The first 200 lines.
...آنچه گذشت
.دو ظرف تا لب پر
.قراره با گردشگر سگم ملاقات کنی
.تصمیم نهایی رو اون میگیره
.لیلند
!پلیسا
.لعنتی
،اگه گزارشش داده باشن .باید سریعاً از اینجا بریم
.بِرید
.چهارتا تیر به پشت "اگلی" خورده
.فعلاً... زندهاس
باید مطمئن بشم این قضیه .کار شما بوده یا نه
.معلومه که کار ما نبوده
.ما "اگلی" رو دوس داریم
.این یه پیغام نبود داداش
.یه انتقام مستقیم بود
.یکی به "لین" لومون داده
.دیوسا
.داشتی همهاش بهم دروغ میگفتی رفیق
واسه همینه که تمام دخترامون !الآن توی یه کیسهی جسد لعنتیان
.باید بدونم این اتفاقات برای چی بوده
.لین" دستور قتل زنم رو داده"
.مطمئن که نیستی
...نمیدونی که - جما" دیده که" -
دوتا از افرادش .اونشب از خونهام خارج شدن
من هیچ ربطی به
!اتفاقی که برای زنت افتاده ندارم
!جکی !جکی! جکی
.تیم ضربت داره میرسه
.باید بریم
.لعنتی
.مجبور بودم اونکارو بکنم
دارونی"؟"
تو اون رو کُشتی؟
."دیگه بازی بسه "جوس
الآن میرم خونه، یه چمدون جمع میکنم
بعد خودم به شخصه .میرسونمت خونهی بابام
.هی هی هی
مشکلی نداری واسه اینکار؟
.باید انجام بشه
!لعنتی
!فرار نکن
.بهت اعتماد کردم
.خواهش میکنم... منو نکُش
.بهتره سیگار داشته باشن
!آخ
.پسرا
.سلامتی
.شرمنده خانما
.قضیه رو درستش کردیم
.سلام
.سلام
یه سیگار بهم میدی؟
.آره
.خیلیخُب
بقیهی بچهها کجا ان؟
.امروز تو گاراژ کار میکنن
جکس نمیخواد کنار بچهها کاروباری رو انجام بده
.واسه همین "رت" و "هپ" اینجا میمونن
اوه. تا کِی اینطوریه؟
.احتمالاً تا آخر امروز قضیه حل میشه
حالت خوبه؟
.بهگمونم
.میبینم که پیششی
.احتمالاً حسّ خوبی داره
.آره
.همینطوره
خُب، الآن چی میشه "بابی"؟
بعد این قضایا چی میشه؟
.مطمئن نیستم
جکس میدونه؟
.مهم نیست
.ما همراهشیم
.خُب خیلی دوسِش داری
.متوجهام
.همهمون دوسِش داریم
میدونی، میدونم که اوضاع .چقدر بین شما دوتا سخت بوده
.با اون گندایی که به بار اومد
فقط جکس... مثه بقیهی ما .خیلی پوستکلفت نیست
همهچیز روش تأثیر میذارن
.کلش رو میبلعه
.گندایی که معدهاش رو حسابی بهم میریزن
.از بچگی همینطوری بود
.آره میدونم
.هیچوقت احساس واقعیش رو ندونستم
تا وقتی که میدونی .واقعاً سرم اومد
.اون به حرف دلش گوش میکنه
اگرچه، فقط به فکر صلاحِ .هر دو خونوادهاشه
.هنوز دوسِش داری
.آره
.اوه دختر
.بالأخره متوجه میشه
.هنوز از دست نرفته
!عجب
میدونستید "کیکی" پیشنهاد داد با قرص نعنا برام ساک بزنه؟
داریم هماهنگیهایی که .باید بکنیم رو انجام میدیم کلهخر
.کلانترا کلّ دفاتر مشتریها رو بردن
همسراشون خیلی خوشحال میشن .باهاشون تماس گرفته بشه
.خیلیخُب آمادهاس
.خیلیخُب
.ملاقات با "لیلند" ردیف شد
بعدازظهر "برادران آریایی" رو میبینیم
،جادهی شش بخش .بیرون مزرعهی مورد علاقهمون
."آقای "گربر
.گربر
چرا با "جری" هماهنگش نمیکنی؟
خواهیم دید که .چی "تایلر" رو توی مضیقه قرار داده
نگفت چرا میخواد تی.او" هم باشه؟"
.بهگمونم قضیهی سیاههاست
چی قضیهی سیاههاست؟
تایلر" میخواد با ما" .و "حرومزادههای گریم" ارتباط پیدا کنه
راجع به قضیهی "مارکس"؟
...قضیهی سیاهها هم همینه .صبح بخیر
.اوه شرمنده، صبح بخیر
.صبح بخیر بچهها - .صبح بخیر -
اینجا رو میخوایم چیکار کنیم رفیق؟
هوم؟
.تر و تمیزش میکنیم
.دخترای جدید استخدام میکنیم
واقعاً فکر میکنی مردم دوباره برمیگردن اینجا؟
.اوه بیخیال .مردا عاشق کُسان داداش
منظورم اینه که اگه جسدها رو روی زمین هم بذاریم
.هنوزم برمیگردن اینجا
هنوز وقت شوخی نبود؟
.هی
چرا نمیری استاکتون؟
.مراسم ختم "کولت" رو بگیر
.نه مشکلی ندارم
به "لیلا" زنگ میزنم چندتا از دخترا رو بیاره اینجا
.تا وسایل سالم رو جمع و جور کنن
.خیلیخُب
.هی "نیرو" شرمندهام رفیق - .آره -
گوش کن، "بابی" چندتا .فرش جدید سفارش داده
داشتم فکر میکردم شاید بتونیم
یه چندنفر رو استخدام کنیم
بیان نقاشی کنن .دیوارا رو ردیف کنن
.آره آره
.به نظر خوب میاد
.خوبه
خبری نشده؟
.کار "لین" تمومه
چندتا از آدماش که مونده بودن .ازش جدا شدن
فکر هم نکنم ترایدها
واسه انتقام گرفتن .اینهمه راه رو تا شمال بیان
.نه
آلوارز چطور؟
.اوه
.یه سر رفتم بار مشروبخوریشون
...حسابی درش رو تخته کرده بودن، واسه همین
گمون میکنم .خودش تماس میگیره
آدمای خودت کجا ان؟
.نباید تنهایی سواری کنی رفیق
.بهشون گفتم برن پی زندگیشون
میتونم "کوئین" رو بذارم همراهت باشه؟
به گمونم سنم به داشتن .پرستار بچه قد نمیده رفیق
."شرمنده "نیرو
میدونم این قضیه چقدر برات گرون تموم شد .و چقدر سخت بود
.هوات رو داریم داداش
.جدی میگم
خدا میدونه
ممکنه به زودی .ناپدری صدات کنم
آره، همه هم میدونن
.سر ناپدریِ قبلی چی اومد
.آره
.خونوادهی مسخرهای هستیم
.خیلیخُب
چیز دیگهای نیست؟
.فقط همینا
.1دلار و 81سنت
هی، یه پاکت سیگار "دی" هم بهم میدی؟
زرد؟
تـی وـی وُرلـد » با افـتـخـار تـقـديـم مـی کـنـد »
پـسـرانِ آنـارکــی ، فـصـل هــفــتــم ، قـسـمـت شـــشـــم
تـــرجـــمـــه از مـــانــی ، (Chandler Bing) اشــکــان
اين سريال حاوی محتوای تند و بی پروا می باشد
اين سريال حاوی محتوای تند و بی پروا می باشد
اين سريال حاوی محتوای تند و بی پروا می باشد
اين سريال حاوی محتوای تند و بی پروا می باشد
اين سريال حاوی محتوای تند و بی پروا می باشد
اين سريال حاوی محتوای تند و بی پروا می باشد
با همهمون صحبت کرد .ناینرها، داب شرقی
آگوست" همون چیزی که" .لین" میدونه رو میدونه"
،نمیتونه ثابتش کنه .اما برنامه ریخته از دور خارجت کنه
منظورت از دور خارج کردن من چیه؟
.میخواد همهی شما سفیدپوستا رو بکُشه
باید بهش اطلاع بدم .این بخشی از نقشهی من نبود
.پیغامت رو بهش میرسونم
خُب دقیقاً میخواد چیکار کنه؟
.توی خیابونا
میخواد پشتیبانتون رو هم .از دور خارج کنه
."حرومزادهها"
.لعنتی
.از داب شرقی استفاده میکنه
چرا از ناینرها نه؟
به گمونم میخواد ما .حساب شما رو برسیم
و اگه همچین اتفاقی افتاد برادر
بهتره بدونیم باید .کدوم سمتی باشیم
.اون ویلچیریه هنوز قایم شده
کی الآن داب شرقی رو میگردونه؟
همون عوضیای که .سهتا از افرادتون رو از مسیر خارج کرد
No comments yet. Be the first to leave one.