The first 200 lines.
به کی اعتماد داری؟
ممنون
چطوری میدونی؟
،برنده فاز سه قرار داد
سمیر مشل" هست"
از ظاهرشون؟
از "سمیر مشل" دست بردار
خوشحال میشم قبول کنم
یا چیزی که میگن؟
"نسا استین"
زنی نیست که ظاهرش نشون میده
کاری که میکنن؟
،اگه راستش رو بهت میگفتم با من میموندی؟
ما همه رازهایی داریم
!"کاظم"
...ولی بعضی اوقات
چیزی میتونه اتفاق بیوفته که هیچ انتخاب دیگری برات باقی نذاره
به جز افشا کردن اونها
تا بذاری دنیا بفهمه کی ...واقعاَ کی هستی
توی تو رازهات
اونا میدونن
ولی اغلباَ ما دروغ میگیم
ما رازهامون رو از یکدیگر مخفی میکنیم
از خودمون
پس، وقتی اینجوری دربارهی ....این قضیه فکر میکنی
این یک شگفتی هست که کلاَ اعتماد میکنیم
تی وی ورلد» با افتخار تقدیم میکند»
«ترجمه از «سینا Sina_Saw
صبح بخیر
!اوه، لعنت
...اوه
سلام؟
رازت در امانِ؟
بهم بگو چیه
بهم چیزی بگو که کس دیگهای ندونه
تو صورتمو سوزوندی
رازت در امانِ؟
آره، در امانِ
اونا
آره، اونا چی میخوان؟
هنوز نگفتند
چرا نه؟
فکر نمیکنم آماده باشن
فکر میکنم اونا اون رو در ....جواب چیزی بردند
که انتظارشو نداشتند
چی؟ - مرگ "سمیر مشل"؟ -
تو اونو نمیدونی
چه دلیل دیگه میتونن برای بردن اون داشته باشن؟
پس فکر میکنم باید اونا رو لو بدیم
فکر میکنم باید به دنیا بگیم که چه اتفاقی برامون افتاد
به ضرر اوناست! هر چیزی که اونا میخوان، از دست میدنش
و ما هم "کاظم" رو از دست میدیم
نباید هیچوقت این کار رو میکردم
نباید هیچوقت با این موافقت میکردم
اوه، باید به همه میگفتم که چه اتفاقی افتاد، از همون اولش
تو انتخابی نداشتی
من انتخاب داشتم انتخاب اشتباهی کردیم
برای دلیل درست! ما هر دو این کار رو کردیم
!ببین چه بلایی سرمون آورده
ما نمیدونیم چه بلایی سرمون آورده
تنها چیزی که الان میتونیم انجام بدیم اینه که صبر کنیم و بفهمیم
... "ولی، "نسا
نسا"، به من نگاه کن"
"نسا"
الان ما باید خیلی، خیلی مواظب باشیم
به هیچکس نگو
راشل" و "افرا" میدونن" - دربارهی این؟ -
چیزی که برای ما اتفاق افتاد - اوه، نه همه چیز -
به اندازه کافی میدونن ... اگه برن پیش پلیس
نمیرن، من باهاشون حرف میزنم
اونا به حرفم گوش میدن
به هر حال من مادرشم
دیگه کی میدونه؟
هیچ کس، فقط ما چهار تا
خب، من فکر میکنم این دایره باید
بزرگ تر بشه و شامل پلیس هم بشه - نه -
آتیکا"، تو نزدیک یک سال" بود که ربوده شده بودی
و ما اجازه نداشتیم به کسی بگیم
،و الان پسرت ربوده شده ،ظاهراَ بدست همان افراد
و بازم به من میگی که هیچی نگم
آره
چرا؟
چون این بهترین شانس من برای پس گرفتن اون هستش
تو اونو نمیدونی - من تنها کسی هستم که میدونه -
من تنها کسی هستم که میدونه ....این آدما چه جوری هستند
به صورت تجربی
من میگم بریم پیش پلیس
این دنیای اونا نیست
آتیکا"، این دنیای ماست" !که تو توش زندگی میکنی
ولی "کاظم" تو مالِ اوناست
و بهترین کار که الان میتونم ،انجام بدم صبر کردنِ
تا بفهمیم که اونا چی میخوان
و تصمیم بگیریم که بهشون میدیم یا نه
هیچ چیزی که پلیس بتونه انجام بده اینو تغییر نمیده
... ولی اگه سعی بکننن ممکنه اونو به کشتن بده
من با این راحت نیستم - !پس ناراحت باش -
!اون بچهی منِ
!"افرا"
اون راست میگه
،راشل"، لطفاَ" تو نباید چیزی بگی
در واقع میدونی چیه؟ من با خانم "استین" راحتم
..."راشل"
... به نفعته درست گفته باشه
درست میگم - ،چون من اگه جای تو بودم -
مطمئن نیستم میتونستم همچنین تصمیمی بگیرم
،اگه تو جای من بودی، یه غزّه ای بودی
که تو یه کمپ پناهنده های سیاسی به دنیا اومنده که هنوز همون جاست
تو همه عمرت رو به عنوان ...یک غریبه تو خاک خودت
میگذروندی
نه خانهای، نه کشوری
هیچی
،ولی اگه تو جای من بودی یه چیزی رو یاد میگرفتی
صبر کردن
هر کسی اینطوری صبور نمیشه
.... با چنین سوراخی
اونا شروع میکنن به پر "کردنش با مزخرفات، "آتیکا
بذار بکنن
چی؟
!این مسخره است
آقای "استین" پدر "کاظم" نیست
این باور نکردنیه
،چیزی که ما انجام میدیم روال کار هستش، فقط برای اطمینان
فقط شما کسی نیستی که !باید شلوارتو بکشی پایین
،"خانم "هالابی
... "پدر "کاظم - کشته شد -
هفت سال پیش تو تصادف ماشین تو غزّه
،همونطوری که قبلاَ بهتون گفت ولی معلومه که باورش نمیکنین
ببخشید
میدونی چه فکر میکنم؟ فکر میکنم زمان داره میگذره
...و شما چیزی برای نشان دادن ندارید
،به همین خاطر دارین به گلوله کاموا چنگ میزنین یا تخم های من
"افرا" - چیه؟ اون کسی که مزخرف میگه -
اگه درست باشه چی؟ - "راشل" -
"خانم "استین - چطوری کمکتون میکنه؟ -
... اگه درست باشه
این دیوانگیـه - ،این معنی رو میده که شما رازی دارید -
رازی که شاید اونا میخوان ازش سوء استفاده بکنن
ولی، همونطور که گفتم، مطمئنم اینطوری نیست
نه، نیستی، اگه بودی نمیپرسیدی
چرا اینقدر پرخاشگر بودی؟ - چی؟ -
چون اون یه احمق بود
اینه؟
این دلیلی هست که رو همه چیز با "آتیکا" موافقت میکنی؟
من باهاش موافقت میکنم چون اون مادر بچه هستش
و الان به نظر میاد خودت علاقه مند شدی
... "راشل"
پس آزمایش رو قبول کن - چی؟ -
آزمایش رو قبول کن - نه -
چرا نه؟
!چون این مسخره است
،پس اگه اینقدر احمقانه است چرا این کار رو نمیکنی تا آرامشون کنی؟
من حتی جواب این رو هم نمیدم
من قطعاَ هیچ اسپرمی به "پلیس های کیستون" نمیدم پلیس های بی عرضه :Keystone Kops) (در یک فیلم کمدی آمریکایی
اونا اسپرم نیاز ندارند - !اوه، ممنون، دکتر -
تو، "آتیکا"، "نسا"، شما سه تا دنبال چی هستید، من نمیفهمم
،ولی تو با خدمتکار سکس میکنی
،و نمیخوای کسی اینو بفهمه !اینو، میفهمم
نه - این ممکنه - فقط بس کن، لطفاَ - ،من رو این فکر کردم -
ممکنه، "آتیکا" قبل از اینکه مترجم نسا" باشه مترجم تو بود"
"تو قبل از این که اون بره بیرون دادیش به "نسا
چرا این کار رو کردی؟ - !چون یه مترجم خوب بود -
،پس، چطوری شد یه خدمتکار
اینجا، تو خونهی ما؟
میدونی چرا
،میدونم که اون و "نسا" یه تجربه خیلی بد داشتند
... تجربهای که نمیتونن بذارن کسی بفهمه، ولی
چطور شد که نرفت با "نسا" زندگی کنه؟
چطور شد که اون اومد و با ما زندگی کرد؟
چون این کار درست بود - برای کی؟ -
"وقتی گفتم "نژادهای متحد استین به معنی واقعی کلمه نگفتم
... "راشل" - آزمایش رو قبول کن -
ممنون که قبول کردین این کار رو بکنین
خب، اونا از مادر و جنس مذکر آب دهان رو میگیرن
و یه چیزی از بچه
یک تار مو
کاظم" شونه داره؟"
نه
خب، پس شاید از تختش
نه
مسواک چی؟
چرا، آره، خیلی عالیه
پس، اونوقت، حله
بیاین ازش استفاده کنیم
چرا فقط به من زل زدی؟
!تو بیداری
یه مدتی هست که بیدارم
هممم
اینجا داری چیکار میکنی؟
چیزی نیست
من دستکش دارم
تو اجازه ورود به اینجا رو نداری
فقط داری بدترش میکنی
من یه تلفن لازم دارم
"دفتر "آنجلیکا رَزن - "سلام، "جنی -
هیو" هستم"
اوه، سلام، "هیو" چطوری؟
من- من خیلی خوبم ممنون
انجی" هستش؟"
آممم، فقط صبر کن چک کنم، منتظر بمون
ممنون
No comments yet. Be the first to leave one.