The first 21 lines.
Prince Royce - Luna Negra ماه سياه - پرينس رويس
Haberte conocido با تو ملاقات کردم
Fue envenenar mi alma روحم را مسموم مي کرد
Y vuelto mil pedazos و (قلبم) به هزار تيکه تقسيم ميشه و برميگرده البته هزار تکه اسم يه کتاب از کلوديا گري هم هست
Yo te sigo pensando همه اش دارم به تو فکر ميکنم
Tu perfume trae la brisa نسيم عطر تو رو به سمتم مياره
Y solo quedan las cenizas و فقط خاکستر باقي مانده است
De aquel cigarro que compartimos Tu y yo از اون سيگاري که من و تو با هم کشيديم
Y el amargo de tu ausencia و طعم تلخ نبودنت
En mi boca se quedo در دهنم باقي مونده
Otra noche que no estas يه شب ديگه که تو اينجا نيستي
Y ya no aguanto mas و ديگه تحمل ندارم
Esta soledad به اين تنهايي
Luna negra esta cansada de llorar ماه سياه از گريه خسته شده است ماه سياه يک پديده نادر هستش که هر 19 سال يکبار اتفاق مي افتد
De verme suplicar از ديدن من در حال دعا کردن
Cuando volvera اون کي برميگرده؟
Luna negra esta de luto al mirar ماه سياه از تماشا کردن عزادار مي شود
Que el alma se me va روحم منو ترک ميکنه
Cansado de esperar از صبر کردن خسته شدم
Devuélveme la vida زندگيمو بهم برگردون
Ya que se fue con tu partida که تنها چيزي که برات باقي مونده
No comments yet. Be the first to leave one.