The first 200 lines.
منم فکر میکردم فراموشش کردم.
اما هر وقت به این آهنگ گوش میدم،
نمیتونم کاری کنم ، اما اون لحظه ها یادم میاد.
وقتی که به گذشته فکر میکنم،
با وجود اینکه تموم شده نمیتونم به خودم کمک کنم من باید چیکار کنم؟
نمیتونم کاری کنم این آهنگ فقط مثل بقیه آهنگا نیس.
به رشته فروشیِ گل پسر خوش اومدید!
ایون بی...جایی رفته؟
آره ، اون الان اینجا نیس.
کجا رفته؟
میتونی کمکم کنی؟ من واقعا باید اونو ببینم.
تو باید بری فروشگاهی که سر تقاطعه.
ممنون. خیلی ممنونم.
خوش اومدید.
ببخشید ، میخوام یه آهنگ پیدا کنم.
بله بفرمایید بهم بگید کدوم آهنگ.
آه ، خب...
یه چیزی شبیه این؟
به جای اینکه برام بخونید. میتونید فقط اسمشو بهم بگید؟
من کاملا همش رو خوندم.
من نمیدونم این چیه.
به هر حال ، ممنون.
راستی ، خیلی خوشکلی.
تو میدونی چقدر واسه یه مرد سخته کنارت وایسه؟
اما اون فرق میکنه، حتی اگه اون شلوارک بپوشه
خیلی عادی و معمولی به نظر میرسه که باعث میشه من هیچ نگرانی بخاطر مردای دیگه پیدا نکنم.
ببخشید. میتونید کمکم کنید یه آهنگ پیدا کنم؟
بله ، آقا. دنبال چه جور آهنگی میگردین؟
صورتت خیلی کوچیکه.
چی؟
حتی اگه با یه شلوارک هم بره بیرون، خیلی عادی و معمولی به نظر میرسه که باعث میشه نگران نشی؟
مطمئنی تا حالا با این دختر رفتی بیرون؟
اگه این دختر با شلوارک و یه توپ بره بیرون،
چشای مردم از حدقه بیرون میزنه!
چی؟ دختری که باهات ازدواج کرده؟
اینقدر مسخره نشو.
تو حتی میدونی این دختر چقدر خوشکل و آتیشیه؟
انترن!
این چیه...؟ انترن.
داری چیکار میکنی؟
داری چیکار میکنی؟
هیچوقت بخاطر یه مردِ دیگه جلوی من گریه نکن
منم میدونم این زن چقدر آتیشیه،
اما اون همچین زنی نیست که تو بتونی باهاش اینکارو تو دستشویی کنی.
بیا بیرون!
ببخشید ، آقای ستون.
رئیس چویی.
چویی کانگ هوک.
ببخشید...
این خیلی درد میکنه.
اوه ، اوه.
معذرت میخوام.
خيلي درد داشت؟
حالت خوبه؟
من خوبم...اما،
تو حالت خوبه؟
تو زودتر برو. من باید برم یه جایی.
مشترک مورد نظر در دسترس نمی باشد لطفا پس از...
چرا جواب نمیده؟
هی.
تو به هیونگ نیم زنگ زدی؟
آره. جواب نداد.
چه خبره؟ همه کجا غیبشون زده؟
چا چی سو چطور؟
تلفن چی سو که کلا خاموشه.
چ...چیه؟
داری سرما میخوری. لباس گرم بپوش.
داری چیکار میکنی؟
اونا کجا رفتن؟
گریه نکن.
گفته بودم بهت که...
گریه نکنی!
گفته بودم بهت که...
هیچوقت بخاطر یه مردِ دیگه جلوی من گریه نکنی
چرا؟
چرا بهم گفت بخاطر یه مرد دیگه گریه نکنم؟
من حتی این دفعه جلوش گریه نکردم.
فقط میخواستم تو خلوت خودم گریه کنم و اون کسی بود که یهویی اومد داخل.
در دستشویی رو شکست...
چرا اون عصبانی شده بود؟
چرا؟
واقعا ، چرا؟
چرا؟
چرا؟
چرا؟
چرا؟
چرا؟
آه! داغه!
داغه...
منم میدونم این زن چقدر آتیشیه،
اما اون همچین زنی نیست که تو بتونی باهاش اینکارو تو دستشویی کنی.
داغ؟ (آتیشی)
و ستون یهویی از کجا پیداش شد؟
چرا اون اومده بود دستشویی،
و چرا یهویی چا چی سو رو زد...؟
و قضیه اون کلمه چی بود؟
داغ؟
داغ؟
داغ؟
داغ؟
آه! داغه!
این داغه!
خوش اومدید.
میشه یه کم پماد برای زخم بدید بهم؟ اونیکه باعث میشه جای زخم نمونه...
بله.
بفرمایید.
و...یه دارو هم...
هی ، چا!
چرا نمیری مدرس....
هی ، صورتت چی شده؟
هی ، صورتت چی شده؟ برو کنار.
هی ، تو هم اونو دیدی ، درسته؟
از اینجاش خون میومد ، نه؟
اون یه کم بوی عجیبی میداد.
بوی چی؟
بوی دستشویی؟
سگ چی سو...
ممکنه تو...؟
ستون...
تو هم ممکنه؟
واقعا؟
نکنه...
معنیش اینه که اونا....من هستن؟
میشه یه کیک برنجی بهم بدین.
و یه دونه پنیر رامن؟
فهمیدم!
من و تو (من و تو)
آره ، من و تو
ساده بگم ، اینجا و اونجا یه جور رابطه داریم
آره ، یه جور رابطه
یه غذایی دریایی رامن.
و پودینگ رامن.
کجا رفته بودی؟ هر سه تاتون با هم بودید؟
چرا صورت چا چی سو اونطوریه؟
م...من چطور بايد بدانم؟
واقعا عجیبه.
اون حتی مدرسه نرفته ، اما اما اینجا پیداش شده با اون صورتش...
میشه یه کم تربچه زرد بهم بدین؟
بله!
من و تو (من و تو)
آره ، من و تو
ساده بگم ، اینجا و اونجا یه جور رابطه داریم
آره ، یه جور رابطه
شاید گفتنش عجیب باشه.
نمیخوای بری اینو بدی؟
باشه.
ساده بگم ، اینجا و اونجا یه جور رابطه داریم
آره ، یه جور رابطه .
پا چی سو ، چرا نمیای و یه کم با ما پا بشوری ؟
نه!
نه! نه!
اون دوتا کلا کنار من عجیب غریب نمیشن؟
اون دوتا.
گفتن که من خیلی خوشگل و آتیشی ام،
اومد طرف من و مچ دستمو گرفت!
اما چرا من خجالت کشیدم؟
این چه احساسیه...
دارم تبدیل میشم به سگی که دنبال یه مرغه
این چه جور احساس لذت بخشیه ، انگار واسه همینه که هیچ کاری نمیکنم؟
چرا من احساس میکنم این وسط طعمه ام؟
انترن...
چیه؟
میخوام یه چیزی ازت بپرسم.
اون چیه؟
تربچه های زرد کجان؟
تربچه های زرد
ما همه تربچه های زرد رو تموم کردیم.
اونجاس...
تو حتی میدونی این دختر چقدر خوشکل و آتیشیه؟
آه...
تربچه های زرد؟
اونجاس...
تو یخچال.
زرد...
تُرب...
چه...
ا..انترن،
نمیخوام....
اینو خیلی رک و راست بگم، اما...
یه فلفل قرمز گیر کرده تو دندونت.
فهمیدم...
آره.
ممنون.
مشکلی نیست.
ممنون.
چی؟
تو بودی که میگفتی من آتیشی.... و حالا ، فلفل قرمز؟
اگه قرار بود فلفل قرمز رو بزنی تو سرم،
چرا اون حرفا رو میزدی و سر به سرم گذاشتی؟
وای ، خدا ! وای ، خدا! واقعا که!
تو هیچ دستی نداری؟
من دست دارم! ایناهاش!
منظورم اون نیس...
لطفا قبل از اینکه بیای تو در بزن.
تو حتی نیمدونی من دارم چیکار میکنم که همینطوری یه دفعه ای میا تو.
واسه همینه که یه دفعه ای اومدم تو!
گوش کن ، رئیس چویی!
منم میدونم این زن چقدر آتیشیه،
اما اون همچین زنی نیست که تو بتونی باهاش اینکارو تو دستشویی کنی.
رئیس چویی...
No comments yet. Be the first to leave one.