痛いのは嫌なので防御力に極振りしたいと思います。
The first 181 lines.
.یکی داری، مگه نه؟ مدال طلا
ها؟
!هه؟
.دو به یک به ضرر ـمه
فکر کردی حالا که دعوا راه انداختی ولت میکنیم؟
!فراشتاب
!فراشتاب
هن؟
!هــع؟! وا وایســـا
Kono sekai no mainichi wa sono subete ga supesharu هر روز تو این دنیا، همه چیز منحصر به فرده
Kirakira dokidoki takusan no yume ga tsumatteru براق براق، فوقالعاده فوقالعاده، پر از رویا
Rekki to shita dai bōken arikitari ja tsumaranai هرچی نباشه یه ماجراجوییـه، پس باید هیجانانگیز باشه
Da kedo onnanoko wa itai no wa iya nano desu ولی دخترا دوست ندارن دردشون بیاد
Munasawagi jigen tensō kanō ni suru VR محسور کننده ست، واقعیت مجازی میتونه یک بُعد رو واقعی کنه
Gōguru no mukō wa hikari ni tsutsumare .پشت این عینک، چقدر درخشانه
obikonde kuru anazā wārudo یه جهان دیگه داخلش هست
Osanai yume ni akogareta sora ni egaita hiroin رویای کودکیم، قهرمان زنای که در آسمان تصورش میکردم
Chīsana sono ichi ho de peiji ga hirakareru BOOK با یک قدم کوچک کتاب باز میشه
Tokubetsu na kiseki no deai zenbu taisetsu na memorī Mainoriti na enjeru mirakuru o hikiyoseru چه رویارویی خاص و باورنکردنیای، گویی معجزه به تصویر کشیده میشه
Kyūkyoku anbaransu! !نهایت هیاهو
و
دفاع بقایای جنگ
تو از کجا فراشتاب گرفتی؟
دستکم ـم نگرفتی؟
.چون نگرفتم کشیدم بیرون دیگه
!ایچی نو تاچی کاگرو
!ایچی نو تاچی کاگرو
چی؟
.بار اول همه هنگ میکنن
!نمیتونم وایســــــم
!مـ میپل؟
ها؟
!چیچی...؟
!میپل
کجائیم؟
یهو چی شد؟
ها؟
.زنجیرهای بلا که سه فرد را به هم متصل میکنند» «.سرنوشت همه یکی خواهد بود...باقی نیز بمیرند گر یکی بمیرد
...«بندهای زنجیر»
.اگه از بین کسایی که بهش بسته ـن یکی بمیره بقیه هم میمیرن
.شکستنی هم نیست
.عی بابا
!نگران نباش! خودم مراقبتم
.بعله. روت حساب میکنم
.حس میکنم از یاد برده شدم
.فعلا بیاید آتشبس اعلام کنیم
!درسته! الان باید باهم همکاری کنیم
!باهم کنار بیایم بهتره
.اسم من سالی ـه
.گمونم فعلا سوار یه قایق ـیم. من کاسومی ـَم
!من هم میپل
برای باز کردن این زنجیرها احتمالا .مجبور شیم هزارتو رو فتح کنیم
.عه، اگه باس ناجوری جلومون در بیاد کارمون تمومه
.شـ شرمنده
شرمنده، میپل. خوبی؟
خوبم! همم؟
!یه مدال! هورا
.میپل پیداش کرد پس مال خودشه
...ولی همه باهم شریک ـیم
.به طرز اعجابآوری مهربونی، ولی هرکی پیداش کرد مال خودشه
.درسته. گِله بی گله
!پس باشه
یه مدال پیدا کردیم، پس یعنی این یه هزارتوی اکتشافی ـه؟
همم...راستیتش هزارتوهایی رو ترجیح میدم که
.توش برای مدال گرفتن باس ماس شکست میدی، همین و بس
!آره! من هم همینطور
.آره. جنگیدن ـو بهتر بلدم
!البته به شرطی که دوباره از اون پرنده گندهها جلوم در نیاد
پرنده گنده؟
...جونم برات بگه که
دو روز پیش با این باس سگجون ـه ...در اُفتادیم نمیدونی چی کشیدیم تا کشتیمش
خب، کدوم وری بریم؟
ها؟ چیه؟
!هیس
.بعید میدونم هیولا باشه
ها؟ چطور؟
.هرچی خواستم نوار جون ـشو ببینم بالا نیومد
.پس یعنی کُشتنی نیست
.احتمالا یه جور ساز و کار ـه که باید ازش دور بمونی
.بد شد
!گیر میفتیم
هممم؟
!فراشتاب
!فراشتاب
!چی؟ واسین
چیه؟ چی شده؟
.راه در رو نداریم
!ببین! اونجارو
...ولی خیلی دوره
!چیکار کنیم؟
!سالی، جهش بزن
!آخه این یکی خیلی بلنده
!یه فکری به سرم زد! زود باش
!جهش
!گفتم نمیرسم
!سان نو تاچی کوگتسو
!سان نو تاچی کوگتسو
.خدا رو شکر جواب داد
.ممنون، کاسومی. با جهش خالی نمیرسیدم
.نگو. کوگتسو ـه من هم همونطور
.فقط بخاطر جهش ـت به درد خورد
...خب حالا
!اوه! اونجا رو
.فکر کنم این یعنی هزارتو فتح شد
!جون سالم به در بردیم
.آره
.حاضرین؟ الان بازش میکنم
.آره
!اوهـــع
حالا چی؟
.سپر به دردم نمیخوره. مال خودت، میپل
.پس عصا و نیزه رو تو بردار. ما لازمشون نداریم
.آره، مال تو
.لطف دارین
.طومار اسکیلها همه یکین پس به همهمون میرسه
...فقط موند
میپل جان، اشکالی که نداره؟
!نه اصلا
.حدس میزدم
!بیا! این مال تو ـه
مطمئنید؟
!من تو غار یکی گرفتم. اینجوری به همهمون یکی میرسه
.تشکر
!وای، شب شد
.فقط یکم اون تو بودیم، چقدر زود روز چهارم تموم شد
.متاسفم، میپل، سالی
ها؟
.که اونموقعی خواستم باهاتون درگیر بشم
...اگه دلتون خنک میشه، میتونین هرکاری میخواین
!نگرانش نباش، پی.وی.پی که خلاف قوانین نیست
،اگه میپل میگه اشکال نداره .منم راحتم. اتفاقا حال حوصله مبارزه هم ندارم
...آخه
!راستی! حالا که همو شناختیم بیا اد فرند بزنیم
.باشه. به امید دیدار
!خب دیگه، تو باقی ایونت موفق باشی
!شما هم همچنین
نُه تا مدال دیگه اونم تو سه روز؟
شدنی هست؟
.اگه بریم سراغ پلیرهای مدالدار شاید
...آهان
.خب، این فقط یکی از گزینههای رو میزمون ـه
آره! بنظرم حتی اگه نتونستیم قدر .کافی جمع کنیم هم اشکالی نداره
مدال
مدال
روز پنجم - صبح
مدال
مدال
روز پنجم - بعد از ظهر
مدال
مدال
روز پنجم - بعد از ظهر
مدال
مدال
روز پنجم - غروب
مدال
مدال
روز پنجم - شب
مدال
مدال
روز ششم - صبح
.چه کـــرد
!نه! نه دیگه
!بعله! دست بینقص
!باز باختم
!اوه، خوش برگشتی، سالی
خب، ایشون کیه؟
.من کاناده ـم. با میپل همین تازه قلعه شنی ساختیم
.خوش گذشت ها
نه؟
بنظرت اشکالی نداره؟
ها؟ اشکالش کجاس؟
.آره. من که تازه لول ۵ ـم
.به ضعیف بودنم افتخار نمیکنم. دنبال مدال پدال هم نیستم
واقعا؟
.تا اینو دارم قانعم
چیه؟
.بعد حل کردن پازل تو یه کتابخونه قدیمی گرفتمش
.چهار روز تمام طول کشید
.این عصا یه اسکیل داره
...ها؟ عصا؟ اون مکعبه
چه کمیاب! چه اسکیل ـی؟
No comments yet. Be the first to leave one.