Station Eleven

Station Eleven

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Station Eleven S01E03 720p HMAX WEB-DL DD5 1 H 264-NOSiViD
Station Eleven S01E03 1080p HMAX WEB-DL DD5 1 H 264-NOSiViD
Station Eleven S01E03 720p WEB-DL 30nama
Station Eleven S01E03 1080p WEB-DL 30nama
Station Eleven S01E03 720p WEB H264-CAKES
Station Eleven S01E03 1080p WEB H264-CAKES
Station Eleven S01E03 720p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
Station Eleven S01E03 XviD-AFG
Station Eleven S01E03 480p x264-mSD
Station Eleven S01E03 WEB x264-TGX
A Commentary by NegarFD
🔴 30nama | Negar FD 🔴

Tags

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
720p
720
webrip
BRip
x265
HEVC
2CH
1080
x264
Published on: 2021-12-20
Downloads: 68
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫آسیب از یادم نرفته

‫و فرار کردن...

‫بعد...

‫شناور بودن تو کهکشان یک ‫غریبه برای مدتی طولانی ...

‫ولی الان جام امنه

‫دوباره پیداش کردم

‫خونه‌م رو

‫"شیکاگو" ‫"سال 2005"

‫چه کمکی از من برمیاد؟

‫شما به من زنگ زدی

‫من آنلاین درخواست دادم

‫شما گفتی می‌تونم برای مصاحبه بیام.

‫درسته

‫بهترین خصوصیتت چیه؟

‫گوش دادن...

‫سازماندهی...

‫همه‌چیز یادم می‌مونه

‫الان تو رو یادم اومد!

‫میراندا

‫-از کانکاکی، آره؟ ‫-بله.

‫کلی توانایی می‌بینم...

‫ولی سوابق کاری زیادی... نمی‌بینم.

‫از... "خدمات ارین" بهم بگو.

‫شرکت پدرم

‫تو سنت کروکس بدنه‌ی کشتی‌ها رو تمیز می‌کرد

‫من حسابدار بودم

‫و خانوادت تو سال 1990 به کانکاکی اومدن

‫بله

‫می‌دونی "آماد" یعنی چی؟

‫مسیری که یک چیز طی می‌کنه.

‫مسیر نه...

‫مسیر درست!

‫حالا من رو ببین!

‫نقطه‌ی مبدا

‫نقطه‌ی پایان

‫آماد زمان یا فضا نیست...

‫جریان داره...

‫کوتاه‌ترین مسیر، 15 سانتی‌متره...

‫ولی، مسیر درست

‫از نقطه‌ی مبدا‌ تو شروع میشه،

‫دور سرت می‌چرخه، و به شهر ‫دی موینز تو ایالت آیووا سفر می‌کنه

‫قبل از اینکه به این نقطه‌ی پایان برسه.

‫دی موینز تو آیووا یه مکان فرضیه!

‫اوه، متوجهم!

‫بیست سال دیگه خودت رو ‫در چه جایگاهی می‌بینی؟

‫دارم برای شما کار می‌کنم...

‫یا اینکه مردم.

‫خنده‌داره، با صورت جدی هم گفتی...

‫خوبه

‫ازت خوشم میاد.

‫همه‌مون مردیم...

‫«ایستگاه یازده»

‫"شیکاگو" ‫"سال 2020"

‫باید بری مالزی

‫تازه از شیکاگو برگشتم...

‫بعدا می‌خواستم بیام اداره...

‫نیا، جیم فلپز به یه روشی

‫با "سینوتک" قرار گذاشته تا ‫برای فروش قانعشون کنیم.

‫تو باید اونجا بمونی تا با ‫سخنرانی قانعشون کنی!

‫هرچقدر از اهمیتش بگم، کم گفتم!

‫باشه

‫برمی‌گردم به فرودگاه اوهر

‫فقط باید یه کاری انجام بدم

‫"آرتور لئاندر"

‫می‌دونی، تا همین دیروز فکر می‌کردم...

‫فکر می‌کردم دیگه هرگز نمی‌بینمت.

‫چرا اینجایی؟

‫تموم کردم

‫اون کیه؟

‫آشغالیه که زندگیم رو نابود کرد!

‫شما دوتا چطور آشنا شدین؟

‫سلام

‫سلام

‫ما همو می‌شناسیم!

‫فکر نکنم...

‫شما بازیگر نیستی؟

‫نه

‫آره، نه... متاسفم.

‫من فکر کردم...

‫عاشق شیکاگوئم

‫خیلی آرام‌بخشه...

‫نه، یه جورایی ملایمه...

‫و... هیچ پاپاراتزی‌ای نیست....

‫گوش کن

‫باید کارت رو ازت بخرم!

‫باید... چی رو بخری؟

‫تو هنرمندی دیگه، نه؟

‫من تو آماد کار می‌کنم...

‫اوه، خوبه

‫ دوستم انتهای همین ‫خیابون زندگی می‌کنه

‫و مهمونی تولد گرفته

‫و من چیزی براش نیاوردم

‫خیلی وقته ندیدمش... فکر ‫می‌کنه آدم غیر قابل اطمینانی هستم.

‫غیر قابل اطمینان نیستم!

‫پس باید یه چیزی براش ببرم

‫می‌دونی... یه هدیه‌ی خوب

‫نمی‌دونم... یه چیزی... مثل اون!

‫اون نقشه‌ی فضا!

‫نه، می... می‌خرمش!

‫یک هزار دلار بهت میدم!

‫فروشی نیست

‫ولی قیافه‌ت آشناست واقعا

‫نگفتم؟

‫هی

‫هی، اگر من...

‫اگر مفهوم کارت رو ‫برات تفسیر کنم چی؟

‫نه، ممنون

‫می‌دونی، پدرم یه شاعره

‫و هرموقع که قراره یکی از ‫آثارش تو مجله‌ای‌‌ چاپ بشه

‫از ویراستار می‌خواد که براش تفسیرش کنه

‫می‌دونی، برای اینکه ببینه درکش می‌کنه یا نه

‫و اونجوری... روش کار می‌کنن

‫تو حتی کارم رو ندیدی

‫نه

‫نه، نه ولی مهم نیست

‫چون من حس ششم خوبی دارم

‫می‌تونم امتحان کنم؟

‫باشه

‫موضوع کارت...

‫یه آدمه

‫فضانورد نیست...

‫تنهاست

‫ناراحت نیست

‫شناوره

‫کمی خسته‌ست

‫ولی قلبش گرمتر...

‫و نورانی‌تر...

‫از چیزیه که اونا فکر می‌کنن...

‫چون یه لباس

‫برای محافظت می‌پوشه...

‫اوه این... یه موزه

‫مال تو

‫اسمت چیه؟

‫میراندا

‫من آرتور هستم

‫آرتور!

‫دیر کردی! چه غلطا!؟

‫بیا تو دیگه!

‫جوش چرکی گنده بی‌ریخت!

‫اون دوستمه

‫همدیگه رو می‌شناسیم

‫با هم یه نمایش اجرا کردیم... خیلی وقت پیش

‫می‌خوای بیای داخل؟

‫باید برم خونه

‫باشه

‫باشه

‫از آشنایی باهات خوشحال شدم میراندا

‫ممنون بابت هدیه!

‫میراندا

‫اتحاد هوا و دریا!

‫الان قدرتمون از "نبرد میدوی" بیشتره! ‫"مالزی، 2020"

‫کارایی‌مون به اندازه‌ی یک بیده!

‫تفاوت بزرگیه...

‫-نکن... ‫-فهمیدم، نه.

‫فقط خوشحالم که شرکت‌هامون ‫یه راهی پیدا کردن تا با هم کار کنیم

‫شرکت تو، شرکت ما رو خرید... جیم.

‫آره، درسته... بذار... ‫خودت می‌تونی؟ باشه.

‫یه بودیساتوا می‌خوایم...

‫بودیساتوا چی هست؟

‫فکر کنم اون هوانگه...

‫نه، اونا بدون اینکه ‫نظر ما رو بشنون

‫قرارداد رو نمی‌بندن...

‫حداقل فکر نمی‌کنم...

‫سلام، من میراندا کرول هستم

‫ایشون همکار من جیم فلپز هستن

‫از شرکت "آماد نپتون" و "پی‌یو‌سی‌ای"

‫جلسه سخنرانی لغو شده

‫و مجبوریم زمانش رو به تعویق بندازیم.

‫من باید برگردم شیکاگو

‫بهمون گفته بودن که هر سخنرانی...

‫نمی‌دونم... شاید وسواسی هستن؟

‫اون چی گفت؟

‫برامون آرزوی موفقیت کرد...

‫تو سیگنال داری؟

‫نه، اینترنت هتل هنوز قطعه

‫اوه عالیه

‫به جزیره‌ی دهن ‫سرویسی خوش اومدین!

‫-شبه جزیره‌ست. ‫-چی؟

‫مالزی

‫اوه آره آره درسته...

‫تلفن ماهواره‌ایم رو جا گذاشتم...

‫مال خودت همراهته؟

‫آدمای اینجا کمتر نشدن؟

‫نمی‌... نمی‌دونم

‫می‌دونی، من میرم ‫با کارکن‌های انبار تو

‫نمایشگاه صحبت کنم.... ببینم ‫اونا می‌دونن چه خبره یا نه.

‫اونا رو می‌شناسی دیگه، نه؟

‫هنک و ربیت؟ نیک؟

‫کرول؟

‫هی میراندا

‫حالت خوبه؟

‫خوبم، من فقط...

‫میرم تلفن ماهواره‌ایم رو بردارم

‫باشه، اوه هی بعد خبرم کن بریم قهوه بگیریم!

‫برای آدمای معروف "زمان بسته شدن" ‫ معنی نداره مثل اینکه...

‫باهاشون صحبت کرده

‫تا باز نگه دارن

‫بیا عزیزم

‫ممنونم

‫نمی‌تونم بهت بگم تا حالا

More Farsi Persian subtitles for Station Eleven

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left