The first 200 lines.
!صبح بخیر
.صبح بخیر
!دختر، حسابی هیجانزده ـم
...من که بهت گفتم
.فقط کافیه نادیده بگیریشون
،از این حرفا بگذریم میای بعد از مدرسه بریم بولینگ؟
.تمام شب داشتم بازی میکردم
جون من؟ بعد از اینکه من آف شدم تو بازم بازی کردی؟
این لباسه خیلی نازه .ولی میدونید، یه کم گرونه
!راست میگه
!خیلی نازه، مطمئنم که بهت میاد
!بذار ببینم! آره، واقعاً خوشکله
واقعاً؟
!معلومه! خیلی خوشکله
،خیلی خب بچهها !بشینید سر جاتون، کلاس شروع شد
!آخ! سرم درد گرفت
ببینم، با یه چیز سفت، محاصره نشدم؟
ها؟ خدایی این دیگه چیه؟
!چه تاریکه
...یادمه که سر کلاس نشسته بودم
!فعلاً... بذار اول از اینجا در بیام
!آزاد شـــــدم
!هـــــــــا؟
این دیگه چیه؟
...درضمن
!پاهام چرا این شکلی شدن؟
!آی! آی! آی! آی! آروم باشید
این... از اوناست، ها؟
از اون داستانها که توی اینترنت خیلی طرفدار دارن؟
!نه! نه! نه !تو رو خدا بهم بگو اینجوری نیست
...انگاری من . به یه عنکبوت تناسخ پیدا کردم
!امکان نداره !عمراً همچین چیزی امکان داشته باشه
،حالا که تناسخ پیدا کردم چرا باید تبدیل بشم به یه عنکبوت!؟
.فرار از واقعیت چیزی رو عوض نمیکنه
!من یه عنکبوتم. قبولش کن
قسمت اول
تناسخ، در دنیایی دیگر؟
...عنکبوت... عنکبوت
...عنکبوت
.من یه عنکبوتم
دارید غذا میخورید؟
...راستش منم خیلی گشنمه
چرا دارید هم نوع خواری میکنید!؟
چیز دیگهای نیست که بخورید!؟
!یا خود مسیح
!عمراً تو همچین جای خطرناکی بمونم
!من که میرم خونه ـمون
اوه! تویی پدر؟
!تویی مامان!؟ غلط کردم
مامانی! خودتی، ها؟
مثل فینگر فود .داری بچههات رو به نیش میکشی
...بعداً بهش فکر میکنم، فعلاً باید
!الفــــرار
!خود عزرائیل رو به چشم دیدم
.خیلی وقت میشد با این سرعت ندویده بودم
.انگار اگه بخوام، خوب میتونم
،وایسا ببینم من چرا مردم؟
مقالاتی در بیکاری صفحۀ 30
،آخرین چیزی که یادمه .کلاس درس ادبیاتـه
محتمل ترین سناریو برای مردنم ...و تناسخ پیدا کردن به یه عنکبوت
یه عملیات تروریستی؟
یه بلای طبیعی؟
.آه... چه اسرارآمیز شد
...شایدم، در واقع نمردم
...فقط روحم وارد یه عنکبوت شده
و بدن اصلیم الان روی تخت بیمارستان خوابیده؟
...تنها چیز دیگهای که به ذهنم میاد
نکنه عنکبوتی شدم که فقط از من خاطراتی داشته؟
!نه! نفهمیدم !وقتشه بذاریمش کنار
،من که فکر میکنم خودمم !پس تصور میکنم که خودمم
فعلاً اندازۀ یه کوه چیز میز هست .که باید درموردشون بدونم
اینجور که پیداست به خاطر کمبود اطلاعات .حتی ممکنه جونم رو از دست بدم
آه... ای کاش اینجا مثل اون رمانها بود .که میتونستم با مهارت "ارزیابی" اطلاعات کسب کنم
.شما در حال حاضر 100 امتیاز مهارت دارید
.شما امکان استفاده از 100 امتیاز مهارت در لـول 1 را دارید
میخواهید مهارت را کسب کنید؟
چی؟ مهارت؟ امتیاز؟
جـــون! انگار واقعاً اومدم !تو یکی از اون دنیاهای فانتزی
میخوام کسب کنم؟ !معلومه که جوابم "بــله" است
.شما مهارت ارزیابی با لـول 1 را کسب کردید
.امتیاز باقیماندۀ شما 0 است
،"مهارت ارزیابی توی رمانهای "ایسکای !یه مهارت خفنِ فوقالعاده مفیده و به درد بخوره
.مترجم: "ایسکای" یعنی دنیایی دیگر
حتی به قیمت تمام امتیاز مهارتم !باید بدستش میاوردم
...خیلی خب
...به نظر میاد که این یه سنگ کاملاً عادیه
...ولی وقتی از مهارتم روی اون استفاده کنم !ای وای چه با حال
سنـگ
.سنگ
سنـگ
،بیخیال ارزیابی سان !چه آدم شوخی هست
!نشونم بده چند مرده حلاجی
!پس یه بار دیگه! ارزیابی
سنـگ
.سنگ
خب معلومه .سنگ، سنگه دیگه
...خب، درمورد همچین دیواری
حداقلش میدونی که چه دیواریه یا توی چه غاری هستم، مگه نه؟
میدونی، مگه نه؟
!ارزیابی
.دیوار
!ارزیابی
.دیوار
!ارزیابی! ارزیابی! ارزیابی! ارزیابی! ارزیابی
!ارزیابی! ارزیابی! ارزیابی! ارزیابی! ارزیابی
.دیوار. دیوار. دیوار. دیوار .دیوار. دیوار. دیوار. دیوار
!این که خیلی بهدردنخوره چرا همچین چیزی رو گرفتی؟
!خودم که میتونم بگم این یه دیواره
!خب حداقل یه کم درموردش برام توضیح بده
!نیمۀ پر لیوان رو ببین !به نیمۀ پرش فکر کن
...هنوز لـول 1 ـه
.فعلاً با همین کنار میام
...آخیش
.پس بذار خودمم یه ارزیابیای کنم
عنکبوت - بدون نام
خب خودم حدس میزدم همچین چیزی بگی ولی "بدون نام" یعنی چی؟
یعنی این عنکبوتی که الان هستم اسمی نداره؟
یا اینکه لـولم رو ببرم بالا ممکنه اسمم رو بفهمم؟
هرچند، اصلاً نمیدونم .چطور باید لـولم رو بالا ببرم
همۀ این چیزا مثل لـول و مهارت و امتیاز .شبیه بازیهای اون دنیاست
،خب اینم واسه خودش سرگرم کننده است .پس همچین بدم نیست
.آخه من یه بازیکن حرفهای بودم
...خیلی خب
.یه جا نشستن هیچ فایدهای نداره
.بذار بریم دنبال یه غذایی بگردیم
.با شکم خالی هیچ کاری نمیشه کرد
!بزن بریم
،هر جور که نگاه کنی .اینجا یه غاره پر از هیولای عجقوجق
،همچین چیزی تو زمین خودمون نداریم .پس دیگه قطعی شد که تو یه دنیای دیگهایم
!ارزیابی
!آی! آی! آخ! آخ! هوی! هوی !خیلی زیادن! سرم ترکید
...هرطور نگاه کنی
اینجایی نیست که یه عنکبوت .تازه متولد شدۀ ملوس، بتونه زنده بمونه
.بیا وانمود کنید اینجا رو اصلاً ندیدیم
آه... دلم هوس شکلات .چیپس و پفک و رامن کرده
اصلاً مهم نیست چی باشه .فقط یه چیزی بدید بخورم
!اوه! آدمم اینجا هست! چه خوب
از اونجایی که من ...یه بچه عنکبوت مهربون و ملوسـم
حتماً زودی با هم دوست میشیم، نه!؟
!بچهها! من بی آزارم !لطفاً کمکـم کنید
...سلام برادر عزیزم
،تو این مدتی که ندیدمت زیادی عوض نشدی؟
،اصلاً خوب نیست !اگه گیر آدما بیوفتیم، دخلمون اومده
،به نظر میاد من هدف مأموریت شمام !پس با اجازه رفع زحمت میکنم
!اوضاع خرابه! خیلی هم خرابه
اگه همینطور الکی ول بچرخم ...و بعد با یه آدم روبهرو بشم
ها؟ اِه! این تار منه؟
،اوه! من یه عنکبوتم !معلومه که تار دارم
...پس یعنی !واسه خودم یه خونه ساختم
!به این دژ امن، خوب نگاه کنید
حتی برای مواقع اضطرای هم .چندتایی راه فرار باقی گذاشتم
!این عالیه
...حالا اگه یه شکار توی تارم گیر بیوفته
دیگه میتونم به عنوان یه آدم گوشه گیر .تا ابد از زندگی آرومم لذت ببرم
توی زندگی قبلیم به مدرسه میرفتم ولی ...باقی وقتـم رو مثل یه آدم گوشه گیر
همش درحال بازی کردن و .وقت حروم کردن بودم
پس فکر کنم این زندگی عنکبوتی هم .دقیقاً مناسبم باشه
به عنوان یه آدم به درد نخور ...این رو اعلام میکنم
!زندگی تو تنهایی و گوشه نشینی، عالیه
.آه! راستی من دیگه آدم نیستم
...ها؟ نمیتونم تکون بخورم
حالا که خوب فکر میکنم .از موقع تولد تا الان هیچی نخوردم
موقع ساختن خونه و آزمایش روی تارمـم .حسابی انرژی حروم کردم
اگه همینطور پیش بره .از گشنگی تلف میشم
تنها غذایی که دارم .اینه که برای مواقع اضطراری آوردمش
!الان هیچ حق انتخابی ندارم
...پس مجبورم
!بخورمش
!چه طعم گندی داره! چقدرم تلخه
!ولی... الان وقت این حرفا نیست
!یه دختر باید جرأت باشه
...خیلی بد مزه است
:مهارتها
m -150 -280 l 250 -280 l 250 200 l -150 200
.آخیش، ممنون بابت غذا
حالا دیگه لازم نیست .نگران مرگ از گرسنگی باشم
.شرایط لازم را بدست آوردید
.شما عنوان "هم نوع خوار" را بدست آوردید
..."با توجه به عنوان "هم نوع خوار
"شما مهارتهای "تابو لول 1 .جادوی فاسد لول 1" را کسب کردید"
عنوان؟
مثل اون وقتهایی که توی بازی یه سری شرایط رو مهیا کنی و چیزی بدست بیاری؟
!اوه! حتی خوندنشم سخته
!قشنگ معلومه از اون عنوانهای خطرناکه
تابو جادوی فاسد
حتی مهارتهایی هم که کسب کردم .اسمهای ناجوری دارن
ولی همین که فهمیدم بدون نیاز به امتیاز مهارتـم .میتونم مهارت کسب کنم، خیلی نکتۀ مهمی بود
!چه شـــوم به نظر میاد
!ولی خودمونیم، ها حالا قراره چه تأثیری داشته باشه؟
یعنی اگه لولش رو ببرم بالا برام شر میشه؟
ولی خب، من که نمیدونم ...چطور میشه لول یه مهارت رو برد بالا
....با اینکه گرفتمش ولی حیف
از این جادوی فاسدم .هیچ نمیدونم چطور میشه ازش استفاده کرد
یعنی چون کلمۀ جادو توش داره به وردی چیزی هم نیاز داره؟
.ولی من که ورد جادویی بلد نیستم
...خب، پس
!جادوی فاسد
.آره، خودم میدونستم
حالا که خوب فکر میکنم .کلی خواهر و برادر با این عنوان دارم
پس فکر نکنم چیز خاصی باشه، نه؟
No comments yet. Be the first to leave one.