The first 200 lines.
،امشب شب مورد نظره
.شب شادمانی و سرور اهل قبور
گیرت آوردم
.هی. اونا دوستهای تو نیستن .دوستات اونور هستن
یالا. برو
فکر میکنی برام مهمه، کوری؟
برای عکس اصلی آمادهای؟ - آره، رفیق -
!واو
چه مرگته؟
مگه کوری؟ !احمق
چند بار بهت گفتم که
اینجا جای تو نیست؟
زبونتم موش خورده؟
!پاشو. برو. برو
!آره، بدو، مشنگ
این عجیبالخلقه باعث مورمور شدنم میشه
!اوق
چه مشنگی
آقای ام - بچهها -
چطوری؟
آقای ام
کل بعدازظهر رو داشتم رو
.این چاپگر کار میکردم تا بتونم کارش بندازم
...سعی کردی این کابلش رو بزنی داخل؟
وای، درست شد - چی؟ -
چیکار کردی؟ بهم یاد بده چیکار بدی
آقای ام
.پاپتارز تموم شده
فکر میکنم نمیدونستی که من دارم میام، مگه نه؟
خب روز آخر مدرسهات چطور بود؟
ترک کردن مدرسه باید یه کمی ناراحتکننده باشه
من کلمهی «ناراحتکننده» رو براش به کار نمیبرم - برای شام میری خونه؟ -
مطمئنم که خودت تنهایی میتونی .غذات رو بذاری تو مایکروویو
.هدف از باهمدیگه شام خوردن، صرفاً خوردن نیست
...منظور - .باهمدیگه وقت گذروندنه -
....صبر کن. راجع به چی راجع به چی میخواستی صحبت کنی؟
...خب امشب چیکارهای؟
اسکیتسواری. قاشقزنی - فکر میکردم از مراسم هالووین بدت میاد -
نمیخوای درست رو بخونی؟
خب، امتحانات تا هفتهی دیگه شروع نمیشن
،اگه میخوای بورسیهی نیویورک رو بگیری
.صدم به صدم نمرهها مهم هستن
دوباره رفتین تو اتاق من؟ - این نامه امروز رسید -
اونا اون سر دنیان، رفیق
فکر کردم میخوای مثل بابات اینجا درس بخونی
باید این فکر رو کرده باشین
عکاسی سرگرمیِ خیلی خوبیه
ولی برای آدم نون و آب نمیشه، مگه نه؟
میشه یه وقت دیگه راجع بهش حرف بزنیم؟
شاید، نمیدونم، تو روز تولد ۱۸ سالگیم؟
کوری؟
بله؟
گفتم شاید بهتر باشه آخر هفته بزنیم بیرون
یه کم بریم دریاچه ماهیگیری کنیم. نظرت چیه؟
.به نظر که خیلی باحال میاد نظرت چیه؟
فکر کنم باید درسم رو بخونم
اگه خواستم مثل پدرم بشم، بُکشم، رفیق
ای به چشم، قول میدم
بطری ودکاست؟
آره. بیا یه کم بنوش - بابام میفهمه که یکی از بطریهاش کم شده -
خب که چی؟ چیکار مثلاً میکنه؟
میکُشت؟ این یارویی که من میبینم خیلی مشنگتر از این حرفاست
.از رو تخت بیاین پایین، کلهتخمیها چه مرگتونه؟
!واو
برنامهی امشب چیه؟
هی؟
،یه کم قاشقزنی
.بعدش هم تو قلعه دختربازی
!یــوهــو
پس داریم همون طوری که دبیرستان میرفتیم، تمومشم میکنیم
چی شده، آقای نیویورکی؟ کلاست رفته بالا؟
این دیگه چه کوفتیه؟
واقعاً اعصابت بخاطر این بهم ریخت؟
.«خب فکر میکردم همهمون میریم دانشگاه «باکسهیل
دنیا خیلی بزرگتتر از اینه
خب یعنی میخوای ما رو همینجوری بیخیال بشی؟
خب، بیخیال. ما که نمیتونیم تا همیشه تو برج ولگردی کنیم و
.ماریجوانا بزنیم
خب مگه اینطوری چشه؟
!بابا «دیو گرول» بسه دیگه
خفهخون بگیر
فقط یه نظر بود
...اگه از نظرت خواستهی زیادیه
.خیلی اعصابت رو بخاطر این مسائل الکی خورد نکن
اعصابم خورد نیست، احمق عوضی
اصلاً خوشم نمیاد وقتی بابا و مامان باهمدیگه دعوا میکنن
سلام - بکش پرده رو. نور میاد داخل -
کمک میخوای؟ - کمک تو رو نمیخوام -
بد نیستن، رفیق. بعضیهاشون واقعاً خوبن
ولی اولین، نامبر وان، قابلتحسینترین اثرت
...این یکی خواهد بود
!آره
مرتیکه با اون چاپخونهایه قرار گذاشته
واقعاً؟ میخوای چیکار کنی حالا؟
میخوای رویات رو عملی کنی، مگه نه؟
میخوای که دنیا عکسهای خارقالعادهات رو ببینن؟
،خب خوشبختانه دوستایی مثل ما داری
.حتی اگه خودتم ایقدر احمق باشی که متوجه این موضوع نباشی
رفیق، نیویورک هیچ ربطی به تو نداره
هیچ وقت خستهات نمیشه؟
همیشه همون برنامهی کوفتیِ قبلی؟
هیچ وقت دلت نمیخواد از اینجا بزنی بیرون؟
...رفیق
.اینجا من خدام
.ماریجوانا میکشم، خانمبازی میکنم
یه سری مشنگ برای کتک زدن - مگه اون پسر چیکارت کرد؟ -
اجازه بده قانون جنگل رو برات توضیح بدم
اگه میخوای با گرگها زندگی کنی، اول باید .چند تا گوسفند رو بدری
خب کدوم یکی میخوای باشی؟
باشه. هرکاری میخوای بکن
!آره، همینو میگم
حالا میشه ایقدر ضد حال نباشی؟
لطفاً؟
!ناسلامتی هالووینه
!آره
میشه افتخار انجامش رو بدین؟
قانون جنگل؟ - همهمون باهاش زندگی میکنیم، رفیق -
!واو
میخواستی چه شکلی باشی؟ گوسفندی در لباس گرگ؟
هر چی
مراسم هالووین فقط یه مراسم آمریکاییه تا آبنبات بفروشن
اشتباهه
واقعاً؟ پس روشنم کن
،امشب شب موعوده
.شب سرور و شادمانی مردهها
.و جادوگران مشغول کارشون هستن
،فکر میکنی سرزمین وحوش میغُره
.ولی نه، کار اوناست، کار اوناست
عکس قشنگیه
ولی بهترین کارت نیست
اون پسرا نظرشون این نیست
چون میدونم اونا اولین کسایی هستن که
.که برای نقد یه اثر هنری ازشون نظر میخوام
مشکلت چیه؟ - کی گفته که اصلاً مشکلی دارم؟ -
تو فقط موقعی با مواد به مخت فشاری میاری که .تو فکر چیزی باشی
.مخم مشکلی نداره
ننگز» حداقل باعث سرطان نمیشه»
ارزشش رو داره
حالا چرا نمیای پایین؟
از ارتفاع متنفرم
اتاق خوابم طبقهی اوله ولی .بازم مثل سگ میترسم
خیلی چیزهای ترسناکتری از سقوط از ارتفاع داریم
یه جورایی بهش نزدیک میشی و ....احاطهاش میکنی و بعدش
میدونی وقتی پیش اونا نیستی خیلی پسر خوبتری هستی
ما همه کاری میکنیم تا تو این گروه، سازگار و هماهنگ باشیم
ارزشش رو داره؟
،فقط اینکه میان باهمدیگه نوشیدنی میخورین
.نه یعنی اینکه تا همیشه باهمدیگه دوست هستین
نظرت چیه بیخیال دوستهای من بشی؟
این دوستات تو رو درک نمیکنن
ما نوجوونیم
هیشکی ما رو درک نمیکنه
خوبیش به همینه
نه
همه یکی رو دارن که درکشون کنه
،تو تنها کسی نیستی که میخواد از این شهر بزنه بیرون
.خودت میدونی که
کی گفته که من میخوام بزنم بیرون؟
هرچی که بخوام همینجا هست
ماریجوآنا که بکشم، یه سری احمق که ...بزنم تو سرشون، دختر که
.بکنم
سیگار ماریجوانا
رومنی؟
یه پک میخوای؟
تو چی، رفیق؟
یه پک دیگ میخوای؟
تکمیلم
کوری! کجا داری میری؟
لعنتی! دیرم شد
بیخیالش
صبر کن - بعضیها باید کار کنن تا پول دربیارن -
آره، نه که باباجونت هر چی که میخوای رو برات نمیخره
مگه چشه؟
ترسیدی که همهی جوجهها بزرگ شدن و
دارن لونه رو ترک میکنن؟
جانگو بیچاره
!برو اونور
تو گورستان شیفت دارم
پس الان دقیقاً جایی هستی که باید باشی
.بچهها! از اینجا میریم پاشین
سریعتر! بریم
قاشقزنی - دیردری»، میای؟» -
حالت خوبه؟
میخوای بُکشیم؟
!لعنتی
چرا شما ذلیلمردهها تنهام نمیذارین؟
پارک که ارث بابات نیست
الان نباید با اون دوستای گرگصفتت باشی و
ترتیب چند تا معلول ذهنی رو بدین؟
خب حداقلش من چند تا دوست دارم
آره، مطمئنم وقتی بشناسیشون هم همین حرف رو میزنی
آره، خیلی هم خوبن
پس چرا اینجایی؟
خون ازت میاد
!لعنتی
هنوز زودباور - !لاشی -
و بعدش برات سؤاله که چرا کسی ازت خوشش نمیاد
چیزی برای خوردن داری؟ - شبیه پیشخدمتهام؟ -
گفتم شاید از قاشقزنی چیزی گیرت اومده باشه
اینکه کار بچههاست، رفیق - ما هم بچهایم -
No comments yet. Be the first to leave one.