا تو فکر

اينکه چرا من تنها کسي هستم . که ميتونه احساس خودش بودن بهش بده باشه

. دوباره قدرت افتاده دست من

. درسته

خب واسه روز ولنتاين چي کار ميکنين؟

. دارم بهت ميگم ، تمومه

گوش کن ، گور پدر پسر ها . حوصله آدم رو سر ميبرن

يه مهموني دخترونه خونه من . هيچ پسري هم حق نداره بياد

مسابقه تماشاي فيلم . ترسناک هم ميذاريم

فيلم هايي که قلب ... آدم ها رو از بدنشون

. در ميارن

. من پايَم

... سلام ، بچه ها

... برنامه گور پدر روز والنتاين داريم

. مهموني دخترونه خونه "في" ، امشب

شما هم ميخواين بياين؟

. اصلا

... اصلاً حرفي از پسرا زده نميشه

. "مخصوضاً صحبت از "آدام

. قول ميدم

. في" ، بيخيال"

. باشه

... اوه ، کتابم يادم رفته

. تو کلاس ميبينمتون

. ديشب يه جورايي غيبت زد

آره ، يکم وقت ميخوام . تا همه چيز رو بفهمم

. فکر کردم با "جيک" ديدمت

داشتم بهش ميگفتم ... اونطور که

. فکر ميکرده من رو نميشناخته

بعد كلاس ميخواي كاري كني؟

ميتونيم درباره هر کدوم از اون . مسئله هاي تا مرگ رفته مون حرف بزنيم

. گفتم شايد موقع شام خوب باشه

. ميخوام ... نميتونم

. دوست دارم ، واقعا ميگم

. اشکالي نداره نه ، نه ، نه

... قضيه "في" ــه ... اين جشن

. بي خيالي و ضد ولنتاينُ راه انداخته

از اونجايي که امروز ... هم روز ولنتاين ـه

امروزه؟ . آره

. خيلي اتفاقيه

... خب ، شايد بتونيم

. يه شب ديگه يه کاري بکنيم

مثل يه قرار؟

. آره

. مثل يه قرار

. عاليه

. عاليه

. خب ، بايد برم كتابمُ بردارم

. ميبينمت

! خيلي اتفاقيه

خب از مسافرت کوچولو . خونوادگيتون برگشتي

... کلي پيغام واست گذاشتم

. ولي هيچوقت بهم زنگ نزدي

و تو هم هيچوقت قدرت . خودم رو بهم ندادي

... خب حالا جفتمون ميدونيم

. نا اميدي عجب احساسي داره

. من قدرتت رو بهت دادم

تو و اون دوستات از روشي . که استفاده کردم خوشتون نيومد

. اما يه چيز جديد برات آوردم

چي؟

. محافظ قدرت

ضعف هات رو ازت دور . ميکنه تا قدرتت بيشتر بشه

اين رو واسه چند هفته ... بزار روي تختت

و اونوقت چيزي جز قدرت خالص . در وجودت نخواهد بود

. شايد هم تو خواب منُ بکشه

. اين يه معامله واقعيه

. بگيرش

به عنوان يه دو جين گل رز . از طرف من بهش نگاه کن

از اونجايي که اومده بودم . براي امشب شام دعوتت کنم

. خب ، نه

. اما به هر حال ممنون

. فکر کردم واقعا دنبال قدرتي

همينطوره ، اما تمام چيزي که برام . آوردي يه عروسک عجيب و غريبه

من و اون عروسک عجيب و . غريب زندگيت رو عوض ميکنيم

. پيشرفتشُ بهم خبر بده

. هيچوقت امتحانش نميکنم

اينجا چيکار ميکني ، "آيزاک"؟

ميخواي بميري؟

. اومدم که کمکت کنم

واقعا؟

. ديدم "ايبن" با پدر و مادرم چيکار کرد

. ميدونم که ديدي

... تو بهم گفتي كه شيطان بودن جادوگري بود

. که خانواده منو نابود کرد

. دروغ گفتي

. من هرگز دروغ نميگم

چيزي که اون شب ديدي . تنها قسمتي از داستان بود

. والدينم ميخواستن بيخيال جادوگري بشن

. همه چيزي که ميخواستن صلح بود

. ايبن" هم همينُ ميخواست"

... اون خواست آتش بس کنه

اما "بلک ول" هرگز . نذاشت اين اتفاق بيفته

... حلقه رو به اين فکر واداشت

. که شکارچيا دارن گولشون ميزنن

. اون پدر و مادرت رو به کشتن داد

. حرفتُ باور نميکنم

. درکت ميکنم

. و اين رو هم درک ميکنم که چرا برگشتي

ميدوني که قراره به ... کسي" حمله بشه"

. به کل حلقه تون

اومدم اينجا که بهت بگم . ميتوني جلوشُ بگيري

چطوري؟

اون مدالي كه "کسي بليك" پيدا کرد

اگه برش گردونم به انجمن . اونا حمله نميکنن

واقعا فکر ميکني من يه احمقم؟

. اون مدال پدر "کسي" ــو نجات داد

. دست انجمن هيچوقت بهش نميرسه

مدال اون چيزي که . فکر ميکني نيست

با فعال کردنش ، "کسي" زندگيش . رو به خطر ميندازه

... شر مياد دنبالش

تنها راه نجاتش اينه که . مدال رو بدي به من

... آتش انتقامي که الان بلا مصرفه

. تو درونم شعله ور کردي

. فقط ميخوام ازت محافظت کنم ، پسر

... اما به زودي خودت ميفهمي

. اون مدال با خودش چي مياره

. برو

. هي ، هي ، منم

چه خبره؟

! يه .. يه کسي اون پايينه

کي؟

شايد يه جادوگر . نميدونم

. همينجا بمون

مطمئني کسي رو ديدي؟

. آره

... اون

... از هومن ردايي پوشيده بود

که پدرم وقتي شکارچي ها . ميخواستن بکشنش پوشيده بود

. از همونائي که تو هالووين ميپوشيم

. اون ردا يه نمادي روش بود

More Farsi Persian subtitles for The Secret Circle

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left