The first 167 lines.
باید اقرار کنم که .کازوال خیلی قدره
خیلی تحت فشار گذاشتمش تا امتحانش کنم
نه تنها ککش هم نگزید .بلکه تهدیدم هم کرد
شاید فقط یازده سالش باشه مثل گارما .ولی خیلی شهامت داره
،اگه بخوای یک امپراتوری زابی هزار ساله تاسیس کنی
!با اون مشکل داری
.انگار داری بهم دستور میدی، کیسیلیا
جسارت نمیکنم. فقط امیدوار بودم که .اشتباه گذشتهم رو اصلاح کنم
.به همهی این موضوعات کلی فکر کردم
!دخالت نکن
...ولی حالا که ساسرو دیگه نیستش
.برنامهریزی رو بسپار به من منظورت اینه دیگه؟
.چرند نگو ،به جای برنامهریزی
پیشنهاد میکنم که برای آرامش روح .ساسرو دعا کنی
قسمت 2 قولی به مادر
.اوه، هیچ خبر نداشتم که شما برگشتین، مادام روزلوسیا
.البته .این جا خونهی منه
.البته که هست
.اینجا خیلی سر و صدا هست نمیشه صحبت کرد
.بیا بریم یه جای آروم صحبت کنیم
.بعدا بیا اتاقم
.باید به برج بری
.بسیار خب
.اون برج جای بدی هم نیست
جدا از اینکه کوچیکتره .و شب هم حس تنهایی بیشتری بهت میده
در اصل برای خلوت و فکر کردن .ساخته شده
کسی نمیدونه در این مکان چند تا .از ایدههای دیکون شکل گرفتن
احساسات خیلی از ما نسل دومیهای .کولونی داخلش نقش بسته
.رنجهامون، ناراحتیمون، امیدهامون
.تنفرهای پلیدمون
این دیگه چه کوفتیه؟
امنیت چه مشکلی پیدا کرده؟
باتلر! کسی این جا نیست!؟
...تف بهشون
همشون وقتی فرصت رو دیدن .با عجله رفتن
.آقای رال
.یه پیام دارین
چی!؟ .آسترایا رفته برج»
«.امشب خانواده با همن. باید الان اقدام کنید
اینو کی فرستاده!؟
میخواین بهش رسیدگی کنم؟
هامون، هان؟
.شوخی بدی بود
.این اطلاعات شوخی نیستن
از حالا بع بعد آسترایا تحت بازداشت .خونگی سفت و سختیه
.بیرون کشیدنش غیر ممکنه
.تصمیمتون چیه
...چقدر احتمال داره که زابیس میخواد صبر کنه
بچهها بزرگ شن و به قدرت برسن؟
.به هیچ وجه .سیصد درصد مخالفم
این امر بدون همون قدر احتمال پیروزی .در جناح ما امکان پذیر نیست
ولی میشه انجامش بدین؟ میشه ببریدش به بندرگاه؟
.نگران نباش .یک روش نقل و انتقال کاملا امن دارم
!بابا
.ا اوه، تویی
چنین موقعی برنامهت چی بوده!؟
.ای وای. بازم سماجت مسخرهت
!بدون جنگیدن نمیتونن حریفم بشن
اگه فرصت پیدا کنم !دگوین را با خودم میبرم
.بابا، بی خیال اون
من تدارکات رو آماده کردم .تا به زمین فرار کنی
چی!؟ واقعا!؟
.آدمایی که آماده کردم همه چیز رو مدیریت میکنن
!آفرین !خیلی ممنونم
!برای همین وارث خانوادهی رال هستی
این جا خونهی جدیدمونه؟
!این جا مال منه
!از این خونه خوشم میاد
،با اینکه راهروها یکم تاریکن
.و حیاطش هم یکم کوچیک و کثیفه
!ولی خودم تو تمیزکاریش کمک میکنم، پس طوری نیست
مگه نه، مامان؟
.آرتشیا، اینقدر ندو اطراف
!لوسیفر! بیا اینجا
.آروم باش، آرتشیا .کازوال، بیا پیش ما
...یه چیز خیلی مهمی
.میخوام بهتون بگم
!ششش! آرومتر
!کسی نباید صدامونو بشنوه
،اگه اون آدما ترسناکا بفهمن !همه مون میمیریم
تو نمیای، مامان؟
چرا؟
!نمیخوام با تو بیام
!نه، نه، نه، من نمیخوام برم زمین
!اگه تو باهامون نیای نمیخوام برم، مامان
،متاسفم آرتشیا !منظورم رو درست نرسوندم
.من بعدا میام پیشتون .الان نمیتونم باهاتون بیام. همین
پس... کی؟ کی میای پیشمون؟
بگو دیگه، کی؟
.وقتی روی زمین دختر خوبی شدی
!نه، این طوری نه !بهم قول بده
!وگرنه دختر خوبی نمیشم
.ای بابا. ببخشید .خب بیا درست انجامش بدیم
.روی زمین، میتونی ستارههای آسمون رو ببینی
بزرگترین و گردترینشون /.ماهه
،هر بار که نصف و نازک میشه
.و دوباره رشد میکنه رو بشمار
وقتی صد بار این طور شد .اون موقع میام
پس منتظرم بمون، باشه؟
ماه 100 بار گرد میشه؟
.درسته، 100 بار میتونی تا صد بشماری، نه؟
...یک، دو، سه، چهار، پنج، ششژ
.زمین جای قشنگیه
،آسمون آبیه .داخلش درخت و جنگل هست
.داخل مونزو جنگل داریم
آره، ولی داخل جنگهای زمین .کلی حیوونای مختلف هست
چجور حیوونایی؟
.لطفا برو بخواب. دیر شده
.میخوام بیشتر صحبت کنم
خوابت نمیاد؟
.من خوابم میاد ولی نمیخوام برم بخوابم
اگه هم الان برم بخوابم .دیگه صبحه دیگه
.از صبح بدم میاد .نمیخوام صبح بشه
.میخوام همیشه شب بمونه
.ولی اینطوری نمیتونی ماه رو بشماری
...خب، آره، ولی
.نباید همیشه همینطوری بمونی
تو یک دختر در حال رشدی، مگه نه؟
باید بزرگ بشی و یک آدم بزرگ بشی
.و خیلی آدما رو خوشحال و خوشبخت کنی
باشه؟
واااه، چی شد!؟ !بایست! همون جا بایست
من اومدم تا دو تا بچهی یتیم زئون زوم دیکون ...رو از این جا ببرم
بعنوان یک ماموریت ویژه برای .نیروی فدراسیون مونزو گاریسون
!فورا اونا رو تحویل بدین
تو خبری شنیدی؟ ...من که نشنیدم
داری از دستور سرپیچی میکنی!؟ !در دادگاه نظامی احضار میشی
!و وایسا یه لحظه !الان حاضر میشه
شما خانم آرتشیا و ارباب کازوال هستین، درسته؟
!من اومدم دنبال شما
!زود باشید
شما خانم کرالی هامون هستین؟
!خوبه، مادرتون توضیح دادن
.درسته
!برو، سوار شو
!و و وایسا
!الو؟ این یک وضعیت اضطراریه
!الو؟ این جا محل سکونت رئیسه
الو؟ الو!؟
!خب، هوای ما رو داشته باشید !ما رو 180 درجه بچرخونید
!مامان
.برو عوض کن !اینا رو بپوش
،یکم کثیفن ولی غر نزن باشه؟
!راننده! زود باش
!تندتر
.خب، خانم سرهنگ تقلبی
یه چیزی راجع به این بچهها رو نمیگی، درسته؟
.میدونی، گمونم خدماتمون رو خیلی ارزون ارائه میدیم
اوه؟
فکر میکنم 20,000 تا به اضافهی هزینهی سوخت ...برای بردن ما تا اسکلهی مرکزی
.برای یه سواری ساده کافی باشه
!باشه، پس 10,000 تا دیگه هم اضافه میکنم چطوره؟
.کمتر از دوبرابر قبول نمیکنیم
...ولی اگه پول نداری، پس میتونی
چی؟
.خوشحال میشیم با بدنت پرداخت کنی
نظرت چیه؟
!خوک کثیف
!غلاف کن
!میدونی اگه اینجا شلیک کنی چه اتفاقی میافته، نمیدونی؟
!زودباش فرمون رو بگیر
!منظورت چیه یه گانتانک از کنترل خارج شده؟
!قابل تحمل نیست !من گردن نمیگیرمش
!در طبق محور چرخشی پیش میره
!احتمالا داره به سمت نقطهی اتصال میره
!جلوش رو بگیرین! فوراً
!همینطور توی جادهی اصلی برو !این کوتاهترین مسیرـه
No comments yet. Be the first to leave one.