Release info

Its My Life E71(@Mehdi Rain)
A Commentary by Mehdi_Rain
➤➤➤Translator : Mehdi_Rain ➨ ➨ ➨ Telegram : @Mehdi_Rain

Tags

TS
HD
Published on: 2019-04-05
Downloads: 10
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫ این زندگی منه

‫آه، میدونی امروز صبح چقدر استرس داشتم؟

‫لبم داشت میلرزید

‫کف دستم عرق کرده بود ‫همه داشتن نگام میکردن

‫خیلی دستپاچه شده بودم و...

‫میدونی وقتی اینطوری تُندتُند حرف میزنی ‫خیلی دوست داشتنی میشی؟

‫آه، داشتم چی میگفتم؟

‫آن نام جین هستم، بفرمایین؟

‫نام جین، منم

‫جین آه

‫تو... الان کجایی؟

‫چه اتفاقی برات افتاده؟

‫هیچ میدونی چقدر نگرانت بودم؟

‫زنگ زدم ازت یه خواهشی کنم

‫خواهش؟

‫چیه؟

‫میشه یه کم پول بهم قرض بدی؟

‫پول؟

‫چقدر؟ ‫صبر کن

‫فعلا بهش بگو بیاد همدیگه رو ببینیم

‫الان؟

‫کجا؟

‫جین آه، منم سونگ جو

‫بیا همدیگه رو ببینیم. بعدش میتونیم حرف بزنیم

‫نه متاسفم. نمیخوام این کارو کنم

‫ما دوستیم

‫دوستا میتونن همه چی رو به هم بگن

‫من میتونم درکت کنم، پس بیا همدیگه رو ببینیم

‫الان کجایی؟

‫دوباره مخفی شدی؟

‫فکر میکنی با مخفی شدن، مشکل حل میشه؟

‫میام پیشتون

‫کجا باید همدیگه رو ببینیم؟

‫ قسمت هفتاد و یکم

‫این وقت شب چطور میتونه هنوز بیرون باشه؟

‫حتما خیلی بهش خوش میگذره

‫به هر حال، وقتی دور چشمام چین و چروکه...

‫چطور میتونم خودمُ با یه دختر 22 ساله ‫مقایسه کنم؟

‫قول میدم که تا آخر عمرم ‫فقط تو رو دوست داشته باشم

‫لطفا عشقم رو قبول کن

‫تو هیچی نداری

‫تنها چیزی که داری یه قلب مهربونه

‫بخاطر همین میخواستم باهات قرار بذارم

‫خیلی اعصابم خرده

‫حس میکنم بهم خیانت شده

‫اینجوری چشام پُف میکنن

‫جین آه ‫بیا تو جین آه

‫خوب شد اومدی ‫بیا بشین

‫یه لحظه صبر کن

‫یه کم بخور. این چای لیموئه

‫چه اتفاقی افتاده؟

‫چرا یهویی ول کردی رفتی؟

‫نکنه تو...

‫بخاطر خانم چویی این کارو کردی، نه؟

‫خانم چویی بهت گفت بری، نه؟

‫نه، تصمیمِ خودم بود

‫خانم چویی بهم گفت اگه بچه دار شدم ‫باید کارمو ول کنم و تو خونه بمونم

‫واسه همین رفتم

‫باید به شی وو میگفتی

‫اینطوری شی وو مشکل رو حل میکرد

‫چرا باید میگفتم؟

‫تا کِی باید دور و بر خانم چویی آسه برم و بیام ‫و با ترس زندگی کنم؟

‫حق با توئه، اما بچه چی؟

‫بچه رو سقط نکردی، نه؟

‫چرا کردم

‫جین آه

‫من به سختی میتونم از پس خودم بربیام

‫نمیتونم یه مادر مجرد باشم ‫و زندگیمو فدای بچه کنم

‫باورنکردنیه

‫حتی اگه جنین بوده، بازم یه موجود زنده بوده

‫چطور تونستی فقط بخاطر خودت ‫بچه رو سقط کنی؟

‫نمیخواستم بخاطر بچه ای که به دنیا نیومده ‫زندگیمو نابود کنم

‫امروز اومدم اینجا که اینو بهتون بگم

‫من قوی تر از اون چیزی هستم که فکرشو میکنین

‫کاری میکنم اسمم تبدیل به بِرند بشه...

‫و خوشبخت تر از هر کس دیگه ای بشم

‫پس شی وو چی؟

‫تو... شی وو رو دوست نداشتی؟

‫دوسش داشتم،

‫اما دیگه نه

‫میتونی یه کم پول بهم قرض بدی؟

‫فکر کنم با 30 هزار دلار بتونم از پسِ خودم بر بیام

‫تمام تلاشمو میکنم که در عرض سه سال ‫با سودش بهت برگردونم

‫حتی اگه بخوای بهت سفته میدم

‫باشه خیلی خب ‫به محض اینکه جورش کنم به حسابت واریز میکنم

‫دیگه باید برم

‫لطفا به کسی نگین که امروز منو اینجا دیدین

‫و به مامانم بگین که...

‫تو یه شرکت چینی استخدام شدم

‫اگه گزارش گم شدنم رو بده، دردسر میشه

‫من میرسونمت

‫نه، نمیخواد. خودم میرم

‫نمیتونم بذارم این وقت شب تنها بری

‫نمیخوام بدونی کجا زندگی میکنم

‫اون گوشی که باهاش بهت زنگ زدم رو ‫قرض گرفته بودم

‫تماس گرفتن با اون شماره فایده ای نداره

‫فکر نمیکنی باید برای آخرین بار ‫مدیر چویی رو ببینی؟

‫بعدا. بعدا می بینمش

‫صبر کن ‫صبر کن

‫باید چیکار کنیم؟

‫گفت به خودش صدمه نمیزنه،

‫پس بیا از راه دور براش آرزوی بهترین ها رو کنیم

‫حتما دیشب دوباره مست کرده

‫آیگو.اگه همینطور پیش بره ‫خودشو مریض میکنه

‫منم نگرانشم

‫تو این چند روز اخیر خیلی وزن کم کرده

‫از همون اول از جین آه خوشم نمیومد

‫هی

‫مامان جین آه مُدام بهم زنگ میزنه

‫ازم می پرسه چه اتفاقی واسه جین آه افتاده ‫چی باید بهش بگم؟

‫فقط حقیقتُ بهش بگو

‫"سقط جنین کرده ‫و بدون اینکه چیزی بگه ول کرده رفته"

‫"اون و شی وو الان با هم تموم کردن ‫پس دیگه بهم زنگ نزن"

‫اینطوری؟

‫بعدش با گریه و زاری بلند میشه میاد اینجا ‫و قشقرق به پا میکنه

‫به نظرت اشکالی نداره؟

‫بهش بگو که یه شرکت چینی ‫استخدامش کرده، مامان

‫تو با جین آه حرف زدی، نام جین؟

‫نه

‫جین آه وقتی به خودش مسلط بشه ‫به مادرش زنگ میزنه

‫پس میخوام مادرش تا اون موقع نگران نباشه

‫درسته. نام جین، تو باید به مادرش بگی

‫فقط اینطوری مامان جین آه احساس آرامش میکنه

‫باشه. بهش میگم

مترجم : مهدی @Mehdi_Rain : کانال تلگرام

‫رئیس

‫سلام. زود اومدی

‫نگرانت بودم واسه همین زود اومدم

‫وقتی قراره امروز عشقت رو اعتراف کنی ‫چرا انقدر بهم ریخته به نظر میرسی؟

‫بهم ریخته ام، نه؟

‫من اینجا رو تمیز میکنم ‫پس برو سونا

‫و بهترین لباست رو بپوش

‫کت و شلوار بپوش. کت و شلوار عالی میشه

‫باشه

‫حرفایی که میخوای بزنی رو یادت نرفته؟

‫به عنوان تمرین، صد بار با صدای بلند بگو

‫صد بار؟

‫انقدر تمرین کن که لکنت زبونت ول بشه

‫اوکی؟

‫اوکی

‫چرا انقدر زود اومدی؟

‫صبحونه نخوردی، نه؟

‫بیا بریم بیرون یه چیزی بخوریم

‫گشنه ـم نیس

‫اما آقای جانگ

‫هووم؟ بگو

‫باید به مادر جین آه بگم واقعا چه اتفاقی افتاده...

‫و گزارش گم شدن جین آه رو بدم؟

‫اگه گزارش گم شدنش رو بدم، ‫پلیس میتونه گوشیش رو ردیابی کنه...

‫و حساب بانکیش رو چک کنه

‫وقتی پیداش کردی میخوای چیکار کنی؟

‫از اونجایی که دیگه دوستت نداره ‫فقط قلبت میشکنه

‫نمیتونم اینو باور کنم

‫مطمئنم دلایل خودشو داره

‫میخوام مستقیما از خودش بپرسم

‫ مادر جین آه

‫بله، مادر؟

‫حقیقت داره که جین آه ‫تو یه شرکت چینی استخدام شده؟

‫اگه اینطوریه، بین تو و اون چه اتفاقی میفته؟

‫کی ازدواج میکنین؟

‫کی اینو بهتون گفته؟

‫نام جین بهم گفت

‫نام جین؟

‫جریان چیه؟ ‫چرا این وقت صبح میخواستی منو ببینی؟

‫جین آه کجاس؟

‫از کجا باید اینو بدونم؟

‫تو میدونی کجاس ‫چرا وانمود میکنی که نمیدونی؟

‫جین آه رو دیدی، مگه نه؟

‫آره، دیدمش

‫دیشب، اومد خونه سونگ جو

‫نزدیک بوده ‫وقتی انقدر نزدیک بوده چطور تونست این کارو کنه؟

‫گفت به خودش صدمه نمیزنه

‫گفت تمام تلاششو میکنه ‫که بِرند شخصی خودشو راه بندازه

‫الان کجاس؟ شماره موبایلش چیه؟

‫کجا زندگی میکنه؟

‫نمیدونم

‫یه گوشی قرض گرفته بود که بهم زنگ بزنه

‫بهش گفتم برسونمش ‫اما نمیخواست که بدونم کجا زندگی میکنه

‫جین آه... چرا این کارو کرده؟

‫اینو نمیدونم، اما خیلی خسته به نظر میرسید

‫گفت هر وقت به خودش مسلط بشه ‫میاد دیدنت

‫پس فکر کنم باید بهش یه کم وقت بدی

‫متاسفم که نمیتونم کمکی کنم

‫بچه چی؟

‫واقعا بچه ـمون رو سقط کرده؟

‫گفت این کارو کرده،

‫اما فکر کنم فعلا داره دروغ میگه

‫جین آه قبلا خیلی از غذای ترش بدش میومد

‫اما دیشب یه فنجون چای لیمو رو کامل خورد

‫این سی هزار دلاره

‫اینو بده بهش ‫و حتما ازش یه رسید امضا شده بگیر

‫که ثابت کنه اینو گرفته

‫فکر میکنی من کارِ خیریه میکنم؟

‫دارم تو روز تعطیلیم کار تو رو انجام میدم

‫نباید بهم پول خوبی بدی؟

‫سهم خودت رو از روی این پول بردار

‫باید پول کارآگاه خصوصی رو هم بدم

‫نمیشه بهم 10 هزار دلار بیشتر بدی؟

‫باشه. واریز میکنم به حسابت

‫خیلی خب

It's My Life subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for It's My Life

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left