The first 200 lines.
ترجمه ساب تقدیم میکند
هماهنگ سازی تیم ساب
مردیت
نمیتونی اینکارو کنی
اینقدر اطلاعات ازت دارم که میتونم زندگیتو نابود کنم
هیچوقت از این قسر در نمیری
قسم میخورم که همه چیو بهش میگم
جف؟
جف؟
هی. با جف کرافورد تماس گرفتید
لطفا پیغام بگذارید و منم زودی بهتون زنگ میزنم
جف. چه خبره؟ همین الان ازت یه تماس داشتم
و فقط جیغ و شلیک گلوله شنیدم
بهم رنگ بزن، الان دارم از ترس میمیرم
حواست باشه که وقتی رسیدی خونه کلی استراحت کنی
هی آبجی. همین الان آخرین مریضم تموم شد
میخواستم بهت زنگ بزنم
جوال، گوش کن، باید سریع باشم
استیسی، داری منو میترسونی چه اتفاقی داره میفته؟
همین الان یه تماس از جف داشتم
انگار از توی جیبش شماره گرفته شده بود
....نود و نه درصد مطمعنم که صدای شلیک گلوله شنیدم. فکر کنم
فکر کنم یه زنه کشته شد
صبر کن ببینم، منظورت چیه؟
نمیدونم. الان نمیتونم درست فکر کنم
از موقع نهار دیگه خبری از جف نشنیدم
شاید… شاید گوشیش دستش نبوده
همین الان براش یه پیغام صوتی گذاشتم
اگه گوشیش دستش نباشه پس گوشیش دست هر کی هست فهمیده که
من همه چیو شنیدم و ممکنه بیاد سراغم
استیسی همین الان به 911 زنگ بزن
نمیتونم
موقعیتم رو با جف اشتراک گذاشتم
هر ثانیه ممکنه منو پیدا کنن
اوه خدای من، اوکی الان میام
تو راه به پلیس زنگ میزنم
من، باید گوشیم رو خاموش کنم
911 مورد اضطراریتون چیه؟
بله. سلام. اسمم جوال داورو هستش
از طرف خواهرم، استیسی کرافورد زنگ میزنم
فکر میکنه که از پشت تلفن کشتن کسیو شنیده
میترسم در خطر باشه
استیسی
پلیس ها دارن میان
سعی کردی با جف حرف بزنی؟
آره. به دفتر زنگ زدم. جواب ندادن
باید تا الان میومد خونه
نمیتونه جف باشه
اوکی. آخرین باری که با شوهرت حرف زدی
امروز ظهر بوده و دیگه خبری ازش نشنیدی؟
نه. کل بعد از ظهر رو کار کردم و بعدش اومدم خونه
تا شام درست کنم
بعدش یه تماس ساعت ۷:۳۵ شب
از شوهرت دریافت کردی
و مطمعنی که صدای شلیک گلوله شنیدی
و هیچ صدای دیگه ای نشنیدی؟
فقط صدای زنه
...باید بپرسم. چرا اینقدر
مطمعنی که گوشی دست شوهرت نبوده؟
استیسی؟ هی چه خبره؟ هی
آقای کرافورد؟ سلام من کاراگاه مونگرم
سلام
آم ، گوش کن قبل از اینکه بریم سراغ رویدادهای امشب
میخوام چند تا سوال ازت بپرسم
خوبی؟
آقای کرافورد میشه گوشیتون رو ببینم؟
آم... ببخشید، راستش... نمیدونم کجاست
هی. به جوال زنگ زدید. ببخشید تماستون رو از دست دادم
بابت همه چی ممنونم جوال
میتونی بری. من دیگه الان خوبم
مطمعنی؟
همین که کارمون تموم شد بهت زنگ میزنم
خب آقای کرافورد، گفتی که شبت رو با یه
جلسه با یه مشتری جدید، هری کوبلت در استارزکاپ
که کافی شاپی کنار دفترته، آغاز کردی
و این مربوط به ساعت 5 تا 6 عه
آره
و بعدش برای یه جلسه با مدیرت، الن گرین
به دفترت برگشتی
آخر هفته ها کار میکنی؟
آره. الن تازه به مقام مدیر منطقه ترفیع پیدا کرده
برای همین به صورت اضافه کاری و این چند هفته ی اخیر
بازسازماندهی های زیادی رو انجام دادیم
نمیدونم که باید ولش میکردم یا نه
جف الان پیششه؟
...جوال، فکر نمی کنی که جف
من هیچی نمیدونم
فقط نگران خواهرمم
بعد از اینکه الت از جلسه رفت
کسی توی دفتر بود که بتونه تایید کنه
چقدر اونجا موندی؟
آه، نه. من تنها کسی بودم که باقی مونده بود
کی متوجه شدی که
گوشیت دستت نیست؟
شاید ۵، ۱۰ دقیقه بعد از رفتن الن
عجیب بنظر میاد، نه؟ که اینقدر طول کشیده
که بفهمی گوشیت پیشت نیست
نه. آم، الن توی دفتر منتظرم بود
وقتی رسیدم اونجا. دیر کرده بودم واسه همین من آه، فقط
همه چیزام رو پیش منشیش گذاشتم و دوییدم سر جلسه امون
ساعت 8 رسیدی اینجا
بین ساعت ۷ تا ۸ چیکار میکردی؟
آم داشتم به سری کارها رو تموم میکردم
و اون موقع بود که متوجه شدم گوشیم پیشم نیست
واسه همین فکر کردم توی کافی شاپ جا گذاشتمش
واسه همین رفتم اونجا ولی بسته بود
واسه همین به دفتر برگشتم و همه جا رو دنبالش گشتم
ولی مسلما جایی نبود که بشه پیداش کرد
و آم، وسایلام رو جمع کردم و رفتم خونه
چقدر طول میکشه که از دفتر
به خونه برسی؟
آم، حدودا… ۲۰ دقیقه
اوکی. خب فکر کنم برای امشب کارمون تمومه
پس، قدم های بعدی چیه؟
خب؟ تماس رو ردیابی میکنیم تا ببینیم
میتونیم منطقه رو پیدا کنیم یا نه. و همین که پیدا کردیم
یه تیم رو برای جست و جو میفرستیم
کار زیادی نیست که بتونید انجام بدید ولی صبر کنید
اوه، ولی اگه یاد چیزی افتادی
این کارتمه، بهم زنگ بزن
و آقای کرافورد پیشنهاد میکنم که جای خیلی دوری نرید
اگه چیزی پیدا کردیم
ازت سوالاتی خواهیم داشت
در این مدت، اگه گوشیت پیدا شد
بهمون خبر بده
آره. مسلما. آره
خیلی خب شب خوش
استیسی. پلیس چی گفت؟
قراره تماس رو ردیابی کنن تا ببینن چی پیدا میکنن
کار بیشتری نیست که الان بتونیم انجام بدیم
اوکی. خب، فردا صبح بیکارم
میخوای ساعت 10 جای همیشگی همو ببینیم؟
حتما
چند تا خونه رو باید نشون بدم ولی
....نه تا بعد از ظهر. پس
اونجا می بینمت
اوکی. شب خوش آبجی. دوستت دارم
باورم نمیشه این اتفاق داره میفته
وقتی تماس تلفنی رو جواب دادم، اولین فکرم این بود که
که ممکنه الن باشه
چی باعث شد فکر کنی ممکنه الن باشه؟
میدونستم باهاش جلسه داری
شما دو تا خیلی اضافه کاری با هم می موندید
استیسی، بیخیال
میدونم داری با این حرف به کجا میری
هیچی بین من و الن نیست
دفعه ی آخری که داشتی اضافه کاری میکردی
و تماس هامو نادیده می گرفتی، گفتی هیچی نیست
درحالیکه داشتی با کاترین بهم خیانت میکردی
این دفعه فرق داره. قسم میخورم
آره، این با دفعه ی پیش فرق داره
خیلی فراتر از خیانت و تموم چیزاییه
که کشیدیم
صدای شلیک گلوله شنیدم
یکی ممکنه مرده باشه
من...نمیدونم چی بگم. اوکی؟ این دیوونگیه
ببین، فردا اول صبح
برمیگردم کافی شاپ
و درخواست دیدن فیلم دوربین مداربسته رو میکنم
تا ببینم میتونم بفهمم کی گوشیم رو برداشته. اوکی؟
اوکی
چیکار میکنی؟
ببخشید. نمیخواستم بیدارت کنم
فقط لازمه گوشیت رو قرض بگیرم تا به دفتر زنگ بزنم
اوه. آره. اوکی
یه قوری قهوه ی تازه پائین درست کردم
اوه مرسی
هی جف
هی. صبح بخیر الک
جوال بهم گفت که دیشب چی شده
روانی کننده ست. فکر نمیکردم امروز بیای اینجا
نه، منظورم اینه که خیلی فکرم روی کار متمرکز نیست
ولی باید بفهمم که گوشیم رو برداشته
و اون تماس رو گرفته
آره. فکر میکنی کجا گمش کردی؟
نمیدونم. داره دیوونه م میکنه
برگشتم اینجا بخاطر اون جلسه ای که دیروز
با هری کوبلت داشتم. هیچکس هیچی ندیده
و هیچ دوربین مدار بسته ای داخل ندارن
بذار حدس بزنم، برنامه ی گوشیم رو بیاب رو نصب نکردی؟
نه، الان که گوشی روشن نیست
پس بهرحال نمیتونم ردشو بزنم
اوه، قرار بود امروز به شان کمک کنم
سیستم بایگانی جدید رو راه اندازی کنه
به اندازه ی کافی بار روی دوشت هست
من به این مورد رسیدگی میکنم
...آره؟ فقط لازمه یادش بدی چطور
ریلکس باش رفیق من بهش رسیدگی میکنم
اوکی
استیسی. برات لاته ی سوی ماچا که دوست داری رو گرفتم
چیه؟
یکی داره تعقیبم میکنه
اون دختره رو می بینی؟ از همون اولی که رسیدم اینجا متوجهش شدم
و از اون موقع نزدیکم مونده
بیا بریم
امروز صبح به مامان زنگ زدی؟
گفت که منتظره که خبری ازت بشنوه
هنوز نه. فکر نمی کنم آماده باشم که بهش بگم
دیشب چه اتفاقی افتاده میدونی که اون چطوریه
آره، همیشه خوب فکر و احساسمون رو میخونه
No comments yet. Be the first to leave one.