The first 200 lines.
قتل در سال ۱۹۴۷ هیچ فرقی با قتلهای الان نداشت
همون خبرنگارها، تیترها و روزنامهها رو داشت
بیستم ژوئن ۱۹۴۷، حسابی با اون ماجرا بزم راه انداختن
معمای قتل اصلاً چیزی نبود
در مقایسه با ناپدید شدن صاحب اون خونه
اون رو ۶۰۰۰ مایل اونطرفتر، توی پاریس پیدا کردن
اون کی بود؟
سؤال خوبیه
روزنامهها بهش میگفتن وارثهای از کنتاکی
و رقصنده سابق استودیو
یه تیتر بهش لقب «معشوقه باجگیرها و گانگسترها» رو داده بود
یه روزنامه دیگه اون رو «سیندرلای سندیکاها» میدونست
خب، اینکه واقعاً کی بود
هیچکس نتونست بهش جواب بده، حتی خود من
و پرونده قتل هم حلنشده باقی موند
۱۹۵۱ بعد، چهار سال بعد در دهم مارس
دوباره سر و کلهاش پیدا شد
و حالا باید مقابل کمیته سناتور استس کیفوور قرار میگرفت
که داشت درباره جرایم سازمانیافته تحقیق میکرد
اسمش ویرجینیا هیل بود
و ۴۵ دقیقه تأخیر داشت
حالا، لطفاً نظم رو رعایت کنید
باید توضیح بدم که دوشیزه هیل اصالتاً اهل کنتاکی هستن
و در جنوب رسم بر اینه که
خانمها، آقایون رو منتظر بذارن
دوشیزه هیل، لطفاً تشریف بیارید پشت میز محاکمه
دست راستتون رو بلند کنید
آیا صمیمانه سوگند یاد میکنید شهادتی که
قراره بدید، تماماً حقیقت باشه، خدا شاهده؟
بله، سوگند میخورم
اوه، و دوشیزه هیل
افتخار میدید عینک آفتابیتون رو بردارید؟
ممنونم
میتونید شروع کنید، آقای هالی
فقط برای اینکه بدونید دنبال چی هستیم
کمیته گزارشهای متعددی دریافت کرده
درباره درآمدها و هزینههای شما
و به عنوان یک نتیجه طبیعی
و با شناخت شرکا و همراهان مختلف شما
و روابطتون
کمیته بسیار مشتاقه که بدونه
منابع درآمد شما چی بوده
و اینکه آیا میتونید به این کمیته
در ادامه تحقیقاتش کمک کنید یا نه
دوشیزه هیل، شما متولد
هاوزویلِ کنتاکی هستید
درسته؟ بله، درسته
اومهوم. چقدر تحصیلات دارید؟
تا کلاس هشتم
و یادتون هست چه سالی
هاوزویلِ کنتاکی رو ترک کردید؟
نه، سالش یادم نیست
دوران رکود اقتصادی بود. فکر کنم ۱۸ یا ۱۹ سالم بود
متوجهم. و وقتی کنتاکی رو ترک کردید
رفتید شیکاگو
رفتم شیکاگو
اومهوم. خب، اوم
توی شیکاگو با گانگسترها قاطی شدید
یا قبلش باهاشون آشنا شده بودید؟
من به این سبک سوالات اعتراض دارم. اینجا دادگاه نیست
برام مهم نیست، من باز هم به این سبک سوالات اعتراض دارم
سناتور، آقای هالی داره سعی میکنه به
اعتبار موکل من لطمه بزنه
خیلی خب، خیلی خب
حالا، دوشیزه هیل، توی کنتاکی مشغول چه کاری بودید؟
مشغولِ زنده موندن، آقای هالی
دلیلش رابطه با گانگسترها بود؟
سناتور کیفوور، من باید اصرار کنم
که به مشاور ارشد دستور بدید
که این سبک سوالات نامناسبه
آقای نتر، باید دوباره بهتون یادآوری کنم که اینجا دادگاه نیست
در جریان هستم، سناتور
پس چرا مدام با رویههای قضایی
وسط حرف میپرید؟
سناتور کیفوور، وظیفه من
محافظت از حقوق موکلم هست
درک میکنم
اما اگه به قطع کردن حرف ما ادامه بدید
ازتون میخوام که اتاق رو ترک کنید
دارید به حضور من در کنار موکلم اعتراض میکنید؟
ما اعتراضی نداریم، به شرطی که بتونیم به کارمون برسیم
موکل شما ۴۵ دقیقه تأخیر داشت آقای نتر
متوجهم سناتور کیفوور
تنها هدف موکل من از حضور در اینجا همکاری کردنه
هرچند، همونطور که به مامورهای شما هم گفتم
موکل من نمیدونه چطور میتونه مفید باشه
آقای نتر، دقیقاً هدف ما هم همینه
اوم... این آهنگِ مورد علاقه منه
عالی نیست؟ تا حالا همچین چیزی شنیدی؟
هیچوقت، ویرجینیا
از کجا آوردیش؟ هی، لروی، میشه یه کم
بهم فضا بدی؟
هر وقت میچرخم، تو درست همونجایی
دوستت داره عزیزم. کاری به کارش نداشته باش
خب، این حتماً بیشتر از حقوق یه ماه کامل قیمت داشته
شرط میبندم یکی از اونهایی که همیشه دور و برِ
فروشگاه پنج و ده سنتی میپلکیدن، این رو بهت داده
بهتره نذاری بابات بفهمه
اگه بفهمه از یه مرد چیزی گرفتی
سیاه و کبودت میکنه
مجبور شدی چیکار کنی تا به دستش بیاری؟
زود باش، بیا با من برقص
بدو. بیا برقص! نه
حالا دیگه میتونم به حرفهای خودِ رئیسجمهور گوش بدم
میخوام مثل اونهایی برقصم که شنبهشب توی شهر دیدیم
دیدی اون اعیونها چقدر باکلاس میرقصیدن؟
خب پس زود باش لروی، اگه میخوای با من برقصی
بهتره باکلاس برقصی
باشه... همینه، فقط دور بزن
بابا... این رو از کجا آوردی؟
مال منه. مال تو؟
آره، واسهاش پول جمع کردم
به من دروغ نگو. هی، دروغ نمیگم
این رادیو رو از کجا آوردی؟
شنیدم دیشب با یکی از اون مردای غریبه توی شهر بودی
نه نبودم بابا. به من دروغ نگو
نزنش
بابا، این کار رو نکن! بابا، تمومش کن، بابا
بابا، نکن
مرده؟
نه، نمرده
اما این یعنی به زودی بیدار میشه
بهتره سریع از اینجا بزنید به چاک
هر دوتاتون! کلهتون رو میترکونه
لروی، وسایلت رو جمع کن. چی؟ چرا؟ کجا میریم؟
داریم میریم شیکاگو. بجنب. شیکاگو
من نزدیک شیکاگو به دنیا اومدم! مامانبزرگ، حالت خوب میمونه؟
چطوری میخواید برید شیکاگو؟ برات پول میفرستم
هر وقت تونستم. لروی، لفتش نده
ویرجینیا... شیکاگو
ویرجینیا، مجبوری چیکار کنی تا ما رو ببری شیکاگو؟
هر کاری که لازم باشه
توی شیکاگو با لئو ریچی صمیمی شدید
درسته؟
بله، درسته. اومهوم
و حالا دوشیزه هیل، فکر میکنید تمایل داشته باشید به کمیته
داستان زندگیتون رو تا جایی که به امور مالیتون
و ارتباطاتی که ممکنه با گانگسترهای شناختهشده داشتید، بگید؟
اوه، فکر نمیکنم آقای ریچی گانگستر باشه
خب، من هم هیچوقت قصد نداشتم بگم هست
اما دوشیزه هیل، فکر میکنید آقای ریچی کیه؟
از کار و کاسبیاش مطمئن نیستم
اما میتونم بهتون بگم که لئو ریچی
اولین دوست واقعی بود که تا حالا داشتم
این بلوند رو دیدم، تورش کردم
میدونی، روز شانس تو بود که آوردمت توی لیست حقوقبگیرها
رئیس، بیخیال. به هر حال، یه شرط سنگین بستم
۱ توی بخش ما یه امتیازی گرفتی. یه شرط ۱۰ به
اوه، عسل
عسل؟ با منی؟
آره، با تو. تو تنها عسلِ اینجایی
هی لئو رو نگاه کن. هی، مادیون قشنگیه، نه؟
فکر میکنی این یکی جمع و تفریق بلده؟ هی، لئو
بهتره مطمئن شی حساب کتابت درسته
به نظر من که درسته
هی، بیاید بریم رئیس. شرط دابل رو از دست میدیم
رفیقت رو ببر. من کار دارم. اوم اوم اوم
شنبه توی پیست مسابقه یا یه همچین جایی ندیدمت؟
من حتی تا حالا پیست مسابقه نرفتم
اوه بیخیال، شوخی میکنی دیگه
واقعاً نمیگم، اما بابام همیشه میرفت
همه چیز رو دربارهاش بهم یاد داد. آهان
برای من این فقط یه جور بازیه، میدونی؟
آره، خب برای من این یه بیزنسه
اوه واقعاً؟ آره، یه بازیه
اگه آدمهای درست رو بشناسی
اوم، روز تعطیلت کیه؟ فردا
اینجا باهات خوب رفتار میکنن؟
اوه آره، خیلی خوب، واقعاً
هی، اگه کسی باهات خوب رفتار نکرد، بهم بگو
حسابِ چند نفر رو میرسم
اوه واقعاً؟ آره
منظورم اینه که من دوست خوبی هستم
بیا، فقط امتحانم کن
این ۲۰ دلار رو فردا توی مسابقه دوم روی «کفشهای بچه» بذار که ببره
گرفتی چی شد؟
همهاش رو؟ آره
کفشهای بچه
۴۰ ۱۰، ۲۰، ۳۰،
صبر کن صبر کن صبر کن یه لحظه
اوکی، این ۱۳۰ تا، بقیهاش رو برو
۸۰ ۴۰، ۵۰، ۶۰، ۷۰،
خیلی ممنونم آقا
این قشنگترین اتفاقی بود که تا حالا برای ما افتاده
اینو نگاه کن! ۱۸۰ دلار بردیم
هنوز باید رسیدها رو نگه داریم یا نه؟
توی کل عمرم این همه پول یکجا ندیده بودم
برنده بودن حس خوبیه. دوست داری برنده باشی؟
سلام! سلام. اسمت چیه؟ ریچی، لئو ریچی
آقای ریچی میخوام ازتون تشکر کنم
اسم تو چیه؟ ویرجینیا هیل. این هم لرویه
خوشبختم لروی
اووه! این از کجا اومد؟
این برای چیه؟ خودت رو مهمون کن برو سینما
میخوام این برنده بزرگ رو ببرم شام بیرون
باهات موافقه؟ ویرجینیا، با تو موافقه؟
تو میتونی بری سینما اما من نمیتونم بیام غذا بخورم
باید برم سر کار
منظورت چیه؟ لازم نیست کار کنی
اوه، من اونقدرا هم پولدار نیستم
No comments yet. Be the first to leave one.