The first 200 lines.
تقدیم به پارسی زبان های عزیز
مترجم شهاب
گرفتمت دخترم...گرفتمت
- قظب نما راه خانه کدوم وره ؟ - چی؟
- ایا گم شدیم؟ - کم شدیم؟
نه ، نه ، نه ، نه ، این ، مثل ما نیست.
سرتو بالا بگیر ، بالا ، بالا نگه دار بالاتر
اونن بادبادک رو می بینی ، اونن بالا؟
انتهای آن رشته را می بینی؟ آن ستاره تولیه.
برای همینه که به ما میگه قطب تول کجهست
الان می دونیم که تول کجهست
و ما زندگی می کنیم ، همین پایین...
در جنوب ، بنابراین...
تا-دا!
ما راه خونه رو پیدا کرده ایم.
هر وقت گم شدی...
فقط چانه ات را بالا نگه دار
الان
بریم خونه.
مامان یک شیرینی پخته .
و شرط می بندم خوشمزه هست.
ABIGAIL یک قدرت برگزیده
زمستان ، 96 سال پس از ساخته شدن مرز
آقای گرت؟
ابیگل
- این چیه؟ - چی؟
ویلیام...
چه چیزی رئیس اداره امنیت را به اینجا می آورد؟
بله ، این دستور برای کل بخش تو بود.
عصر بخیر آقای گرت.
این همه هیاهو برای چیه؟
تو می دانید که من با این شهر چه کردم
چقدر برای آنها مهم هستم. ویلیام
من به تو خواهم گفت که چه اتفاقی خواهد افتاد.
من از آنجا بیرون میام...
و هیچ کس نمیتونه رو دست من بیاد.
بابا
آقای گرت برای چای می مونه؟
بله عزیزم ، من مطمئن هستم آقای گرت دوست دارد چای بخوره.
اما وقت خواب هست.
تو به من نیم ساعت وقت می دید تا اون را در رختخواب بذارم.
!
- بابا - هیسس
ببین چی دارم ، یه کادو هست.
من مخصوص خودت درست کردم
خيلي قشنگه.
خیلی گرده
حالا این کره...
شامل تمام افکار من در مورد تو هستش
همیشه با خودت نگهش دار.
معامله؟
معامله.
ممنون بابایی
حالا ، تو میری تا شاهزاده خانم بخوابه.
و چشمات رو ببند ،
من همینجام تا خوابت ببره
بیا دیگه.
اون نمی تونه بیمار باشه تو حتی اونن را اسکن نکردی!
شوهر تو آلوده هست.
اون و بقیه در آزمایشگاه. متاسفم مارگارت
- صبر کن! - ویلیام! - صبر کنی ، نه ، سرهنگ ، لطفا!
روی ، تو اونن را اسکن نکردی!
بابا
زمستان ، 104 سال پس از ساخته شدن مرز
این رئیس اداره امنیت هست که صحبت می کنه.
مدتی هست که مرز به ما صلح و ارامش داده هست
اما این اپیدمی بار دیگر آغاز شده هست.
هنری توسط باند ایان به گروگان گرفته شده.
ساعت نه در خیابان متروکه ملاقات می کنیم.
تعداد افراد آلوده هر ساعت در حال افزایش هست.
همه ما برای کنار آمدن با این بحران باید متحد و مشترک باشیم.
مدیران بخش امنیت ما بیش از هر زمان دیگری کار خواهیم کرد.
انجام خستگی ناپذیر چک ها ، به منظور گرفتن تمام عفونت ها در مراحل اولیه هست.
این بیماری بسیار مسری هست.
هر کسی که آلوده شود به مرگی سخت منتهی می شود.
ما همه تلاش خود را می کنیم تا از گسترش آن در سطح شهر خود جلوگیری کنیم.
هیچ علائم قابل تشخیصی از شروع وجود ندارد و
این عفونت فقط توسط دستگاه خاصی قابل تشخیص هست.
در مرحله 2 عفونت ، قربانی تب و بیماری را تجربه خواهد کرد.
در مرحله 3 ، تشنج و توهم.
در مرحله سوم ، قربانی به شدت مسری می شود.
به خاطر امنیت عمومی ، همه
افراد آلوده قرنطینه می شوند ،
و قبل از پیشرفت بیماری به مرحله 3
، تزریق کشنده بدون درد انجام می شود.
هر کسی که به افراد آلوده پناه دهد...
خیانت در نظر گرفته می شود و به دلیل اینکه امنیت
عمومی را به خطر انداخته هست ، به اون خیانت خواهد کرد.
سلام بابا.
مقررات منع رفت و آمد آغاز شده هست.
از تو درخوهست می شود که به خانه های خود برگردید.
اون گروگان ماست.
اون در مقر ما بود ، جایی که تو اجازه رفتن ندارید.
آنها تو را اسکن می کنند و من شرط
می بندم که حداقل یکی از تو آلوده باشه.
درست مثل نزدیکان تو.
آنها تو را وارد می کنند و به تو آمپول می زنند.
در حالی که ما هنوز خوب هستیم از اینجا بروید.
آیا تو واقعاً آنقدر احمق هستی؟
اگر الان جنگی را در اینجا شروع کنی ، بازرسان به زودی می آیند.
دهنت را ببند... تو فرزند جذامی.
کسی که شعله ور را پیدا می کنه ، به سقف می ره و آن را روشن کنه برندست.
اگر من برنده شوم ، اون را ول میکنی.
و تو ایان ، روی زانو میشینی و طلب بخشش می کنی.
و آه ، اگر برنده شوم چه می شود؟
هوم
من به جای اون گروگان تو خواهم بود.
خوب ، آماده شوید ، به این زودی خونه نمیری.
!
بیا ایان!
بچه ها ، از آنجا بروید!
بازرسان
بازرسان
مرحله اونل عفونت ، بگیرش.
نه نه نه نه نه.
این یک اشتباه هست ، من آلوده نیستم!
عمو روی!
ری , دستور ، گرتس ، اون را متوقف کن
من ، من نمی دونم که اونن چی فکر میکنه.
اما من به محل اقامتم فراخوانده شده ام.
بعدا میام
روی ، سعی کن نگران نباشی
من مطمئن هستم که همه چیز خودش حل خواهد شد.
بابا
چطور به اینجا رسیدم؟
اونه ، ام ، وای!
آیا ما... این را بررسی می کنیم ، هوم؟
حالا ، می توانی به من بگویی ، میسی ، چه چیزی را به یاد می آوری؟ هوم؟
اومدم پیشت بنشینم
بله ، آمدی پیشم بشینی.
و بعد خوابیدی ، آه...
همین... خوابید
و بعد فراموش کردی
بابا... اونن چیه؟
اونه ، این یک ، این هست که تو فراموش نکنی.
بابا... چرا این همه ساعت داری؟
خوب این طور هست که من ، ، زمان را از دست نمی دهم.
می بینید چون این ساعت ها وقت را ایمن نگه می دارند
برای تو و من
آیا واقعاً می تونی آن را گم کنی؟
ابی ، تو در اینجا نشسته اید و به تیک تیک تیک تیک تیک
تیک تیک تیک تیک تیک تیک همه این ساعت ها گوش خواهی داد.
و قبل از این که بدانی... از بین رفته هست.
روز مرز مبارک عزیزم.
تعطیلات بزرگی هست.
تعطیل نیست مامان
من یک کیک می پزم برو یکم آرد برام بیار
من امروز بیرون نمی روم
این چیه دخترم؟
امروز همه باید به میدان برند.
حال ندارم.
من خودم می رفتم ، اما تا شب باید
اینجا بشینم خیاطی کنم.
خیلی خوب.
سلام ببخشید؟
- میتونی کمی آرد برای ما بخری؟ - مامان داری چیکار میکنی؟
نه ، خوب ، خوب
- مامان لطفا... - ببخشید ،
می بینی دخترم ابیگل امروز حال و هوایی نداره.
خوب ، من میرم ، من میرم.
مقداری شکر هم برای من بردار.
بررسی بازرسی ، ایست!
من خودم این یکی رو می گیرم
من یک بازرس را زدم ، همین.
کار ما تمامه
آنها هرگز ما را نمی بخشند.
- ما باید فرار کنیم. - مامان لطفا بس کن
جایی برای رفتن نیست ، ما نمی تونیم شهر را ترک کنیم.
گوش کن ، پدر (روی) دوست ماست.
آنها را با هم بردند.
اما الان (روی) بازرس هست.
بنابراین ، شاید پدر زنده باشه.
پدرت مرده ، آلوده بود.
اما (روی) هم مریض بود ،
و اگر اون بیمار بود ، باید بعد از 10 سال دیگر مرده باشه
ابی بایست ، وسایلت را ببند.
اگر پنهان نشیم ، آنها ما را دستگیر خواهند کرد.
مامان لطفا! مامان لطفا
به ما چیزی نخواهد گفت.
از کجا می دونی؟
در غیر این صورت من به همه می گم که اون به دیدار همسرش رفته بود.
و اینکه آنها یک بچه دارند ، که اون را در خانه قایمش کردند.
چرا اون اون را قایمش کرده
و چرا بازرسان ماسک می زنند؟
مقامات نمی خواهند ما این را بدانیم ، برخی از آنها بسیار به ما نزدیک هستند.
ما می خواهیم از (روی) بازجویی کنیم.
اون به ما کمک می کنه پدر را پیدا کنیم.
چی . نه ابی.
بله ، چه چیز دیگری باید از دست بدهیم؟
چرا باید زندگی کنیم که در آن به عنوان خانواده یک فرد آلوده انگ زده شویم؟
از این طریق حداقل می توان امیدوار بود ، پدر را پیدا کنیم.
پدرم کجهست؟
من می خواهم هر دو نفر را به بخش امنیت گزارش دهم.
این پایان کار تو خواهد بود.
برو ، من قبلاً در مورد تو به کسی گفته ام.
، حالت خوبه؟
آره
حالا می بینم
و همه همسایگان تعجب کرده اند که پدرم کی بوده.
اون قرار نیست خانواده اش را ببیند ، اما می تونه برگرده پیش ما.
No comments yet. Be the first to leave one.