The first 200 lines.
چرا...همينجا تمومش نکنيم؟
تو با کُشتن آدمها پول درمياري اگه خودت کُشته بشي که ديگه فايده اي نداره
زني هست که ميشناسمش
...تنها چيزي که براش اهميت داره اينه که
.زنده بمونه
ولي شماها و من اصلا نميتونيم اينو درک کنيم
.براي ما زنده موندن فقط برابر با کُشته نشدنه
.فقط همين
ولي..براي اون فرق ميکنه
اون...زنده ميمونه تا زندگي کنه
و بخاطرش..سخت تلاش ميکنه
اينو جناب دئوک سونگ بهت داده؟
.درسته
پس تو يکي از اون طرفدارهاي حرومزاده شي درسته؟
که...حرومزاده؟
اينو که بهت داد چي گفت؟ . حتما يه حرفي زده
معلومه که نخواسته همينجوري و ازاي هيچ چي . اين کتابو بهتون بده
...بهم گفت
.اگه نشونت بدم که اينو دارم دنبالم مياي
فکر کردي کي هستي؟ ميخواي منو به بازي بگيري؟
اين چيه؟
چرا اينقدر اهميت داره؟
.لازم نکرده بدوني
و بهش بگو ديگه نيازي به اين دفترچه ي لعنتي ندارم. اگه ميخواد بازي کنه با خودش .بازي کنه
.تو هم بهتره زودتر بري اينجا جايي نيست که هرکسي پاشو .توش بذاره
.شنيدم که شما از آسمان اومدين
مردمُ از مرگ برميگردونين و ميتونين .آينده رو ببينين
.برو بیرون
وقتي گي چئول باور کرده پس امکانش هست که .حقيقت داشته باشه
نميخواين دنبال من بياين؟ .چيزي که ميخواين، تو دست منه
نظرت در مورد اينجا چيه؟
تو دنياي من، آدمها بعد از کار تو کافه با شريکشون مشروب يا سوجو ميخورن
ولي تو قصر که کافه نيست پس بيا همينجا اين کارُ بکنيم
بيا روزي يه بار همديگه رو اينجا ببينيم
شما دندوناتونو با شاخه ي بيد، تميز ميکنين درسته؟
موقع تميز کردن دندوناتون ،کمي هم .از اين مواد استفاده کنيد
.بهش ميگن خميردندان .خودم درستش کردم
حداقل در روز دوبار بايد ازش استفاده کنيد .صبح و شب
.براي خوب جنگيدن بايد دندوناي محکمي داشته باشيد
.کاپيتان
اينجا چيکار ميکنين؟
!هي، چانگ سئوک
...ساعت کاريمون تموم شده ، براي همين
پس بايد کمي بخوابين يا به بالا بردن قواي جسميتون ...برسين
شما نبودين که به سئونگ جون رفته بودين؟
.شنيدم اتاقت اون طرفه .بيا بريم
.واو، پس اتاق کاپيتان اينجاست
.واي، چقدر کوچيکه
.بشين اينجا
.بايد براي ديدن امپراتور برم
،ولي قبلش بايد لباسهامو عوض کنم میتوني برين بيرون؟
بشين همينجا که گفتم . اگه بري اونطرف .که نميتونم چيزي ببينم
بايد برم از ملکه فرمان بگيرم؟ تا بتونم هر وقت که لازمه زخمهاتو معاينه کنم؟
دستت چطوره؟ هموني که سرمازده شده بود؟
.چيزي نيست
.اي خدا، آستينتو باز کن
بايد زخمتو بخيه بزنم. بيحس کننده . ندارم پس دردش زياده
.لطفا تحمل کن
.اين مايع ضد عفوني ايه که دکتر جانگ ساخته
بازم زخمهاي اينجوري داري؟ - .نه -
شونه ي راست و پشتت چطوره؟
.فقط يه خراشه
.درد داره
.شروع کنين
.حالا فکر کنم بتونين برگردين به درمانگاه سلطنتي
در هر صورت که نميتونين تو ون سئونگ جون .آروم بگيرين
براي اون قاتلهايي که در موردشون صحبت ميکردي چه اتفاقي افتاد؟
.ديگه برنميگردن
. واي، مقاومتت در مقابل درد خيلي زياده .مردم دنياي من اصلا نميتونن دردُ تحمل کنن
براي همين به کلي خرت و پرت مثل بي حس کننده .و مسکن نياز داريم
.حتي بعضيا مست ميکنن و بازي ميکنن
.تموم شد
اين آخرين بانداژيه که همراه خودم .از آسمان آوردم
هر چي با خودم آورده بودم داره .تموم ميشه
تا جايي که ميتوني نذار آب .به زخمت برسه
من هر روز براي معاينه ي زخمت ميام باشه؟
.من يکي از افرادمُ به دروازه ي آسمان فرستادم
.بهش گفتم هر روز ،دروازه رو چک کنه
. به محض باز شدن دورازه بهم اطلاع ميده
تونستيم جايي براي اقامت شما نزديک .دروازه کرايه کنیم
ولي راستشو بخواين اونجوري خيالم .راحت نيست
پاتون چي شده؟
چي گفتي؟
پاتون درد ميکنه؟
.به خاطر سنگيني اين شمشيره
.ميخوام يه دوري اين اطراف بزنم
فکر کنم مدتي طول بکشه تا بتونم .به دنياي خودم برگردم
پس بايد تا يه مدت تو اين .دنيا زندگي کنم
اينجا چه جور دنياييه؟
به چي شبيهه؟
اه، اينجا دنياييه که من الان دارم .توش زندگي ميکنم
.تا حالا درست بهش دقت نکرده بودم
با خودم فکر ميکردم اگه بخوام با اينجا وفق پيدا کنم ديگه هيچوقت نميتونم از شر .اين دنيا خلاص بشم و برگردم
اسمتون چيه؟ .من يو ايون سو هستم
.من وولم - .من يون شي -
از چه لوازم آرايشي اي استفاده ميکنين؟ .فکر کنم بتونم يکم براتون بسازم
هر چي باخودم آورده بودم .داره تموم ميشه
شما چجوري از پوستتون مراقبت ميکنين؟
حالت خوبه؟ ميدوني چقدر منتظرت بودم؟
بايد لباسهامو عوض ميکردم .براي همين تاخير داشتم
اينجوري رفتار نکن . نياز نيست هر موقع که به ديدنم .مياي آداب معاشرت با امپراتورُ رعايت کني
ميگي که ديگه جناب دئوک سونگ قادر به کشتن محققها نيست؟
اون ميدونه که من تنها کسي هستم که .از محل اختفاي اونها خبر دارم
ولي موقعي که قاتلها به من حمله کردن .حتي يک سوالم ازم نپرسيدن
.فقط ميخواستن منو بکشن
پس تو تونستي از دست کساني که .قصد کشتنتُ داشتن جون سالم به در ببري
.ولي هنوز هم بايد ازشون محافظت کنين
من محققينُ در امنيت کامل .به جلسه ميارم
ولي شما بايد مسئوليت امنيت و سلامتشونُ .درقصربه عهده بگيرين
.من از مردمم محافظت ميکنم
.ولي هنوزم خيال من راحت نيست
منظورت چيه؟
اگه جناب دئوک سونگ دست از کشتن ،محققين برداشته باشه
. معنيش اينه که سرش به کار ديگه اي گرم شده
يه چيز ديگه؟ چي ميتونه باشه؟
شما حواستون به مسائل سياسي بوده؟
ما توانايي دفاع در مقابل حمله ي دشمنُ داريم؟
تو با اينکه فقط محافظ امپراتوري .ولي داري گستاخانه صحبت ميکني
.معذرت ميخوام
حالا که ديديش ، نظرت چيه؟
.سرگرم کننده است - که اينطور؟ -
اويي سئون تو غافلگير کردن اطرا فيانش .حرف نداره
يعني شما منو فقط به اين دليل احضار کردين که ببينم اون زن چجور شخصيتي داره؟
بله؟
.فقط همين نيست
.ميخوام بهم کمک کني که بيارمش طرف خودم
امپراتور نميذاره بيارينش؟
.اين جوجه امپراتور نميدونه ارزش اين زن چقدره
خب؟ - .امپراتور يک وو دال چي * داره که ازش حمايت ميکنه -
.از اويي سئون محافظت ميکنه - وو دال چي؟ -
تنها کسيه که ميتونه از امپراتور محافظت کنه .برا همين خيلي هواشو داره
.پس بايد از شر اون وو دال چي خلاص بشي
.به زودي ...ولي مشکل
.قلب اويي سئونه
.ميبخشي ولي نميتونم جلوي خنده مو بگيرم
قبلا که بهت گفته بودم به اين دنيا .تعلق نداره
امکان نداره بدون اين که قلبشو بدست بيارم .بتونم از چيزايي که تو مغزش ميگذره باخبر بشم
.ميدونم ،قبلا امتحانش کردم - خب؟ -
ميخواي احساسشو نسبت به تو جلب کنم؟ - .آره -
اگه موفق بشم؟ - .هر چي بخواي بهت ميدم -
.هر چيزي
خب ، تو ازش چي ميخواي؟
اويي سئون. چيزي که ميخوام .اويي سئونه
به محظ ورود محققين به قصر .در امان خواهند بود
اولين خط دفاعي آشکاره ولي دومين خط .دفاعي پنهان شده
امروز بعد از ظهر ، محققين يکي يکي .ميرسن
تيم شما از دروازه ي جلويي تا اتاق کناري .قصر ازشون محافظت ميکنه
.بله ، کاپيتان
کماندارها رو روي سقف مستقر کردين؟
.بله ، هر 5 قدم يک نفر
نوبتي بهشون استراحت و نگهباني .روي سقف بدين
قراره آدم کشها بيان؟ - از کجا بدونم؟ -
فکر کردي اومدنشونُ بهمون اعلام ميکنن؟
.منو ببخشيد
ما قبلا کارهايي رو که بايد انجام بديم .تمرين کرديم
براي محافظت از تک تک محققين بايد به گروههاي دو تايي تقسيم بشيم
...ولي - ولي؟ -
.افراد زيادي براي محافظت از بيرون باقي نميمونن
.ميدونم - پس بايد چيکار کنيم؟ -
.من به اين موضوع رسيدگي ميکنم به هيچ غريبه اي اجازه ي ورود به داخل قصر نميدين
.حتي به يک مورچه هم اجازه ي ورود نميدم
.جلسه تموم شد
.مورچه است
هي، کِي معامله ي بعدي ،قراره انجام بشه
...کالسکه ها مون - .بذار 5 تاشون برن اونجا -
.دوتاشون
.اي بي خاصيت
.اصلا برامون احترام قائل نيستي ها
.فقط دوتاشون - . حرومزاده -
ما بوديم که به اون محققها جا و !غذا داديم
ميخواي بدوني چقدر برامون خرج برداشته؟
. باشه. الان برات حساب ميکنم چقدر خرجشون شده ...بذار ببينم. خب
.اصلا فايده نداره
.بهتره همه ي محققها رو بندازيم بيرون
اگه خواستين بندازيدشون بيرون ،فقط خواهشا .يکي يکي باشه و بفرستينشون سمت قصر
.اين عوضي از ما تاجر بهتريه
.تمام افرادي که نياز دارينُ جمع کنين
پس تو ميخواي 5 تا از کالسکه هاي ما رو ببري اونجا؟
.دوتاشون
.باشه .سه تا
!کاپيتان
چيه؟ - ...اويي سئون! اویي سئون -
چي شده؟
.اومده اينجا براي خريد .الان تو راسته ي گياه فروشهاست
مو گاک شي کجاست؟ - ...همراهشه -
.بوي خوبي داره
اين چاي نيروزاست ، درسته؟ - .بله خودشه -
بايد بخرمش، سرشار از ويتامين سي ــه .خيلي براي پوست خوبه
چي گفتي؟
يه چيزي در مورد چاي گفت .ولي من درست متوجه نشدم
.داشتم با خودم حرف ميزدم .ميبخشيد
...قيمتش چقدره؟ ميخوام يکي بخرم - .اين چيه؟ مجاني ميدم بهتون -
.اين يکي زياد مرغوب نيست - .بهترينشوُ براتون ميارم -
.اين زن چشه؟ دارم جنس مجاني ميدم بهش .شمشيراتونو بيارين پايين
داري چيکار ميکني؟ - ...اين آدما -
.چويي يانگ،دختر خوشگليه
. اصلا معلوم نيست که از آسمان اومده .درست مثل خودمونه
خب ، من ميخوام صابون و مواد آرايشي درست کنم .و اول مجاني بينشون پخش ميکنم
ولي به محض اينکه يه بار ازشون استفاده کنن ...ديگه نميتونن بيخيالش بشن
.و دفعه ي بعد ميتونم بهشون بفروشم
No comments yet. Be the first to leave one.