The first 200 lines.
برای بنزین میشه وایستیم؟
از فشار مستراح دارم میمیرم
بنزین داریم
میتونی صبر کنی - بسلان -
احترام،هِم؟
فراموش نکن،قسمت آقایون
انگلیسی بلدی؟
داری چیکار میکنی؟ - ...من،آه -
...من فقط،آم
میخوام با مادرم تماس بگیرم
بزار بدونه من حالم خوبه - دیوونه شدی؟ -
پلیس ممکنه تلفنش رو شنود کنه
میخوای بیافتی زندان؟
،وقتی به چچن رسیدیم
مشکل من نیستی
...تا وقتی که
کنار منی
میخوای بری؟
اونجاست
پراگ امروز
بسلان رانندگی میکنه؟
ممکنه
مسافری شبیه یه زن
کیت؟
نمیتونم بگم
نشونه ای نداره
به جز تامیر کس دیگه ای تو آپارتمان نبود
جابه جاش کردن،درست زیر دماغمون
حدس و گمان
بسلان کسی
بود که کیت رو از پاریس سوار کرد
شاید اون بردتش جای دیگه
اون یه شماره ی اورژانسی داره
اگه نتونه یه تلفن کوفتی گیر بیاره چی؟
باید بریم اونجا،بفهمیم کجا
...بردنش
و 5 ماه نظارتمون رو از بین ببریم؟
!اون یه دختر بچه ی 18 ساله ی مدرسه ایه
اون که یه افسر آموزش دیده ی جاسوسی نیست به خاطر خدا
،گوش کن
تو به زور وارد اینکارش کردی
میخوام بکشمش بیرون
ببین،نمایش اینجا رو من اداره میکنم
من تصمیم میگیرم چه کسی کجا و کی بره
اگه خوشت نمیاد، خوشحال میشم با اف.بی.آی ...تماس بگیرم
تو یه آشغالی
آروم باش،مارتین
...ببین،میدونم نگران کیتی
...پس من ولی مجبوری با سیمون خوب باشی
با سیمون برید به جهنم
...میدونم چطوری بدون مصالحه
برش گردونیم
ماموریت کوفتیش
چطوری؟
دوباره میشم دیمیتری
. مترجم عابد . Abed.Alinejad
دیوونه ای
کلید مخفی
کامپیوتر تامیرو میخوای درسته؟ - آره -
ولی چطور میتونی با تغییر لباس کمک کنی به دست بیارمش؟
دیمیتری و تامیر نزدیک بودن
اعتمادش رو به دست میارم میرم تو آپارتمان
کامپیوتر رو دانلود میکنم
.بی خیال تو یه ذره
.هم برای جاسوسی کار کنی
فقط موضوع کیته - اگه اونه چی؟ -
هردوتون چیزی رو که میخواین به دست میارین
پس ما دوباره نقش رو میسازیم
بعد چی؟
به یه تعداد سناریو برای راه انداختن تماس میایم
تصمیم میگیریم چی بیشتر موثقِ
خودشه؟ یه مشت کس شعر
ببین با چی میایم؟
راه بهتری داری که به کامپیوتر برسی؟
چطور میخوای تامیرو متقاعد کنی تو رفیق قدیمیش بودی
وقتی که هر چی در مورد دیمیتری میدونی از صدها صفحه اومده
که تو پرونده درج شده؟
گابی میسکوا دیمیتری رو میشناخت
میتونه گزارشات پلیس چک رو برامون بیاره
مارتین خلاصه کن
یه نفرو میشناسم که مهتر از خودش میشناستش
ایلیانا
لندن امروز حتی نمیتونی بهم بگی کجا داری میری؟
.اونها نمیخوان بگن با کیت چیکار کردن
من باید امشب برم - ازت انتظار دارن -
سوار یه هواپیما بشی که اونم به خاطر هیچی به جز اون؟
یارو جزئیات رو به سختی گفت
باید بدونی
نباید در موردش با کسی حرف بزنم
حتی شوهر عوضیت؟
...این سفر
یه طورائی به دیمیتری ربط داره؟
در مورد کیته. بهت گفتم
پراگ سال 2001
فکر میکنم دیگه یه همسر مسلمون خوب نیستم
متاسفم. نباید میکردم
من متاسف نیستم
ازدواج من خیلی وقت پیش تموم شده
فکر میکردم روسی زبون دشمنته
مادرم روسی حرف میزنه
برای من زبون قلبهاست
ازم میخوای الان برم؟
نمیخوام بری
ولی دوکو نگران میشه که تو کجائی
اگه مظنون شد چی؟
فقط باید چند روز دیگه شجاع باشی
هِم
پتروویچ
برای رقص باسن برمیگردی؟ - خوب،تو بیشتر از -
رقص باسن داری، مگه نه دیمیتری؟
خوب که چی؟
سکس برخلاف قوانین جمهوری چکِ؟
چی فکر میکنی اگه دوکو زاکایف اونارو ببینه چیکار میکنه؟
حکم مرگ برای ایلیانا صادر میشه
الان تروریستهای اف.بی.آی شدین؟
نمیخوای که نشون داده شه
نه،اولین چیزی که نمیدونی اینه که نمیدونی من چیکار می تونم بکنم
ما باید از ایلیانا محافظت کنیم
ولی تو نه
مردم بوداپست بهمون در مورد ویکتور لوهانسکی
که یه ملاقات بزرگ در 3 روز آینده داره خبر دادن
باید بهمون کمک کنی بکشیمش پایین
خودت دعوت کن
به اندازه ی کافی هست که بهم بریزیش
ولی الان تو بازداشتی
در حقیقت،چیزیه که همیشه بهت گفتم؟ ...جایی برای
عشق تو کار ما نیست. میدونم
پس پیشنهادت که در موردش چیکار کنیم چیه؟
شاید تو باید در مورد عملیات به بالارد بگی
و برای همیشه از تعقیب من دست بکشه
اون یه مشکله،ترنس
میتونم به رئیسا بگم
قطعاً نه
،بهش بگو دهنش رو بسته نگهداره
و شونبولوش رو تو شلواش نگه داره
پس اون باید به اف.بی.آی بگه میتونه یه خبرچین بشه؟
،اگه چیزیه که نیازه تا پوشش رو نگه دارن
اشتباه خودشه...ولی هیچکی
گزارش نده اون مامورِ
نه اف.بی.آی نه قطعاً کشور چک
الان به آرسانوف نزدیک شدی،نه؟
فکر کنم شدم فقط
مهم روزایی که تا دیمتری تماس برقرار کنه
پراگ امروز
مارتین؟
به گابی میسکوا سلام کن
سلام،گابی،ممنون که اومدی
...دوستم مرده
به خاطر تو
دوکری،شمال شرق انگلیس سال 1985
کجا منو میبری؟
نمیتونم بگم
سوپرایزه
صبر کن،این یه راننده ی خصوصیه
کسی اینجا زندگی میکنه - آره -
ما
چی؟
اون یکی از خونه های قدیمی ناظم مدرسه است
کار گرفتی؟
سال اول آزمایشیه
!عالیه
مطمئنی که
که آدم دولت نمیشی؟
به اون کار خونه نمیدن
بیا یه نگاه بنداز
برای اتاق بچه عالیه، درسته؟
بیا منظره رو ببین
خوشت اومد؟ - عاشقشم -
ولی یه ذره دور افتاده نیست؟
منظورت چیه؟
اون بیرون تو شهر
دوستامون چطور میخوان مارو پیدا کنن؟
اگه کسی هم نتونه پیدامون کنه برام مهم نیست
به نظر عالیه،واقعاً
پراگ سال 2001
شاپا؟
از کجا اسم منو میدونی؟
من ایلیانام،همسر دوکو
یه نوشته از شوهرم برای مردی که براش کار میکنی دارم
سوار شو
یه پیام برای ژنرال دارم
سلام علیکم ایلیانا
علیکم السلام
به نظر... خیلی خوشکلتر از روز عروسیت شدی
ممنون،ژنرال
ولی دوکو باید بدونه بهتر از تو باید منو غافلگیر کنه
حتی با یه ملاقاتی خوشکلتر از تو
بهم گفت ممکنه عصبانی بشی،ولی چاره ای نداشت
برای جمیله چه اتفاقی افتاده؟
فکر میکنم همه چیز تو نوشته هست
شاتوی ، چچن امروز
این جا کجاست؟
خونه ی رئیس جمهور کشور
!به چچن خوش اومدی،همه اتون
رانندگی طولانی بود،دوست من،ها؟
بله،طولانی بود،آقای رئیس جمهور
خودتو تو خونه بساز
یه چیزی بخور
کمی استراحت کن - ممنون -
ولی باید برگردم
No comments yet. Be the first to leave one.