The first 200 lines.
ميگن قضيه يه حمله و غارت کوچيک نيست
خانهها رو سوزوندن و مردم بيگناه رو با خودشون به اسارت بردن
درحال حاضر دارن با سربازهامون مقابله ميکنن
مقامات دربار رو احضار کنيد و براي اعضاي خاندان سلطنتي نشان ورود بفرستيد
اطاعت ميشه، اعليحضرت
!اعليحضرت
اعليحضرت، چه اتفاقي افتاده؟
طبيبان سلطنتي رو خبر کنين !دارين چي کار ميکنين؟ عجله کنين
!عجله کنيد
!اعليحضرت! اعليحضرت
!اعليحضرت
اعلياحضرت، لطفا سريعا خودتون رو به قصر امپراطور برسونيد
اعليحضرت بيهوش شدن
چي؟
ترجمه و زیرنویس ...::Niloo 1991 & M@hsa::...
ملکهي مادر تشريففرما ميشوند
ملکهي مادر - چه اتفاقي افتاده؟ -
شوکي که به اعليحضرت وارد شد موجب عود کردن بيماري مزمن ايشون شد
اين بيماري بيش از هميشه در زمستان ايشون رو اذيت ميکنه
اعليحضرت کي هوشياريشون رو به دست ميارن؟
براي ايشون طب سوزني انجام داديم و خطر برطرف شده براشون دارو آماده ميکنيم
تا نيروشون رو مجدد به دست بيارن
بايد هرچه زودتر بهبوديشون رو به دست بيارن با حملهي وحشيها در شمال، وضعيت سياسي کشور رو به وخامته
امپراطور نميتونه تو اين وضعيت در بستر بيماري باشه
امپراطور بيهوش شدن؟
وضعيتش بحرانيه؟
تمام طبيبان بر بالين ايشون حاضر شدن
خدايان دارن بهمون کمک ميکنن قدرت خدايان همراه توئه، برادرزاده
...وحشيها از شمال حمله کردن
....و امپراطور هم بيهوش شده
....حتي اگه ملکهي مادر به جاي ايشون به تخت بشينه
الان مملکت در جنگه ...اين مسالهاي نيست که
زنها و بچهها از پسش بربيان
پس؟ - ما از پسش برميايم -
يه رهبر قدرتمند که از پس حل بحران مملکت بربياد
عجله کنين! همپيمانان رو براي حمله خبر کنين
نگران نباشيد
با اين وضعيت که اعليحضرت هوشياريش رو از دست داده
و وحشيها از شمال به مملکت حمله کردن
بايد پيشنهادمون براي جانشيني برادر اعليحضرت رو مجدد به راي بگذاريم
اينطوري ميتونيم نيروي ملي رو براي مقابله با اين وضعيت بحراني بسيج کنيم
بايد هرچه زودتر واسه مقابله با وحشي ها عازم شمال بشيم
الان وقت تعيين وليعهد نيست
در حال حاضر مردم دارن کشته ميشن
ولي ما که اعضاي کابينه و وزراي کشوريم بدون حضور اعليحضرت جلسه تشکيل ميديم؟
فکر ميکنين اينطوري ميتونيم کاري از پيش ببريم؟
کي قراره نيروهاي اعزامي رو رهبري کنه؟
وقتي نيروهاي نظامي رو به شمال اعزام کنيم کي از ما در مقابل نيروهاي ژاپني در جنوب محافظت کنه؟
اگه در استقرار نيروها تعلل کنيم مردم تو اين زمستان از گشنگي تلف ميشن
بايد سريعا نيروها رو مستقر کنيم
پس شما ميتونين تشريف ببرين، وزير جناح چپ
مگه در بين وزرا شما بيشترين سابقهي نظامي رو ندارين؟
شما بودين که پس از چند دهه جنگ تونستين مرزهاي شمال رو گسترش بدين
چطوره يه بار ديگه به ميدون جنگ برين و از سرزمين محافظت کنين؟
اين امکان نداره
ايشون با بيماري و زخمهاي بسياري از اون نبرد سخت بازگشته
نميتونيم تو اين سن و سال دوباره ايشون رو روانهي ميدان جنگ کنيم
به راه افتادن همچين جنگي، باعث ميشه به مردم سخت بگذره
به عنوان يه اقدام خوب ميتونيم غلات رو آزاد کنيم
و از اين طريق تاثير جنگ رو به حداقل برسونيم
وحشيها فقط با همچين چيزي راضي نميشن
بايد سياست سختتري اتخاذ کنيم
اعليحضرت براثر بيماري هوشياريشون رو از دست دادن
از بين ما کي واسه هدايت جنگ داوطلب ميشه؟
واسه همين روزاست که به وليعهد احتياج داريم
به همين دليله که تو اين بحران، قدرت تصميمگيري نداريم
تصميمگيري در اين خصوص، وظيفهي ما نيست
....در غياب اعليحضرت بايد اين مساله رو با ملکهي مادر
من ميرم
سرورم
...از اونجا که تمام شما وزرا در هنرهاي رزمي و نظامي بي کفايتين
...خودم با اينکه پير شدم، ميرم اونجا و
وحشي ها رو تار و مار ميکنم
!سرورم
پدر، شما نميتونيد بريد
!اين سياستمدارهاي فاسد و حيلهگر
حالا که مردم کشور در خطرن، بايد اولويتشون نجات جون مردم باشه
ولي ميخوان از آب گل آلود ماهي بگيرن و خودشون رو بالا بکشن
شما از گرفتگي عضلات حتي شبها خواب به چشمتون نمياد چطور ميخواين عمليات نظامي رو رهبري کنين؟
...حتي اگه تو اين راه کشته بشم
!من « کيم چول » هرگز پا پس نميکشم
!پدر
هنوز ملکهي مادر و «*ونجا » رو داريم
...به خاطر اونها
.اين پدرت بايد اين کارو انجام بده
!پدر
...وحشيها از شمال لشکر کشيدن
.و بيماري اعليحضرت هم شديدتر شده
از آنجا که وارثي براي تاج و تخت انتخاب نشده جامعه دچار اغتشاش و ناآرامي شده
.تصميمات مهم کشور به درستي اتخاذ نشده
مردمِ نگران هر روز چشم به فضل و بخشش آسمان دارن
ما وزرا و درباريان نميتونيم دست رو دست بذاريم
به همين دليل جمع شديم تا درخواست مردم را .به گوش اعليحضرت برسانيم
لطفا هرچه زودتر وليعهدي انتخاب کنيد
تا پايههاي سلطنت کشور محکم شود
لطفا درخواست ما را بپذيريد
!اعلياحضرت، پدرم نميتونه
ديگه مثل گذشته نميتونه فرمانروايي کنه
...با اين بدن درمانده و مريض
چطور ميتونه همچين مسافتي رو طي کنه؟
ايشون ديد چشم و شنواييشون مختل شده نميتونن خوب تيراندازي کنن
تو ميدان جنگ چه کمکي از اين پيرمرد ساخته است؟
در کابينه به جز ايشون وزير ديگري نيست که در جنگ تخصص داشته باشد
به جز پدرم وزير ديگهاي نيست؟
لطفا اجازه ندين پدرم دور از خانه کشته بشه
لطفا به خاطر خدماتي که در گذشته انجام داده از تصميمتون صرفنظر کنين
اعليحضرت
اعليحضرت
لطفا وليعهد انتخاب کنيد
...لطفا درخواست ما را که
درخواست جميع علما و مردم است، بپذيريد
لطفا درخواست ما را بپذيريد
به نظر ميرسه جناب شاهزاده همراه عموش دارن رو يه نقشهي مهم کار ميکنن
برادر، شما چيزي از اين موضوع نميدونين؟
زن و شوهر بايد بتونن باهم هماهنگ عمل کنن
چطور بدون اينکه از قضيه مطلع باشم ميتونم تو اين وضعيت نابسامان از ايشون حمايت کنم؟
وقتي تصميم به ازدواج با خاندان سلطنتي گرفتم اين قضيه رو پذيرفته بودم
ميخوام همراه با تو به شاهزاده کمک کنم تا به خواستهاشون برسه
نميخوام مثل باقي زنها فقط تو خونه بشينم و مسئول ادارهي آشپزخونه بشم
و از امور مملکت بيخبر باشم
قصد دارن قبل از اينکه « ونجا » به سن مناسب برسه وليعهدي انتصاب کنند
ونجا » هنوز خيلي کوچيکه و امپراطور هم بيماره »
اگه بتونه به عنوان برادر کوچکتر امپراطور وليعهد بشه ....ميتونه به عنوان پادشاه بعدي
!بر تخت سلطنت چوسان بنشينه
اگه همچين اتفاقي بيفته ملکهي اين سرزمين از خاندان ما خواهد بود
بيا طبق خواستهي اونها برادر امپراطور را به عنوان وليعهد انتصاب کنيم
!اعلياحضرت
شاهزادهي بزرگ رو خبر کن
اين کارو نکنين، اعلياحضرت
هرچقدر بيشتر اين مساله رو به تاخير بندازيم مردم بيشتر رنج ميکشن
و اوضاع براي وليعهد هم سختتر ميشه
بعدا چطور ميخواين اين مساله رو حل و فصل کنين؟
بايد کسي رو انتخاب کنيم که بتونيم در آينده اوضاع رو مديريت کنيم
...در حال حاضر اعضاي کابينه و وزرا در حال اعتراض
و سياستمداران در تالار گفتگو مشغول مذاکره هستن
ميدونم اين کارشون کاملا غيرمنطقيه
اگه واقعا نگران امپراطور و اوضاع مملکت بودن هرگز همچين کاري نميکردن
تمام اين مشکلات به خاطر عدم انتصاب وليعهد براي تاج و تخت چوسانه
به زمان احتياج داريم
تا « ونجا » بزرگ بشه و بتونه به عنوان وليعهد منصوب بشه
اونها دنبال انتصاب ونجا نيستن ...ميگن بچهاي که حتي يه سالش هم نشده
نميتونه مسئوليت اين ملت رو به عهده بگيره
تو بايد « *سهجا » بشي
واسه پذيرش اين مسئوليت آمادهاي؟
ملکهي مادر. منظورتون چيه؟
سهجا؟
چرا من؟
تو بايد اين مسئوليت رو قبول کني - مادر؟ -
برادرت نميتونه وليعهد بشه. تو اين مقام رو بپذير
از وقتي به دنيا اومدم و دستِ چپ و راستمو شناختم
...و راه رفتن آموختم، هميشه تو گوشم خوندن به سلطنت
چشم طمع نداشته باشم
که جايگاه خودمو بشناسم و به چيزي که متعلق به برادرمه طمع نداشته باشم
اما حالا اومدين و ازم ميخواين وارث بعدي سلطنت باشم
!با اين کار تمام آموزشهاي گذشتهام رو به باد ميدين
فقط ازت ميخوام تا وقتي پسر اعليحضرت بزرگ بشه جايگاه وليعهدي رو بپذيري
بعدش چي ميشه؟
بعدا واسه مني که به دستور شما جايگاه برادرزادهام رو گرفتم چه اتفاقي ميافته؟
لطفا منو درگير سياستهاي خاندان سلطنتي نکنيد
...من طبق راهي که واسم مشخص شده
يه جايي دور از قصر ازدواج ميکنم و بي سرو صدا زندگيمو ميگذرونم
ملکهي مادر باهاتون چي کار داشت؟
ميخواستن به خاطر بيماري اعليحضرت ازدواجتون رو به تاخير بندازين؟
هرطور شده طبق خواستهاش عمل ميکنه
لطفا براي پذيرش اين موضوع کمي به شاهزاده اون سونگ زمان بدين
از اونجايي که ايشون فرزند صالح و مطيعي هستند به زودي خواستهي شما رو ميپذيرند
وقت نداريم
اون سونگ چيز ديگهاي ميخواد ميتونيم باهاش معامله کنيم
دختر افسر ارشد رو به حضورم بيارين
چي شده، خانوم؟
با اين تعظيم وفاداريم رو به شما پيشکش ميکنم
پس گرفتن چاقوي نقرهات قبل از ازدواج راضيت نکرده؟
اين هياهو واسه چيه؟
من يون ناگيون، همسر شاهزاده جين يانگ
...به خدايان آسمان، اجداد سلطنتي و روح رباني
....رودها و کوهستانها اعلام ميکنم
براي تحقق روياي بزرگ همسرم، از هيچ کمکي فروگزار نخواهم کرد
....و با وفاداري و عشق متقابل
با جان و دل به ايشان عشق ورزيده و در مواقع سختي به مانند سنگ و فولاد از خود مقاومت و قدرت نشان ميدهم
از امروز به بعد من نه تنها همسر شما بلکه بندهي شما هستم
از زمان جنگهاي ايالتي ....مردم وفاداري خود به اربابشان را با
پيمان برادري و نوشيدن خون حيوانات باهم نشان ميدادند
من ترجيح ميدم به جاي اينکه همسري چشم و گوش بسته باشم
براي شما بندهاي وفادار و آماده به خدمت باشم
....از جان و موقعيت خودم و خانوادهام
براي رسيدن شما به خواستهاتون مايه ميذارم
به نظر ميرسه امروز، روز ازدواج حقيقي ماست
خانوم، به نظرتون اين برازنده نيست؟
نه. بايد جلوهي بيشتري داشته باشه
اين يکي رو امتحان کن اين پنجمين لباسيه که امتحان ميکنم
قبل از اينکه وارد قصر بشم از پوشيدن لباسهاي مختلف خسته ميشم
فکر ميکني واسه يه مسالهي معمولي به قصر ميري؟
داري واسه ملاقات با ملکهي مادر ميري
اگه اين دفعه شکست بخوري، واسه هميشه مجرد باقي ميموني
واسه همين ميگم اين لباس مناسب نيست
اگه خودت بودي دوست داشتي يه عروس عجيب داشته باشي يا يه عروس صرفهجو؟
من؟ من فقط ميخوام عروسم باهام خوش رفتار باشه
مادر شما هم يه لباس ساده و ظريف بپوش، باشه؟
اين حلقههاي طلا و جواهرم از دستت دربيار
درست ميگي. من به اندازهي تو عقلم به اين چيزا قد نميده من يه زن سادهي عجيبم
No comments yet. Be the first to leave one.