The first 200 lines.
گلهای تو دستت، مال منه؟
تبریک می گم که جایزه ی بهترین بازیگر رو بُردی
ممنون.خیلی قشنگن
فقط تو می دونی که من عاشق گل لاله هستم
این گلها چیه؟ از کجا به ذهنت رسید با گلهای لاله سِتِش کنی؟
اسمش"گرالدون واکس"ـه. تو زبون گلها ،یعنی دنبال نور می گرده //یا گل مومی که گل بومیِ غرب استرالیاست//
این مهربانیِ لاله رو به خوبی نشون میده اما خودش مصمم کنار لاله می مونه
برات آرزو می کنم مسیر زندگیت هر روز روشنتر و روشنتر بشه
این زبان گل، برا پیدا کردن نور، خیلی با معنی بود //زبان گل ،پیام ومعانی گلهای مختلفه.مثلا گل لاله قرمز یعنی اقرار به عشق//
خیلی خوشم اومد
"زندگی دوباره" @ قسمت پنجم @
اخبار مربوط به لیو یی و یون شیو،رو شنیدی؟ أه چقدر چندش تو روز روشن با همدیگه رفتن هتل
واای تو روز روشن دیگه همه مون میدونم دختره چیکاره ست
اما نمی دونم چرا مردها هنوزم براش بال بال می زنن
آدمهایی مثل اون، بهتره یه سوراخ پیدا کنن برن توش قایم شن
یالا گورتو گم کن دیگه.پشت سرتم نگاه نکن
نمیدونم این مردا با خودشون چه فکری می کنن که با این تفاله ی چایی سبز، مثل یه الهه رفتار میــکنن
لابد کور شدن
شیا یی
این بلیط هواپیما برای مالدیوه
منظورت چیه؟
تو این مدت، اتفاقهای ناجوری افتاده تقصیر منه که نتونستم اوضاع رو مدیریت کنم
متاسفم که باید برا یه مدت ازینجا بری
ولی نگران چیزی نباش من مراقب همه چی هستم وقتی آبها از آسیاب افتاد خودم میام و برمی گردونمت
لازم نیس.من هیچ جا نمیــرم
تو نگران یون شیو هستی؟
نگران نباش، فنگ جینگ همه چیُ به خوبی ردیف میــکنه
برو سفر و آرامشتُ بدست بیار
وسایلتُ جمع کن.فردا صبح میام دنبالت
بای بای
اگه نمیــخوای یون شیو صدمه ببینه ...و دیگه زندگیش زیر رو رو نشه
ازین لحظه نه یه کلمه بگو، نه هیچ کاری بکن این بهترین کمکیه که می تونی بهش بکنی
شاید
این دفعه نوبت منه که بذارم برم
اینجوری، کسیُ دنبال خودم به نابودی نمیــکشونم
معذرت می خوام رییس فنگ شنیدم به خاطر من، رییس لی از شما ناراحت شده
نتیجه هر چی باشه،من مسئولیتش رو به گردن می گیرم
من اخراج شدم
الان تو می تونی هوای منو داشته باشی دیگه؟ به..خاطر تو اخراج شدم
مسئولیتشُ قبول می کنم
بگو ببینم چقدر پول تو حساب بانکیت داری؟
من خیلی مخارجم بالاست
خب من به سختی کار می کنم
خیلی خب،بذار فکر کنم ببینم چقدر باید سخت کار کنی تا از پسش بربیای
کت و شلواری که می پوشم فقط دست دوز و سفارشیه
ساعتــام، فقط از کلکسیون محدودِ دنیاست
کفشهام سفارشی و ساخت ایتالیاست
حتا مسواکم هم از ژاپن فرستاده میشه
حالا که بیکاری، نمی تونی یکم با زندگی کنار بیای؟
"متنفرم ازینکه بشنوم"با زندگی کنار بیا
وقتی میرم حمام،باید توی وان گلبرگ گلِ رُز باشه و قبل از خواب باید بالشم با اسپریِ گل بابونه، معطر بشه
بعضی وقتها، بیخوابی به سراغم میاد اونوقت باید یکی باهام صحبت کنه
از عهده ی این کارا برمیای؟
چی شد؟ ترسیدی؟
نه- خوبه-
...حالا که من از شرکت اخراج شدم
چه بلایی قراره سرِ تو بیاد؟
تو که واقعا خنگی؛احمقی؛ خُلی
باید وقتِ آزادم یه درسی بهت بدم که اینقدر زود گول نخوری و بفهمی یکی داره تو رو دست میندازه
من به راحتی گول نمی خورم
به این خاطر حرفتُ باور کردم که بهت ایمان دارم
برا همین هر کلمه ای بگی،باور می کنم
من،لیو یی، از امروز به بعد تصمیم دارم که از دنیای سرگرمی خارج بشم
خدانگهدار
لیو یی..لیویی
لیو یی
مگه قرار نبود همزمان با هم یه جا پیدامون نشه؟
چرا دنبالم اومدی؟
...تو
کی خواسته تو خدافظی کنی؟
همه
همه ی اونهایی که آرزوشونه من بذارم برم
همه ی اونهایی که آرزو دارن برم گورمو گم کنم
.شاید، حق با فنگ جینگ باشه
اینطوری با رفتنِ من انگشت اتهام از من برداشته میشه
اونکه همچین منظوری نداشت- البته.میدونم که منظورش رفتن من نبوده-
...اما
شاید،فقط با رفتنِ من،این قضیه آروم بشه
لیو یی، باید باور کنی،گذشت زمان همه چیُ حل می کنه
حقیقت یه روز آشکار میشه
پس به خاطر حرف بقیه، در مقابل رویاهات تسلیم نشو
ماموریتِ یه هنرمند اینه که نقشش رو خوب بازی کنه
...تا زمانی که تسلیم خودت نشدی
هیچ کس نمی تونه تو رو از میدون به در کنه
از من می خوای که حقیقتُ روشن کنم؟ و عذر خواهی کنم؟
رییس فنگ،مطمئنم که دیدی.هرکی هم تو صحنه بوده دیده لیو یی بود که این دخترُ کتک زد
و راهیِ بیمارستانش کرد
اگه مطمئن نبودم تا اینجا نمیومدم و دنبالتون نمی گشتم
داری منو تهدید می کنی؟
فردا فسخ قرارداد رو براتون می فرستم
می خوای امضاش کنی یا نه، تصمیمش با خودته
فنگ جینگ،کارم باهام تموم نشده
متاسفم.من تصمیم گرفتم بمونم باید به عنوانِ یه بازیگر ادامه بدم
خب،خیلیم سورپرایز نشدم
اگه از دستت می دادم، ناراحت میشدم خانم لیو یی
الان خوشحالم که برگشتی
هر تصمیمی داشته باشی، من بهش احترام می ذارم
ممنونم
اما دوست دارم دلیلِ موندنت رو بدونم
عشق؟
خب،یکی هست که
به خاطر من وارد کار بازیگری شده
در طول این دورانِ سخت ،خیلی کمکم کرد و به خاطر من خیلی تو عذاب افتاد
منم تحت تاثیر قرار گرفتم بعلاوه اون نمی خواست که من از بازیگری کناره گیری کنم
اینه که باید می موندم
متوجه شدم
اما قبل از رفتنم
باید یه نمایشگاه از آثار جدیدت بذاری
به سلامتی- به سلامتی-
برای عشق- برای دوستی-
براووو
چرا قبل از تعویض کارگردان و جی یینگ، اجازه ی منو نگرفتی؟
چرا؟مگه جرات داشتی با همچین کارگردانی کار کنی؟
آخه ازونجایی که تو خیلی قَدَر و چیزفهمی
نمی تونی با آدمهای این شکلی که حقه بازن کار کنی
مشکلی نیس یه چند تا مورد مناسب برات پیدا کردم
کی؟
کارگردان ژائو قبلنم سه تا فیلم کارگردانی کرده،همشونم با بودجه ی پایین
و برنده ی 5 تا جایزه ی معتبر شده
بعلاوه ،من کارشُ دیدم صلاحیتِ کارگردانیِ"هوایانگ" رو داره
تو که خودت همه چیزُ ردیف کردی
دیگه نیازیه به من بگی؟
پس، این موضوع هم به خیر و خوشی حل و فصل شد
ممنون
شنیدم به این خاطر به چین اومدین که از لیو یی دعوت کنید بخشی از تیم طراحی تون باشه
درسته؟- شما خیلی خوب می دونی-
همه مون میدونیم خانم لیو یی بازیگرِ معروفیه اما یه چیزه که نمی دونید
اونم اینه که اون یه طراحِ مُد فوق العاده با استعداده
و به خوبی میدونه چطور فرهنگ چین رو با سبک مدرن ترکیب کنه و یه مجموعه ی منحصر به فرد ارائه بده
پس لیو یی، هنوز دعوتِ شما رو قبول نکرده؟
یعنی اون می خواد بازیگری و چیزهای دیگه رو کنار بذاره؟
اون خودش می تونه به این سوال جواب بده- ...خب-
درواقع، من امروز همینجا به همه اعلام می کنم که
نمی تونم بی خیال عشقم به طراحی بشم
البته لازم به گفتن نیس ، که نمیتونم از بازیگری که خیلیم مورد علاقمه دست بکشم
میتونم از خانم لیو یی،بپرسم که تصمیمِ امروزتون به خاطر عذرخواهیِ رسمی جی یینگ از شماست؟
نه دلیلش اون نیس- پس دلیلش چیه؟-
من از پاسخ به این سوال خودداری می کنم
پس بگید برنامه ی بعدی تون چیه؟
قصد دارم به بازی در"هوا یانگ"ادامه بدم
تو قسمتهای بعدی،صحنه هایی هست که من واقعا دوستش دارم و منتظرشم
یون شیو
خوش قیافه
فریبنده
صداقت پیشه ی من
تو همه ی زندگیتُ از من مخفی نگه میداشتی
اما الان، خیلی راضیم که منو تو آغوشت گرفتی
به این کشمکش ها ادامه بده
آخرش به کمال می رسیم
چیــکار می کنی؟
همیشه قبل از فیلمبرداری، عادت دارم یه چند تا تمرین کوچولو انجام بدم
...میــخوام در مورد این صحنه باهات صحبت کنم
میدونی که، یوان یو مخالفه که من صحنه ی بوس داشته باشم
خودمم واقعا دوست ندارم
...اینه که- اوکی.پس خوبه.نظر منم همینه-
میــرم و به کارگردان می گم که این صحنه رو برداره
هی! هی! هی
این صحنه واقعا خوب نوشته شده،خیلی تاثیرگذاره
در واقع، این صحنه بهترین قسمتِ فیلمنامه ست
اگه حذفش کنیم، خیلی بد میشه
راستی
این برا توئه
این چیه؟- بیا خودتُ برا صحنه ی بوسیدن آماده کن-
لیویی،متاسفم من باعث شدم به این روز بیفتی
بالاخره اومدی
خودتُ سرزنش نکن
خودم می خواستم به خاطر تو بمیرم
،میدونی
آرزوم بود تا آخر عمرم با همدیگه بمونیم
اما حالا
دیگه فرصتی برام نمونده
کات
یون شیو؛ چی شده؟
تو الان باید دیوانه وار ببوسیش
به خاطر تو مُرده ها. می فهمی؟
فهمیدم،کارگردان
همه ی قسمتها آماده.3.2.1
اما الان دیگه نمی تونم منتظر باشم
کات!کات!کات
شیو یون،تو چته؟ سطحِ بازیِ تو این نیس
ببخشید کارگردان- صحنه ی امروز خیلی مهمه-
ببخشید کارگردان.حال خوشی ندارم
یون شیو، یکم بیا
خیلی سخته که بخوای برمانعی که تو قلبته غلبه کنی.درسته؟
تو چشمهای من نگاه کن
تمام دیوونگیهای قلبتُ فراموش کن
باید یادت باشه که
تو یه بازیگری
آماده .شروع
هنوزم در موردش فکر نکردی؟
اون لحظه که منو بوسیدی،عاشقم نشدی؟
ای خدا، نمی تونی حرفه ای رفتار کنی؟
خیلیم حرفه ایَم میــبینی که بعد از پایان این صحنه،اومدم فیلمــنامه رو باهات چک کنم
...اگه بازم فرصتی پیش اومد، دفعه ی دیگه
دفعه ی دیگه ای وجود نداره مگه یادت نیس مُردی
فیلمبرداری به زودی تموم میشه
چقدر تو ضدحالی آخه؟
فکر نمیــکردم فقط برات یه صحنه و نقش باشه
احساس کردم که اشکهات صادقانه بود
منم واقعا حس کردم که تو بغلِ تو مُردم
No comments yet. Be the first to leave one.