Release info

Queen for Seven Days E02 SunFlowermaG
A Commentary by Mahboobeh
>>>sunflowermag.ir<<<

Tags

other
Published on: 2017-06-02
Downloads: 38
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

مجله ي آفتابگردان تقديم ميکند

اگه قراره بمیرم، می میرم

.ولی باید دلیلشو بدونم

چه دلیلی هست که نکشمت؟

برادر

من برادرتم، اعلی حضرت

.پدرمون یکیه

.این اولین دلیل برای مرگته

فکر کردی برادر تو با اونا فرق داره؟

شما برادر ناتنی این

با دختر وزیراعظم ازدواج کن

...پیش اونا زندگی کن

.و زندگی آرومی در روستای گونچانگ داشته باش

چرا باید همچین کاری بکنم؟

من بهت اعتماد دارم

ارباب

ارباب

ارباب

تو کی هستی؟

...میشه بگی

این نگاها یعنی چی؟

.فکر کنم اینجا جای درستی نیست

،اگه یه بار دیگه بری زیر آب

سرما می خوری

ممنون

...خیلی ممنونم که آدمی به خوش هیکلی شما

نگران آدمی مثل منه

پس امیدوارم یه چیز خوب ببینی

یه چیز خوب؟

ببخشید

میشه برادر بزرگترم بشی؟

از این طرف،لطفاً

.اونجا

می بینیش؟ اون مسافرخونه رو

.بله، می بینم

...چون که هنوز خیلی جوونم

.نمی ذارن تنهایی برم اونجا

،اگه بهشون بگی برادرمی

.فکر کنم بذارن اونجا بمونم

چرا باید اینکارو بکنم؟

چون دنبال تو بودم اون دروازه ها بسته شدن

...همنیطور

چرا تقصیر منه اون وقت؟

خانواده یا خواهر و برادری نداری؟

...خیلی عادیه که کسایی که نیاز دارن

کمک کنی

...مگر اینکه شیطان باشی که

ترس هم نداری

...اگر نترسیده بودم

همچین درخواستی نمی کردم

بریم

....می دونستم مردی به خوشتیپی شما

دل رئوفی هم داره

نشنیدی؟

از خونه فرار کرد

صبح ببرش نظمیه

برادر، چرا دروغ میگی؟

....برادرم می خواد ترکم کنه

.چون نمی تونه خرج زندگیمو بده

.لطفاً کمکم کنید

.هیچ مدرکی نداری که من برادرتم

یه زخم کنار نافت داری

.لباستو دربیار

...خب- ...شما دوتا برادر-

.باید داخل دعوا کنید

.برین تو اون اتاق

.چندتا چیز دیگه هم می دونم

.اون شیاد کیسه ابریشمی ـمو دزدید

،بازم

چرا کل روز دنبالش می گشتی؟

چقدر پول اون تو بود؟

.مسئله پول نیست

.یه نامه توشه که خیلی مهمه

وقتی گفتن

"چرا اینجایی؟"

اون وقت بتونم جواب بدم

"اومدم تا اینو بدم"

حداقل با اون نامه یه بهونه ای دارم

...چرا برای دیدن پدر و مادرت

بهونه می خوای؟

.بهم گفته بودن نرم دیدنشون

.می ترسی که ازت استقبال نکنن

...خودت چرا این وقت شب سر تا پا

لخت بودی؟

...داشتم سعی می کردم خشمی که

تمام وجودمو گرفته رو آروم کنم

...پدر مرحومم

همش من و برادر کوچیکترمو آزمایش می کنه

...همین چند وقت پیش یه مسابقه

تو مدرسه روستامون برگذار شد

گفتن برنده خوراکی نصیبش میشه

هممون تا می تونستیم دویدیم

ولی بعدش معلممون گفت دوباره بدوییم

خب چیکار می تونستیم بکنیم؟ دوباره دویدیم

!ولی معلممون گفت دوباره بدویم

.چندیدن بار اینکارو تکرار کرد

...یکی از دانش آموزا فکر کرد عجیبه

.و از همه خواست که همزمان با هم بدون

.همه دستشونو دور گردن هم حلقه کردن و باهم دویدن

اون موقع معلم بهمون لبخند زد و بهمون غذا داد

...همه

.با هم

...نمیشه

تو و برادرت باهم شریک باشین؟

،متأسفانه

.چیزی نیست که بشه قسمت کرد

سرباز

.نمرده

چرا بیدار نمیشه؟

!سرباز. سرباز

.مادر. پدر

چیکار کنم؟

مادر

پدر

نجات پیدا کردیم

کی اونجاست؟

لطفاً دروازه رو باز کن

باید برم مریض خونه

...این مرد

.دروازه رو باز کن

ساعت منع رفت و آمد هنوز تموم نشده

.باید صبر کنی

دستور سلطنتیه

به هوشی؟

سرباز

خوبی؟

چه پسر احمقی

باید تنهایی فرار می کردی

چرا خودتو به خاطر نجات من به خطر انداختی؟

...چطور می تونستم

خانواده امو تنها بذارم؟

...تو

برادر منی

...خانواده

...باید با هم زندگی کنند

و باهم بمیرن

وایسا

...مهمون خونه

یه مُرده تو مهمون خونه بود

به نظمیه گزارشش دادم

حتماً خیلی تعجب کردی

باید بخوابی و بیشتر استراحت کنی

دیروزو فراموش کن

.می خوام برم خونه

دلم برای پدر و مادرم تنگ شده

حتماً خُل شده بودم

باید خونه می موندم

چرا اومدم اینجا؟

نزدیک بود قبل از اینکه برای آخرین بار خونواده امو ببینم، بمیرم

وای

بریم

ممکن بود اتفاق بدی بیوفته

از این به بعد از نزدیک مراقبتونم

اگه می خوای بمیری همینکارو بکن

اعلی حضرت تشریف آوردن

...چطور

امنیت این سرزمینو تأمین می کنی؟

انسان های فاسد خودشون رو جای صاحب مهمون خونه جا می زنن

.و به مسافرا صدمه می زنن

حتی 2کیلومتر هم از شهر فاصله نداشت

عذر می خوایم- عذر می خوایم-

...شهردار

و رئیس نظمیه از مقامشون خلع میشن

،اگه دوباره همچین اتفاقی پیش بیاد

...همتون

.مسئولین

بله اعلی حضرت- بله اعلی حضرت-

از دیشب تا حالا اینجا نشسته

...اعلی حضرت، درباره دیروز

.نظرم عوض نشده

...با دختر وزیر اعظم ازدواج کن. اون وقت

.زندگی برای خودت هم راحت تر میشه

حالا با چه بهونه ای برم خونه؟

،اگه دوباره همو دیدیم

.یکی از خواسته هاتو برآورده می کنم

مگه امپراطور جِیده؟

چیزی که دزدیدی رو پس بده

!ولم کن

...خواسته ام

گرفتن اون ارباب زاده ی دیوونه است

کیه؟

خیلی خوش شانسم

با وجود مهمون نمی تونن توبیخم کنن

می دونی چرا این همه راه تا خونه ات اومدم؟

نمی دونم

...مطمئنم شنیدی که تصمیم گرفتیم

.که ترتیب ازدواج شاهزاده جین سونگ رو بدیم

...فکر کردم به جای واسطه، خودم شخصاً

بیام تا حُسن نیتم رو بهتون نشون بدم

بانو

همه جا دنبالت گشتم- دایه-

ببینش تو رو خدا. خوبی؟

...امیدوارم

.دخترتون رو به عنوان عروس به من بدین

...ولی، دخترم

.زوج مناسبی برای شاهزاده نیست

.بله، ملکه

چه کیونگ در شأن همسر شاهزاده شدن نیست

مادر

خیلی ضعیف بوده برای همین تو روستا بزرگش کردیم

More Farsi Persian subtitles for Queen For Seven Days

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left