The first 200 lines.
یه شروع جدید بود.
یه فرصت تا آینده بهترُ بسازیم.
بعد از جنگ مطمئن نبودم بتونیم بهم اعتماد کنیم.
بعضیا میخواستن انتقام بگیرن ولی ما «نیگانُ» زنده نگه داشتیم.
ولی به یه نحوی اون فرار کرد.
دوستانی که دوستشون داشتیم، از دست دادیم، عشق واقعی من،
ولی الان 6 سال بعد،
امیدهاش برای آینده ادامه داره.
جوامع خرد شده ما الان دوباره باید متحد بشن
تا درمقابل دشمنی بی رحم قرار بگیره که بین مردگان قدم میزنن...
نزدیک باشین...
و نجوا میکنند.
الان میمیری.
برین. زودباشین
برین، هواتونُ دارم.
بمیر.
بمیر.
زودباش! بریم!
.:.:. با دنبال کردن اینستاگرامِ ما بروزترین باشید .:.:. *|*|*|* @MyFilm2Movie *|*|*|*
«: مـتـرجـم: مرتضی :» .:: Godlbess ::.
فکر کردم باهوشتر از اینا باشی.
انگار نیستی.
تو که به من شلیک نمیکنی بچه.
چرا.
میزنم.
من برنمیگردم.
پس اگه میخوای اونکارو بکنی
بهتره ماشه رو بکشی خانم کوچولو
این چطوره؟
چطوره من برم سی خودم، تو هم بری سی خودت،
و دیگه هیچوقت همدیگه رو نبینیم؟
نه چطوره؟
میدونی، وقتی مامان و بابات...
منو زندانی کردن،
بهم گفتن برای یه چیزی آدم خوبی میشم.
به مردم کمک میکنم ببینن اوضاع میتونه بهتر بشه.
و بهتر شد.
به خود خدا قسم بهتر شد.
برای همه غیر از من.
ینی ببین...
الکساندریا شده سرزمین عجایب.
ولی قسمت؟
فقط یه چاردیواری و لگنه.
قانون قانونه.
مامانم تصمیم میگیره نه من.
ولی میتونی.
میدونی مثل یکی
از اون گپهای کوچیکمون میمونه.
تو نمیذاری من برم.
فقط رفتن منو نمیبینی.
میدونی اون بیرون چیزی واسه تو نیست.
برای هیچکس.
خب...
منو میشناسی...
بهتر از هرکسی که منو میشناخت
منو میشناسی.
پس بهت قول میدم...
بهت قول میدم به کسی آسیب نمیرسونم.
حتی اگه به من آسیب برسونن.
بهت قول میدم، بهشون آسیب نزنم.
ولی باید برم.
متشکرم.
هی
تو اتاق من رفتی؟
میخوای پسش بدم؟
نگهش دار.
راه برگشتو نشونت میده.
ولی اگه بازم ببینمت میزنما.
آره
من بودم میزدم.
بهتر نیست وقت بیشتری بهشون بدیم؟
«میشون» چندساعته تازه رفته.
از وقتی رفتن بیرون نزدیک یه روز کامل شده.
و حرفی که «روزیتا» زد...
مارکو؟
شاید دوتیم دو نفره ببریم
مناطق مشخص شده رو بگردن.
ببینیم چی پیدا میکنیم.
باشه، بریم.
یه دور بدون خطر.
و «اسکار» از دروازه ببر. به چهارمی هم نیاز داریم.
من میرم
هی منم «لوک».
گفتین دست اضافی میخواین؟
خب من دوتا دست دارم.
کمک میخواین من هستم.
میرم یه نگاهی به اسکار بزنم.
نه نه نه نه
«کانی و کلی» اونا... الان تو باغ هستن.
و «مگنا و یومیکو» اونا الان بیرون هستن.
میخوام سهم خودمو انجام بدم.
میتونی با من بیای.
خوبه.
- خیلی خب - «آلدن».
هی، «لوک» دو دسته.
- هی - چه خبرا؟
شوخی بدی بود.
متشکرم
خوبه.
فقط مراقب باش.
همیشه
بریم استاد بپریم بالا، ها؟
استاد؟ خوشم اومد.
کدوم خری اینکارو میکنه؟
حتی به انجامش فکر میکنه؟
فکر کنم یه پوست و یه چیز شبیه به خون
با انگیزهای ناهنجار و خشم خیلی زیاد باعثش میشه.
این دیوونگیه محضه.
به نظرت بازم هستن؟
آره
خب چیکار کنیم؟
فعلاً ادامه بدین
«جودث» پیداشون کرد
پا درمیونی کرد
منم همینطور
خیلی خب
خیلی براشون اهمیت داره
اینکه برگردونیمش
دفنش کنیم
متأسفم نتونستم اینکارو برای تو بکنم
متأسفم نتونستم برای هردومون انجامش بدم
متشکرم
که سعی کردی پیداش کنی.
برای بعدش.
ای کاش زودتر میدیدمش.
به نظر آدم خوبی بود.
درسته.
نباید میومد اینجا
تقصیر من شد من...
«مسیح» خودش تصمیم میگیره.
همه خطرات اومدن بیرونُ میدونیم.
میدونیم نباید بیایم.
شاید اتفاقی که افتاد تقدیر بوده
دنبالمون افتادن
زنده ها یا زامبی اصلیا؟
بریم بفهمیم
سگ خوب
بندازش!
خواهش میکنم...
منو نکشید
خواهش میکنم
چند نفرید؟
لطفاً... شما کشتینشون.
الان فقط منم
باور نمیکنم
وقت نداریم. با خودمون میبریمش.
بلند شو
هی!
بخوای کاری بکنی
دیگه مجبور نیستی وانمود کنی
زودباش، بریم
لعنتی
اون اینکارو کرد؟
نه، یکی از افرادش
میخواین زندانیش کنین؟
دنبال جواب میگردیم
و بعدش چی؟
«تارا»، مسیح بهت اعتماد داشت،
الان همه چشم انتظار تو هستیم
ولی مردم برای این عدالت میخوان
و وقتی زمانش برسه،
برای اون کار چشم انتظار تو میمونیم.
میدونم
برو داخل
دریل؟
چه خبر شده؟
مسیح مرده
چی؟
دیگه مزخرف بسه!
سلام هاپو
موسیقی ها؟
آره نظریه، ترکیب ، تاریخ...
چی لازم داری مرد؟
خب یه همایش قراره بین تمام جوامع برگزار بشه،
موسیقی شاید بد نباشه
میزنی؟
معلومه.
آره؟
ویلون، گیتار، پیانو، کازو.
- جدی؟ - خودت؟
منم بعضی وقتا میخونم،
اگه اندازه کافی مست کنم، میدونی؟
خیلی هم عالی
تو این همایش میزنیم میترکونیم مرد.
آره. گروه دو نفری.
هی
خیلی خب بیا
بیا
خدایا
هی، باند دو نفری، سمفونی بی نظیر.
بهش فکر کن
این مال «یومیکو»ئه.
مطمئنی؟
آره مطمئنم.
دیدم صدتا از اینا ساخت
و یکی دیگه هم هست
باشه باشه
اینارو میذاره تا راهو پیدا کنیم مرد.
اینا ردن.
No comments yet. Be the first to leave one.