The first 200 lines.
خب بچهها؟
اینطوری بود که مرد بادبادکی رو شکست دادم
سوالی ندارین؟
- تویی که کاپشن جین پوشیدی، بپرس - حیوون دستآموز هم داری؟
آره دارم. سوال خیلی خوبی پرسیدی
یه حیوون دستآموز به اسم "ایگلی" دارم. عقابه
داستان خاستگاه هم داری؟
یالا. بیاین شرط ببندین یالا. بیاین ببینم رو کی شرط میبندین
احمق نفهم، برادرتو کشتی!
برادرتو کشتی، آشغال کثافت!
آنچه در دنیای دیسی گذشت...
راستشو بخوای، الان باید زندان باشم
- به چه جرمی؟ - کارای ابرقهرمانی
- مگه کدوم ابرقهرمانی؟ - پیسمیکر
- به چه جرمی افتادی زندان؟ - درستکاری
عهد بستم صلح و آرامش رو برقرار میکنم
بدون توجه به اینکه برای رسیدن بهش باید چند نفرو بکشم
لباس "اژدهای سفید" باباته، نه؟
چجوری اینجا اینقدر بزرگه؟
یه انبار توسعهپذیر کوانتومیه
به یه برآمدگی فرابُعدی خارج از فضای عادی منتهی میشه
پس گمونم بابات با وجود نژادپرست بودنش خیلی باهوشه
و اگر بابات نژادپرسته و تو باهاش همکاری میکنی...
باهاش همکاری نمیکنم! فقط برام چیز میز میسازه!
اینقدر سوسول شدی
که دلم نمیخواد هیچ کلاهخودی بهت بدم
لازم نیست پیسمیکر صدام کنیا
میتونی کریس صدام کنی
بجز توانایی مبارزهت برای ما هیچ علاقهی دیگهای بهت ندارم
فکر کردم حبس ابد گرفتی
اصلاً چطوری آزاد شدی؟
برای دولت کار میکنم، خب؟
- توی دفتر پست؟ - پسر
براشون آدم میکشم، خب؟
عه؟ چه خفن
یه وعده صلح خدمت شما، حرومیا!
میدونی، این اواخر دارم فکر میکنم نکنه روانیم
مثلاً، نمیدونم والا... دارم در مورد چیزهایی احساساتی میشم که...
فکر نکنم تا وقتی بابای کریس هست
کریس بتونه زندگی خوبی داشته باشه
از همون موقع که برادرتو کشتی میدونستم آدم کثیفی هستی!
تو برادر منو کشتی! تو کیث رو کشتی
خب، بزن دیگه بزدل کثافت
هیچوقت نمیتونی از دست من خلاص...
پروندهت رو خوندم، کریس
اتفاقی بود. تو بچه بودی
اینقدر نذار اون قضیه تعیین کنه چجور آدمی هستی
پسر، داریم دنیا رو از دست یه تهاجم فضایی کوفتی نجات میدیم
کل بچههای تیم زخمی شدن برای همین گفتم...
شاید بهتر باشه دار و دستهی عدالت رو خبر کنی
رفلکس حلقی خیلی ناجوری دارم
گندش بزنن
میدونی، یه بار سرتاپای گرین لنترن بالا آوردم...
بخاطر پرواز با قالیچهی پرندهای که درست کرده بود حالت تهوع گرفتم
نکتهی عجیبش این بود که مرتیکه خوشش اومد
دیر اومدین، لاشیای آشغال
- عجب بیشعوریه - گور باباش
میدونستی به همه میگه با استفراغ حال میکنم؟
پیسمیکر و جرمستیز ناشناس، ویجلنتی
در یک عملیات سری دولت آمریکا
به اسم "پروژهی پروانه" نقش داشتن
این پروژه، سالها به دستور آماندا والر
در زندان بل ریو، فعال بوده
که مادر بندهست
ایگلی
بیخیال پسر. بس کن
چیه؟
بیرون زیادی سرده بیرون زیادی سرده. ای خدا!
بیا، ایگلی میخوای پرواز کنی؟ برو پرواز کن
هوا سردتر از اونیه که ببرمت بیرون
سلام
صبح بخیر
کون لقت بابا، مرتیکهی بیریخت دوزاری
ایگلی؟
ایگلی، برگرد پسر
ایگلی، دیگه پررو نشو
من که نوکرت نیستم پسر، خب؟
فقط چون از زندان دراومدم و وقت زیادی رو کنار هم میگذرونیم
دلیل نمیشه تو تعیین کنی وقتمون رو چطوری بگذرونیم
همین یه روزی که نبردمت بیرون
جوری بیدارم کردی که انگار برده گیر آوردی
دیگه وقتشه تعیین کنیم کدوممون انسانیم
و کدوممون عقاب. من انسانم و...
احمق. چیکار داری میکنی؟
« کلید شهر اورگرین، واشینگتن »
« سهگانهی برتر »
« سهگانهی برتر دوباره گل کاشتند »
حالت خوبه رفیق؟
بازم داری تو خواب راه میری؟
قیافهت جوریه انگار روح دیدی
« بر اساس شخصیتهای دیسی »
« قسمت اول: روابط دردسرساز »
« شـش مـاه بـعـد »
تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی
هنوزم وقتی میبینم از خونهی بابات درمیای حس عجیبی داره
- دیگه خونهی منه - آره معلومه که هست
میگم، "کیا" بهت زنگ زد؟
شرمنده
نمیتونه زندگی منو تحمل کنه
- مشکل خودشه - گل گفتی
حالا دیگه قاطی مسائل جدیم
همینه که هست
اینکه نمیتونه اینو بپذیره
مثل اینه که نمیتونه منو بپذیره، درست میگم؟
نمیدونم. شاید دلش نمیخواد بمیری
تو که دیدی از پس خودم برمیام
به قیافهم میخوره قراره بمیرم؟
- شاید - برو پی کارت بابا
باشه، چارلز برانسون
بیخیال بابا. خودت میدونی کارمو بلدم
درکل میگم
هرکدوممون ممکنه بمیریم، خب؟
هر روز آدمای سرسختتر از تو هم میمیرن
- و سرسختتر از تو - نه، این کم پیش میاد
کسایی به سرسختی من معمولاً از کهولت سن میمیرن
- از آمار و ارقام مشخصه - ای خدا
داشت یادم میرفت. کارت ویزیت گرفتم
یه نگاه بنداز
اوه، این...
« شرکت مشاور امنیتی آدبایو » « قابل اتکا، شیک، مهلک »
واقعاً...
باحاله
- این زنه کیه؟ - منم دیگه
خیلیخب. آخه یهخرده...
- لاغر مردنیه - ای بابا
دیگه داری بهم ضدحال میزنیا
این اواخر با هارکورت صحبت کردی؟
معلومه. دیروز همدیگه رو دیدیم
کمابیش منو بخشیده که توی تلوزیون
پتهی نیروی ویژهی ایکس رو ریختم رو آب
چیزی نگفت در مورد...؟
در مورد چی؟
نمیدونم. چیزی در مورد من و اینا نگفت؟
مثلاً چی بگه؟
نمیدونم
نـه
میگم، ادی ممنون که اومدی منو برسونی
نه بابا این چه حرفیه
این آدما گاهی اوقات خیلی خودشیفتهن، میدونی؟
- فراانسانها؟ - آره
گاهی اوقات حرفای دردناکی میزنن
- مثلاً چه حرفایی؟ - نمیدونم والا
مثلاً اینکه من احمقم
که یه توپ دیسکو میذارم سرم
و میگن "هـی، چرا عهد بستی"
"به هر قیمتی که شده بیشعور باشی؟"
و میگن "هـی، فصل اول ساحل جرسی زنگ زد"
"گفت مدل موهاشو پس بدی"
جوری که انگار یه سریال تلویزیونی میتونه به آدم زنگ بزنه
از این حرفای مسخره چندان یادم نمیاد
میدونم بخاطر اینه که عضلههام از اونا گندهتره
ولی این دیگه چه وضعشه، نه؟
تو حالا دیگه ابرقهرمانی
دنیای لامصبو نجات دادی
میگم، مطمئنی همینجاست؟
آره فکر کنم
آره
دیگه نمیخوام مضحکهی خاص و عام باشم، ادی
کل عمرم همینو میخواستم، میدونی؟
که یه قهرمان واقعی باشم
شوخیت گرفته؟
برات سر و دست میشکنن که عضو گروهشون بشی
پیسمیکر، خوش اومدی من "مکسول لرد" هستم
شرکت من، "لردتک" حامی مالی "دار و دستهی عدالت"ـه
دو تا از بنیانگذارهای گروهمون همراهم هستن
گرین لنترن و هاکگرل
سلام. خیلی از دیدنتون خوشحالم
گای، خوشحالم دوباره میبینمت
اوهوم
- بفرما بشین - چشم آقا
میخوای پیسمیکر صدات کنیم
یا کریس رو ترجیح میدی؟
- فرقی نمیکنه - میکروفون قطعه؟
آره. جلوی اسمش بزن "مردد"
- کجا؟ - اینجا
- اینجا؟ - نه، اینجا. نگاه کن کجا رو میگم
چرا این کارو دادین به من؟
تنها کسی که دستخطش قابل خوندنه تویی
کریس، میتونی یکم در مورد تواناییهات بهمون بگی؟
- تواناییهام؟ - آره
برای عضویت توی دار و دستهی عدالت چجور تواناییهایی داری؟
بجز ساک زدن برای رفقا
خفهشو، گای
منو به عنوان بهترین تیرانداز دنیا میشناسن
نه فقط با سلاحهای گرم، با هر اسلحهای
آره، آدم میکشه. اینو بنویس
- کجا بنویسم؟ - علاوه بر اون...
در مبارزهی تن به تن هم خبرهم
عدم ثبات روانی
گای، آروم بگیر خودم حلش میکنم
کلاهخودهای مختلفی دارم
بزن جامعهستیزه
هرکدوم قدرت متفاوتی دارن
پیسمیکر، به عنوان دار و دستهی عدالت
سعی میکنیم از تلفات مردم جلوگیری کنیم
فراانسانها، از جمله اونهایی که توی سازمان ما هستن
دارن هر روز بیشتر از قبل اعتماد مردم رو از دست میدن
و نباید به بیاعتمادیشون دامن بزنیم
میدونم. میدونم
اینجا نوشته به جرم قتل عمد رفتی زندان
No comments yet. Be the first to leave one.