The first 200 lines.
آسیب از یادم نرفته
و فرار کردن...
بعد...
شناور بودن تو کهکشان یک غریبه برای مدتی طولانی ...
ولی الان جام امنه
دوباره پیداش کردم
خونهم رو
"شیکاگو" "سال 2005"
چه کمکی از من برمیاد؟
شما به من زنگ زدی
من آنلاین درخواست دادم
شما گفتی میتونم برای مصاحبه بیام.
درسته
بهترین خصوصیتت چیه؟
گوش دادن...
سازماندهی...
همهچیز یادم میمونه
الان تو رو یادم اومد!
میراندا
-از کانکاکی، آره؟ -بله.
کلی توانایی میبینم...
ولی سوابق کاری زیادی... نمیبینم.
از... "خدمات ارین" بهم بگو.
شرکت پدرم
تو سنت کروکس بدنهی کشتیها رو تمیز میکرد
من حسابدار بودم
و خانوادت تو سال 1990 به کانکاکی اومدن
بله
میدونی "آماد" یعنی چی؟
مسیری که یک چیز طی میکنه.
مسیر نه...
مسیر درست!
حالا من رو ببین!
نقطهی مبدا
نقطهی پایان
آماد زمان یا فضا نیست...
جریان داره...
کوتاهترین مسیر، 15 سانتیمتره...
ولی، مسیر درست
از نقطهی مبدا تو شروع میشه،
دور سرت میچرخه، و به شهر دی موینز تو ایالت آیووا سفر میکنه
قبل از اینکه به این نقطهی پایان برسه.
دی موینز تو آیووا یه مکان فرضیه!
اوه، متوجهم!
بیست سال دیگه خودت رو در چه جایگاهی میبینی؟
دارم برای شما کار میکنم...
یا اینکه مردم.
خندهداره، با صورت جدی هم گفتی...
خوبه
ازت خوشم میاد.
همهمون مردیم...
«ایستگاه یازده»
"شیکاگو" "سال 2020"
باید بری مالزی
تازه از شیکاگو برگشتم...
بعدا میخواستم بیام اداره...
نیا، جیم فلپز به یه روشی
با "سینوتک" قرار گذاشته تا برای فروش قانعشون کنیم.
تو باید اونجا بمونی تا با سخنرانی قانعشون کنی!
هرچقدر از اهمیتش بگم، کم گفتم!
باشه
برمیگردم به فرودگاه اوهر
فقط باید یه کاری انجام بدم
"آرتور لئاندر"
میدونی، تا همین دیروز فکر میکردم...
فکر میکردم دیگه هرگز نمیبینمت.
چرا اینجایی؟
تموم کردم
اون کیه؟
آشغالیه که زندگیم رو نابود کرد!
شما دوتا چطور آشنا شدین؟
سلام
سلام
ما همو میشناسیم!
فکر نکنم...
شما بازیگر نیستی؟
نه
آره، نه... متاسفم.
من فکر کردم...
عاشق شیکاگوئم
خیلی آرامبخشه...
نه، یه جورایی ملایمه...
و... هیچ پاپاراتزیای نیست....
گوش کن
باید کارت رو ازت بخرم!
باید... چی رو بخری؟
تو هنرمندی دیگه، نه؟
من تو آماد کار میکنم...
اوه، خوبه
دوستم انتهای همین خیابون زندگی میکنه
و مهمونی تولد گرفته
و من چیزی براش نیاوردم
خیلی وقته ندیدمش... فکر میکنه آدم غیر قابل اطمینانی هستم.
غیر قابل اطمینان نیستم!
پس باید یه چیزی براش ببرم
میدونی... یه هدیهی خوب
نمیدونم... یه چیزی... مثل اون!
اون نقشهی فضا!
نه، می... میخرمش!
یک هزار دلار بهت میدم!
فروشی نیست
ولی قیافهت آشناست واقعا
نگفتم؟
هی
هی، اگر من...
اگر مفهوم کارت رو برات تفسیر کنم چی؟
نه، ممنون
میدونی، پدرم یه شاعره
و هرموقع که قراره یکی از آثارش تو مجلهای چاپ بشه
از ویراستار میخواد که براش تفسیرش کنه
میدونی، برای اینکه ببینه درکش میکنه یا نه
و اونجوری... روش کار میکنن
تو حتی کارم رو ندیدی
نه
نه، نه ولی مهم نیست
چون من حس ششم خوبی دارم
میتونم امتحان کنم؟
باشه
موضوع کارت...
یه آدمه
فضانورد نیست...
تنهاست
ناراحت نیست
شناوره
کمی خستهست
ولی قلبش گرمتر...
و نورانیتر...
از چیزیه که اونا فکر میکنن...
چون یه لباس
برای محافظت میپوشه...
اوه این... یه موزه
مال تو
اسمت چیه؟
میراندا
من آرتور هستم
آرتور!
دیر کردی! چه غلطا!؟
بیا تو دیگه!
جوش چرکی گنده بیریخت!
اون دوستمه
همدیگه رو میشناسیم
با هم یه نمایش اجرا کردیم... خیلی وقت پیش
میخوای بیای داخل؟
باید برم خونه
باشه
باشه
از آشنایی باهات خوشحال شدم میراندا
ممنون بابت هدیه!
میراندا
اتحاد هوا و دریا!
الان قدرتمون از "نبرد میدوی" بیشتره! "مالزی، 2020"
کاراییمون به اندازهی یک بیده!
تفاوت بزرگیه...
-نکن... -فهمیدم، نه.
فقط خوشحالم که شرکتهامون یه راهی پیدا کردن تا با هم کار کنیم
شرکت تو، شرکت ما رو خرید... جیم.
آره، درسته... بذار... خودت میتونی؟ باشه.
یه بودیساتوا میخوایم...
بودیساتوا چی هست؟
فکر کنم اون هوانگه...
نه، اونا بدون اینکه نظر ما رو بشنون
قرارداد رو نمیبندن...
حداقل فکر نمیکنم...
سلام، من میراندا کرول هستم
ایشون همکار من جیم فلپز هستن
از شرکت "آماد نپتون" و "پییوسیای"
جلسه سخنرانی لغو شده
و مجبوریم زمانش رو به تعویق بندازیم.
من باید برگردم شیکاگو
بهمون گفته بودن که هر سخنرانی...
نمیدونم... شاید وسواسی هستن؟
اون چی گفت؟
برامون آرزوی موفقیت کرد...
تو سیگنال داری؟
نه، اینترنت هتل هنوز قطعه
اوه عالیه
به جزیرهی دهن سرویسی خوش اومدین!
-شبه جزیرهست. -چی؟
مالزی
اوه آره آره درسته...
تلفن ماهوارهایم رو جا گذاشتم...
مال خودت همراهته؟
آدمای اینجا کمتر نشدن؟
نمی... نمیدونم
میدونی، من میرم با کارکنهای انبار تو
نمایشگاه صحبت کنم.... ببینم اونا میدونن چه خبره یا نه.
اونا رو میشناسی دیگه، نه؟
هنک و ربیت؟ نیک؟
کرول؟
هی میراندا
حالت خوبه؟
خوبم، من فقط...
میرم تلفن ماهوارهایم رو بردارم
باشه، اوه هی بعد خبرم کن بریم قهوه بگیریم!
برای آدمای معروف "زمان بسته شدن" معنی نداره مثل اینکه...
باهاشون صحبت کرده
تا باز نگه دارن
بیا عزیزم
ممنونم
نمیتونم بهت بگم تا حالا
No comments yet. Be the first to leave one.