Peacemaker

Peacemaker

Download Farsi Persian Subtitle

Season 2

Release info

Peacemaker S02E01 2025 1080p HMAX WEBRip AAC5 1 10bits x265-Rapta
A Commentary by HosseinEsmaily
🔴 30Nama | حسین اسماعیلی 🔴

Tags

webdl
professional_translation
Published on: 2025-08-22
Downloads: 190
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫خب بچه‌ها؟

‫اینطوری بود که مرد بادبادکی رو شکست دادم

‫سوالی ندارین؟

‫- تویی که کاپشن جین پوشیدی، بپرس ‫- حیوون دست‌آموز هم داری؟

‫آره دارم. سوال خیلی خوبی پرسیدی

‫یه حیوون دست‌آموز ‫به اسم "ایگلی" دارم. عقابه

‫داستان خاستگاه هم داری؟

‫یالا. بیاین شرط ببندین ‫یالا. بیاین ببینم رو کی شرط می‌بندین

‫احمق نفهم، برادرتو کشتی!

‫برادرتو کشتی، آشغال کثافت!

‫آنچه در دنیای دی‌سی گذشت...

‫راستشو بخوای، الان باید زندان باشم

‫- به چه جرمی؟ ‫- کارای ابرقهرمانی

‫- مگه کدوم ابرقهرمانی؟ ‫- پیس‌میکر

‫- به چه جرمی افتادی زندان؟ ‫- درستکاری

‫عهد بستم صلح و آرامش رو برقرار می‌کنم

‫بدون توجه به اینکه برای رسیدن بهش ‫باید چند نفرو بکشم

‫لباس "اژدهای سفید" باباته، نه؟

‫چجوری اینجا اینقدر بزرگه؟

‫یه انبار توسعه‌پذیر کوانتومیه

‫به یه برآمدگی فرابُعدی ‫خارج از فضای عادی منتهی میشه

‫پس گمونم بابات ‫با وجود نژادپرست بودنش خیلی باهوشه

‫و اگر بابات نژادپرسته ‫ و تو باهاش همکاری می‌کنی...

‫باهاش همکاری نمی‌کنم! ‫فقط برام چیز میز می‌سازه!

‫اینقدر سوسول شدی

‫که دلم نمی‌خواد هیچ کلاه‌خودی بهت بدم

‫لازم نیست پیس‌میکر صدام کنیا

‫می‌تونی کریس صدام کنی

‫بجز توانایی مبارزه‌ت برای ما ‫هیچ علاقه‌ی دیگه‌ای بهت ندارم

‫فکر کردم حبس ابد گرفتی

‫اصلاً چطوری آزاد شدی؟

‫برای دولت کار می‌کنم، خب؟

‫- توی دفتر پست؟ ‫- پسر

‫براشون آدم می‌کشم، خب؟

‫عه؟ چه خفن

‫یه وعده صلح خدمت شما، حرومیا!

‫می‌دونی، این اواخر ‫دارم فکر می‌کنم نکنه روانیم

‫مثلاً، نمی‌دونم والا... دارم در مورد ‫چیزهایی احساساتی میشم که...

‫فکر نکنم تا وقتی بابای کریس هست

‫کریس بتونه زندگی خوبی داشته باشه

‫از همون موقع که برادرتو کشتی ‫می‌دونستم آدم کثیفی هستی!

‫تو برادر منو کشتی! تو کیث رو کشتی

‫خب، بزن دیگه بزدل کثافت

‫هیچوقت نمی‌تونی از دست من خلاص...

‫پرونده‌ت رو خوندم، کریس

‫اتفاقی بود. تو بچه بودی

‫اینقدر نذار اون قضیه ‫تعیین کنه چجور آدمی هستی

‫پسر، داریم دنیا رو از دست ‫یه تهاجم فضایی کوفتی نجات میدیم

‫کل بچه‌های تیم زخمی شدن ‫برای همین گفتم...

‫شاید بهتر باشه ‫دار و دسته‌ی عدالت رو خبر کنی

‫رفلکس حلقی خیلی ناجوری دارم

‫گندش بزنن

‫می‌دونی، یه بار سرتاپای ‫گرین لنترن بالا آوردم...

‫بخاطر پرواز با قالیچه‌ی پرنده‌ای ‫که درست کرده بود حالت تهوع گرفتم

‫نکته‌ی عجیبش این بود که ‫مرتیکه خوشش اومد

‫دیر اومدین، لاشیای آشغال

‫- عجب بی‌شعوریه ‫- گور باباش

‫می‌دونستی به همه میگه ‫با استفراغ حال می‌کنم؟

‫پیس‌میکر و جرم‌ستیز ناشناس، ویجلنتی

‫در یک عملیات سری دولت آمریکا

‫به اسم "پروژه‌ی پروانه" نقش داشتن

‫این پروژه، سال‌ها به دستور آماندا والر

‫در زندان بل ریو، فعال بوده

‫که مادر بنده‌ست

‫ایگلی

‫بیخیال پسر. بس کن

‫چیه؟

‫بیرون زیادی سرده ‫بیرون زیادی سرده. ای خدا!

‫بیا، ایگلی ‫می‌خوای پرواز کنی؟ برو پرواز کن

‫هوا سردتر از اونیه که ببرمت بیرون

‫سلام

‫صبح بخیر

‫کون لقت بابا، مرتیکه‌ی بی‌ریخت دوزاری

‫ایگلی؟

‫ایگلی، برگرد پسر

‫ایگلی، دیگه پررو نشو

‫من که نوکرت نیستم پسر، خب؟

‫فقط چون از زندان دراومدم ‫و وقت زیادی رو کنار هم می‌گذرونیم

‫دلیل نمیشه تو تعیین کنی ‫وقت‌مون رو چطوری بگذرونیم

‫همین یه روزی که نبردمت بیرون

‫جوری بیدارم کردی که انگار برده گیر آوردی

‫دیگه وقتشه تعیین کنیم ‫کدوممون انسانیم

‫و کدوممون عقاب. من انسانم و...

‫احمق. چیکار داری می‌کنی؟

‫« کلید شهر اورگرین، واشینگتن »

‫« سه‌گانه‌ی برتر »

‫« سه‌گانه‌ی برتر دوباره گل کاشتند »

‫حالت خوبه رفیق؟

‫بازم داری تو خواب راه میری؟

‫قیافه‌ت جوریه انگار روح دیدی

‫« بر اساس شخصیت‌های دی‌سی »

‫« قسمت اول: روابط دردسرساز »

‫« شـش مـاه بـعـد »

‫تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی

‫هنوزم وقتی می‌بینم از خونه‌ی ‫بابات درمیای حس عجیبی داره

‫- دیگه خونه‌ی منه ‫- آره معلومه که هست

‫میگم، "کیا" بهت زنگ زد؟

‫شرمنده

‫نمی‌تونه زندگی منو تحمل کنه

‫- مشکل خودشه ‫- گل گفتی

‫حالا دیگه قاطی مسائل جدیم

‫همینه که هست

‫اینکه نمی‌تونه اینو بپذیره

‫مثل اینه که نمی‌تونه ‫منو بپذیره، درست میگم؟

‫نمی‌دونم. شاید دلش نمی‌خواد بمیری

‫تو که دیدی از پس خودم برمیام

‫به قیافه‌م می‌خوره قراره بمیرم؟

‫- شاید ‫- برو پی کارت بابا

‫باشه، چارلز برانسون

‫بیخیال بابا. خودت می‌دونی کارمو بلدم

‫درکل میگم

‫هرکدوممون ممکنه بمیریم، خب؟

‫هر روز آدمای سرسخت‌تر از تو هم می‌میرن

‫- و سرسخت‌تر از تو ‫- نه، این کم پیش میاد

‫کسایی به سرسختی من ‫معمولاً از کهولت سن می‌میرن

‫- از آمار و ارقام مشخصه ‫- ای خدا

‫داشت یادم می‌رفت. کارت ویزیت گرفتم

‫یه نگاه بنداز

‫اوه، این...

‫« شرکت مشاور امنیتی آدبایو » ‫« قابل اتکا، شیک، مهلک »

‫واقعاً...

‫باحاله

‫- این زنه کیه؟ ‫- منم دیگه

‫خیلی‌خب. آخه یه‌خرده...

‫- لاغر مردنیه ‫- ای بابا

‫دیگه داری بهم ضدحال می‌زنیا

‫این اواخر با هارکورت صحبت کردی؟

‫معلومه. دیروز همدیگه رو دیدیم

‫کمابیش منو بخشیده که توی تلوزیون

‫پته‌ی نیروی ویژه‌ی ایکس رو ریختم رو آب

‫چیزی نگفت در مورد...؟

‫در مورد چی؟

‫نمی‌دونم. چیزی در مورد من و اینا نگفت؟

‫مثلاً چی بگه؟

‫نمی‌دونم

‫نـه

‫میگم، ادی ‫ممنون که اومدی منو برسونی

‫نه بابا این چه حرفیه

‫این آدما گاهی اوقات ‫خیلی خودشیفته‌ن، می‌دونی؟

‫- فراانسان‌ها؟ ‫- آره

‫گاهی اوقات حرفای دردناکی می‌زنن

‫- مثلاً چه حرفایی؟ ‫- نمی‌دونم والا

‫مثلاً اینکه من احمقم

‫که یه توپ دیسکو می‌ذارم سرم

‫و میگن "هـی، چرا عهد بستی"

‫"به هر قیمتی که شده بی‌شعور باشی؟"

‫و میگن "هـی، فصل اول ساحل جرسی زنگ زد"

‫"گفت مدل موهاشو پس بدی"

‫جوری که انگار یه سریال تلویزیونی ‫می‌تونه به آدم زنگ بزنه

‫از این حرفای مسخره ‫چندان یادم نمیاد

‫می‌دونم بخاطر اینه که ‫عضله‌هام از اونا گنده‌تره

‫ولی این دیگه چه وضعشه، نه؟

‫تو حالا دیگه ابرقهرمانی

‫دنیای لامصبو نجات دادی

‫میگم، مطمئنی همین‌جاست؟

‫آره فکر کنم

‫آره

‫دیگه نمی‌خوام مضحکه‌ی خاص و عام باشم، ادی

‫کل عمرم همینو می‌خواستم، می‌دونی؟

‫که یه قهرمان واقعی باشم

‫شوخیت گرفته؟

‫برات سر و دست می‌شکنن ‫که عضو گروهشون بشی

‫پیس‌میکر، خوش اومدی ‫من "مکسول لرد" هستم

‫شرکت من، "لردتک" ‫حامی مالی "دار و دسته‌ی عدالت"ـه

‫دو تا از بنیان‌گذارهای گروه‌مون همراهم هستن

‫گرین لنترن و هاک‌گرل

‫سلام. خیلی از دیدنتون خوشحالم

‫گای، خوشحالم دوباره می‌بینمت

‫اوهوم

‫- بفرما بشین ‫- چشم آقا

‫می‌خوای پیس‌میکر صدات کنیم

‫یا کریس رو ترجیح میدی؟

‫- فرقی نمی‌کنه ‫- میکروفون قطعه؟

‫آره. جلوی اسمش بزن "مردد"

‫- کجا؟ ‫- اینجا

‫- اینجا؟ ‫- نه، اینجا. نگاه کن کجا رو میگم

‫چرا این کارو دادین به من؟

‫تنها کسی که دست‌خطش قابل خوندنه تویی

‫کریس، می‌تونی یکم ‫در مورد توانایی‌هات بهمون بگی؟

‫- توانایی‌هام؟ ‫- آره

‫برای عضویت توی دار و دسته‌ی عدالت ‫چجور توانایی‌هایی داری؟

‫بجز ساک زدن برای رفقا

‫خفه‌شو، گای

‫منو به عنوان بهترین تیرانداز دنیا می‌شناسن

‫نه فقط با سلاح‌های گرم، با هر اسلحه‌ای

‫آره، آدم می‌کشه. اینو بنویس

‫- کجا بنویسم؟ ‫- علاوه بر اون...

‫در مبارزه‌ی تن به تن هم خبره‌م

‫عدم‌ ثبات روانی

‫گای، آروم بگیر ‫خودم حلش می‌کنم

‫کلاه‌خودهای مختلفی دارم

‫بزن جامعه‌ستیزه

‫هرکدوم قدرت متفاوتی دارن

‫پیس‌میکر، به عنوان دار و دسته‌ی عدالت

‫سعی می‌کنیم از تلفات مردم جلوگیری کنیم

‫فراانسان‌ها، از جمله اون‌هایی ‫که توی سازمان ما هستن

‫دارن هر روز بیشتر از قبل ‫اعتماد مردم رو از دست میدن

‫و نباید به بی‌اعتمادیشون دامن بزنیم

‫می‌دونم. می‌دونم

‫اینجا نوشته به جرم قتل عمد رفتی زندان

More Farsi Persian subtitles for Peacemaker

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left