The first 123 lines.
یعنی چی میتونست باشه؟ - چی شده، هاجیمه چان؟ -
.مدام خیال میکنم امروز صبح یه اتفاق خنده داری افتاده
یه اتفاق خنده دار؟ - .یه اتفاق خیلی خنده دار، ولی هیچی یادم نمیاد -
همم، یعنی چی میتونست باشه؟
.یه قهوه سرد آماده شد مدیر کجاس؟
.اون پشت داره اسب سواری نگاه میکنه. وایسا! مدیر گفت اینم ببری
.مجانی؟ تا حالا از این کارا نکرده بودیم
...انگار هنوز نرسیده، برای همین
.مدیر گفت باید یکم نمک بریزی روش تا بتونی سروش کنی
.فکر نمیکنم فقط با نمک پاشیدن بشه گولشون زد
.بیخیال. بیخیال
.مدیر گفت بهشون بگو یه نوع هندونهی جدیده. اونا که حالیشون نمیشه
...ممنون که منتظر موندین. یه قهوه سرد و همراهش یه هندونهی
.یه هندونهی نمکی - ...اگه حقیقت مدام دستکاری بشه و تاب برداره -
ممکنه در نهایت به شکل نوار موبیوس در بیاد؟
نوار موبیوس: شبیه یک نوار ساده هست که انتهاش بعد از 180 درجه چرخش به سر دیگرش وصل میشه و یک حلقه خاص رو درست میکنه
.لطفا کلی نمک روش بریزید
...ام، نـ-نـ-نـ
اه؟ - !نمک، لطفا -
.معذرت میخوام - حالت خوبه، کاناکو؟ -
.آره، چشمام یکم تار شدن
چی میگی کاناکو؟ تو که یه روحی، چشمات چطور میتونن ضعیف باشن؟
!عینک زاپاس
!اوه، ایول آراشی سان
عه، اگه یه زاپاس داشتی چرا اون موقع به خودم ندادیش؟
.اینو مجبور شدم چسب کنم ها
.اه، اخه فکر میکردم یه جور عینک مد جدید هستن
.خب، حالا دیگه گذشته
.بیا کاناکو. این عینکو بزن ببین چطوره
!گردباد طوفان تابستونی
...برای محافظت از صلح یاچیو
!همه کسایی که سر راهم ایستادن رو مجازات میکنم
!پیشخدمت بیشوجوی مبارز، کاناکو یامازاکی اومده
بیشوجو: اصطلاحا تو انیمهها و... یعنی شخصیت دختری که خوشگله
.چه درخواست کار خوبی بود که یهویی بهم رسید
.اخه تو پیدا کردن دخترای فراری کلی تجربه دارم
.شرمنده، ولی اون کار واسم زیادی راحت بود
راست میگم! مگه نه، آراشی سان؟ یایویی سان؟
.کاناکو خیلی خوشگل شده بود
...بi به محض اینکه عینکشو زد
!یهویی یه نور سفید بهش تابید
!بعدش تبدیل به یه دختر خوشگل شد! حتی ژست هم میگرفت واسمون
!این که گفتی مثل تغییر شکل یه بیشوجو میمونه
تغییر شکل بیشوجو؟ - .هان؟ نمیشناسی؟ مثل پای پای
(هان؟ ممه؟ (پای پای
.خودم بعد از توتومسو دیگه نگاه نکردم
(شیر دریایی ماده؟ (توتو نو مسو
!درست حالیم نشد، ولی جالب به نظر میاد
!واقعا! هر دختر حداقل یه بار تو زندگیش آرزو میکنه مثل اونا باشه
.راستش منم همینطور بودم
!هی، هی، کانا چان - بله؟ -
میشه یه بار دیگه واسمون تبدیل شی؟
.نمیخوام - چرا، خب؟ -
!دیگه عمرا نمیخوام تجربش کنم
...مثل این بود که توسط یه جن تسخیر شده بودم
.و بدن و دهنم خود به خود حرکت میکردن
!بعدشم خودمو یه بیشوجو معرفی کردم... واقعا ترسناکه
اینطور نیست وقتی تبدیل به کانا چان، پیشخدمت !مبارز بیشوجو شدی، خیلی باحال بودی
چـ-چیه؟
!نزدیک بود - .واقعا که -
کاناکو، میشه لطفا دوباره عینکو بزنی؟
لطفا
لطفا
!گردباد طوفان تابستونی
.که اینطور. جالب شد
!دیدی گفتم - !بدش ببینم، هاجیمه -
.اه، شکوندیش. اون ظرف باکارای گرون قیمت بودا
باکارا: شهری داخل فرانسه که صنعت شیشه و کریستال سازی معروفی داره
.ولی خب، اگه تبدیل شدنت رو نشونم بدی، منم وانمود میکنم اتفاقی نیوفتاده
!نمیخوام - .که اینطور. پس باید واسم یکی دیگه بخری -
هی، رفته بودین واسه خرید؟
.بله - اون کارتن داخلش چیه؟ -
...اه، این؟ داخلش
!برگرد ببینم، کاناکو
کاناکو سان؟
!خیلی خوب، گیر افتادی! بگیر
!گردباد طوفان تابستونی
!اینو ببین - !لخت شده! کاملا لخت شده -
!وای! کاناکو - !نه، موهاش دارن مثل بازوهای هشت پا حرکت میکنن -
!وای! کاناکو - !چه خفن -
!موهاش با دقت تمام اون سه جا رو پوشوندن
!وای! کاناکو - !اه، میخواد با زبونش عینکو در بیاره -
!کاناکو
این چی بود دیگه؟ - .داشت تغییر شکل میداد
.تازشم کلی ژست و جمله خفن داره که همراهش انجام میده
جمله خفن؟ - !...برای محافظت از صلح یاچیو -
!همه کسایی که سر راهم ایستادن رو مجازات میکنم
!پیشخدمت مبارز بیشوجو، کاناکو یامازاکی اومده
کاناکو سان از این کارا میکنه؟
...که اینطور، که اینطور. اگه کاناکو اینقدر بدش میاد
.باشه، فهمیدم! ما هم بهتره باهاش همدردی کنیم
اصلا چطور این اتفاق افتاد؟
...دقیقا مطمئن نیستم، ولی احتمالا
...به خاطر موقعیت حال حاضر سیارههای منظومه شمسی
.به طور تصادفی قدرت ارواح داخل زمین تحت تاثیر قرار گرفته
...عینک هم به عنوان یه کاتالیزگر عمل کرده
!و باعث ایجاد این دگرگونی داخل بدن کاناکو شده
چی؟ عینک؟ - مگه خبر نداری؟ -
!عینکا نمادی از قدرت نامحدود هستن
ببین، اینجا چی میبینی؟
!فهمیدم، علامت بینهایته
و-واقعا؟ - !درسته! آفرین آراشی سان -
.نه، اصلا با عقل جور در نمیاد - تا الان اتفاقی مثل این نیوفتاده بود؟ -
.قبلا هم وقتی عینک میزد بعضی چیزا تغییر میکردن
!بعضی چیزا؟ اینکه خیلی بیشتر از بعضی چیزاس
!ببخشید دیر شد - اینا چین؟ -
!لباسای بیشوجویی - اصلا چرا این چیزا رو داری؟ -
!چون آرزوی همهی دختراس
اون لباسه واسه چیه؟ - !الان منم میتونم بگم بیشوجوی مبارز اومده
.حالا دیگه تو هم هر چقدر بخوای میتونی تغییر شکل بدی
!نمیدم - .اینقدر یه دنده نباش دیگه -
.پول اون ظرفم باید بدی
کانا چان، میشه دو لیوان آب ببری واسه میز یک؟
!...آراشی، اون لباس
!ببین پوشیدن این لباسا اونقدرا هم خجالت آور نیست
!کانا چان، تو هم بهمون ملحق شو
!نمیخوام - .بفرما. دو لیوان آب -
!گاردت باز شد
.ببخشید - !هه، حالا گرفتمت -
.اونا هم همشون باکارا بودن
.یامازاکی سان، مدیر گفت بری ترشیا رو تو انبار چک کنی
.دیگه نمیپرسم
چرا لباس فرم مدرسه پوشیدی؟
No comments yet. Be the first to leave one.