The first 96 lines.
SANDS Movie
« تارزان و جین » « فصل دوم : قسمت سوم »
لطفاً گوش کنید. ما شکارچی نیستیم.
شما تاوان نابودی سرزمین ما رو میدید!
غذای ما رو دور میکنید!
ما اومدیم جلوی اونا رو بگیریم!
دروغ کافیه! بگیریدشون!
فقط یه راه حل باقی مونده!
بزن بریم!
باید بگم، از این مدلی که سلام میکنن اصلاً خوشم نمیاد!
حاضر بودم هر چیزی بدم تا یه قمه خوب داشته باشم!
به چنگال های تیز شیر راضی میشی؟
مواظب باش!
فرار کن!
این دیوونگیه!
برو! من بهت میرسم!
هی! این طرف!
!درسته! سعی کنید من رو بگیرید
نزدیک بود سکته کنم!
از این طرف!
مواظب قدمت باش! زمین خیلی محکم نیست...
- زنده ایم؟ - زنده ایم!
باید ساکت باشیم!
اونا هنوز یه جایی اون بالا هستن!
حس میکنم اینجا پر از خطرات مخفیه.
مثل خون آشام های کوچیکی که من رو دیوونه میکنن؟
این رو ببین!
شکارچی ها قطعاً اینجا بودن.
آروم برو.
ممکنه هنوز نزدیک باشن.
اونجا!
فکر میکنی چه اتفاقی افتاده؟
نمیشه با اطمینان گفت، ولی به نظر میاد یه درگیری بوده.
با توجه به الگوی دایره ای پوکه ها، اونا با افرادی در اطرافشون میجنگیدن.
چیه؟
اونجا! ماهی گندیده!
این باید توی چند روز گذشته اتفاق افتاده باشه!
احتمالاً افراد قبیله کورو آنووی، توی راه برگشت از جمع آوری غذا بودن!
و این فقط شروع نبرد بود.
اینجا تموم نشد!
به مرکز جنگل زدایی خوش اومدید.
حالا میدونیم سر چی میجنگیدن.
و چرا فکر میکردن ما دشمنشونیم.
خیلی مسخرهست، چون ما اومدیم متوقفش کنیم.
چش شده؟
از این طرف!
!دوباره نه
!میدونستیم برمیگردید به اردوگاهتون
حالا، به نام مردم کورو آنووی...
!تاوان جنایت هاتون رو پس میدید
شما اشتباه گرفتید!
- ما هیچ دخالتی نداشتیم! - ساکت!
این سرزمین زندگی ماست!
بهمون غذا و پناهگاه میده!
حیواناتی رو بهمون میده که برای زنده موندن بهشون نیاز داریم!
!شما باعث رنج مردم من شدید
خانواده ها! بچه ها!
وایسا، دست قرمز، دیگه فرار نکن.
کسایی که این کار رو کردن دشمن ما هم هستن!
دروغگو!
آره! بهمون نگاه کنین! همهمون حالا دوستیم!
میتونم ده تای دیگه از اینا بخورم!
دست قرمز! اون پسر رو ول کن!
چه کبودی بزرگی!
چه سواری ای پایین کوه بود!
این کمک میکنه.
اوه، چه عالی!
حس میکنم داره اثر میکنه!
پیدا کردن گیاهی مثل این خیلی نادره!
شیرهش یه مرهم شفابخش فوق العاده درست میکنه!
پدرم برای پیدا کردن گیاهانی با خواص دارویی به سراسر جهان سفر میکنه.
طبیعت برای هزاران بیماری درمان فراهم میکنه.
وای، دست قرمز!
خیلی هیجان انگیزه!
این جنگل قبلاً گنجینه ای از درمان ها بود.
ولی با هر درختی که اون مهاجم ها قطع میکنن...
ما بیشتر و بیشتر از داروهای خودمون رو از دست میدیم.
تخریب درخت ها داره چیزی بیشتر از داروهای ما رو نابود میکنه.
این تهدیدی برای کل سبک زندگی ماست!
و اون شکارچی های غیرقانونی با دزدیدن تعداد بی شماری از حیوانات، فقط اوضاع رو بدتر کردن.
دست قرمز! مگه نگفتیم دزدی نکن؟
میمون بد!
یکی باید بره توی اتاق فکر کنه!
حالا چی؟
مثل اینکه قراره شام میوه بخوریم!
نه، نه، نه! بندازیدش! میمون های بد!
اوه، ممنونم!
این رفتارشون طبیعیه؟
میمون ها همیشه غذا میدزدن،
ولی تا حالا اینجوری دسته جمعی حمله نکرده بودن.
درخت هایی که غذای اونا رو تامین میکنن، دارن نابود میشن.
من این رو قبلاً دیدم، توی خونهم، توی آفریقا.
وقتی غذا کم میشه، حیوانات به سمت ناامیدی سوق داده میشن.
از ریزترین مگس میوه، تا بلندترین درخت کاپوک،
این سرزمین یه تعادل ظریف داره.
وقتی این تعادل به هم بخوره، دیگه هیچ وقت نمیشه دوباره به دستش آورد.
No comments yet. Be the first to leave one.