The first 200 lines.
...آنـچــه در "ریـوردیـل" گـذشـت
پالی در اصل توی خونهی بلاسمها نفوذیِ ماـه و طرف ماست
خانواده بلاسم یه دستایی تو مرگ جیسون داشتن
و من میخوام اینو ثابت کنم
بابای من، بابای جاگهد رو استخدام کرد تا درایوین رو به فنا بدن
بابا، تو هیچ دستی توی مرگ جیسون بلاســم داشتی؟
منـکه قاتل نیستم
- حرفاشو باور میکنی؟ - آره
دخترِ "هایرم لاج" اینجاست
یه چیزایی راجب در ارتباط بودن پدرش تو مرگ جیسون میگفت
این بچهها از کلانتر هم بیشتر !میدونن و باهوش ترن بابا
...من گند زدم، ورونیکا
...هر روز به این فکر میکنم که
اگه با مامانم از ریوردیل میرفتــم چی میشد؟
سلام، عزیزم
مردم دوست دارن با خودشون بگن که مرگ جیسون بلاســم
همه چیز رو تو دبیرستان ریوردیل تغییر داد
،ولی یه چیزایی مشخصی ،یه مراسم و سنتهای مشخصی
هیچ وقت عـوض نمیشن
مثـلا، مراسم خوشآمد گویی به دانش آموزان رو در نظر بگیرید
با اینکه پیرهنمسابقهی جیسون دیگه بازنشسته شده بود
با اینحال تیم "بولداگ" ریوردیل با رقیبای قدیمیشون یعنی
تیم "ریون" دبیرستانِ بکستر بازی میکردن
اونم وقتی ویکسونهای ریوردیل چیرلیدریشون رو میکردن
من فقط دارم یکم از وظایفم تو بخش دکور رو میسپرم دست اثل
تا بتونم تمرکزم رو روی بلو و گلـد" نگه دارم"
غیر قابل قبوله
"شما یه تعهدی دادی و وظیفهای رو قبول کردین "خانم کوپر و باید بهش احترام بذارید و انجامش بدین
،مخصوصا چونکه این مراسـممون به علاوه یه هفتهی "تجدید دیدار" هم هست
درست مثل سالهای گذشته
فارغالتحصیلی های گذشتهی دبیرستان ریوردیل
میان به شهرمون تا درست مثل قبل، روزهای جوونی
و آزادانه ترشون رو یه بار دیگه زندگی کنن
یا جبران اون زمانای گذشته رو بکنن
...آرچی، برای این اومدم اینجا
بخاطر قضیهی طلاق اومدی
واسه اینکه من زنگ زدم به بابا
میدونی، من با خودم گفتم حتما ریوردیل برات نسبت به شیکاگو بهتر باشه
- ...امنتر باشه - چیزی نیست، مامان
واقعا میگم من حالم خوبه
و منظورم اینه که، انقدرا هم بد نبوده
رُفقام واقعا محشرن
من و بابام الان از همیشه به هم ...نزدیک تریم. و تازه
چند وقته خوانندگی میکنی
ترانهنویسی، آره... و خوانندگی
و بابات برام تعریف میکنه که انگار خیلیم خوب میخونی
امیدوارم قبل از اینکه برم چندتا آهنگ برام بزنی
آره، حتــما
تو مراسم رقص نمایش دارم، پس ...اگه میخوای اجرای زندم رو ببینی
اینکه محشره، پائول
در جریان خبرا میذاریمون دیگه، نــه؟
خیلی خب، ممنون... مـرسی
بالاخره یه خبرای خوبیم هست؟
داشتم با وکیل بابات حرف میزدم
انگاری، بیانیههامون واقعا ،یه تغییری ایجاد کرده
و قاضی هم انگار مایله که به پدرت یه چند روز آزادی موقت بده
چند روز یعنی؟
تقریبا اندازهی همون زمانی که تو زندان بوده ...شایدم چند ماه بیشتر، که اگه اینطور باشه
بعدش چی؟
برمیگردیم نیویورک؟
یا پدرت میاد همینجا پیش ما
جرمایی که مرتکب شده چی؟
که احتمالا شامل جیسون بلاسم هم میشه
بس کن، ورونیکا
هیچ مدرکی نیست که پدرت ربطی به اون قضیه داشته باشه
اون بخاطر خانوادهی بلاسم توی زندانه، مامان
این بهش یه انگیزه میده
خیلی خب ورونیکا، تو باید از پدرت حمایت کنی
نه که تو ذهنت به یه ...آدمِ بد تبدیلش کنی
و دوباره میگم، برای چیزایی که مدرکی راجبشون نداری
،بابا
ببینم از قبرت بالاخره در آوردنت؟
حس خیلی خوبی دارم، جاگ
تازه میخوام، تیپمم خوب باشه
ریشامو زدم، یکمم خونه رو تمییز کردم
...یکم دیوارا رو رنگ کردم
یکم قهوه و دونات گرفتم، بخـوریم
و تازه این یارو... مقالت رو هم خوندم؟
یا این نوشتت؟
- خدایی؟ - آره
- واقعا؟ - خودم ازت گرفتمش، مگه نه؟
آره، نمیدونم با خودم گفتم، شاید فقط داشتی تظاهر میکردی که علاقهمندی
واقعا محشـره
من خودم، به زور بتونم دو تا جمله رو به هم وصلشون کنم، بگم
ولی تو... تو یه استعدادِ خاصی داری
خداروشکر که تلفش نمیکنی
میشه چندتا سوال ازت بپرسم؟
.آره. البتـه
حالا چرا جیسون بلاسم؟
بین این همه موضوعایی که ،میتونستی راجبشون بنویسی
چرا یه بچهی مرده رو انتخاب کردی؟
نمیدونم، یجورایی اینطوری بود که انگار خودِ جیسون منـو انتخاب کرد
تا داستانی رو بگم که کسی قرار نیست تعریفش کنه
یا حتی نمیدونه چطوری تعریفش کنه
اونم به عنوانِ کسی که داره از بیرون به داستان نگاه میکنه
فکر میکنی کی کشتتش؟
یعنی میگم، تو و بتی خیلی درگیر این ماجرا شدین حتما باید یه نظرایی داشته باشین
،بنظر خودم، سوال اصلی این نیست که
کی کشتتش"؟"
،بنظر من سوال اصلی اینه که
که آیا ریوردیل یه جای خوبیــه
یا یه مکانی مملوء از تاریکی و شرارت
یا هر دوش
بیشتر چیزا هردوش رو دارن
میتونم یه پیشنهادی بدم؟
بتی هم همینو میگه، بعد یه دفعه ده، دوازده تا پیشنهاد میده
بنظرم، بالاخره بعد از یه زمانی، دیگه باید
بیـخیـالش شی
نمیتونی به خودت اجازه بدی که این تنها داستانی باشه که قراره تعریفش کنی، جاگهد
درک بابا، اصلا نباید مهم ترینشونم باشه
رانی"، صبـر کن"
هی، من فقط میخواستم توضیح بدم چرا دیشب بعد از جشن بهت زنگ نزدم
مامانم یه دفعهای دیشب پیداش شد
چیزی نیست، توضیحی نمیخواد بهم بدی
وایسا، ورونیکا
ببینم خدایی نمیخوایم راجب اتفاقی که دیشب بینمون افتاد حرف بزنیم؟
آرچـی
ما یه لحظهای برامون پیش اومد یه لحظهی قشنگ ولی گــذرا
- بابا شب رو باهم گذروندیم - خـوابیدیم بابا، اونم تو تختهای جدا
من از هیچ کاری که انجام دادیم یا از هیچ حرفی که زدیم پشیمون نیستم، ورونیکا
منم همینطور
ولی من فکر میکنم تو بدرد دوست پسر بودن میخوری
منم موافقم، بیا این نظریه رو توی مراسم رقـص امتحانش کنیم
متاسفانه، من الان توانایی اینو ندارم
که هیچ چیزی رو با هیچ کسی امتحانش کنــم
خب، اگه اینطوریه
اگه آخرش بتونیم اون آهنگ دونفرمون رو با هم بخونیم چی؟
من یجورایی به مامانم گفتم که امشب اجـرا دارم
ببین، آرچی من واقعا متاسفم ولی برای هزاران دلیل
مجبوریم که تظاهر کنیم اون لحظه هیچوقت اتفاق نیفتاد
بعــدا میبینمت
!چه عجب .اون درو ببند
خانما، ازتون میخوام که خوب یه نگاه به این اتاق بندازید
هر کسی که الان توی این اتاق نیست مظنون احتمالیِ
قتل جیسون ـه
که شامل اون گروه "پوسیکت" هم میشه
...خدای من، مامان
حالا، بیا راجب بابات حرف بزنیم
اون یه کینهی عمیق نسیت به خانوادهی بلاسم داره، پس آره
کامــلا احتمالش هست که
از توی زندان یکی رو استخدام کرده باشه تا جیـسون رو بکشه
شاید پدر جاگهد
یعنی اینو باور میکنی؟
بابای من به بابای جاگهد پول داد تا درایوین رو بزنه خراب کنه
- ...شاید بهش یه پولیم داده باشه تا - مرتکب قتل بشه
و تا اونجایی که ما میدونیم، حتی اون یارو گی ـه گریسر"، عضو گروه ابلیس جنوب، هم همدستش بوده"
و اینا رو بر چه اساسی میگی؟
که "اف پی" و خواکین رو دیدی داشتن با هم حرف میزدن؟
اصلا بنظر نمیومد که داشتن صحبت میکردن
بنظر میومد که داشتن توطئهچینی میکردن
راجب چی توطئهچینی میکردن؟
این دقیقا همون چیزیه که ازت میخوام بفهمیش
یا از طریقِ جاگهد "یا مستقیما خودِ "اف پی
البته، بدون مشکوک کردنشون
برای همینم هست که من یه لیستی از سوالات ظاهــرا بیضرر و معمولی برات آماده کردم
من قبـلا خودم از جاگهد رُک پرسیـدم
که بنظرش، پدرش هیچ ارتباطی با مرگ جیسون داشته یا نه
و گفتش هم، نــه
و منم حرفش رو باور کردم هنوزم بهش باور دارم
بتی، تو زیادی درگیرِ این ماجرا شدی
نمیخوام برم به جاگهد توهین کنم
یا با وارد شدنم توی این قضیه بهش خیانت کنــم
حالا اگه میشه منو ببخشین، باید برم برنامهی مراسم رقص رو بچینم
بیا ورونیکا، بزن بریم
خانم کوپر؟
جانـم؟
من میفهمم چرا بتی نمیخواد خودش رو درگیر این ماجرا کنه
ولی من اون اندازه وفاداریای که بتی نسبت به خانوادهی "جونز" داره رو ندارم
- گوش میدم - اینکه بهتون کمک کنم حقیقت رو
راجب "اف پی" بفهمین، به خودمم کمک میکنه حقیقت ماجرای بابام رو بفهمم
و اینکه آیا اون واقعا "اف پی" رو استخدام کرده تا بره جیسون رو بکشه یا نه
دقیقا، منظورت چیه ورونیکا؟
منظورم اینه که
گه میخواید برید سراغِ بابای جاگهد خانم کوپر، منــم هستــم
ببخشید که مزاحم میشم
ولی یهچیزی باید بهتون بگــم
،چیزی که غیر مستقیم به تو هم مربوط میشه، بتی
من پالی رو قراره به عنوان همراهم توی مراسم رقص بیارم
و قراره خودمون رو به عنوان دو ملکهی مراسم هومکامینگ کورت" معرفی کنیم و نامزد بشیم"
- چونکــه؟ - برای اینکه، "دخترِ اسمورفیِ" عزیزم
از اول هم، حقِ جیسون و پالی بود که توی این مراسم تاجگذاری بشن
و این بهترین کاریِ که میشه بعد از اون انجام داد
پس... یادتون نره بهمون رأی بدین
و همتون رو تو مراسم تاجگذاری میبینم
...بتی، راجب اون مراسم رقص
میشه منم چندتا آهنگ اجرا کنم؟ ...آخه یجورایی به مامانم قول دادم که
وایسا ببینم، نمیـخوای اینکارو کنم؟
نه، نه، منظورم این نبود ...آرچی، آخه موضوع اینه که
این مراسم باید باحال و شاد باشه
و آهنگای تو، هر چقدرم که ...محــشرن
وقتی آدم بهشون گوش میده، فاز میگیره رگش رو بزنه
- البته یه جور خوب ها - آره یه جور عالی
ولی نمیخواد نگران باشی، بتی
چونکه آرچی ازم خواست تا باهاش بخونم
و داریم به این فکر میکنیم چندتا آهنگِ شاد و "دوپس دوپس" بخونیم
واقعــا؟
آره دیگه اینطور نبوده؟
نه که شکایتی داشته باشم، رانی
ولی چرا یه دفعه نظرت عوض شد؟
چونکه امیدوارم به این درخواستی که الان قراره ازت بکنم، جواب مثبت بدی
No comments yet. Be the first to leave one.