Release info

The Heirs E12 HDTV H264 720p-LIMO FOrum KOreanDream
A Commentary by sunflowermag
ترجمه و زیرنویس: فاطمه

Tags

HDTV
hdtv
720p
720
HD
Published on: 2013-11-15
Downloads: 34
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 197 lines.

قسمت12

.چا یون سانگ

.دیگه نمیتونم اینکارو بکنم

.معذرت میخوام

..میدونم داره بهت سخت میگذره

.اشتباه از من بود

.حتی نمیتونم قول بدم از این به بعد همه چیز خوب باشه

.ولی بازم.. بیا بریم

.دست منُ بگیر

.نگیرش

.نکن

.به اندازه کافی دور شدیم

.بیا دیگه جلوتر نریم .گفتم اینکارو نکن-

.میبینمت ، وقتی میبینمت

.من زودتر میرم

.طبق معمول کاری میکنی که بقیه برن

.برو کنار

.هی! مردم فک میکنن من تورو دزدیدم

...تان

.رفتش

همه چیز امروز تموم شد؟

چطور؟

من الان میخوام جشن بگیرم ولی تو چرا داری گریه میکنی؟

ـه، درسته؟PE اولین کلاست

تو همچین روز خوبی دوست داری کلاسُ بپیچونی و جشن بگیری؟

.این چیزیِ که دانش آموز رتبه 98 باید بگه

.تو هیچوقت نمیذاری بهت نزدیک بشم

تونستی خوب تو کلاس گوش بدی؟

.نه نتونستم، چون تو اونجا نبودی

.ببین چه دروغ میگه

.صبرکن. هی چا یون سانگ

.هی، خیلی تعجب کردم که یه دفعه ای غیبت زد .تو حتی صبحونه نخورده رفتی

.بخاطر دیروز ممنون

دیروز بهم زنگ زدی. برا چی زنگ زدی؟

برا چی جواب ندادی؟

.من که منشیت نیستم

.ولی این یه موقعیت ضروریه

دیشب چا یون سانگ خونه تو موند؟

چی داری میگی؟ چا یون سانگ بیرون خوابیده؟

.اگه نمیدونی پس مهم نیست ..به هر حال

این یعنی پیش تو نبوده، درسته؟

اوه، درسته. کِی عکس چان یونگُ میدی؟

.به زودی بهت میدمش

رفته بودی هتل چویی یونگ دو؟

اون هتل مالِ خونواده یونگ دو ـه؟

خیلی گریه کرد؟

...امروز صبح

.چا یون سانگ

برا چی اینقدر رُک میپرسی؟

...فقط چون فک کردی این برات یه شانسه

.ولی اینطوری فکر نکن

.این شانس تو نیست

.این شانسِ منه

با عکسا چیکار کردی؟ یعنی من اینقدر چاق بنظر میرسم؟

.دوربین دیگه دروغ نمیگه

.بخاطر همین، عکسای روتوش نشده رو بهم بده

.هی، تو باید چاق تر بشی

.5کیلوئی اضافه کن

فک میکنی اگه 5کیلو اضافه کنم چاق میشم؟

وقتی میدونی برا چی ناله میکنی؟

.جواب که مشخصه پس تو فقط باید به زبون بیاریش

یعنی اینقدر سخته که بگی"لی بونا، تو خیلی لاغری"؟

.وای

چرا؟

.وای

.هی، چو یونگ دو

تو واقعا چا یون سانگُ دوست داری؟

.فک کنم

چا یون سانگُ کیم تان با هم سرّ و سر دارن و تموم مدرسه هم اینُ میدونن

.و تو هم یه نقش بزرگ تو این قضیه داشتی

هی، دنیای به این بزرگی. برا چی تو مدرسه دنبالِ عشق اولت میگردی؟

اوه خدای من! این عشق اولته؟

..پس اینطوری بنظر میرسم وقتی دارم نگاه میکنم

به چا یون سانگ؟

.من زودتر میرم

کجا داری میری؟

.عشقای اول به حقیقت نمیرسن .این از قبل یه قانون شده

.درسته .من و تانُ ببین

.هی، در واقع این عشق اول نیست بلکه عشق یه طرفه ـست

.واضحه که تو بودی که دنبال کیم تان بودی

.چه فرقی داره من دنبال اون بودم یا اون دنبال من تو کی هستی که درباره عشق اول بقیه حرف میزنی؟

چا یون سانگُ تو مدرسه دیدی؟

نمیتوسنتی مخفیانه باهاش حرف بزنی، درسته؟

..به هم که قول ندادین بدون اطلاع من همو ببینین

.من الان اینجام، دقیقا اینجا

.میدونم ، برا همینه که عصبی ـم

...بخاطر جوّ دیروز

.بنظر نمی اومد امروز بیایی خونه

میتونم نیام؟ هنوزم عقلت سر جاش نیومده؟-

.اگه بابات بفهمه، دوباره میفرستنت آمریکا

..مامان

خوشحالی که تو این خونه ای؟

چی؟ ..مامان-

..من حتی نمیتونم به مردم بگم تو مامانمی

برات مساله ای نداره؟

.البته که اینطور نیست

زمانی که من تورو به این خونه آوردم و اتاق خواب بزرگُ گرفتم

فک میکردم میتونم اسممُ تو شجره نامه خونوادگی بیارم و

.فک میکردم میتونم با شادی با تو و پدرت زندگی کنم کی میدونست مجبور میشم اینطوری زندگی کنم؟

پس بازم آرزو داری من و ریچل با هم خوب ادامه بدیم؟

...حتی اگه با ریچل ازداج کنم

.ممکنه حتی نتونم تورو بعنوان مادرم بهش معرفی کنم

هنوزم اینُ میخوایی؟

.این ناراحت کننده ـست

...ولی پس من

.اگه برای تو خوب پیش بره، جبرانِ سختی های من میشه

.من فقط منتظر اون روز م

.اون قیافه رو به خودت نگیر

تو دوتا مادر داری.برا چی مثل بچه های بی مادر رفتار میکنی؟

.مامانِ شماره یک، اون جورابارو از پات در بیار، مالِ منن

اینا؟

برای اجاره

.الو، بخاطر اجاره خونه باهاتون تماس گرفتم

.روزا میتونی به این شماره و شبا هم به این تلفن همراه زنگ بزنی

.بله، خوب به اتاق نگاه میکنم .بعد از اینکه با مادرم در این باره حرف زدم باهاتون تماس میگیرم

.خیله خوب

.مامان، بیا ساعت 5 همو ببینیم

.وقتی اومدی لباسامو برام بیار

خدای من ، تو به ارشدی که امتحانش نزدیکه زنگ زدی و نه احساس گناه داری نه حتی نگاهش میکنی

دلت میخواد بمیری؟

.برادر چیه؟-

.راستش، من پسر خانم رییس نیستم

.من یه مادر دیگه دارم

این یه جوکِ جدیده؟

.دارم حقیقتُ میگم حقیقت چیه؟-

.همون که همین الان گفتم

.تموم این مدت داشتم فریبت میدادم

.شرمنده .

..بیا بگیرم این واقعا درسته

ولی دلیلش چیه که بعد از اینکه این همه مدت فریب دادی، داری حقیقتُ میگی؟

.دارم امتحان میکنم ببینم گفتنش چقدر برام سخته

.ولی برام سخت بود

امتحان؟

.حتی گفتنش به تو هم خیلی ترسناک بود

جدی میگی؟

.بهت گفتم که

.میرم یه دور دیگه بدوم

چیزی میخواستین بهم بگین؟

.دارم فک میکنم چجور گفتگویی میتونیم داشته باشیم

"لیست سهام دارها رو بررسی کردی؟"

...این سوال اصلی ـم بود ولی

.نمیتونم قضاوت کنم

.چون نمیدونم تو کدوم طرفی هستی

ممکنه احتمالا .. اینُ مسموم کرده باشین؟

.تو ذهنم صد بار اینکارو کردم

.لطفا بشین

.مستقیم میپرسم

در عوض نگهداشتن سهام تحتِ نامت، پدرم چی بهت قول داده؟

معمولا تو شرکتهای دیگه، ممکن بود موقعیت ریاستُ بگیرم و از شرکت برم

فک میکنی چون نمیدونستم پرسیدم؟

با توجه به مسائل خصوصی، فک میکنم این تنها راهه که میتونم بهتون کمک کنم

دختر جوان که با حمایتهای گروه جگوک بزرگ شده . در مدرسه جگوک بعنوان معلم استخدام میشود

بخاطر همین هیون جو رو دیدی؟

.این چیزا بخشی از اداره کردن بنیاد خیریه ـست

عقلتُ از دست دادی؟

چطور تونستی بذاری به اینجا برسه؟ .باید زودتر بهم میگفتی

حتی اگه مربوط به بنیادمون باشه ...فک میکنی مساله ای نیست اگه

سختی های این دخترُ به تموم دنیا نشون بدیم؟

.بنظر میاد این چیزیِ که رییس فک میکردن

.این برنامه دستور مخصوص رییسِ

پدر داخله، درسته؟

.دقیقا زمانی که داشتیم درباره تو حرف میزدیم

.بیا تو

چیکار داری میکنی؟

تو چرا اینجایی؟

.میخواستم یه چیزیُ بشنوم بخاظر همین گفتم بیاد

.باید اول از من میپرسیدین

.باید از من اونُ میشنیدین

اونوقت جوابهاتون یکی بود؟

اشتباه میکنم؟

.لطفا اینکارو نکن، پدر

.بنیاد خیریه مت به تو افتخار میکنه

حتی با اینکه تو محیط سختی بودی، خوب بزرگ شدی، من بهت افتخار میکنم

اون برنامه رو ترتیب داده بودی چون بهش افتخار میکنی؟

امروز، تموم کسایی که تو بخش اجتماعی روزنامه ها کار میکنن و فردا تموم ملت متوجه میشن

..چیزی که مردم یادشون میمونه افتخاری که بنیاد نصیبش شده نیست، بلکه

.دختریِ که تو سختی زندگی میکرده

اگه همچین چیزیُ فاش کنین، فک میکنین میتونه تو دبیرستان جگوک دووم بیاره؟

چیکار کردی؟

برا چی هیچی نگفتی و از من یه احمق ساختی؟

برا چی منُ یه آدم نالایق جلوه دادی؟

.برا همین بود که تصمیم گرفتم آدم بده باشم

.چون دیگه نمیخواستم آدم نالایقی باشم

.تو حتی نمیتونی مسائلتُ با یه زن حل کنی

تا کِی میخواستی زندگیتُ سر این دختر بذاری؟

.خواهش میکنم تمومش کن

زندگیتُ بخاطر یه لحظه یا یه نگاه یا برای شنیدن صدای قلبت تلف نکن

.تو هم همینطور، هیون جو

.واقعا هیچ حس شرمندگی ای نداری

...بعد از اینکه حمایتِ منُ پول منُ گرفتی

چطور جرات کردی با پسرم قرار بذاری؟

.پدر

.الان، ممکنه اگه نتونی ببینیش، حس کنی داری میمیری

.ممکنه دلت براش تنگ بشه یا قلبت به درد بیاد

..ولی بازم - .گفتم تمومش کن-

برا چی به جای من احساسمُ بهش میگی؟

.این احساسیِ که من هنوز بهش نگفتم

More Farsi Persian subtitles for The Heirs (The Inheritors / Sangsokjadeul / 상속자들)

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left