The first 189 lines.
تا سه میشمرم و میندازمش
یک
دو
ببینش - چی دستش گرفته؟ -
بریم،بریم - لعنتی،بدو -
برو - بدویین -
انفجارهای زنجیره ای سال 1984 در ماچئون
که با عنوان "کیمرا" هم شناخته میشن
سه نفر در انفجار های مرگبار ناشناس کشته شدن
و هر سه ی اونها عضو تیم تحقیقاتی یک دانشگاه بودن
...یک ماه بعد،مظنون پرونده دستگیر شد
اما در طول دوران بازجویی دست به خودکشی زد
اینها تمام اطلاعاتی هستن که ما در اختیار داریم
سم؟
سم؟
گوشم با توئه
همه ی اینا داره دوباره اتفاق میفته
بنظرت یه تقلید از پرونده ی قدیمیه؟
تو گفتی که یه مظنون دارین
دکتره
خب،انگیزه ای برای اینکار نداره
و هم اینکه سال 1984،فقط هفت سالش بوده
قاتل زنجیره ای هفت ساله؟
برای عنوان کتاب محشر میشه
جدی میگم،سم
جان ونابلز،رابرت تامپسون و پرونده ی بولجر (پرونده ی واقعی مربوط به سال 1993،ربایش،شکنجه و در نهایت قتل جیمز بولجر سه ساله به دست دو کودک ده ساله)
...قربانی دو ساله رو به سمت ریلهای قطار آوردن
و فقط برای خوشگذرونی،تا سر حد مرگ کتکش زدن
دو تا مجرم این پرونده،اون زمان فقط ده سالشون بوده
پس تمام احتمالات رو در نظر بگیریم،درسته؟
هیجان زده بنظر میرسی
همه چی خوبه؟
کتاب یا کار؟
هر دو
خوبه،همه چی خوبه
مردم اونجا چطورین؟
جالب توجه و جذاب
...سعی میکنم فقط ببینمشون
و تحلیلشون نکنم
امیدوارم باهاشون وقت بگذرونی
نه اینکه فقط ببینیشون
باشه
میتونی کمکم کنی؟
منو شکست نده،همین کافیه
میتونی یه قولی بهم بدی؟
که این گفتگو رو عین یه راز پیش خودت نگه میداری؟
حقایقو نادیده بگیر و به خود شخص نگاه کن
نکن
تو باید روی چیزی که هستم تمرکز میکردی
ولی فقط حقایقو دیدی
نه منو
نه
اینکارو نکن
بیداری؟
احساس گیجی یا سرگیجه دارین؟
...اینجا کجاست
شما توی بیمارستانین
یادتون نمیاد اومدین اینجا؟
چطوری اومدم اینجا؟
نیمه شب با آمبولانس آوردنتون اینجا
دوستتون شما رو رسوند بیمارستان
دوستم؟
همون مرد قد بلند
توی تجویز داروها کمک کرد
حتی خودش زخماتونو بخیه زد
واقعا آدم خوبی بود
توی کدوم بیمارستان کار میکنه؟
الان کجاست؟
یکم پیش رفت
لعنت بهش
فعلا نمیتونین تکون بخورین
اون گفت ممکنه بخاطر ضربه ای که به سرتون وارد شده،دچار خونریزی تاخیری بشین
برای همینم گفت قبل از اینکه بخواین از اینجا مرخص بشین،بهتره که یه سی تی اسکن از سرتون گرفته بشه
چرا بدون اینکه درخواست نیروی پشتیبانی کنی،خودت تنهایی رفتی؟
وقتشو نداشتم
هنوزم همونی
من مطمئنم پلیس کره هم یه تشریفاتی برای پیروی داره
...الان که بحثش پیش اومد،واقعا ممنون میشم
...اگر کاپیتان کو و تیم تحقیقات
از این موضوع خبردار نشن
ینی حتی اجازه هم نگرفتی؟
خدای من
مامور هسوی
ببخشید
فقط باید دنبال اون مرد بگردم
اجازه بده بفهمم اون کیه
...اونی که لی جونگ یوپ دنبالشه
هیچ ربطی به تحقیقات ما نداره
ما دنبال اونی هستیم که "سون وان کی" و کاپیتان "هان جو سئوک" رو کشته
نظرت در مورد این چیه؟لی جونگ یوپ،دنبال هر کی که رفته،طرف بعدش مرده
اگه مرد دیشبی،هدف بعدی باشه چی؟
این فقط یه حدسه،مدرک عینی واسش نداریم
اینجور مواقع بهتره که با حس درونیت پیش بری
میدونی این طرز تفکر چقدر خطرناکه؟
مامور هسوی
میتونی فقط اینبار رو بهم اعتماد کنی؟
لی جونگ یوپ،سال 1984 به فرزند خوندگی پذیرفته شده
خیلی چیزا با هم همزمانن که نمیشه اسم تصادف روشون گذاشت
این چیزیه که من فکر میکنم
...من باور دارم که پرونده ی کیمرا مربوط به سی و پنج سال پیش
پایه و اساس اتفافاتیه که الان باهاش درگیریم
اگر این همون پرونده نباشه،چطوری میشه همون اتفاقات بعد سی و پنج سال تکرار بشن؟
دیشب نزدیک هزار تا گزارش دریافت کردیم
مردم نیمه شب زنگ میزدن و میپرسیدن آیا زلزله اتفاق افتاده
...یه آشوب جزئی به پا شد،ولی
چی منفجر شده؟
نمیتونم یه گلوله یا چیزی برای این اتفاق پیدا کنم
خیلی عجیب غریبه
هی،خانوم،شما اجازه ندارین به همچین جاهایی بیاین
...نه.اون
عقب وایسا،نباید اینو استنشاق کنی
این یه ترکیب از کلر و روغن ترمزه
بعد از انفجار،گاز آزاد میشه
نه باید تنفسش کنین،نه بذارین با پوستتون تماس پیدا کنه
برای سیستم تنفسیتون مضره و حتی میتونه باعث مرگ بشه
...خب،این همون ماده ی ضد عفونی کننده ی استخره
که با روغن ترمز ترکیب میشه و میتونه باعث انفجار شیمیایی بشه
این همون چیزیه که تحلیلگر ما میگه
تحلیلگر؟
عجب،واحد تحقیقات الان همه جور کارمندی داره
...آه،راستی،کارآگاه پنگ
میدونین اونایی که دیشب اینجا بودن کجایین؟
مطمئن نیستم
آدمای اینجا اهل هیچ تشکیلات و دسته ای نیستن
برای همینم اگر بعد ارتکاب جرم،یهو سوار قایق شدن و رفتن،هیچ کاری از دستمون برنمیاد
اون چجور شرکتیه؟
بالا رفتن
عشقم،اگه نمیخوای آبجو تو بخوری،میذارمش کنار واست
کیه؟
کیه؟
تو کی هستی؟
عشقم
چیکار داری میکنی؟ !عزیزم
...چی...چی
!ولم کن!ولم کن میگم
چرا داری اینکارو باهام میکنی؟
لی سانگ وو رو یادت میاد؟
یادت نیست؟
...تو...تو
یادم نیست
همون کارمندی که از صنایع شیمیایی ته سام اخراج شد
سی و پنج سال پیش،تو اونو به عنوان مظنون پرونده ی کیمرا معرفی کردی
بدون هیچ مدرکی گفتی که مجرمه
منظورت از "بدون مدرک" چیه؟
تو که گفتی نمیشناسیش
...تو
تو کی هستی؟
چرا داری اینا رو ازم میپرسی؟
لی سانگ وو چطوری مرد؟
چرا از من میپرسی؟
توی روزنامه ها نوشته شد،همه ی دنیام خوندنش
چرا از من میپرسی؟
اون خودکشی نکرد،درسته؟
توی هشتم آگوست سال هزار و نهصد و هشتاد و چهار
روزی که لی سانگ وو مرد،چه اتفاقی افتاد؟
تو میدونی چه اتفاقی افتاده
اون شب شیفت بودی
تو کشتیش؟
تو کشتیش؟
ای خداا
من اصلا نمیدونم داری در مورد چی حرف میزنی
سراغ آدم اشتباهی اومدی
اگه دنبال کسی میگردی،برو پیش پلیس،اونا کمکت میکنن
همینطوری که نمیشه از همه سوال بپرسی
خدایا،چه روز مزخرفی
تو یه شهروند بیگناهو تهدید کردی
دلت میخواد بری زندان؟
اگه دوباره ببینمت
به پلیس میگم که باهام چیکار کردی
!تکون نخور
آروم برون،پسر جون
باک یون چول
کجا داری میری؟ - میرم رامیون بخرم -
عمرا اگه بهش پول بدم
اون از خونه فرار کرده
چطور جرئت میکنه پول بخواد؟
اشتباه میگم،جناب؟
نه
ولی،آقای محترم،ایشون باید بچه ها رو بزرگ کنن
به اون پول احتیاج دارن
...اما
کاری به اون نداشته باشین،ادامه بدین
باشه
...پس
اون خونه رو ترک کرد چون نمیتونست منو تحمل کنه
الانم نباید درخواست پول داشته باشه
...اصلا چرا باید همچین مبلغی نیاز داشته باشه
پونصد دلار برای مراقبت از دو تا بچه؟
اون زن نمیدونه گذروندن یه زندگی چقد سخته
No comments yet. Be the first to leave one.