Cuba

Cuba

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Cuba-1979-1080p-BluRay-x264--YTS-LT
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian cuba 1979 زیرنویس فارسی فیلم

Tags

bluray
Published on: 2025-11-25
Downloads: 11
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

خیلی خوبه. انتخاب خیلی خوبیه

بفرمایید

به اندازه کافی گرمه

بهتره خشک کنی خودتو. تو ماشین می‌بینمت

سلام، عزیزم./ ژنرال!

رامیرز!

اون سمت راستیه رو برام بیار

عزیزم، تو برو فرودگاه. من باید یه سری به کارخونه بزنم

هاوانا - ۱۹۵۹

ایست! ایست!

شلیک کن! بزن!

اینجا خیلی گرمه. آره واقعاً. نگاش کن!

خانم‌ها و آقایان، لطفاً کمربندهای ایمنی خود را ببندید

ما در شرف فرود در هاوانا هستیم

به شما یادآوری می‌کنیم که به دلیل ناآرامی‌های سیاسی در داخل کشور،

توصیه می‌شود با مقامات نظامی تماس بگیرید

پیش از عزیمت به سانتیاگو یا سانتا کلارا

زنده‌باد سینیور پولیدو!

زنده‌باد سینیور پولیدو! زنده‌باد سینیور پولیدو!

بفرمایید دوستان. خانم واندرلی از هالیوود، کالیفرنیاست

ایشون هر شب دو بار در کازینو کلاب فلامینگو اجرا خواهند داشت

بفرمایید

عقب وایسین، بهش هوا بدین. خیلی نفسش می‌گیره

بفرمایید دوستان. نگاه کنید! نگاه کنید!

نه، تو که از اینا نمی‌خواستی

ایرلاین کوبانا، ورود پرواز دی‌سی-۶ خود را اعلام می‌کند

از نیویورک، واشنگتن و میامی

مسافران از گیت شماره دو وارد خواهند شد

با عرض پوزش، به دلیل مقررات شدید امنیتی، بازدیدکنندگان مجاز به عبور از این مانع نیستند

به دلیل تدابیر امنیتی شدیدی که در اینجا اعمال می‌شود

ایرلاین کوبانا، هم‌اکنون مسافران پرواز شماره ۵۷۱ را سوار می‌کند

ایرلاین کوبانا، هم‌اکنون در حال سوار کردن مسافران است

مسافران پرواز شماره ۲۰۵

سرگرد رابرت دَپس؟

کاملاً. اما دِیپْس. البته. من رافائل رامیرز هستم

دستیار ژنرال بِلو، رئیس ستاد ارتش کوبا

نه، ممنون. از این طرف، لطفاً

نه. لازم نیست. لطفاً

متشکرم. از دیدنتان خوشحال شدم

آقا، ممکن است لطفاً ژاکتتان را درآورده و چمدان‌هایتان را باز کنید؟

این دیگه چه جور کشوریه آخه؟

آدم باید چیکار کنه تا اینطور باهاش رفتار بشه؟

دوست دارید لبخند بزنم؟

این صرفاً برای امنیت شماست

پروازتان خوب بود؟ طولانی

بله. حسابی

کسی هست که مایلند با شما صحبت کنند

می‌گیرمش. می‌گیرمش. نه، نه، نه. هیچی

دو پزو. خیلی سنگینه. ولش کن!

نه، نه. نه، نه

تاکسی نمی‌خوام. منتظرمن

سینیور! اوه، تورو خدا، میشه؟

سرگرد دِیپْس؟

حال شما چطور است؟ راجر مکسول-لفروی هستم

متشکرم

اگرچه ما هیچ اعتراضی به مأمور شدن شما نزد ژنرال بِلو نداریم

مأمور شدن؟ او داره منو استخدام می‌کنه

نمی‌خواهیم افراد کنجکاو از این موضوع باخبر شوند

اگرچه سیاست دولت بریتانیا حمایت از باتیستا است

و از انجام این کار خوشحالیم، حالا که آمریکا تحریم تسلیحاتی اعمال کرده

به اصطلاح مغازه را بسته

با این حال، فروختن تانک‌های کهنه از رده خارج و اتوبوس‌های لیلاند به آن‌ها یک چیز است

اما استخدام یک افسر سابق بریتانیایی چیز دیگری است

شما من را اجاره نمی‌دهید. من خودم را اجاره می‌دهم

ضمناً، میادین آمریکای جنوبی پر از مجسمه سربازان مزدور است

بیشترشان بریتانیایی. بله، واقعاً

و می‌توانید پول را قبول کنید

خب، ممنون. اوه، بله

اما اگر کسی پرسید، تو تراکتور می‌فروشی، درسته؟

تراکتور؟ من هیچی از تراکتور نمی‌دونم

خب، لباس زیر زنانه. بیشتر سربازها درباره اون اطلاعات کافی دارن

اما یادت باشه، از هر نظر که حساب کنیم، تو یک مزدور هستی

ممکن است برای ما مایه دردسر شوی

فکر نکن اگه به دردسر افتادی، می‌تونی سر از سفارت دربیاری

چون اونجا ازت استقبالی نمیشه، رفیق

لری کاتمن. حال شما چطور است؟

قبلاً تلفنی صحبت کرده‌ایم

الکس! الکس! الکس!

سرگرد دِیپْس! اونو بذار کنار

می‌دونی اون کی بود؟ بله. ایشون از یک خانواده قدیمی کوبایی هستند

هستند؟ او پولیدو است

عکس شما، آقا. عکس یک دلار

شما... شما می‌خواهید درباره پول صحبت کنید؟

نه. کاملاً درست می‌فرمایید

کاملاً درست می‌فرمایید. یک خانم جذاب مثل شما...

هر وقت خواستید درباره پول صحبت کنید، به من خبر بدید

حدس می‌زنم شوهرتون سرش شلوغه، نه؟

بله، فکر می‌کنم همینطوره

حدس می‌زنم برای همین شما رو فرستاده

چه خوب

من همیشه می‌تونم درباره پول صحبت کنم

اسقف سیینفوئگوس دیروز از سربازان بازدید کرد

که وظیفه حیاتی باز نگه داشتن پل‌های جاده مرکزی را بر عهده دارند

او در اینجا در حال اجرای مراسم عشای ربانی برای کسانی دیده می‌شود که قرار است وارد عمل شوند

علیه شورشیان در استان لاس ویاس

ورزش. ریچی اشبرن، بازیکن سابق مرکز زمین تیم فیلادلفیا فیلیز،

در اینجا در بازدید از استادیوم بزرگ، خانه تیم هاوانا شوگر کینگز، دیده می‌شود

گفت که فکر می‌کند سطح بازی به خوبی هر آنچه تا به حال دیده است، بود

ترزا کجاست؟ حتماً سر کاره

نه، نه، نه. دیگه نه، ترزا!

باید خودمو جمع و جور کنم.

دوستت دارم. البته که داری.

اما من همین الانشم به خاطر تو دردسر افتادم.

باید فرودگاه می‌بودم تا یه یانکی پولدار رو ببینم.

پس‌پس!

ممکنه لطفاً یه سیگار به من بدین؟

با کمال میل.

ممنون. - خواهش می‌کنم.

باشه، باشه.

رئیس شرکت میوه اعتراض می‌کند.

رئیس شرکت یونایتد فروت اعتراض کرد

که آب یک کارخانه شکر قطع شده بود

چون از پرداخت مالیات شکر که شورشیان طلب کرده بودند سر باز زده بود.

که گفته می‌شود ۱۵ سنت به ازای هر ۲۰۰ پوند شکر است.

غارتگران در خطر شلیک شدن هستند

اگر از اعتصاباتی که با وجود دستورات اعلام شده‌اند سوءاستفاده کنند.

ریورو آگوئرو را به عنوان رئیس‌جمهور انتخاب کنید.

ریورو آگوئرو در سن ده سالگی یتیم شد.

او در مزارع کار می‌کرد، اما در ۱۵ سالگی به سانتیاگو رفت.

جایی که شب‌ها درس می‌خواند و روزها کار می‌کرد.

تا اینکه مدرک وکالتش را گرفت

این مردیه که باتیستا ازتون میخواد بهش رأی بدین

در انتخابات پیش رو

مردی از مردم، مردی از دل مزارع و کارخانه‌ها، مثل خودتون

مهندسان متخصصی که کار مناسبی ندارند

استعدادهای شما می‌تونه کارهای جدیدی براتون تضمین کنه

مثل ساخت هیجان‌انگیز DC-6، یا در زمینه موشک‌های بالستیک میان‌برد

خیلی محصولات تجاری و نظامی دیگه هم هست

فرصت‌های عالی‌ای رو برای مهندسا تضمین می‌کنه

غذای خونگی. سوپ لوبیا لیما ادی فیشر

ستاره محبوب آوازخوان برگشته خونه

بله، خوآن؟ کاتمن اینجاست؟

بله، هست

برای یه لحظه تنهامون بذار، رامون

نباید کارخونه رو بهش نشون بدن؟

خوآن، من هنوز... البته که هستی

و من هنوز خیلی دوستت دارم

واقعاً؟ غرق در عشق

موقعیت خیلی ناخوشایندیه، نه؟

آره. یادمه

این بار دیگه چی شده؟ تقریباً همون همیشگیه.

من دیگه مشروب رو کنار می‌ذارم.

کم‌کم.

بقیه‌اش رو خودم حل می‌کنم. شکر خدا.

وقتی کارا رو شما حل می‌کنین، همه چی چقدر بهتر میشه!

میشه بهم پول بدی؟ حتماً.

برای چی؟ برای سرگرم کردن اون یانکیه.

باشه. ممنون.

خوان، می‌دونم ازش متنفری. متاسفم.

نه، نه، نه. من می‌خوام تو همه‌ی این کارا رو بکنی. واقعاً می‌خوام.

من نمی‌تونم از پسش بربیام مگر اینکه تو منو اداره کنی.

لازمه که تو همه‌شو انجام بدی.

لطفاً؟

خوان، من واقعاً می‌خوام... خوبه.

خوبه. حل شد.

رامون! حالا می‌تونی بیای تو.

آقای کاتمن. سفر خوبی داشتین؟

سنیور پولیدو.

ببخشید... بهم بگو خوان.

نیویورک چطوره؟ عالی!

بذارید ببریم‌تون هتل. حتماً می‌خواید استراحت کنید.

نه، نه. خوبم. عالیه. چند تا چیز رو بهتون نشون می‌دم.

وزیر گردشگری گفت که انتظار داره گردشگری دوباره رونق بگیره

به محض اینکه انتخابات، ثبات دموکراتیک کوبا رو به دنیا نشون بده

سه نفر حلق‌آویز شده پیدا شدند.

جسد سه پسر ناشناس حلق‌آویز شده در میدان پلاس د آرماس کشف شدند.

اینجا شلوغه. من اینو برات می‌گیرم.

اجازه هست؟ نه.

¿ Ha visto a un Senior muy alto con un bigote que pasó por aqui?

No

باید ثبت نام کنید.

یه اتاق می‌خوام که آبش بعضی وقتا گرم باشه.

اگه یه حموم باشه که برم توش، بدم نمیاد.

سلام. ممکنه به ژنرال بِلو اطلاع بدید که سرگرد دِیپز رسیدن؟

و تو هتل رُما هستن؟

بله، ایشون من رو می‌شناسن. ممنون.

چمدان یا بار و بنه‌ای دارید؟ فقط همین چیزایی که همراهمه.

بدون چمدان، ما پول رو باید پیشاپیش دریافت کنیم.

چقدر؟ هرچی صلاح می‌دونید، آقا.

نه، نه. نه. خب، تو که از من گنده‌تری.

آقای رئیس‌جمهور... من نیستم

ما داریم برای ریاست‌جمهوری انتخابات برگزار می‌کنیم. ژنرال باتیستا

شما می‌تونید با تمام خانواده‌تون در امنیت ایالات متحده زندگی کنید، قربان

شما در فلوریدا خونه دارید، قربان

فقط کافیه کنار بکشید، و کارها رو به رئیس‌جمهور جدید بسپارید، هر کی که باشه

اون ریورو آگوئرو خواهد بود

شما می‌خواید تحریم تسلیحاتی رو بردارید؟ من؟ ما؟

من فقط می‌تونم بگم که... ما از این مسائل باخبر نیستیم

چی می‌خواید؟

ما اینجا هستیم تا امور مالی رو بررسی کنیم

بوروی سرکوب فعالیت‌های کمونیستی.

شاید نتونیم به حمایت‌مون ادامه بدیم

آماده‌ای؟

ببخشید، فکر کنم مشکلی پیش اومده، ژنرال بِلو.

من انگلیسیه رو گم کردم. صبر کنید.

آفرین!

بهتره بری پیداش کنی

دارم به دیپس پول میدم. به پلیس بگو بیارش.

قربان. از دیدنتون خوشحالم.

بفرمایید!

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left