The first 200 lines.
بجنب
بيخيال، زيک
ششش، ششش، ششش
سَم، سم، بيدار شو
بيدار شو، بيدار شو
-سلام... -ششش...
برو توي اتاقِ اليور. در رو قفل کن
سر و صدا نکن و از اتاق بيرون نيا
چرا؟
يکي توي خونهست
بجنب
"ده ساعت قبل"
من به خشونت اعتقاد ندارم
فقط ميخواستم قبل از اينکه شروع کنيم، گفته باشم
...منظورم اينه که
هيشکي نمياد بگه که به خشونت اعتقاد داره
البته کسايي که جامعه ستيز نباشن، فکر کنم
تو خودت يه مدته که توي اورژانس کار ميکني
و ديدي که مردم چه بلاهايي سرِ همديگه ميارن
ياد ميگيري که ازش متنفر باشي
و ما اين خرابکاري هايي که اون بيرون شروع ميشه رو جمع ميکنيم
يه جوري رفتار ميکنيم که انگار مردم تو بيمارستان ميميرن
...البته بعضي ها هم ميميرن، ولي براي بيشترشون
...يه لحظه
يه لحظهي آخري هست
که ميتونستن نجات پيدا کنن
ولي وقتي ميرسن اينجا ديگه اون لحظه گذشته
ام...
دکتر اليسون؟
چرا نميشينيد؟
ديگه بايد شروع کنيم
خب
قراره چيکار کنيم...دقيقا؟
...منظورم اينه که، چجوري
وضعيتِ روانيِ يکي رو ارزيابي ميکنيد؟
بذارين اينجوري شروع کنيم
خودت فکر ميکني چرا اينجايي؟
خب، الان چند وقتي از چرخشِ روانيم گذشته
...ولي اگه بخوام خودموني بگم
...من يه واکنشِ نامناسب نسبت به
...يه موقعيتِ باليني داشتم، احتمالا
يه اختلالِ رواني
چطور بود؟
دکتر اليسون
-من طرفِ شما هستم -طرفِ من؟ اوه، خوبه. عاليه
خوبه که بدونم توي اين جريان با هميم
...حرفِ من اينه که
ميدونم که خيلي سختي کشيدين
...و وظيفهي من فقط اينه که
بفهمم چه اتفاقي افتاده
خيلي خب، بذار دوباره بگم
موضوع اينه، ام، دکتر لستر
اين که شغلِ من به عنوانِ پزشک ...امروز تموم بشه يا نشه
تصميمش با شماست
پس من ميتونم بهت بگم که چه اتفاقي افتاد
ولي اينکه چرا اين اتفاق افتاد؟
اون ديگه با شماست
دکتر!
ميتوني بگي که من حالم خوبه
بگي که من اينجام چون
از يه پايهي سِرُم براي اهدافِ نامناسب استفاده کردم
از سرِ راهم برو کنار
ميتوني بگي اين يه حملهي عصبي بود
...و من اينجام چون
شبِ سختي داشتم تحتِ فشار بودم
آااه!
ميتوني بگي من اينجام چون يه ديوونهي روانيم
!ولم کن
بخواب رو زمين
تکون نخور
فکر کنم فقط بايد انتخاب کني
ترجمه و زيرنويس از Xenox
بيا با سابقهت شروع کنيم
متاهلي؟ خانواده داري؟
بله. همسرم، سامانتا يه وکيلِ املاکه
يه پسر داريم، اليور، ده سالشه
...ما، اه
يه دخترِ هشت ساله هم داشتيم، بکي
سالِ گذشته از دستش داديم
خيلي متاسفم
و چند وقت توي اورژانس بودين؟
ده سال
...ببين، اه
ميشه...ميشه اينو بيخيال شيم؟
...من...من ميدونم که امروز رفتارم
کاملا غيرقابل قبول بود ...و هر چقدر که لازم باشه عذرخواهي ميکنم، ولي
ازت ميخوام که درکم کني مريض هام به من احتياج دارن
پس به عنوانِ همکار
ازت ميخوام که
-اگه... -دکتر اليسون
از حسِ مسئوليت پذيريتون قدرداني ميکنم
ولي شما به عنوانِ بيمار اينجاييد
نه به عنوان همکار
بهم بگين که صبحِ يکشنبه چه اتفاقي افتاد
البته
خب تا وقتي که منتظرِ جواب آزمايش هستيم
يکم آنتي بيوتيک بهش بديد و هر 20 دقيقه يک بار چِکش کنيد
-باشه، اگه تَبش پايين نيومد؟ -خبرم کن
اگه واجب بود، بدو و خبرم کن. فهميدي؟
-واسه همين کفش کتوني پوشيدم -خيلي خب
هي، جان
-يه لحظه مياي؟ -چي شده؟
يه مريضِ سينه درد تو انتظاره و متاسفانه، تخت کم داريم
ميتونيم...ميتونيم پنج رو بفرستيم بخش؟
نه، اون سقوط کرده
با لوله نفس ميکشه، توي آي سي يو منتظره
خيلي خب، ميشه نُه بره جاي چهار و چهارو بفرستيم تو بخش؟
تا حالا چهارو ديدي؟
خب، اينجا نوشته پارگيِ خفيف
آره، و جنونِ شيشه
يارو ميخواست خورده شيشه هاي زيرِ پوستشو در بياره
با پيچ گوشتي!
اگه ببريمش تو بخش
عنکبوتا دوباره حمله ميکنن؟
-درسته -درسته
خيلي خب، سه نياز به سي تي اسکن داره
چطوره سه بره بالا نُه بياد به جاش
سه برگرده، بفرستيمش به بخشِ هشت...
پُره، چک کردم
آره، ولي خب اون هنري ماکسونه يکم انسولين بهش ميدم
بعد ميفرستيمش به بخش
اينجوري، فکر کنم تو رو ميرسونيم به...
-تختِ خالي -بووووم
داداشِ خودمي، خانم ها و آقايون
دکتر جان اليسون امشب رسما
قهرمانِ آزادسازيِ تخت در بيمارستانِ ساماريتان هستند
-کف مرتب -ووو!
همينه، دکتر
مرسي، ممنون
آره.آره
هي، کارتو تموم کن يکم بخواب، باشه؟
باش
خيلي خب
گرچن؟
مزاحمت شدم؟
مطمئنم خودت جوابِ سوالتو ميدوني دکتر
آره، زود تموم کن کلي کار داريم. تختِ هشت
اينجا سنسورِ دود نداره؟
نظافتکار از کار انداختش فکر کنم هنوزم خاموشه
برو دنبالش
آ ها
تختِ هشت...هِنري، آره؟
آره، حالش چطوره؟
فکر کنم تو اين دو سه روز...
ديابتش درمان نشده چون هنوز مريضه
چه احساسي داره؟
درد داره؟
نه، درد نداره. تو اين چند روز اصلا درد نداشته
داره بهتر ميشه؟
يادته دفعه قبل که اومدي اينجا دربارش حرف زديم؟
مشکل، نبودِ درده
عصب ها آسيب ديدن
انسولين رو مرتب ميزدي؟
من...من سعيمو کردم
ولي اونايي که دکتر دَن دفعهي قبل بهم داد تموم شد
آقاي ماکسون، ميدونم سخته
ولي بايد آمپولاي انسولينتو درست مصرف کني
آره، ميدونم
ميدونم، ببخشيد
هِنري
فکر کنم ديگه وقتشه که با يه پزشکِ جراح صحبت کني
نه،نه...نه، هي، دکتر
اون دارويي که دفعه قبل بهم دادي اثر کرد
ميتونم دوباره همونو مصرف کنم
هِنري، گاباپنتين براي درد بود
مريضيتو بهتر نميکنه
بالاخره بايد يه کاري باشه که بتوني برام بکني
قول ميدم، ببين طبقِ رژيم جلو ميرم
ورزش ميکنم
و هر روز انسولين ميزنم همونجور که خودت گفتي
اين دفعه وسط راه ولش نميکنم
کلِ راهو ميرم
بايد يه کاري باشه که بتوني برام بکني
دکتر، خواهش ميکنم
پامو قطع نکنيد
براي يه مدت ديگه هم آنتي بيوتيک بهت ميديم
-ولي واقعا... -نه، ممنونم
ممنون. خيلي متشکرم، دکتر
يه لحظه مارو ببخش
يک گِرَم ونکو توي سِرُم، خب؟
ممنون، گرچن
سلام، ميخوام هِنري مکسون رو ببرم توي بخش
واسه انسولين و سِرُمِ ونکو
ميشه نيم ساعت ديگه يکي چِکِش کنه؟
دوباره انسولين و آنتي بيوتيک؟
چرا، دقيقا؟
يه تلاشِ ديگه براي نجاتِ پاش
بِبُريد بره ديگه، به خاطر خدا
اون پا دو هفته پيش از دست رفته بود
چرا منابعمون رو روي يه موردِ بي فايده حروم کنيم؟
خب که چي، ميخواي مثل زباله بندازيش تو کوچه پشتي؟
يه نظر بود
چشمم بهش هست، برو
مرسي
اوه اوه، فکر کنم يه چيزي پيدا کردم
اينجا، توي شکمت
من هيچي توي شکمم ندارم
باور کن، من يه دکترم
يه چيزي پيدا کردم و فکر کنم...
يه اختاپوسه
No comments yet. Be the first to leave one.