Release info

Fifteen Years To Wait For Migratory Birds E07 KoreanFa
A Commentary by KOreanFaTeaM
► Subtitles By KoreanFaTeam | Translator: Green Day ◄

Tags

other
Published on: 2017-08-17
Downloads: 18
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

برو بهش یه درس خوب بده

فایتینگ! فایتینگ! فایتینگ!

فایتینگ! فایتینگ! فایتینگ!

چی شده؟برو بررسیش کن

باشه!

تو هم شنیدی؟

مثل اینکه...

همونجا وایسا فرار نکن

زودباش فرار کن

کی اینکار رو کرد؟فرار نکن

همونجا وایسا

وایسا فرار نکن

وایسا فرار نکن بیا تقسیم شیم

وایسا،وایسا بیا از اینور بریم

انور رفتن برو دنبالشون

فوتبالت خیلی خوبه

من بهترین شوتم رو کردم

اما تو میتونستی جلوش رو بگیری

ادمای زیادی نیستن که اینطوری شوت میکنن

منم کلی تلاش کردم جلوش رو بگیرم

پی شانگ ژوان

اومدی چیزی بگی؟

یه مرد واقعی مسئولیت کارش رو قبول میکنه

مگه همه چی رو در مورد رقابت فوتبال نگفتی

این مسئولیت اصلی منه

من هنوز هدفم رو نگفتم

من نمی خواستم تعجب کنی

تو باورنکردنی هستی اما دنیا بزرگه

همیشه ادم های باورنکردنی و قوی تر از تو هم هستن

لی لی فهمیدم اشتباه کردی

از من ناراحتی؟

از من عصبی نباش... دقیقا برعکسش

من ممنونم که بهم زنگ زدی

اگه سرم داد نمی زدی من هنوزم درگیرش بودم

خود پسندی من تو دنیا تکه

اما من به تو دنیل و بقیه میگم که

دوست تو دوست منم هست

الان نمی تونم حرف بزنم باید برم

تشویقم کن

پی شانگ ژوان قوی باش

تو قهرمان میشی

چشم هایی هستن که به تو نگاه میکنن

پی شانگ ژوان،پی شانگ ژوانه

اون طوریه که اشتباه کردنی بچه گونه رفتار میکنه

اما به اشتباهش اعتراف کرد

و هیچوقت اخلاقش رو درست نمیکنه

بهتر و بهتر میشه

و همیشه هم میدرخشه

سال 2004

بچه ها میدونید چرا

من رو تخته 14 نوشتم؟

چهارده روز دیگه کنکوره

این درسته

زمان تو یه چشم به هم زدن میره

دو هفته بیشتر تا کنکور نمونده

فردا همه باید تو خونه درس بخونید

امیدوارم همه سخت درس بخونن

من هنوز مسئله هام مونده

چیکار کنم؟

من گفتم سریع و با عجله بخون؟

ما فقط نمی دونیم که شما درست میگید

ما نمی تونیم همدیگه رو ترک کنم معولا همه با همییم

اما این دو هفته رو باید خودمون تنهایی درس بخونیم

ما به هم قول دادیم

قولتون رو نگه دارید واسه دانشگاه باشه؟ باشه

دانش اموز دنیل خیلی خوبه

من خیلی خوشحالم که شماها به هم کمک میکنید

اولین باری که اومدم این کلاس رو یادم

بعضی ها با هم دوست بودن

بعضی هام دعوا میکردن

تو اون زمان من همیشه مشکل داشتم

اون در مورد ما دوتا حرف میزنه؟

چطور جرئت میکنی هان؟

حالا بهت یاد میدم توهین به بقیه یعنی چی

سریع معذرت خواهی کن

ولم کن نمیخوای معذرت خواهی کنی

راهبه میجو ما دیگه با هم دوست نیستیم

همتون کم کم بزرگ میشید

انوقت همدیگه رو درک میکنید

یا به دوستاتون معرفی میکنید

یا شاید حتی بهترین دوست همدیگه بشید

تولد 18 سالگی خیلی خاصه تبریک به خاطر بزرگ شدنت

یه ارزو کن

چیکار میکنی مسخره؟ چی میخوای؟

من میخوام از لی لی حمایت کنم شما چطور؟

باشه

باشه

سه سال کنارتون بودم

من خیلی خوشحالم که همتون بزرگ شدید

حتی اگه کنکور بدید و تو دانشگاه جداشید

من هیچوقت شما بچه ها رو فراموش نمیکنم

معلمت رو هم فراموش نکن باشه؟

باشه باشه

بیایید تا ابد با هم دوست باشیم

باشه!

هنوز دو هفته مونده و توئم باید درس بخونی

من دلم میخواد همه تو شانگهای بمونن و شهر دیگه ای نرن

نمیخواد نگران باشی

ورزشم خوبه احتمالا توی دانشگاه شانگهای در میام

پس، باشه.

لی لی لی لی خداحافظ من ازت حمایت میکنم

ابجی لی لی، خداحافظ!

دانیل!

میخوای برگردی تایوان؟ اره

اینکه از هم جدا بشیم و نبینمت دلم برات تنگ میشه

من دلم برات تنگ نمیشه مگ تو کلاس نگفتم؟

تو دانشگاه قراره همدیگه رو ببینیم

تو گفتی میخوای بری دانشگاه شانگهایی؟

البته

خدا حافظ!

نمیشه به من گوش بدی؟

بابا تو نگران ازدواج مامان نیستی؟

نباید از اینکه مامانت یکی دیگه رو پیدا کرده خوشحال باشیم؟

فاصله سنی شون زیاده از مامانم خواسته که بعد ازدواج برن امریکا زندگی کنن

تو فکر میکنی این ازدواج خوب پیش میره؟

مامانت یه زن بالغ 50 ساله اس

تو باید به تصمیمش احترام بزاری اون خودش تصمیم میگیره باشه؟

شما ها واسه مدت طولانی زن و شوهر بودید

فکر نمیکردم اینجوری بگی

تو خیلی بی رحمی

چطور میتونی همچین چیزی بگی؟ اگه به مامان اهمیت نمیدی

من میدم تو...

اقای لیو اون...

اون از من عصبیه

اون از تو و مادرت عصبی نیست

عصبی نباش

من میدونم که اون احساست رو درک میکنه

من براش سوپ لوبیا سبز پختم

اما نخورده گذاشت رفت

اقای لیو اون مثل شماست

با اینکه سمجه اما از درون ادم خوبیه

این چطوره؟

من سوپ لوبیا سبز رو میبرم دم خوابگاه

ممکنه عصبانیتش تموم بشه

وقتی سوپ رو ببینه

ممنونم ازت

قابلی نداره

هی چرا یه دختر اومده خوابگاه پسرا؟

به سختی اینجا رو پیدا کردم

میشه سرپرست خوابگاه رو صدا کنید

شما لیو کیو رن رو می شناسید؟ واسش غذا اوردم

کیو رن خیلی دیر اومدی

اگه زودتر میومدی عشقت رو میدیدی

چه عشقی؟

سوپ لوبیا سبز.اون برات پخته

گفت تا داغه بخورش

اون چه شکلی بود؟

دختر بانمکی بود

دوست دخترته؟چرا نگفته بودی؟

چیز دیگه ای نگفت؟

چیز دیگه ای نگفت گفتم منتظرت بمونه

اما مثل ادمی که برق گرفته بودتش فرار کرد

اون دختریه که دوستش داری؟

اون خیلی خوشکله

اگه دوستش نداری به من معرفیش کن

حتی فکرشم نکن برو،برو به کارت برس

باشه،باشه برو سوپ لوبیا سبزت رو بخور

واسه فردا اماده ای؟

همه چی رو اماده کردم امشب من...

دیگه نمی خوام چیزی بخورم فقط همین یه بار رو میخورم

امشب زود بخواب

درسم تموم شد میخوابم باشه

زود بخواب

کیو رن اومدی

بشین

مشکلی نیست.

هنوز سوپ لوبیا سبز هست برات یه ذره بکشم؟

باشه

من میارم بزار کمکت کنم

لی لی تا اینجا بسه دیگه برگردید

عصبی نباش خوب امتحان بده

اروم باش تو میتونی

تو میتونی. موفق باشی

دانش اموز شما نمی تونید کیفتون رو بیارید داخل

متاسفم

چی شده؟ لی لی چی شده؟

کارت ورود به جلسه ام یادم رفته

تقصیر خودمه سریع اومدم یادم رفت بیارمش

نگران نباش من میرم برات میارم

وقت هست؟ وقت هست

منتظرم باش زودباش لی لی

کارت ورود به جلسه ات

موفق باشی

ممنون

زودباش

ممنون کیو رن

به سلامتی!

من واقعا نمیخوام بچه ها رو ترک کنم

اگه بتونم قبول شم

میرم یه شهر دیگه واسه درس خوندن

واقعا؟ منم همینطور

امروز روز خاصیه

ناراحت نباش

بالاخره فارغ التحصیل شدیم

وقتی در مورد رویا هامون حرف میزنیم

درس نمیگم؟بیایید در مورد وقتی که بزرگ شدیم حرف بزنیم

من اول میرم

من میخوام مدیر عامل یه شرکت بشم

تو؟مدیر عامل؟

پس منم میخوام همسر یه مدیر عامل بشم

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left