The first 200 lines.
تيــم ترجــمــه .:: قــقــنـوس ::. .تـقـديـم مـي کـنــد
....::::هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::.... تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس
از اون يخچال، فاصله بگير
تولدت مبارک
بابات اگه بود، خيلي بهت افتخار ميکرد
مرسي مامان - کالوين
قبل از اينکه مامانت بره سرکار براي تولدش يک آرزوي خوب بکن
تولدت مبارک مامان، لعنتي
خيلي خوب، من بايد برم
دوستت دارم
مراقب خودت باش
گوشه جنوب شرقي محل سکونت يک خانواده تنها
ال چاتو در المپيک
بهترين بوريتو صبحانه در شهر، رئيس
توي صحنه جرم غذا نخور و منو رييس صدا نزن
بهت گفتم رفيق من مال اونو ميگيرم
اين وقت شب؟ فقط چون دير اومدي ميپرسم
فقط ميپرسي چون عوضي هستي
جواب ميدي؟
تماس درست قبل از ساعت سي دقيقه نيمهشب دريافت شده
قرباني خانم برنيس ماته
پرستار بچه- کي اين تماسو گرفته؟-
يکي از بچهها مالکوم، شانزده ساله
الان مالکوم کجاست؟
براي بازجويي به ساختمان پليس منتقلش ميکنيم
فقط بخاطر مقررات
فعلاً- بقيه بچهها؟-
سازمان حمايت از کودکان اونها رو به حومه شهر برده
کاپيتان
مرسي
هيچ چراغ راهرو يا چراغهاي بيرون روشن نيستند
نزديکترين چراغ خيابون تقريباً شصت پايي شماله
خداي خوبم
قطع کننده اصلي، از کار افتاده
هيچ نشونهي از ورود به زور از درب جلويي، ديده نميشه قطع کننده اصلي، از کار افتاده
توي اتاق نشيمن
و در اتاق غذاخوري پردهها کشيده شدند
روي سقف
و روي ديوارها هاگهاي کپک وجود دارند
با اون همه پولي که از دولت ميگرفته نميتونسته خرج يک پسر آروم تنبلو بده؟
وقتي اينجا رسيديد، دما همينقدر بود؟- بدتر-
ترموستات به نود درجه رسيده بود
يک ساعت ديواري به شکل ستاره روي ديوار اتاق غذاخوري نصب شده
که روي ساعت 17 و سه دقيقه ايستاده
شيشهاش ترک برداشته
نشونهاي از درگيريه؟
در شيشهاي داخل سالن غذاخوري شکسته
مراقب قدمهات باش
وقتي رسيدند اينجا بچهها توي اين تخت خواب بودند
پوشک... پوشکهاي کثيف
اسباببازيهاي داغون و شکسته
نقش مربعي شکل در گنجه اتاق اصلي
يک چيزي اينجا بوده
که برداشته شده
کارآگاه؟
حالت خوبه؟
آره، خوبم
خوبم
بايد بياي و اينو ببيني
لوازم نظافت در امتداد راهرو به آشپزخانه رديف شدند
چه کوفتي؟
لعنت
...قرباني
پاي چپ قرباني شکسته
...به سمت عقب... خم شده
که شکستگيهاي پيچيده و زياديو نشون ميده
گردن قرباني شکسته
سرش... پيچ خورده
شکستگي هاي متعدد ستون فقرات مشخصاند
دهن خانم مات
به صورت خيلي غيرطبيعي ورم کرده
آمادهاي خودتو از ترس رها کني؟
...تصور کن
تصور کن چه اتفاقي ممکنه افتاده باشه
چي ممکنه در دسترست باشه
اگه ترس، يک گزينه نباشه- اگه ترس، يک گزينه نباشه-
آمادهاي؟
آماده رها کردن ترديد و ياري
واقعيترين خود خودت هستي؟
....آمادهاي
ميترسي؟
نترس
خوک موردعلاقه همه کيه؟
!درسته، چدره
!و اون الان مياد
سلام به همگي
کي آماده مهمونيه؟
اون چه کوفتي بود؟
فقط داشتم يک چيز جديدو امتحان ميکردم
فکر کردي شرکت، فيلمناممو تاييد کرده تا بتوني يک چيز جديدو امتحان کني؟
بهش ميگن فيالبداهه
نه، به اينکه اينجوري اين دور و اطراف ميرقصي، ميگند مسئوليت
ميتونستي توي صورت يک بچه بزني و دندون آسيابشو بندازي
کي تقاصشو پس ميده؟
دقيقاً
اما بچهها عاشق اين کار بودند
يک بچه سعي کرد يک اسکي بالو قورت بده
اونها سيسکل و ابرت نيستند
همهاش همين؟
من يک تست دارم
آره، توش موفق باشي بيلي دي
که در سراسر کشور... براي اجراي قانون، مورد استفاده قرار ميگيرند
اين يک انحرافه
اين چيزيه که هيچوقت نبايد اتفاق ميفتاد
ما تمام رويههاي لازم
که جلوي اين اتفاقو ميگرفتو به کار برديم
اون رويهها بخاطر خطاي انساني با شکست روبرو شدند
و ما با اين خطاي انساني برخورد ميکنيم
لعنت بهش اون يارو، يک هيولا بوده
آره بابا اون پسر بالغي بوده
متاسفم
هر اتفاقي که در دپارتمان پليس ميفته خبرش به من ميرسه
اما تو بايد
عقبنشيني کني
بهم دستبند بزن
ستوان
من همين الان از خيابان سي و پنجم شرقي اومدم
آره، شنيدم کارش وحشيانه بوده
بله قربان من اين يکيو ميخوام
سورپرايزم کردي
خيلي خوشحالم که يک در لعنتي دارم تا مردم نتونند همينجوري بياند داخل
قتل مات، قربان
در موردش، تصميمگيري شده
تو روي اون کار ميکني
عاليه. ممنونم
همراه با مککيني
اون سربازرسه
لعنت
يادت باشه کي دوتا ترفيع آخرتو بهت داد
و کلمات بعديتو، بادقت انتخاب کن
فقط مسئله اينه که اون سبک خودشو داره
بيا، ميبيني؟ ديپلماسي بهت مياد، ريو
اون خيلي سريع پرونده رو ميبنده، قربان
ترجمهاش اينه که اون بيش از حد سرمايهگذاري نميکنه اون کنترل خودشو از دست نميده
يعني چه؟
حدود دو سال پيش من از پرونده قاتل جنوب، حذف شدم
يک جور قانون محدوديت براي توبه وجود نداره؟
متاسفانه، وقتي به ميرسه، حافظه من D-2 مثل حافظه فيل ميشه
حمله فيزيکي به يک خبرچين و گندزدن به تحقيقات
من به تحقيقات، گند نزدم
پس تو نبودي که به تحقيقات گند نزدي
خوب، اگه اينطوري فکر ميکني چرا اصلاً منو انتخاب کردي؟
خوب متاسفانه تو براي من سخت کار ميکني و باهوشي
و هرگز نميگذاري ديگه چنين اتفاقي بيفته
بله قربان- سلام مالکوم-
من کارآگاه مککينيام
ايشون، کارآگاه ريوه
بابت اتفاقي که براي پرستارت افتاده متاسفم
بايد شوکه شده باشي
نميخوايم غم و اندوهتو از چيزي که هست بيشتر کنيم
تنها چيزي که ميخوايم بدونيم اينه که چي ديدي
هيچي
باشه، پس چي شنيدي
مالکوم، من ميدونم اون بلا رو تو سر
خانم مات نياوردي
و ميدونم که بايد يک چيزي شنيده باشي
تو پسر بزرگي هستي، مالکوم
فوتبال بازي ميکردي؟
من بازي ميکردم
دفاع پشت خط بودم
تو چي؟
بگذار حدس بزنم
مدافع؟
بزرگ و قوي
تو يک بچه کوچيک نبودي که به اون خونه رفتي
از وقتي چند سالت بوده با خانم مات بودي؟
سه سال
بچه سه ساله اونقدرها بزرگ و قوي نيست
يکي دوباري به اون خونه فرا خوانده شدم
اون موقعها پليس گشتزني بودم
و چون چندتا بچه ديدم، يادم مونده
و به نظر ميرسيد تمام اون بچه ها واقعاً از خانم مات ميترسيدند
خوب، تو هم از اون ميترسيدي؟
حالا نه، اما درسته، ميترسيدي
هيچ وقت کتکت زده بود؟
اون مرده کدوم خري اهميت ميده ديگه؟
مالکوم- چطور انجام شد، مالکوم؟-
از چندتا از بچههاي تيم فوتبالت خواستي کمکت کنند؟
شايد روي روانگردان بودي؟
پسر، برام مهم نيست که اون مرده اما !من اون کار لعنتيو نکردم
!چشمهات اينجا باشند
طوري رفتار نکن که انگار خيلي ترسيدي
پسر بزرگ سرسخت، يادته؟ نگاهش کن
من نميدونم چه اتفاقي افتاده
الان ديگه اشک هات بهت کمکي نميکنند مالکوم خودت بهمون بگو
ميشه برگردم پيش خواهرم؟
به محض اينکه حقيقتو بگي، آره
من نميدونم چه اتفاقي افتاده- مالکوم؟-
مالکوم، تو حق داشتن وکيلو داري
دوست داري يک وکيل حضور داشته باشي وقتي داري باهامون حرف ميزني؟
بله، بله، بله خانم، خواهش ميکنم- باشه-
باشه- باشه، خواهش ميکنم-
خواهش ميکنم... من نميتونم خواهش ميکنم
اسمتو بگو و به سمت دوربين بچرخ
سلام اسم من، ادموند گينزه
و براي نقش پکي جي ميخونم
اون مادرخطاها به محله ما اومدند
ميخواند اين اسلحه رو ببرند
...مستقيم به اون مادرخطاها ميگم
...مادر به خطاها
No comments yet. Be the first to leave one.