The first 46 lines.
OSONE REZA HALO با افتخار تقدیم میکند
ققنوس
قسمت اول
چه...چطور ممکنه
این تیغه اصلی شمشیرش نیست
یعنی این که
شمشیر هزار تیغه
فکر نمیکنم بتونی با یه چاقو منو بکشی، نه؟
من الان به تو علاقه ای ندارم
اما فهمیدم میتونم ازت استفاده کنم
به قاتل شماره یک واقعی در جهان نگاه کنید
قیچی هفت
اون برای یک دختر دیگه دست به کار شد
من خوشحال نیستم
شمشیر به آن سرعتی که در افسانه گفته می شود نیست
این بار می بینم که چگونه پنهان می شوی
اگر نمی توانید پرواز کنید
مردم نمی توانند در حالی که در هوا شناور هستند فرار کنند
فن
سماپالان
تو نمیتونی منو بکشی
استاد
انگار بدنم توسط چیزی خورده شده است
به نظر می رسد دیگر نمی توانم درد را احساس کنم
میدان فییو
بعد از تمرین
تو ققنوس در تاریکی هستی
آره
¶کسی که در تاریکی به خطر افتاده است¶
¶کی داره خون رو عوض میکنه¶
¶که همه اینها را اداره می کند¶
¶چه کسی می تواند از بی کران ها عبور کند¶
¶پیوندهای دنیا را قطع کن¶
¶ شیطان خشمگین را نادیده بگیرید¶
¶آهن شکسته در سراسر زمین پخش شده است¶
¶بار چیست¶
¶عشق دفن شده¶
¶توسط چه کسی¶
¶گناهی که پشت سر گذاشت¶
¶اگر قهرمان¶
¶در گرداب افتادم و نمی توانم خداحافظی کنم¶
¶آیا نفرت می تواند پایان یابد؟¶
¶من نمی توانم سوگند را فراموش کنم، نمی توانم زخم ها را رها کنم¶
¶خاطرات نفرت چیزی جز جای خالی باقی نمی گذارد¶
¶خاطرات نفرت چیزی جز خودم باقی نمی گذارد¶
نترس
No comments yet. Be the first to leave one.