The first 200 lines.
مامان
همونطور که گفتی اومدن دنبالم
آدم بَدا
تقصیر من بود
ببخشید که من یه هیولام، مامان
انتقاممون رو میگیرم مامان
قسم میخورم
حتی اگه به قیمت جونم تموم شه
اگه باعث مرگم شه
قسم میخورم مامان
قسم میخورم
استاد؟
!استاد
زود میرسه
فاولر
مطمئنی میتونی آکمی رو قبل از اومدنشون پیدا کنی؟
مجبورم
بهت قول دادم که اینکارو میکنم
آماده ای؟
.برو فاضلاب های شمالی مطمئن شو که میتونیم رد شیم
وایسا تا آکمی رو پیدا کنم و تا میتونی از قلعه دورش کن
نمیر
اگه شمشیرزن ها گرفتنت چی؟
.شیرجه شاهین
اگه نیزه دارا گرفتنت؟
.فرار
استاد
ارتش فاولر چی؟
من نگران اونا نیستم
فقط مرگ خودش مهمه
ولی اگه شوگان رو بکشن چی؟
شوگان به خاطر نفع شخص خودش، بر خلاف قوانین خودش مردای سفیدپوست رو راه داد
هرچی سرش بیاد حقشه
رینگو
بعد از اینکه فاولر رو کشتم، همینجا می بینمت
...اگه برنگشتم معلومه که برمیگردی-
...اگه برنگشتم
شکست خوردم، یا مردم
احمق نباش استاد
بلد نیستی بمیری
نمیدونی
،از بین تموم حقارت هایی که پدر شامل حالمون میکنه
،این پیراشکیِ چربِ سفیدِ زیادی پخته شده
بدترینشونه
یه... شرِّ واجب
آه، پیراشکی آماده ست
خیلی روی هدیه زیارت این بار پدرتون فکر کردم
برای مردی که همه چیز داره باید چه هدیه ای گرفت؟
آره، همون چیزی که همه میخوان ولی خب گفتم یه بارم که شده استعاره رو بذارم کنار
و اصل جنسو براش بیارم
پدرتون به من که فکر میکنه یاد طلایی میسازم می افته
اینم از این. اینم از من
پدرم به خاطر اتحاد ادامه دارمون قدردانه
اتحاد؟
من پدر تو رو تبدیل به دومین مرد پولدار جهان کردم
شوگان... ازت ممنونه
واقعاً؟
،هرسال میام که به سریرش ادای احترام کنم
اونوقت فقط محبت خالی نصیبم میشه
قبلاً مشاورش بود که هدایامو به نمایندگی ازش می گرفت
حالا گیر پسراش افتادم
،فکر نمی کنم امسال
اجازه داشته باشم ،شخص شخیصشون رو ببینم
رو در رو، بعد از اینهمه سال
سخت میشه
درک میکنی
همین الان که ما داریم حرف میزنیم یه مهمونی بزرگ اونجا برپاست
شورای بزرگان در ارتفاعات چشمه های ماتسوری هستن
لردهای بلندمرتبه میخورن و می نوشن
مسئولین کل کشور
نباید این بار یه صندلی دور اون میز داشته باشم؟
،همونطور که گفتم
سخت میشه
البته
پس... تا سال بعد
بهترین پارچه نیشیجن ما، بافته شده با طلا برای شوگان ایتو
فعلاً هدیه کافیه
موضوعات مهمی برای بحث کردن داریم
اگه اجازه بدین، یه هدیه دیگه رو بدم
تراشیده شده از شاخ کرگدن
کرگدن نر، رهبر گله
که گفته میشه از از 50 زن جوان، با 40تاشون جفت گیری کرده
یک جام ارزشمند برای شوگان
یک نشانه ی مبارک
نعمت بر شورای بزرگان نازل شدهه
اگه روح بودی زودتر باورم میشد تا اینکه هنوز زنده باشی
فکر کنم قلعه فاولر رو دیدی و فرار کردی
آکمی کجاست؟
دیدم که وقتی سربازا کشون کشون بردنش فقط تماشا کردی
اون دیگه الان بانو آکمیه
بانو آکمی به من و دخترام یه جایگاه خوب داد
،من اخلاقشو میدونم و میدونم که دلش نمی خواد ببینتت
البته برای نگهبانا هم صدق میکنه
که نباید یه مرد رو توی بخش زنان پیدا کنن
من فاولر رو تا اینجا دنبال کردم
فکر می کنم میخواد تا فردا شوگانت رو براندازی کنه
هرکسی که توی قبیله ایتو باشه ،رو میکشه
هرکسی که توی ملکشون باشه
یکی از دخترای منم شایعات حمله رو شنیده بود
آکمی رفت تا به پدرش خبر بده از اون موقع دیگه ندیدمش
برو، همین حالا. دختراتو بردار و فرار کن
وقتی شروع به شلیک کردن، دور شو
لردها بالای ابرا سیر میکنن
،می نوشن، بازی میکنن ،و به شوگان تعظیم میکنن، همه شون به زودی میمیرن
باید غذا بخوری
روز مهمیه
قبلاً با تحسین بهم نگاه می کردی
میخوای شوهرمو بکشی
منظورت ظالم وحشتناکیه که از دستش فرار کردی؟
.هنوز نمی فهمی دارم هرچیزی که میخوای رو بهت میدم
،وقتی شوگان و وفادارانش بمیرن آزاد میشی
،درست بعد از اینکه تو
،تنها بازمانده قبیله ایتو
از پدرت به عنوان شوگان جدید حمایت میکنی
نمیکنم
به خاطر من بود که برای اولین بار نفس کشیدی
و الانم چون من اجازه میدم نفس می کشی
.به پسر نیاز دارم واسه یه بارم که شده میخوام از دخترم استفاده کنم
اون خوک سفیدِ چاق
فکر کرده من عروسک خیمه شب بازیش میشم
،وقتی از دستش خلاص شم ..کل ژاپن برای من میشه تا
!سکی
چه خبره؟
...آکمی اگه بخواد
میتونه با من بیاد
تو... تو برای من برگشتی
،من کاری رو کردم که فکر میکردم به صلاحته اونم وقتی که اصلاً تصمیمش به عهده من نبوده
میتونی منو ببخشی فرزندم؟
،تموم این سالها در کنار من بودی
که کل زندگیتو یه روز
واسه یه دختر تباه کنی
الان نفس میکشی
چون من اجازه شو میدم
!بگیریدشون! بگیریدشون
کی بانو آکمی رو آزاد کرد؟
.کنار وایسا احمق میدونی که حرف من حرف لرد دایچیه
این بار نه. برگرد به سلولت
دوستت کیه؟
اون دوستم نیست
هنوزم آزادیتو میخوای؟
.پس دنبالم بیا رینگو توی فاضلاب منتظرته
رینگو؟
برنامه فرارتو با رینگو چیدی؟
جواب داد! شرمنده
شیرجه شاهینی
بد نبود
تمرین کردیا
!تایگن! اینجایی
شوگان تو خطره
.من هنوزم یه سامورایی وفادارم اومدم تا از برنامه های شیطانی فاولر باخبرش کنم
تو شوگان رو می شناسی؟
نمیتونم نزدیکش شم
به رئیس گارد قلعه گفتم که من ارتش این مرد سفیدپوست رو دیدم
که بیرون ادو کمین کردن
:اونم گفت تو ژاپن که سفیدپوست نداریم
شوگان الان کجاست؟
توی باغ قلعه بین محافظ هاش
اگه سعی کنم تنهایی بهش برسم بعد از هفت قدم میمیرم
شاید با همدیگه بتونیم اونقدری نزدیک شیم که هشدارتو بدی
...با من بیا، میتونیم ...استاد گفت-
میزو به هیچکس و هیچی به جز انتقامش اهمیت نمیدهه
رینگو، مگه نگفتی میخوای آدم بزرگی بشی؟
خدایان دارن این فرصت رو بهت میدن
خب، وقتی چیزی که دقیقاً براش دعا کردی رسیده دستت چیکار میکنی؟
اونجا، چشمه
هشت تا محافظ، کماندار
چطوری دورشون بزنیم؟
معماست
هومم
استاد اگه بود چیکار میکرد؟
میزو؟
میزا بی احتیاط ترین و بی تاکتیک ترین
و عصبانی ترین مردیه که تا حالا دیدم
آره
ولی اگه اون بود چیکار میکرد
اونقدر احمقه که مستقیم از در جلویی میرفت
!بگیریدش !جفتشونو بگیرید-
.حمله نکنید گوش کنید، ما اومدیم... هشدار بدیم
!گوش کن
خوب پیش رفت
.خیلی موجود نفرت انگیزیه حتی به عنوان یه سفیدپوستم نفرت انگیزه
!تایگن
چرا باهاش کار میکنی؟
خواهش میکنم
یه روز زیبا یه موضوع زیبا رو می طبله
تاکایوشی، همسر زیبات کجاست؟
به این زودی خسته اش کردی؟
،اگه میخواید منو بکشید ولی بذارید اول به شوگان هشدار بدم
!زندگیش تو خطره
شوگان؟
کی جرئت کرده به سمت شوگان اسلحه بگیره؟
من آدمکش نیستم
من یه سامورایی وفادار از کیوتو هستم که به لرد دایچیِ توکونوبو خدمت می کنم
اومدم که هشدار بدم و جون شوگان رو نجات بدم
آبیجاه فاولر داره با یه ارتشِ
مسلح به تفنگ میاد
خواهش میکنم، فقط نگاه کن
بعدش منو بکش
!دروازه ها رو ببندید !یه ارتش داره میاد! یه ارتش داره میاد
زود باشید. خیلی وقت نداریم
No comments yet. Be the first to leave one.