The first 193 lines.
ارائه شده توسط انجمن دنیای انیمه
در سرزمین لیدیل
مسافرخانه، برج، خرس و جشنواره
مسافرخانه، برج، خرس و جشنواره
!خانم! خانم
.خانم، صبح شده
!چی؟
!صبحتون بخیر
.آه ... صبح بخیر
... بدنم
!تکون میخوره؟
!حالت خوبه؟
.آ..آره، خوبم
!مطمئنی؟
.آره، همه چی مرتبه
.بفرما
!میدیش به من؟
!مرسی
.قابلت رو نداره
!صبحونه آمادهست، پس عجله کن
!چی؟! منوی موجودی؟
... یعنی ممکن که این
!آخ
... این ... الف اعظم
.آواتاری که توی بازی "لیدیل" درست کردم
.... پس یعنی من داخل بازی
.به گمونم با شکم خالی نمیشه در افتاد
.هی دختر جون، زودباش بیا بشین
.سوپت داره سرد میشه
.باشه، اومدم
.بفرما، از خودت پذیرایی کن
.ممنون
.چه بوی خوبی میده
آخرین باری که با دهنم تونستم .غذا بخورم یادم نمیاد
!خوشمزهست
وای، تو مطمئناً خیلی راحت میتونی !هندوانه زیر بغل دیگرون بذاری
!ولی تا حالا چجور غذاهایی میخوردی؟
... خب
.یه چیزایی مثل ... قرص، مایعات مغذی و قطره های وریدی
!چی؟
!نه، چیز مهمی نیست
!اگه خوب غذا نخوری نصف عمرت رو به باد میدی
!پس بفرما
!مهمون من !هر چقدر دوست داری بخور
.خـ..خیلی ممنون
!یعنی میتونم همهش رو بخورم
!ولی خوشمزه به نظر میرسه
.ممنون از بابت غذا
.نوش جان
.اینجا خیلی آشنا به نظر میرسه
... بذار ببینم
این مسافرخونه روستای مرزی
بین پادشاهی سفید فلستس و پادشاهی سبز !گروسکیلو قرار داره، مگه نه؟
صبر کن، این روستا از اونجایی که ،توی مسیر بازرگانی قرار داره
.باید آباد باشه
... ولی
!اتفاقی افتاده؟
،یادم میاد آخرین باری که اینجا بودم .این مکان خیلی سرزنده تر بود
سرزنده تر؟! این موضوع .مال 200 سال پیشه
!200سال پیش
پس از تاسیس پادشاهی فلسکیلو
.اوضاع حسابی قاراشمیش شد
!فلسکیلو؟
!این دیگه چجور اسمی ـه؟ انگار که یکی دوتا
!پادشاهی سفید و سبز رو باهمدیگه ادغام کرده
یعنی اینجا "لیدیلی" نیست که !توش بازی میکردم؟
!چی؟! تو فلسکیلو رو نمیشناسی؟
.خب ... آره .خیلی وقت که اینجا نبودم
مدتها پیش، هفت ملت پیوسته باهمدیگه میجنگیدن
.و همه جا به ویرانه تبدیل شده بود
،بعدش، چون درگیری حسابی داشت بیخ پیدا میکرد
.خداوند از میون آدمها رهبرانی رو برگزید
اون رهبران سخت تلاش کردن ،و تونستن تعداد پادشاهی رو به سه تا کاهش بدن
.و وضعیتمون الان از این قراره
.اصلاً ازش خبر نداشتم
هفت پادشاهی سنگ بنای .دنیای "لیدیل" بودن
،یعنی من توی همون دنیا هستم !ولی 200 سال از اون موقع که بازی میکردم میگذره؟
!تو واقعاً خیلی وقت پیش اینجا اومده بودی؟
.درسته ... ولی فقط یکبار
!الحق که الفها عمر طولانی دارن
.اسم من مارله. این فسقلی هم لیت ـه
.از آشنایی خوشبختم
.اسم منم کیناست
... آه، درسته
.ببخشید، من دوست دارم یه مدتی تو این مسافرخونه بمونم
!برای شروع این مقدار کافیه؟
!هی، عقلت رو از دست دادی؟
!این همه پول رو نباید در ملا عام نشون بدی
!چی؟! این همه پول؟
چهار سکه برای گذروندن ده شب .توی این مسافرخونه کافیه
!عه؟! واقعاً؟
به گمونم توی 200 سال ارزش پول ملی .تغییرات زیادی کرده
.... خب، پس با این مقدار
.یه مدتی مزاحمتون هستم
.البته، پرداختی دریافت شد
.اینجا رو خونه خودت بدون
.و نیازی نیست خجالت بکشی
.همین که گفت
... خب، حالا
کینا الف اعظم جادوگر
مهارت اصلی
پادشاهی سیاه لیپراس
.1100 اسم کینا. لول
.نژاد: الف اعظم
.03 عنوان: مهارت اصلی شماره
کینا الف اعظم جادوگر
مهارت اصلی
پادشاهی سیاه لیپراس
.به گمونم چیزی تغییر نکرده
.وضعیتم ... وای، حسابی قویم
،بیان کردن این حرف زیاد متواضعانه نیست .ولی خدایی خیلی قوی هستم
... حالا بریم سر آیتمها
!آه، درسته !کی چان، اینجایی؟
.بله. من همینجام
.هرچی نباشه وظیفه من حمایت از شماست
!دوتا موضوع فوری هست که باید بهت بگم
!فوری؟
!اول اینکه ارتباطت با سیستم بیمارستان قطع شده
دومی هم اینکه ارتباطت با سیستم .اصلی "لیدیل" قطع شده
!ارتباطم رو با سیستم بیمارستان از دست دادم؟
!اتفاقی افتاده؟
حدس میزنم بعد به خواب رفتنتون .برق قطع شده
... قطعی برق
... احتمالاً به دلیل قطعی برق
،ذهنم یجورایی به بازی نفوذ کرده ... ولی بدن فیزیکیم
... لعنتی
!چی، شب شد؟
بجز من بازیکنهای دیگه ای بایدتوی !این قاره حضور داشته باشن؟
.یعنی الان دارن چیکار میکنن
،اول از همه باید قلعه ام رو پیدا کنم .بعدش اطلاعات جمع آوری کنم
!یعنی الانم میتونم همون کارو انجام بدم؟
.مهارت جادویی: روشنایی
.سطح یک: برو که رفتیم
!لیت چان؟! اتفاقی افتاده؟
!ببخشید ... حالت خوبه؟
!حالم خوبه. این فقط یه نور بی ضرره
لیت چان، احیاناً این اولین باری !که جادو میبینی؟
به گمونم برای یه روستایی معمولی .دیدن جادو به ندرت اتفاق میفته
!که اینطور، پس تو برام فانوس آوردی؟
.نه، دیگه مهم نیست. این یکی روشنایش بیشتره
.کارت واقعاً معرکهست
... راستی
.دیگه وقت شامه
.آه ... سلام
.از اینکه اینجا خیلی شلوغه معذرت میخوام
،ولی هیچ کدوم از اینا ادم های خطرناکی نیستن .پس با آرامش غذات رو بخور
.هی، خیلی نامردی
!آره
.دختر جون، مراقب باش
شاید به قیافهش نخوره، ولی قبلاً ... بهترین مبارز دهکده
.خفه شو
.زودباش. تا وقتی از دهن نیفتاده غذات رو بخور
.باشه. مرسی
!ها؟
.اسم من لوئین ـه .دختر بزرگ مارل
.عصرها برای کمک اینجا میام
!تو هم باید کینا باشی، مگه نه؟
.خب ... همینطوره
.بیخیال، لوئین ـه، غذا داره سرد میشه
،اگه اینقدر برای گپ زدن وقت داری .بجاش برو نوشیدنیها رو سرو کن
.باشه، باشه. از دست تو، مامان
.خوشمزهست
به هر حال، کینا، تو همچنین جای !دور افتادگی چیکار میکنی؟
... خب ... راستش
.دنبال یه چیزی میگردم
!دنبال چیزی میگردی؟
!مثلاً چی؟
.هووم ... دارم دنبال خونه ام ... برج نقره ای میگردم
!میخوای به همچنین جای ترسناکی بری؟
!لـ ...لطفاً بیخیالش شو
!هـ ...هاه؟
!شما می دونید برج کجاست؟
طبق افسانه ها اونجا یه جادوگر حلقه نقره ای !وحشتناک زندگی میکنه
!حالت خوبه؟
!البته، حالم کاملاً خوبه !هیچ مشکلی هم نیست
!پس بهتره برم بخوابم !شبتون بخیر
!موندم یهویی چش شد؟
... با وجود گذشت 200 سال، هنوزم
.لقب احمقانه ام " جادوگر حلقه نقره ای" سر زبونهاست
.خیلی خجالت آوره
گذشته تاریکم، جایی که توش روحیه ... خیلی از گیمرها رو لگدمال کردم
.آه، صبر کن
اگه گذشته تاریکم هنوز ورد زبونهاست .پس میشه برداشت کرد که گیمرهای دیگه ای هم همین اطراف هست
.بسیار خب، فردا سعی می کنم برم قلعه ام
!ویدل کینا 317 ساله
!سس! اگه بیدار بشه چیکار میکنی؟
.متاسفم
.زودباش، عجله کن .یه الف مسافر حتماً کلی پول همراهش داره
.باشه
فعال سازی ماژول تنبیهگر مزاحم جادوی احضار: روح رعد و برق
!داداش، ولم کن
!فقط خفه خون بگیر و فرار کن
.گزارش غیر ضروری تشخیص داده شد
No comments yet. Be the first to leave one.