The first 200 lines.
من ازت خواسته بودم دو هه گانگ و چوی جین یون نابود کنی
کی ازت خواسته بودم برادرمو به این روز بندازی؟
تو برادرمو به بهانه من کشیدی اونجا درسته؟
به بهانه دو هه گانگ می خواستی حساب اونو برسی
تا دیگه نتونه توی دادگاه حاضر بشه
نه ، نه این کار من نبوده بهت گفتم من این کارو نکردم
خوبه ، بهتره کار تو نبوده باشه
بخاطر عوض کردن نتایج بالینی اقدام به قتل دوک گویونگی و مون ته جون کردی
یادت نره که من صدای ضبط شده ات رو دارم
منم یادم نمیره کانگ سول ری
نه یعنی فکر نکنم هرگز رییس مون ته سوک فراموش کنه
یه ترکیب دوست داشتنی از یک تیم که من فکر شم نمی کردم
شما ها متحد شدین برای سر کوب کردن من؟
چه برنامه ای داشتین برای نابود کردن من؟
با شما توی دفتر صحبت می کنم سرفرصت
بذار از این دختر بی پروا و دیوونه شروع کنیم
همین کارو بکن ، منم جواب خودمو برای نایب ریس آماده می کنم
دنبالم بیا
نمی خوام بیام
وقتی می گم دنبالم بیا راه بیفت بیا
ولم کن ! دردم گرفت
تحمل کن - گفتم دردم گرفت -
تحمل کن دست منم داره درد می یاد
بیا از ول شروع کنیم
بیا از اول اول شروع کنیم کانگ سول ری
علامت سئول
اگه اینو بدین آزمایش دی ان ای متوجه می شین کار شین کیونگ وو نیست
لطفا دوباره بررسی کنیدو سریع اون بچه رو آزاد کنید
پس موضوع تهدیدات چی می شه؟
قربانی شکایتی نداره؟
ببخشید؟
اون هنوز جوونه باید بزرگترا فکر آینده این بچه باشن
لطفا فعلا بیاین داخل
بله
انگیزه ات از تهدید چی بوده؟
این آدمو از کنار من بردارین ! لطفا
کارگاه من پدر ندارم هر سوالی داشته باشین جواب میدم
پس به این آدم کار نداشته باشین
پدر ، بگو پدر بچه
حتی اگه زمین به آسمون برسه بازم من پدرتم
نه می تونی باهاش بجنگی نه می تونی کتمانش کنی
من پدر تو ام و توهم پسرمی
واقعا اون خرزهره رو گذاشته بودی تا خانم دو هه گانگی بکشی؟
نه به هیچ وجه کار اون نبوده همه اش تقصیر من بوده
بخاطر اینکه من مایه تاسفش بودم این کارو کرده
اون بچه خوبیه
اگه بررسی کنید می بونین اون بچه نفر اول مدرسه بوده
اون یه نابغه است که هنوز کشور نتونسته بشناسش
اون قاتل نیست بلکه یه دانشجوی عالیه
می خواستم بترسونمش
می خواستم از زندگی بترسونمش تا بفهمه دیگران چقدر سخته وقتی از زندگی می ترسن
می خواستم یه نگاه به گناهایی که کرده بندازه
حالا تو چیت شده؟
اگه اون گیاه خرزهره رو نمی شناخت و بهش دست میزد چی؟
فکر کردی چه اتفاقی می افتاد بچه؟
سونبه چوی جین یون گفت نمی خواد شکایت کنه بهتره اونها رو ول کنی برن
جوی جین یون گفت اون موتور مال پسره نبوده
روی موتور سیکلت مجرم به جای برچسب یه پیچ بوده
در ضمن با داشتن آب نبات مجرم می تونیم دی ان ای اونو بکشیم بیرون
واقعا شکایتی نداری؟
نه می خوام این چرخه معیوب تموم بشه
این بزرگتران که باید سرزنش بشن نه بچه ها
وقتی بیام بنزین بزنم دوباره می بینمت
بابای یون سول
ممنونم ، واقعا خیلی ممنونم
لطفا این حرفهارو به زنم بگو اون آرزوی این حرفها رو داره
دلم می خواست واقعا به خواسته خودتون این کارو می کردی
فعلا
حالا می خوای چیکار کنی؟
شوخی می کنی؟ می خوای شکنجه ام بدی؟
حالا که به زور منو نشوندی یه چیزی بگو
اشتباه کردم من
من نباید این کارو می کردم باید یه چیزی بهت می گفتم
از تو بدتر من خودم از اون روزای خودم بیزارم
من نتونستم مثل یه آدم بزرگ رفتار کنم
من بعد از اینکه صدمه دیدم می خواستم بیشتر صدمه بزنم
من هیولایی بودم که فقط می خواستم به بقیه پنجه هامو نشون بدم
من نباید میومدم رستوران دیدن تو باید میرفتم با شوهرم صحبت می کردم
نباید جلوی تو زانو می زدم
به جاش باید به شوهرم می گفتم که متاسفم و منو ببخشه
با این حال من دوستش داشتم
این شرایط بخاطر تو نبود که پیش اومد
بخاطر ترس و اضطرابی بود که من بهش داده بودم
چرا یهویی این کارو می کنی؟
زندگی روز مره من تبدیل شده بود به یک گناه
و این گناهان عمدا سنگین تر می شد
ترسم از این بود که تو هم مثل من بشی
می ترسیدم تو هم مثل من در نهایت خراب بشی
به من نگاه کن ، می خوای مثل من بشی؟
می خوای تمام کسایی رو که دوست داری بخاطرت عذاب بکشن و آخرش بمیرن؟
حتی اگه تلاشم کنم کارهای گذشته رو درست کنم
ولی اشتباهات قدیم من مثل یه زنجیر به مچ پام بسته شده
من عوض شدم و می خوام که عوض بشم
دلم می خواد عوض بشم و دوباره به زندگی برگردم ولی اونا نمی ذارن
گلومو فشار می دن و بهم می گن حق ندارم
این منو به حدی نا امید می کنه که نمی ذاره دوباره خوشحال بشم
تو باید فراموش کنی
تو اینقدر زیبایی خیره کننده ای داری که من بهت حسادت می کنم
حتی اگه یه تی شرت ارزونم تنت باشه یا حتی کفشهای پاره پوشیده باشی
حتی اگه پابرهنه هم بودی با اعتماد به نفس و سالم بودی
برای همین بهت حسادت می کردم
تا جایی که می تونی برگرد به اون زمان
برگرد به خودت ، تو هم باید تلاش کنی به نوبه خودت کانگ سول ری
هنوز سی سالت نشده نذار بخاطر تو دیگران درد بکشن... مثل من
اینطوری زخمهای تو ترمیم نمی شن
نگهبان زندگی خودت باش و از خودت محافظت کن لطفا از خودت محافظت کن کانگ سول ری
مثل من زندگی نکن ، باشه؟
چه برنامه ای برای سرکوبی من داری؟
احتمالا
احتمالا اون حرومزاده به عمد می خواسته منو بکشه به شرکت شما
حتما اومدین اینجا ببینی جریان دادگاه به تعویق می افته یا نه؟
بل درسته
تصمیم دارم طبق برنامه توی دادگاه حاضر بشم
اگه تا پنح شنبه آینده زنده باشم
می خوای با این حالت بیای دادگاه؟
زبون من هنوز کار می کنه
حتی شده تا اونجا بخزم خودمو میرسونم بهتره نگران نباشید
آخرین باری که خوشحال بودی کی بوده؟ در موردش خوب فکر کن ببین کی بوده
هنوزم می خوای اون بچه رو تبدیل کنی به یه قاتل؟
بچه هایی رو که باید بهشون بازی بیسبال یاد بدی
چطوری می تونی اونها رو تبدیل به قاتل کنی
تو برای این بچه ها پاپوش درست می کنی و براشون شر می شی
تو پشت اونها قایم می شی !بعد خودتو اینجا قایم می کنی
مدرک
بدون مدرک حق محکوم کردن نداری
اگه اینطوری بخوای به من توهین کنی می تونم کلی برات مدرک جور کنم
مگه تونستی کسی رو که به دو هه گانگ چاقو زده پیدا کنی؟
اون کسی رو که به مین ته جون زد و در رفت و پیدا کردی؟
هیچ کس نتونست بگیرش نه تو نه اون پلیسا
می تونی الان اونو بگیری هان؟
تو هیج وقت نمی تونی منو بگیری
هر کاری هم که بکنی دست من تمیزه جین یون
پس با من مثل جنایتکارا رفتار نکن
اگه من با این چوب بیس بال بزنم
به نظرت این پلاک اسمت ترک می خوره؟
یا این چوب بیسبال می شکنه؟
می خوای امتحان کنیم؟
باید یه پلاک دیگه بسازی شوهر خواهر
وقتی بری زندان به پلاک اسم نیازی نداری
چی؟ می خوای به من تهمت اختلاص و جنایت بزنی؟
حتی اگه این کارو بکنی من دو ساله میام بیرون
نه می تونم بخاطر اتهام تحریک به قتل بندازمت زندان
وقتی تحریک برای قتل باشی کل زندگیت تو زندان می گذرونی
مدرک و شاهد؟ مطمئن باش برات پیداش می کنم
راستی ، شین کیونگ وو آزاد شد
شاید اون عصبی بود ولی در هر صورت یه بچه بود و مجرم واقعی که در حال آبنبات خوردن بود داره ول می چرخه
و بعدش اون آبنبات انداخته کف پارکینگ
از روی دی ان ای و خدمت سربازیش می تونن پیداش کنن
بهتره اون مرد سریع بفرستی بره خارج از کشور
این بارم می خوای بفرستیش فیلیپین؟
اون هنوز جوون نمی دونم می خواد چیکا کنه
.:.:ترجـــمه و زيــــرنويـس::.:. .:.:( شهنــاز (شـــهلاز:.:.
بیا حسابی برات نرم مثل پوره کردم
پدر
من هم دندون دارم هم معده ام خوب کار می کنه
اینقدر این بیماری رو جدی نگیر
بالاخره چون مریضی این غذای مقوی رو برات درست کردم
تو داری سخت می گیری بچه
اینقدر سعی نکن که نشون بدی خوبی بهتره طبیعی رفتار کنی
معلومه که باید بترسی که مبادا زندگیت مثل اول نشه
باید اعتراف کنی تا بتونی قبولش کنی
اینطوری می تونی قدمای بعدی رو برداری
باشه همینکارو می کنم ، منم نمی خوام وانمود کنم خوبم
هم سخته و هم ترسناک
من قبول دارم
باشه بخور
بهت گفتم فقط هفته ای یه بار بیا چرا گوش نمیدی؟
برای چی هر روز میای؟
من امشب اینجا می مونم
نه نمی خوام دوست ندارم اونگ گی
واقعا نمی خواد دوست ندارم
تقصیر تو نبوده از اولم هدفشون خود من بودم
من به جای تو آسیب ندیدم هدف اصلی من بودم
پس نمی خواد احساس مسئولیت کنی
بشین حرف بزنین من میرم یه کم پیاده روی
نمی بینی وقتی می یای اینجا من معذب می شم
پس بذار وقتی حالم خوب شد همو ببینیم
بذار راحت باشم
نمی خوای کاراتو بخاطر دادگاه سرو سامون بدی؟
باید در مورد کارهای دادگاه و یا تعویق انداختن بکنیم
فکر کردی اومدم اینجا از روی بیکاری پرستار بازی کنم؟
پس الان برنامه ای داری؟
پاشو برو خونه یه برنامه درست و درمون برای دادگاه بریز و بیخودی اینجا نمون
فهمیدی؟
بله من فقط با شما تماس گرفتم
...از دفتر نایب ریس یه لیست از پروژهای برون سپاری رو خواستن
هنوزم عکس لی جئونگ منو داری؟
بله قبل از اینک فرار کنه عکسشو گرفتیم
همین الان عکسو برام بفرست
لیست برون سپاری چی؟ نمی دونم شایعات چیه
اما محققان خیلی ناراحت و عصبانی اند و قصد داره اعتصاب کنن
بیا اینجا در موردش حرف بزنیم الان دیگه قطع می کنم
با عکسای اعتصاب کشوندنت اونجا آره؟
اون از کنترل خارج شده ،وحشتناک چطوری می تونه تا این حد جلو بره؟
پس بهم نگو که محاکمه رو به تعویق بندازم
اگه بهش فرصت بدیم دیگه نمی تونیم بگیریمش
باید بهش مجال ندیم کار دیگه ای بکنه
احتمالا از من می خواد که محاکمه رو عقب بندازیم
اگه حکم قبول کنن می تونم کوتاه بیام
اینطوری من نمی تونم بیش از خط بگذرم باید باهاشون بازی کنیم
No comments yet. Be the first to leave one.